بررسی سه رویکرد در باب رابطه فقه و اخلاق؛ رویکرد امام محمد غزالی و فیض کاشانی و امام خمینی رحمت‌الله‌علیهم

شناسه محتوا : 51016

1404/07/27

تعداد بازدید : 262

فقه و اخلاق به همراه اعتقادات موضوع بخش اعظم آموزه‌هاي دين اسلام را تشكيل مي‌دهد. رابطه فقه و اخلاق از موضوعات پربحث در ميان انديشمندان دنياي اسلام بوده است كه از زواياي مختلفي قابل بررسي است. با توجه به اينكه بر شخص مسلمان فرض است كه نسبت به اجراي هم احكام فقهي و هم اصول اخلاقي اهتمام داشته باشد، بررسي چگونگي تعامل آن دو از موضوعات تعيين-كننده در جهت تربيت انسان و جامعه تراز دين اسلام و تمدن‌سازي اسلامي است. بر اين اساس، پژوهش حاضر رويكرد سه متفكر جهان اسلام، ابوحامد محمد غزالي و ملا محسن فيض كاشاني و امام خميني رحمت‌الله‌عليهم را در اين خصوص برمي‌رسد. ابوحامد غزالي با اينكه فقه را اشرف علوم مي‌داند ولي آن را علمي دنيوي و ظاهري، و اخلاق را دانشي اخروي و باطني محسوب مي‌كند و به اولويت اخلاق (مغز و باطن) بر فقه (پوسته و ظاهر) حكم مي‌دهد. فيض كاشاني در مقابل معتقد است تنها راه وصول به اخلاق، پاي‌بندي به احكام فقهي است، و در نتيجه فقه را- كه مظهر تعيّد انسان است- بر اخلاق مقدم مي‌داند. امام خميني(ره) با تاكيد بر محوريت و اهميت توحيد و نيت در آموختن و آموزش علوم، در عين مستقل دانستن فقه و اخلاق از يكديگر، آنها را مكمل و هم‌گام هم در پرورش و تقويت ملكه تقوا در سطح فردي و اجتماعي برمي-شمارند. با مطالعه ديدگاه‌هاي اين صاحب‌نظران مي‌توان گفت كه فقه و اخلاق با هدف نهايي مشتركي كه دارند- و آن حركت دادن انسان و جامعه در مسير كمال است- هر دو ضروري‌اند؛ هم‌چنان‌كه پوسته بدون مغز بي‌فايده و بدون كاربرد است، مغز هم بدون پوسته به فعليت و مرحله «شدن» نمي‌رسد و عملا محقق نمي‌شود. به عبارت ديگر، فقه و اخلاق به يكديگر نيازمندند، فقه بدون اخلاق به غايت و هدف مورد نظر شارع نمي‌انجامد، و اخلاق بدون فقه به مرحله فعليت و تحقق نمي‌رسد. هم‌چنين، پيوند، هم‌سويي و وحدت فقه و اخلاق در تربيت ديني و حفظ و پويايي نظام ارزش‌هاي اسلامي تعيين‌كننده است.
پدیدآورندگان
  • : سطح3
  • : فقه و اصول
  • : قم
  • : قم
  • : قم - قم - مرکز آموزش های غیرحضوری