معاونت پژوهش گزارش کرد؛

نقد کتاب

شناسه خبر : 168324

1404/12/09

تعداد بازدید : 2

توسط : اکرم صالحی

نقد کتاب
جلسه نقد کتاب چرا علیه حجاب شوریدم؟ به مناسبت هفته کتاب با حضور طلاب و اساتید مدرسه برگزار شد. این جلسه با ارائه استاد شیری و طلاب واحد روش تحقیق ۲ برای مخاطبین ارائه گردید. این گروه از طلاب از ابتدای ترم با یک طرح کلاسی به مطالعه کتاب پرداخته و نقدها و نقطه نظرات خود درباره کتاب را در کنار استاد شیری بررسی و ارائه کردند

جلسه نقد کتاب چرا علیه حجاب شوریدم؟ به مناسبت هفته کتاب با حضور طلاب و اساتید مدرسه برگزار شد. این جلسه با ارائه استاد شیری و طلاب واحد روش تحقیق ۲برای مخاطبین ارائه گردید. این گروه از طلاب از ابتدای ترم با یک طرح کلاسی به مطالعه کتاب پرداخته و نقدها و نقطه نظرات خود درباره کتاب را در کنار استاد شیری بررسی و ارائه کردند. استاد شیری در ابتدا با بیان معرفی کلی از کتاب به بخش‌های اصلی محتوایی در کتاب پرداختند. از جمله نظرات ایشان بیان غیر مستند نویسنده در قبال ادعاهایی درباره حجاب و رویه حکومت اسلامی در ارائه قانون حجاب و همچنین ضرورت پرداختند و به شبهات در بستر جامعه توسط طلاب بود. در ادامه جلسه هر یک از طلاب به صورت جداگانه به ارائه نقد  جواب‌های آن پرداختند

مسأله آزادی زنان: در ۲۸مرداد سال ۱۳۳۲طی کودتایی مصدق سرنگون شد و حکومت محمدرضا پهلوی تحکیم و تثبیت شد در آمریکا جان اف کندی در سال ۱۳۳۹شمسی رئیس جمهور شد.سیاست‌های خارجی آمریکا دگرگون شد. برای جلوگیری از قیام‌های مردمی در رژیم‌های وابسته به آمریکا رهبران آن کشورها را به انجام اصلاحات اجتماعی و سیاسی تشویق کردند .این اقدام در واقع در تقابل با بلوک شرق و شوروی بود در ایران نیز همگام با دیگر کشورهای وابسته جهان سوم این اصلاحات در قالب فضای باز سیاسی و اصلاحات ارضی و لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی و انقلاب سفید انجام شد.این اصلاحات منجر به قیام ۱۵خرداد در سال ۴۲شد.در ایران علی امینی آغازگر برنامه اصلاحات ارزی بود که به انقلاب شاه و ملت نیز معروف شد. اثرات آن در ایران به این شکل بود که زمین های کشاورزی قطعه قطعه شد.تولیدات کشاورزی کاهش یافت.مهاجرت روستاییان به شهرها صورت گرفت. حاشیه نشینی و فقر رواج پیدا کرد. طوری که تولید ناخالص ملی در سال ۳۸به ۳۳درصد در سال ۴۸به ۲۳درصد در سال ۵۶به ۹درصد کاهش یافت.قانون انجمن‌های ایالتی و ولایتی مصووبه‌ای انتخاباتی بود که توسط دولت و بدون نظر مجلس به تصویب رسید .بر اساس این قانون حق رای به زنان داده شد و قید سوگند به قرآن حذف گردید به گونه‌ای که افراد می‌توانستند مراسم تحلیف را با هر کتاب آسمانی به جای آورند این مصوبه که مخالف صریح قانون انجمن های ایالتی و ولایتی مصوب مجلس شورای ملی در دوران مشروطه بود ؛با اعتراض شدید امام خمینی رحمت الله و دیگر مراجع تقلید مواجه شد. آنان در سخنرانی‌ها و تلگراف های خود خطاب به محمدرضا پهلوی و اسدالله علم که مامور اجرای این مصوبات بود مخالفت خود را به ویژه برای حذف الزام سوگند به قرآن اعلام کردند.

