ماهیت سلامت و بیماری از دیدگاه ملاصدرا و جیمز ای مارکوم

شناسه محتوا : 51414

1404/11/02

تعداد بازدید : 3

مسئله اصلي اين پژوهش بررسي ماهيت سلامت و بيماري از دو منظر متفاوت است؛ از يك سو ديدگاه فلسفي ملاصدرا كه بر حركت جوهري، وحدت وجود و پيوند جسم و روح تأكيد دارد و از سوي ديگر ديدگاه فلسفه پزشكي معاصر جيمز اِ ماركوم كه بر مدل‌هاي زيست‌پزشكي، كل‌نگري و ارتباط پزشك و بيمار تمركز مي‌كند. هدف اين تحقيق يافتن نقاط اشتراك و افتراق ميان اين دو رويكرد و ارائه تصويري جامع‌تر از مفهوم سلامت و بيماري بود. در نگاه ملاصدرا، سلامت به هماهنگي وجودي ميان جسم و نفس وابسته است و بيماري نوعي اختلال در حركت جوهري و تعادل وجودي انسان محسوب مي‌شود. در مقابل، ماركوم سلامت را صرفاً فقدان بيماري نمي‌داند بلكه آن را شامل كيفيت زندگي و ارتباطات انساني نيز مي‌بيند و بيماري را علاوه بر جنبه زيستي، داراي ابعاد رواني و اجتماعي مي‌داند. هر دو رويكرد بر كل‌نگري و فراتر رفتن از نگاه مكانيكي به بدن تأكيد دارند و سلامت را امري پويا و وابسته به تعامل عوامل مختلف مي‌دانند، اما تفاوت در اين است كه ملاصدرا رويكردي متافيزيكي و فلسفي دارد و سلامت و بيماري را بخشي از مسير تكامل روحاني انسان مي‌بيند، در حالي كه ماركوم بيشتر بر تجربه زيسته و كيفيت زندگي اجتماعي تأكيد مي‌كند. يافته‌هاي پژوهش نشان داد كه تركيب اين دو ديدگاه بيانگر آن است كه سلامت و بيماري مفاهيمي چندلايه‌اند؛ نه صرفاً زيستي و نه صرفاً روحاني. رويكرد ملاصدرا مي‌تواند بنيان فلسفي و معنوي پزشكي انسان‌محور را تقويت كند و رويكرد ماركوم مي‌تواند در كاربرد عملي نظام سلامت و ارتباط پزشك و بيمار نقش‌آفرين باشد. نتيجه كلي اين تحقيق آن است كه درك جامع از سلامت و بيماري نيازمند ادغام فلسفه وجودي و تجربه زيسته است؛ يعني هم بُعد معنوي و هم بُعد علمي ـ اجتماعي بايد در نظر گرفته شوند تا تصويري كامل‌تر از وضعيت انسان در سلامت و بيماري به دست آيد.
پدیدآورندگان
  • : سطح3
  • : فلسفه اسلامي
  • : قم
  • : قم
  • : قم - قم - مدرسه علمیه تخصصی صدیقه کبری «علیها السلام»