طلاق خلع با تأکید بر تبیین نقش کراهت زوجه
چكيده
در دين اسلام، به تشكيل خانواده و گذشت همسران نسبت به همديگر و تحمل مشكلات زندگي سفارش زيادي شده است؛ اما گاهي اختلافات بين زن و مرد به حدي است كه در صورت ادامهي زندگي، آسيبهايي كه به آنها ميرسد بيشتر از آسيبهاي طلاق است؛ در اين صورت راه جدايي زن و مرد طلاق است. از آنجا كه منشا اختلاف زن و مرد در طلاق خلع، كراهت زوجه از زوج است، لذا بررسي ميزان كراهت زوجه، امر مهمي است و در عدم تامل در مقدار كراهت، امكان دارد از اين مفهوم براي ترك زندگي سوءبرداشت شود. هدف از اين نوشتار اين است كه طلاق خلع را از منظر فقهاي اماميه با تأكيد بر تبيين نقش كراهت زوجه بيان كرده و ادله وجوب و عدم وجوب طلاق خلع بر زوج در صورت كراهت زوجه را بيان نمايد. روش اين نوشتار توصيفي - تحليلي است. آنچه از اين نوشتار به دست آمد اين است كه در طلاق خلع، كراهت زوجه از زوج وپرداخت فديه ازسوي او به زوج، از شروط اختصاصي و از اركان آن است و بدون اين اركان، طلاق خلع امكانپذير نيست. ميزان كراهت زوجه بايد شديد باشد، صرف كراهت زوجه مجوز طلاق خلع نيست. بنابراين، اگر زوجه از زوج كراهت نداشته باشد؛ با اين حال فديهاي به زوج دهد تا او را طلاق دهد، خلع صحيح نيست و زوج مالك فديه نميشود؛ اما بين زوجين جدايي حاصل ميشود و طلاق واقع شده رجعي ميشود و آثار آن از جمله وجوب نفقه، توارث بين زوجين و... جاري ميشود. همچنين با توجه به عدم وجود دليلي متقن از كتاب يا سنت بر منع وجوب طلاق خلع بر مرد از يكسو و وجود ادلههاي متقني بر وجوب طلاق از سوي ديگر، نتيجه ميشود كه با شدت كراهت زوجه از زوج و بذل فديه از طرف او طلاق خلع بر مرد واجب ميشود.
- : سطح3
- : فقه و اصول
- : قم
- : قم
- : قم - قم - مرکز آموزش های غیرحضوری