امام رحمت الله همچنین نسبت به خطر نفوذ فرقه بهائیت در ارکان دولت هشدار داد. در پی فشارهای گسترده؛ دولت عقب نشینی کرد و در ۷آذر ۴۱شمسی با تصویب هیئت دولت مصوبه انجمن‌های ایالتی و ولایتی از دستور کار خارج شد.تشکیلانجمن‌های ایالتی و ولایتی در اصول ۹۱و ۹۲متمم قانون اساسی مشروطه مصوب ۱۲۸۵شمسی در مجلس شورای ملی اول پیش‌بینی شده بود اما هرگز به مرحله اجرا نرسید.

 بر اساس آیین نامه اجرایی آن؛ انتخاب شوندگان و انتخاب کنندگان باید دارای سه شرط باشند:

یک) مسلمان باشند و فساد عقیده نداشته باشند

دو)سوگند به قرآن یاد کنند.

سه) زنان از انتخاب کردن و انتخاب شدن محروم باشند.

 اجرای این مصوبه تا سال ۱۳۴۱شمسی و زمان نخست وزیری علم به تاخیر افتاد علم با استفاده از درگذشت آیت الله بروجردی لایحه جدید انجمن‌های ایالتی و ولایتی را که مورد حمایت آمریکا بود مطرح کرد.

تا آن زمان حکومت پهلوی در میان مردم سعی می‌کرد دیدگاه‌های او  "آیه الله بروجردی" را مد نظر قرار دهد، اما پس از درگذشت او تصور می‌شد که مرجعیت شیعه به نجف انتقال خواهد یافت یا دست کم حوزه علمیه قم دچار ضعف و پراکندگی خواهد شد در همین شرایط در ۱۴مهر ۱۳۴۱شمسی لایحه جدید انجمن‌های ایالتی و ولایتی شامل ۹۹ماده و ۷تبصره در هیئت دولت و در زمان تعطیلی مجلس به تصویب رسید.در لایحه جدید شرط اسلام و سوگند به قرآن حذف شد زنان اجازه یافتند در انتخابات شرکت کنند و انتخاب شوند و به جای سوگند به قرآن سوگند به کتاب آسمانی کافی دانسته شد. دلایل مخالفت علما با این اقدام دولت پهلوی این بود که این قانون بدون اینکه لغو یا تغییر قانون؛ از مجلس شورای ملی بگذرد، توسط دولت به تصویب رسید و اساس مشروطیت را زیر پا نهاد. این انقلاب سفید یا اصلاحات متاثر از دکترین کندی و سد نفوذ کمونیسم او بود.

 

 منابع :کتاب نهضت دو ماهه روحانیون ایران نوشته علی دوانی

 صحیفه امام خمینی ؛بیانات در جمع اعضای انجمن‌های اسلامی دانشگاه تهران (ماهیت اصلاحات ارضی) ۱۰اردیبهشت ۴۲کتاب روح الله نوشته هادی حکیمیان

 

نقد دوم:

در کتاب" چرا علیه حجاب شوریدم "صفحه ۳۴خانم صدیقه وسمقی می‌گوید: آیت الله خمینی پس از به دست گرفتن زمام امور، برگزاری رفراندوم جمهوری اسلامی و تدوین قانون اساسی، اکثر وعده‌های خود در پاریس را که به منزله پیمانی با مردم بود زیر پا گذاشت .زنان نیز مشمول همین پیمان شکنی شدند. اصلاحات قانونی که قبل از سال ۵۷به نفع زنان صورت گرفته بود به دستور آقای خمینی نقض و حجاب نیز اجباری شد.نقدی که تقدیم شما می شود مربوط به این بخش می شود و درباره اصلاحات مد نظر ایشان است که به اصلاحات ارضی؛قانون انجمن های ایالتی و ولایتی و انقلاب سفید یا انقلاب شاه و مردم معروف شد.

