کرسی علمی ترویجی با عنوان «اعتبار سنجی حدیث از دیدگاه قدما با تکیه بر کتاب محوری» با حضور استاد محترمِ ارائه کننده بحث، جناب دکتر ملکی، استادیار پژوهشکده علوم اسلامی رضوی و استاد محترم ناقد جناب حجت الاسلام و المسلمین شاه حسینی،دارای سابقه تحصیل در سطح چهار تخصصی علوم حدیث حوزه و استاد محترم و دبیر جلسه سرکار خانم حاجی مقصودی، مدیر مرکز تخصصی تفسیر و علوم قرآنی رکن الهدی در مورخ 20/12/1401به صورت حضوری و مجازی در محل مرکز تخصصی تفسیر و علوم قرآنی رکن الهدی با همکاری معاونت پژوهش مدیریت حوزه علمیه خواهران استان کرمان برگزار شد.
دکتر ملکی در ابتدا بیان کرد: بر اساس تاریخ شیعه، قرن چهارم و پنجم به علت نزدیکی به دوره نگارش کتب حدیثی و دستیابی به قرائن موجود در منابع حدیثی، ملاک اعتبار روایت، وثوق صدوری برگرفته از قرائن با تکیه بر کتاب محوری بود. در بحث مراجعه به روایات بنی فضّال به حدیث امام عسکری (علیه السلام) استناد میشود که «روایات آنها را اخذ کنید و رأی آنها را رها کنید». لذا سراغ کتابهای آنها می روند؛ چون کتاب ملاک عمل است. با گذشت زمان و دور شدن از دوره نگارش های آغازین و دسترسی کمتر به قرائنِ منابع اولی، بحث حجیّت خبر واحد که یکی از ظنون خاص است مطرح شد و شیوه اعتبار سنجی روایت از وثوق صدوری به وثوق سندی تغییر یافت. به خصوص از زمان علامه حلی کار به جایی می رسد که ایشان حدیث موثق را نمی پذیرد و شیخ حسن فرزند شهید ثانی در کتاب منتقی الجمان حدیث موثق را نمی آورد. اوج سند محوری آیت الله خوئی است. سند محوری از قرن هشتم آغاز و در قرن سیزدهم به اوج می رسد. آیت الله خویی قائل به اعتبار خبر بر مبنای حجیت تعبدی است و آیت الله بروجردی حجیت عقلایی را می پذیرد و به صرف سند اکتفا نمی کند. یعنی باید از همه قرائن و شواهد بهره برد و کتاب هم مهمترین قرینه است.
استاد شاه حسینی اشاره فرمود: با بررسی برخی ریشه های مبانی قدما در انتقال میراث حدیثی شیعه، نهادینه بودن بحث کتابت در شیعه و وجود فرهنگ انتقال کتاب محور در اخذ و ادای حدیث اثبات می شود. اما بحث کتاب پیچیده است. اگر بخواهیم سراغ کتاب محوری برویم کتابها قابل دسترسی نیست. کتاب سکونی، ابن فضال و ... قطعاً بخشی از کتابها از دست رفته است. اگر نتوانیم بحث را به سرانجام برسانیم بحث سنت با مشکل مواجه می شود. الان با شبهات وهابیت روبرو هستیم. بازشناسی و مهندسی معکوس نزد محدثین شیعه بسیار مهم است. حدود یک چهارم کتاب کافی کلینی از سهل بن زیاد است که توسط نجاشی و شیخ طوسی تضعیف شده است. باید مکانیسم نقل و انتقال تراث و ساز و کار انتقال حدیث در شیعه را متوجه شویم. دو نکته اساسی شیعه دارد تا حل نشود نکات دیگر قابل فهم نیست. مکانیسم نقل و انتقال تراث حدیثی در نزد شیعه کتابت بوده بر خلاف مخالفین که کتابت فرهنگ نبوده و کتابت محور نبودند.
دکتر ملکی با بیان یک نمونه از استنادات شیخ صدوق به کتاب علی بن حسن فضال در باب نماز موظف در شب نیمه شعبان مساله را تبیین نمود که با بررسی کتب فهرست می توان کتاب راویان را بازشناسی کرد و نمی توان با روش متاخر متن متقدم را ارزیابی کرد. باید به روش قدما بازگشت و ملاک همان کتاب محوری است البته ارزش سند را هم نباید کم کردکه استفاده های فراوانی دارد.
