برسی استخلاف و وراثت صالحان در (المیزان) و (فی ظلال القران)

شناسه محتوا : 51945

1405/06/31

تعداد بازدید : 6

پژوهش حاضر با عنوان «بررسي تطبيقي استخلاف و وراثت صالحان در تفسير الميزان و في ظلال القرآن»، با روش تفسيري تطبيقي و بهره‌گيري از منابع كتابخانه‌اي، به واكاوي يك مفهوم كانوني در گفتمان احياي اسلامي معاصر پرداخته است. هدف، تبيين نظام‌مند ديدگاه علامه طباطبايي و سيد قطب و تحليل هم‌گرايي‌ها و واگرايي‌هاي بنيادين آن‌هاست.يافته‌هاي تحقيق نشان مي‌دهد كه هر دو مفسر با عبور از خوانش‌هاي فردگرايانه و عباديِ صرف، استخلاف را به «كليد هرمنوتيكي» فهم رابطه خدا، انسان و تاريخ، و نيز سنگ‌بناي پروژه تمدني اسلام در برابر ايدئولوژي‌هاي سكولار تبديل كرده‌اند. بنيان مشترك توحيدي آنان، بر حاكميت انحصاري خدا، نفي طاغوت در قامت نظام‌هاي مدرن، مشروط بودن وعدۀ الهي به ايمان و عمل صالح جمعي، تمايز ميان استخلاف تكويني (عام) و تشريعي (خاص)، و عدالت به‌مثابۀ غايت استوار است.با وجود اين، شكافي پارادايمي ميان اين دو خوانش وجود دارد: الميزان با تكيه بر عقلانيت فلسفي-عرفانيِ شيعي، استخلاف را فرايندي تكاملي، تدريجي و معطوف به تحول دروني و معرفت‌بنياد ترسيم مي‌كند كه ثمرۀ طبيعي آن، تمدن‌سازي الهي است. في ظلال القرآن اما با پيش‌زمينه سلفي-انقلابي و زباني تقابلي، آن را پروژه‌اي قهري و انقلابي براي سرنگوني جاهليت مدرن و كسب قدرت به‌منظور برپايي حاكميت الله مي‌داند. اين جدال معرفت و قدرت، هستۀ سخت افتراق را شكل مي‌دهد.نتيجه‌گيري نهايي پژوهش آن است كه اين دو الگو، بيش از آنكه نافي يكديگر باشند، بيانگر دو بُعد ضروري و درعين‌حال ناتمام پروژۀ احياي تمدني اسلام هستند. غلبه بر بن‌بست‌هاي امروزين جهان اسلام مستلزم گذر از تقابل سادۀ «تأمل يا اقدام» و حركت به سوي سنتزي خلاقانه است كه در آن، حكمت و عمق‌بخشيِ تمدني الميزان، با اراده و تحرك‌آفرينيِ في ظلال‌القرآن درهم آميزد. اين پژوهش، گفتمان استخلاف را همچون الگويي بديل براي پاسخ به بحران مشروعيت، عدالت و معنويت در عصر حاضر بازتعريف مي‌كند.
پدیدآورندگان
  • : سطح3
  • : تفسير و علوم قرآن
  • : لرستان
  • : خرم آباد
  • : لرستان - خرم آباد - مدرسه علمیه تخصصی زینبیه