 

 

نقد سوم:استدلال‌های قیاسی بدون شواهد: مثال: «اگر حکومت در مبارزه با فساد اقتصادی مثل حجاب عمل می‌کرد، نتیجه داشت». این ادعا قیاسی است ولی داده‌محور نیست.

غیاب آمار یا مستندات اجتماعی: بیان «هزینه‌های فراوان» یا «اکراه بسیاری از زنان» نیاز به آمار یا ارجاع پژوهشی دارد.

ابهام در مرز میان امر دینی و امر حکومتی: در بخشی از متن در قالب “فرض دینی”، و در بخشی دیگر در قالب “حقوق شهروندی” استدلال می‌کند و این دو گاه تلفیق می‌شوند بدون تفکیک روشی.ضعف اصلی‌اش در نبود مستندات فقهی و آمار اجتماعی است، همچنین از نظر ساختار در نیمه‌ی دوم، پراکنده و تکراری می‌شود.متن، بخش‌های گزارش خبری با تحلیل حقوقی درهم آمیخته‌اند. مثلاً در یک بند هم عبارت «وزیر کشور اعلام کرد» آمده و بلافاصله «به نظر می‌رسد که…»؛ بدون تفکیک روشن بین داده و برداشت خبرنگار.ضعف در چفت‌وبست منطقی روایت در بندهای آخر، نتیجه‌گیری یا جمع‌بندی روشنی وجود ندارد.

 

نقد چهارم:قرآن کریم از دو نوع حجاب و شیوه ی پوشش زن سخن به میان آورده است: «خمار» و «جلباب»؛ از خمار در آیه سوره نور سخن گفته شده است: «وَلیضرِبنَ بِخُمُرِ هِنَّ عَلی جُیوبِهِنَّ»2؛ (سوره نور، آیه 30) «خمارهای خود را بر گریبان های خویش بیفکنید. » که این قسمت آیه بیان گر کیفیت پوشش است که زن باید آن را بپوشاند.

