نشست علمی «تقابل تمدن فردگرای غربی با تمدن تعهدگرای اسلامی» مدرسه المهدی
نشست علمی «تقابل تمدن فردگرای غربی با تمدن تعهدگرای اسلامی» برگزار شد؛ تبیین پایداری نظامهای ایمانی بر اساس الگوی عاشورا
به گزارش روابط عمومی مدرسه علمیه المهدی (عج) تهران، نشست علمی پژوهشی با عنوان «تقابل تمدن فردگرای غربی با تمدن تعهدگرای اسلامی» به ایراد سخنرانی سرکار خانم دکتر زهره باقریان و با حضور طلاب و علاقهمندان در این مرکز آموزشی برگزار شد. محور اصلی این نشست، مقایسه مدلهای جامعهشناختی غرب با الگوی بومی اسلام و تشریح چرایی پایداری نظامهای مبتنی بر ایمان پس از شهادت رهبران دینی بود.
دکتر باقریان در ابتدای سخنرانی خود با اشاره به دو محور اصلی بحث، بیان کرد که در گام نخست به بررسی نظریات و مدلهای جامعهشناسی غرب میپردازیم و در گام دوم، تجربه عاشورا، فرهنگ شهادت و مفهوم «امت واحده» را به عنوان الگوی جایگزین برای فهم پایداری نظامهای ایمانی ترسیم میکنیم. وی افزود: «الگویی که به ما کمک میکند بفهمیم چرا خون شهید، بیش از آنکه حضور فیزیکی او جامعه را بسازد، خون او و شهادتش جامعه را هدایت میکند.»
استاد این نشست با نقد «فردگرایی روششناختی» در علوم اجتماعی غرب توضیح داد که در سنت فکری غرب، فرد واحد اصلی تحلیل است. وی گفت: «در فلسفه سیاسی هابز، جان لاک و اقتصاد کلاسیک، جامعه چیزی بیش از جمع جبری افراد جدا از هم نیست. بنابراین، تحلیلگران غربی همواره به دنبال یک "رهبر کاریزماتیک" هستند تا اگر او حذف شود، سیستم فرو بپاشد. ماکس وبر نیز مفهوم "اقتدار کاریزماتیک" را مطرح کرد که ذاتاً ناپایدار است؛ یعنی تا زمانی که شخص وجود دارد پایدار است و با مرگ یا ترور او، اقتدار و انسجام جامعه از بین میرود.»
خانم دکتر باقریان خاطرنشان کرد که بسیاری از تحلیلهای غربی از جمهوری اسلامی ایران ناشی از همین نگاه است؛ جایی که تصور میشند با حذف رهبر، مشروعیت نظام خدشهدار شده و جامعه دچار هرجومرج خواهد شد. اما او تأکید کرد که این تحلیلها ناشی از عدم شناخت عمیق از ساختار جامعه متعهد اسلامی است.
وی سپس به معرفی «تمدن کلیتگرای متعهد» پرداخت و اظهار داشت: «در افق تمدن اسلامی، جامعه امت واحدهای است که افراد آن با ایمان و تعهد مشترک به حق و عدالت پیوند خوردهاند. در این تمدن، رهبر مالک گفتمان نیست، بلکه حامل و تجسمبخنده آن است. رابطه امت با رهبر، رابطهای اعتقادی، عاطفی و وجودی است، نه صرفاً سیاسی.»
سخنران این نشست با استناد به تجربه تاریخی قیام امام حسین (ع)، تفاوت بنیادین این دو تمدن را تشریح کرد. وی گفت: «از منظر غرب، قیام عاشورا شکستی ظاهری بود چون رهبر و یارانش به شهادت رسیدند. اما در منطق تمدن اسلامی، شهادت امام حسین (ع) پایان راه نبود، بلکه تبدیل شدن ایشان به یک "اسطوره اجتماعی" و نماد فراتاریخی بود. کاریزمای ایشان از سطح فردی به سطح تمدنی ارتقا یافت.»
دکتر باقریان ادامه داد: «فرهنگ عاشورا باعث میشود شهادت رهبر به فراموشی سپرده نشود. آیینها، سوگواریها و روایتهای سالانه، حافظه جمعی را زنده نگه میدارند. این فرهنگ، فقدان رهبر را از یک بحران عاطفی به یک تکلیف اخلاقی و اجتماعی تبدیل میکند. در اینجا، شهادت آغاز مسئولیت است، نه پایان حرکت.»
وی سه عامل کلیدی در پایداری نظامهای ایمانی را برشمرد:
۱. وجود چارچوب معنایی فراتر از فرد: ارزشها و آرمانها به یک شخص خاص محدود نیستند و با حذف رهبر، مسیر الهی مسدود نمیشود.
۲. تبدیل رهبران فداکار به نمادهای هویتی: نام شهدا و رهبران به پرچمی برای گرد آمدن نسلهای بعد تبدیل میشود.
۳. حافظه جمعی و آیینهای اجتماعی: شهادت از طریق هنر، ادبیات و مراسم مذهبی دائماً بازتولید میشود و جهتدهنده امروز و فردای جامعه است.
خانم دکتر باقریان در جمعبندی سخنرانی خود نتیجه گرفت که خطای استراتژیک غرب در قبال ایران، مقایسه جامعهای با فرهنگ عاشورا و مفهوم امت با جوامع فردگراست. وی افزود: «تمدن ایمانی تمدنی است که با شهادت رهبرش زندهتر میشود، نه خاموشتر. اگر ماجرا را از دریچه تمدن تعهدگرا بنگریم، شهادت علاوه بر داغ، مسئولیت، ادامه راه و هویتبخشی است. تکلیف ما روشن است: ایستادن در برابر ظلم و دفاع از حق، ترجمه عملی خون شهدا در حافظه جمعی و ساختن آیندهای عادلانه.»
این نشست با پرسش و پاسخ حضار درباره مفاهیم جامعهشناختی وبر و تطبیق آن با رهبری دینی به پایان رسید و حاضران بر لزوم تدوین محتوای رسانهای مبتنی بر این الگوهای بومی تأکید کردند.
- : سرکار خانم دکتر زهره باقریان