نشست علمی «نقش ولایت مداری در عبور از بحران های اجتماعی»

شناسه محتوا : 51664

1404/12/29

تعداد بازدید : 7

بررسی جایگاه ولایت‌مداری در مدیریت بحران‌های اجتماعی: مبانی نظری و کارکردهای عملیاتی ۱. مبانی هستی‌شناختی و لغوی مفهوم ولایت در منظومه فکری اسلام، «ولایت» فراتر از یک رابطه سیاسی صرف، به معنای پیوندی عمیق، مستمر و بدون فاصله میان «ولی» و «امت» است. ریشه لغوی این واژه (وَلِیَ) دلالت بر قریب بودن و تلاشی دارد که در آن هیچ حائل و فاصله‌ای میان دو طرف وجود ندارد. این تعریف، ولایت را به عنوان یک محور هدایت‌گر و پیونددهنده‌ی همیشگی میان امام و جامعه تعریف می‌کند که شرط تحقق اهداف متعالی، ملازم بودن با این محور است. ۲. مراتب و ابعاد ولایت و ولایت‌مداری ولایت دارای دو قلمرو کلی است: ولایت مثبت: شامل ولایت الهی، نبوی و عصمتی که هدف آن هدایت تکوینی و تشریعی است. ولایت منفی: شامل ولایت شیاطین و طاغوت که منجر به انحراف می‌شود. ولایت‌مداری (به عنوان رفتار جامعه در قبال ولایت) دارای چهار مرتبه سلسله‌مراتبی است: مرحله عاطفی (محبت): ابراز دوستی و ارادت قلبی به اهل‌بیت (ع) و در عصر غیبت، به ولی‌فقیه به عنوان نائب عام. مرحله معرفتی (مرجعیت): پذیرش رهبری دینی و علمی و الگوبرداری از احکام و رفتارهای ولی‌فقیه. مرحله سیاسی (زعامت): پذیرش ساختار حاکمیتی برای ایجاد نظم، ثبات و مدیریت امور جامعه. مرحله تکوینی (تصرف): بالاترین مرتبه که مختص امام معصوم (ع) است و در سطحی پایین‌تر، شامل اختیارات ولی‌فقیه در هدایت جامعه می‌باشد. ۳. مبانی مشروعیت و نقش مردم در ولایت فقیه ضرورت ولایت فقیه در عصر غیبت، بر پایه‌ی ادله نقلی (مانند توقیع شریف امام زمان عجل‌الله‌تعالی فرجه) و عقلی استوار است. آیه شریفه «أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ» و روایات متعددی بر لزوم اطاعت از فقیه عادل تأکید دارند. نکته کلیدی در این میان، نقش «پذیرش مردمی» است. اگرچه نصب الهی وجود دارد، اما تحقق نصرت الهی و حضور اراده خداوند در جامعه، مشروط به رضایت و حضور مردم است. بیعت و اطاعت مردم، بستر تجلی حجت الهی بر آنان است و عدم حضور مردم در عرصه‌های سیاسی، جامعه را از فیض ولایت محروم می‌سازد. ۴. کارکرد ولایت‌مداری در مدیریت بحران‌های اجتماعی ولایت‌مداری به عنوان یک راهبرد کلان، در سه سطح عملیاتی، بحران‌های اجتماعی را مدیریت می‌کند: همبستگی و وفاق ملی: حضور آگاهانه مردم در صحنه‌های سیاسی و اجتماعی، نقشه‌های دشمنان برای ایجاد تفرقه و فروپاشی را خنثی می‌کند. این حضور، ضامن بقای نظام و جلوگیری از هرج‌ومرج در دوران‌های حساس است. هدایت در بحران: رهبری متعالی (امامین ع و ولی‌فقیه) به عنوان قطب‌نما، در شرایط بحرانی که جامعه ممکن است دچار انحراف شود، مسیر صحیح را ترسیم می‌کند. سلسله مراتب وحدت: ولایت‌مداری منجر به شکل‌گیری سه سطح از وحدت می‌شود: ولایت‌پذیری داخلی: انسجام حول محور رهبر مشروع. اتحاد دفاعی: همگرایی در برابر تهدیدات خارجی. اتحاد جهانی: گسترش همبستگی به سطح بین‌المللی و حمایت از مستضعفان. نتیجه‌گیری مدیریت مؤثر بحران‌های اجتماعی در اسلام، مستلزم پیوند ناگسستنی میان مردم و ولی‌فقیه است. این پیوند که از طریق محبت، اطاعت علمی و سیاسی و حضور فعال اجتماعی شکل می‌گیرد، نه تنها مشروعیت نظام را تثبیت می‌کند، بلکه با ایجاد وفاق ملی و انسجام درونی، جامعه را در برابر توطئه‌های دشمنان مصون می‌سازد و بستر نصرت الهی را فراهم می‌آورد.
  • : هرمزگان
  • : سرکار خانم دکتر زینب عطااللهی

مطالب مرتبط