«خمر»، جمع خمار است و در کتب لغت آمده است: «الخمار ثوب تغطی به المرأه أسما»3؛ (راغب اصفهانی، 1992 م: 298) «خمار لباسی است که زن سر خود را با آن می پوشاند. » آقای مصطفوی در التحقیق فی کلمات القرآن می نویسد: «خمر و خمار به معنی ستر و پوشش است. شراب را خمر گویند؛ زیرا حواس ظاهری و باطنی را می پوشاند. به روسری زن نیز خمار گویند؛ زیرا به وسیله آن سرش را می پوشاند. »4(مصطفوی، 1360، چ 3: 129) ابن عباس در تفسیر این بخش از آیه ی شریفه می گوید: «تغط شعرها و صدرها و ترائبها و سوالصفا» 5 ؛ (طبرسی، 1380، چ 7: 185) «زن موی سر، سینه و دور گردن و زیرگلوی خود را بپوشاند.»«آنچه می تواند به این فرمان الهی جامه ی عمل بپوشاند، مقنعه یا روسری بلندی است که علاوه بر پوشش کامل سر، بر روی گردن و سینه افتد. »1 (بیرقی اکبری، 1377: 38) و شهید مطهری معتقد است: «ترکیب لغوی «ضَرَب علی» در لغت عرب این معنا را می سازد که چیزی را بر روی چیز دیگر قرار دهند، به طوری که مانع و حاجبی برای او شمرده شود. »2(مطهری، 1353: 138) براساس آیه شریفه و تفسیر ابن عباس، این پوشش سرهر چه که هست، اعم از شال، روسری، مقنعه باید مو، سینه، دورگردن و زیرگلوی زن را بپوشاند. «در زمان جاهلیت و صدر اسلام زنان عرب غیرمسلمان لباس های بلند و گشاد می پوشیدند، برسر یا شانه خود عبا می انداختند و پوششی کوتاه و کوتاه تر از جلباب روی سرشان می بستند. شهید مطهری به نقل از تفاسیر معتبر از جمله تفسیر کشاف بیان می کنند که زنان عرب معمولاً پیراهن هایی می پوشیدند که گریبان های شان باز بود، دور گردن و سینه را نمی پوشاند و روسری هایی هم که روی سر خود می انداختند از پشت سر می آویختند، قهراً گوش ها و بناگوش ها و گوشواره ها و جلوی سینه و گردن نمایان می شد. این آیه دستور می دهد که باید قسمت آویخته ی همان روسری ها از دو طرف روی سینه و گریبان خود بیافکنند تا قسمت های یاد شده پوشیده گردد.»3 (همان: 136 و 137)در ذیل این آیه محمدبن یعقوب کلینی در کافی به سند خود از محمدبن یحیی، از احمد بن محمد بن حکم از سیف بن عمیره از سعد اسکاف از ابی جعفر علیه السلام چنین روایت می کند که فرمودند: «استقبل شابُ من انصار امراه بالمدینه و کان النساء یتفلعن خلف آذانهّن فنظر المیعاد مقبلد فلمّا جازت نظر المیعاد و دخل فی زقاق قد سماه ببنی فلان فجعل ینظر خلفها و اعترض وجهه عظم فی الحائط أو زجاجه فشقّ وجهه فلمّا مفت الامرأه نظر فاذا الدماء تسیل علی صدره و ثوبه؛ فقال، والله و آتین رسول الله (ص) و لأخبرنّه قال: فأتاه فلمّا رآه رسول الله (ص) قال له ما هذا. فأخبره. فهبط جبرئیل علیه السلام بهذه الآیه اقُل لِلمُؤمِنینَ یغُضُّوا مِن اَبصارِهِم وَ یحفَظوا فُرُوجَهُم ذلک أَزکی لَهُم إنَّ اللهَ خَبیر بما یصنَعونَ.»1(کلینی، 1413 هـ. ق، ج 5: 520)«یکی از جوانان انصار با زنی از اهالی مدینه روبه رو شد در آن زمان، زنان مقنعه خود را پشت گوش می بستند.جوان به زن، که از رو به رو می آمد، آن قدر نگاه کرد که زن از مقابل او گذشت و رفت. جوان درحالی که هم چنان از پشت سر، آن زن را نگاه می کرد، وارد کوچه بنی فلان شد که ناگاه استخوان یا شیشه ای که در دیوار بود، صورت او را درید. وقتی زن رفت، ناگاه جوان متوجه شد که خون روی لباس و سینه اش ریخته است؛ با خود گفت: به خدا حتماً نزد رسول الله (ص) می روم و ماجرا را توضیح می دهم. جوان نزد پیامبر (ص) آمد. وقتی که رسول خدا (ص) او را دید پرسید: این چیست؟ جوان ماجرا را توضیح داد. جبرئیل در این هنگام بر پیامبر چنین خواند: «به مردان بگو که چشمان خویش را ببندند و شرمگاه خود را نگاه دارند، این برای شان پاکیزه تر است؛ زیرا خدا به کارهایی که می کنند آگاه است. » 2 (سوره نور، آیه 30)

 

نوع دوم: پوشش جلباب است که در سوره احزاب بدان تصریح شده است: «یا أَیهَا النَبی قُل لِأَزواجِکَ و بَناتِکَ وَ نِساءِ المُؤمِنینَ یدُنینَ عَلَیهِنَّ مِن جَلا بیبهنَّ ذلِکَ أَدنی أَن یعرِفنَ و لایوذَینَ و کان الله غفوراَ رحیماَ.»1(سوره احزاب، آیه 59)«ای پیامبر، به زنان و دخترانت و زنان مؤمن بگو: جلباب های خود را به هم نزدیک سازند تا با این پوشش بهتر شناخته شوند و از تعرض هوس رانان آزار نبینند و خداوند بخشنده و مهربان است.»

