بررسی مساله بازتاب فرهنگ زمانه در قران از دیدگاه ایتالله سبحانی و دکتر سروش
راي و ديدگاه سروش و سبحاني پيرامون نظريه تأثيرپذيري قرآن كريم از فرهنگ زمانه چيست؟ اين همان موضوعي است كه اين رساله به آن پرداخته است. هدف از اين تحقيق آن است كه اولاً موضوع تأثيرپذيري قرآن از فرهنگ زمانه را در خلال يك رويارويي فكري و نظري بين دو شخصيت تراز اول از دو طيف فكري مهم به بحث گذارده و سپس از موضعي كه درست ميپندارد دفاع نمايد كه اين كار از طريق روش توصيفي_تحليلي صورت گرفته است. بررسي آراي هردو متفكر نشان ميدهد كه سروش دو مرحله فكري را پشت سر گذرانده است؛ مرحله اول كه عمده آراي سروش اطراف فهم و معرفت ديني است و نه اصل وحي كه در اين مرحله فهم متاثر از شرايط وجودي بوده و نه اصل وحي، در مرحله بعدي نيز سروش وحي را اساساً محصول درون نگري و تأملات پيامبر دانسته كه آشكارا از تأثير پذيري قرآن از شرايط زمانه سخن ميگويد. در برابر وي سبحاني معتقد به اين است كه اولًا به فهم ديني ميتوان دست يافت. وي نيز معتقد است بررسي قرآن نشان ميدهد كه وحي امري فرستاده شده است و نه امري كه پيامبر آن را توليد كرده باشد، اشتراكات اين دو بر سر تقدس وحي است، حجت بودن قرآن، پذيرش عقل به مثابه داور و برخي امور ديگر، اختلافات نيز شامل مواردي است از جمله تاريخي بودن قرآن كه سروش ميپذيرد و سبحاني نميپذيرد، پذيرش تأثير شرايط زمانه در قرآن كه سبحاني عليه آن نظر ميدهد و برخي مباحث ديگر؛ نگارنده به سبحاني بيشتر گرايش داشته و دلايلي چون هرمنوتيكي هرش را به عنوان دليل عينيت فهم به كار ميبندد، همچنين ادلهي قرآني و عقلي ديگري در پذيرش نظر سبحاني به كمك ميآيد.
- : سطح3
- : تفسير و علوم قرآن
- : خوزستان
- : دزفول
- : خوزستان - دزفول - مدرسه علمیه تخصصی الزهراء «علیها السلام»