علامه طباطبایی در تفسیر المیزان در ذیل آیه شریفه آورده است: «الجلابیب جمع جلباب و هوثوب تشتمل به المرأه فیغطّی جمیع بدنها او الخمار الذی تغطّی به رأسها و وجهها. »2 (طباطبایی، 1396 هـ. ق، ج 16: 361) «جلابیب جمع جلباب است و آن لباسی است که زن آن را در بر می کند و همه بدن خود را می پوشاند یا مقنعه ای است که سر و صورت خود را به آن می پوشاند. » زمخشری نیز در کشاف به نقل از ابن عباس همین معنی را به کار برده است و می گوید: «الرداء الذی سیته من فوق الی اسفل»3 (زمخشری، 1352، ج 3: 559) «در جلباب ردایی است که سراسر بدن را از بالا تا پایین را می پوشاند. »ابن منظور نیز در لسان العرب جلبا را لباس بلند معنا کرده و می نویسد: «الجلباب ثوب اوسع من الخمارد دون الرداء تغطی به االمرأه راسها و صدرها و قیل هوثوب واسع دون الملحفه تلسبه المرأه و قیل هو الملحفه»4؛ (بیرقی اکبری، 1377: 44) «جلباب لباسی بزرگ تر از سرپوش و کوچک تر از رداست که زن سر و سینه خود را با آن می پوشاند و گفته شده است لباسی بزرگ است که از محلفه کوتاه تر است و زن آن را می پوشد و گفته شده است همان ملحفه است.»واژه ادناء در تفاسیر «هم به معنای دنو (نزدیک کردن) آمده. »5 (فیض کاشانی، بی تا، ج 4: 203) و «هم به معنای ارحاء و اسدال و آویختن. » 6 (زمخشری، 1352: 565) آیه شریفه می فرماید: «یدنینَ عَلَیهِنَّ مِن جلا بیهَّن ذلِکَ أَدنی أَن یعرِفنَ فَلا یؤذَینَ…» معنای آیه این است که زنان مسلمان باید جلباب های شان را به خود نزدیک کنند یا بر سر بیاویزند تا شناخته شوند به اینکه زن مسلمان آزاد هستند. »7 (فیض کاشانی، بی تا، همانجا) یا«شناخته شوند به این که پوشیده و با عفت هستند.»8 (طباطبایی، 1396 هـ. ق، همانجا)

علاوه بر مباحث لغت شناسی، چند نکته ویژه نیز در آیه جلباب وجود دارد:

1-تأخیر نزول آیات مورد نظر در سوره احزاب پس از آیات خمار در سوره نور. »1(عابدینی، بی تا: 7) با توجه به مسئله تدریجی بودن احکام، این نظر محتمل است که آیه خمار دستور نخستین و آیه جلباب دستور نهایی آن است؛ حجاب برگزیده و برتر مورد نظر اسلام حجاب جلباب است.

2-عمومیت آیه جلباب بر همه ی زنان مؤمن و زنان و دختران پیامبر (ص) به عنوان یک حکم نهایی و استثنا ناپذیر.» 2 (هدایت خواه، 1374: 184)

3-دستور بر نحوه ی پوشش جلباب با عنوان «یدنین علیهن من جلابیبهن» با چیزی مانند عبا و چادر سازگارتر است تا با لباس و روسری؛ زیرا شکل لباس سراسری به گونه ای است که باید اطراف آن را به یکدیگر نزدیک کرد و بر روی هم قرار داد تا بدن را بپوشاند.

4-اثر اجتماعی پوشش جلباب در این آیه شریفه ذکر شده است در حالی که این اثر برای پوشش خمار بیان نشده: «ذلک أدنی ان یعرفن فلا یؤذین» ؛ این پوشش جلباب نزدیک ترین چیزی است که به وسیله ی آن ایمان و عفاف تعیین می یابد و همان طور که گفتیم به این وسیله زنان مؤمن و عفیف بهتر شناخته می شوند تا از تعرض هوس رانان آزار نبینند؛ از همین رو اراذل و اوباش مجبور می شوند حساب این زنان متین و پوشیده را از زنان کنیز و…جدا نمایند. هم چنان که در شأن نزول آیه آمده است: «فانه کان سبب نزولها ان النساء کن یخوص الی المسجد و نعیلین حلف رسول الله (ص) و اذا کان بالیل حرجن الی صلاه المغرب و العشاء الاخر و الغداه یقعد الشباب لهن فی طریقهن فیوذونهن و یتعرضون لهن فانزل الله «یا اَیها النَبِی قُل لِأزواجِکَ و نباتک و نساء المؤمنین…» الی قوله »3 ؛ (قمی، 1378 هـ. ق، ج 2: 199) سبب نزول آیه این بود که زنان برای گزاردن نماز مغرب پشت سر رسول خدا صلی الله علیه و آله از منزل خارج می شدند و شب هنگام که برای گزاردن نماز مغرب و عشاء و نماز صبح به سوی مسجد می رفتند، جوانان بر سر راه آنان می نشستند و به آزار و اذیت زنان نمازگزار می پرداختند، در این هنگام این آیه شریفه نازل شد و به آنها دستور داده شد حجاب خود را به طور کامل رعایت کنند تا به خوبی شناخته شوند و کسی بهانه ی مزاحمت پیدا نکند. در سوره مبارکه نور آیه شریفه 31 دو نهی وجود دارد. نهی مورد نظر در این مبحث «و لایبدین زِینُتهنَّ» است؛ «زنان نباید زینت خود را آشکار سازند. »؛ و بلافاصله بعد از آن عبارت «اِلّا ما ظَهر مِنها» آمده است؛ «زینت هایی که آشکار هستند مشمول این نهی نمی باشند.»در تعیین این که از زینت ها چه زینت هایی نباید آشکار شوند، میان فقها اختلاف رأی وجود دارد.

 

نقد پنجم:

- تحول فکری نویسنده: صدیقه وسمقی در این بخش از تجربه‌های زیسته‌اش می‌گوید؛

 از باور مذهبی و دفاع از حجاب تا رسیدن به نقطه‌ای که آن را نماد سرکوب و تبعیض می‌بیند.

- نقد درون‌دینی:

او با استناد به متون دینی و تجربه‌های شخصی، به نقد اجبار در پوشش زنان می‌پردازد و نشان می‌دهد که چگونه حجاب از یک انتخاب معنوی به ابزار کنترل اجتماعی بدل شده است.

- زندان و مقاومت:

خاطراتی از زندان اوین و گفت‌وگوهای کوتاه با نوه‌اش، دانیال، نشان‌دهنده فشارهای روانی و عاطفی ناشی از مبارزه با نظام حاکم است.

- زنان و کنشگری:

نویسنده از زنانی می‌گوید که در دل نظام دینی، با آگاهی و جسارت، به نقد و مقاومت پرداخته‌اند و صدای آزادی‌خواهی را بلند کرده‌اند.

 

 

 

- نقاط قوت:

   - بیان شخصی و صادقانه: روایت‌ها از دل تجربه‌های واقعی آمده‌اند و حس همدلی ایجاد می‌کنند.

  -ترکیب خاطره با تحلیل: نویسنده توانسته خاطرات را با تحلیل‌های دینی و اجتماعی پیوند دهد.

  - زبان شاعرانه و مستند: سبک نگارش، همزمان شاعرانه و مستند است و مخاطب را درگیر می‌کند.

 

- نقاط قابل تأمل:

  - کمبود ارجاع دقیق به منابع دینی: برخی نقدها به شریعت بدون ارجاع دقیق به متون یا تفاسیر مطرح شده‌اند.

  - تمرکز بر تجربه فردی: اگرچه تجربه شخصی مهم است، اما گاهی تحلیل‌های اجتماعی گسترده‌تر می‌توانستند اثرگذارتر باشند.

 

1. نویسنده چگونه از باور مذهبی به نقد حجاب اجباری رسیده است؟ چه عواملی در این تحول مؤثر بوده‌اند؟

2. آیا تجربه زندان و برخوردهای امنیتی نقش تعیین‌کننده‌ای در تغییر دیدگاه او داشته‌اند؟

3. نقد درون‌دینی در این کتاب تا چه حد بر پایه‌ی پژوهش و استدلال استوار است؟

4. آیا می‌توان این کتاب را صرفاً یک روایت شخصی دانست یا سندی از مقاومت جمعی زنان در جمهوری اسلامی؟

5. چه تفاوتی میان حجاب به‌عنوان انتخاب فردی و حجاب اجباری در نگاه نویسنده وجود دارد؟