نشست علمی تخصصی «امید و ایمان در ایران امروز» در روز پنجشنبه مورخ ۲۸ اسفند ۱۴۰۴ به همت مدرسه علمیه بانوامین (ره) و همکاری مدرسه علمیه فاطمه زهرا (سلاماللهعلیها) و مدرسه علمیه الغدیر و با حضور استاد محترم جناب حجتالاسلام والمسلمین آقای دکتر حبیباله بابایی، معاون محترم پژوهش حوزههای علمیه خواهران برگزار گردید.
آقای دکتر بابایی در آغاز نشست ضمن تبریک ایام و تسلیت ویژه به مناسبت شهادت سیدالشهدای انقلاب گفتند: حرکات جاری نه تنها خدشه ای به ایمان و پشتکار ملت وارد نمی سازد بلکه حماسهای زنده در دلها و جامعه ایجاد می کند. دکتر بابایی با تأکید بر ضرورت پیگیری و تطبیق امید و ایمان در جامعه امروز ایران، مسیرهای مختلفی را برای بررسی این موضوع پیشنهاد دادند.
ایشان افزودند:میتوان امید را در تاریخ و فرهنگ تمدن ایرانی جستجو کرد؛به ویژه در نقاطی که ایرانیان پیش از اسلام و پس از آن با معضلات جدی مواجه شدند اما توانستند با موفقیت از پس آن برآیند. نمونههایی از این مقاومت شامل مقابله با اسکندر مقدونی، مقابله با مغولها و مقابله با دوران استعماری غرب است. دکتر بابایی بر این نکته تأکید کرد که مستندسازی این دستاوردها توسط پژوهشگران میتواند به عنوان شواهدی برای عبور از چالشهای کنونی به کار رفته و به ثبات جامعه کمک کند. ایشان ابعاد مختلف امید را در ایران امروز مورد بررسی قرار دادند. در بُعد الهیاتی امید به سه سطح تقسیم میشود: امید به آینده نزدیک که شامل بهبود بیماریها یا پیروزی در جنگهای جاری میشود؛ امید به آینده میانی که به پایان خوش دنیا و عدالت نهایی اشاره دارد؛ و امید به ابدیت که باور به زندگی پس از مرگ و معاد و ابدیت است و از پوچی و نیهیلیسم جلوگیری میکند. این سه لایه نه تنها نگاه به آینده دارند، بلکه در لحظه حاضر نیز فعال هستند و با ترکیب این سطوح انسان میتواند در مواجهه با رنجها امید خود را حفظ کند.
دکتر بابایی همچنین به بُعد روانشناختی امید اشاره کرده و فرمودند که این بُعد بیشتر در قشر متوسط، دانشگاهی جامعه مشهود است؛ افرادی که در بحرانها به تراپیستها مراجعه میکنند تا زندگی شادتری داشته باشند. ایشان دو جریان روانشناختی را نام بردند: اول جریان مثبتگرا که در ایران ترجمه و ترویج میشود و دوم جریان اسنایدری که امید را در فضای خوشبینی میبیند. در این دیدگاه امید بر پایه محاسبه عقلانی شکل میگیرد و در صورت عدم وجود این شرایط، امید مبنای معقولی ندارد. این نوع امید نه تنها برای افراد خاص؛ بلکه در حوزههای عمومی و سیاسی نیز نقش دارد؛ بهعنوان مثال در محاسبههای دیپلماتیک و وضعیت موجود بسیار مشهود است.
روانشناسان اروپایی با نامهای گابریل، ایگلتون و مارسل نقدی را بر این فضای اسنایدری مطرح می سازند. این اندیشمندان با آسیب شناسی فضای اسنایدری معتقدند که جامعهای که در فضای اسنایدری تربیت شده، در لحظات بحرانی نمیتواند راه خروجی پیدا کند؛ در صورتی که تحت هر شرایطی در مواجهه با بحران، امیدی هست که میتواند انسان را به مسیر زندگی بازگرداند و فرد را به یافتن راه نجات هدایت کند. دکتر بابایی بر این نکته تأکید کرد که این نوع تفکر در ایران کمتر رواج دارد و نسل جدید کمتر قادر به امید در سختیها هستند.
در حوزه ایدئولوژیک، ایشان اشاره به این مطلب داشتند که در کشور ما بخشی از ایدئولوژیک غربی ترجمه میشود و بخشی دیگر ترجمه نمی شود؛ ترجمه نشدهها توسط ناشران و کتابفروشیها بهگونهای ارائه میشوند که غرب را بهعنوان مکانی سکولار نشان دهند.
در زمینه الهیات مسیحی، دکتر بابایی
به کتابهای «الهیات امید» و «خدای به صلیب رفته» اشاره کردند. نویسنده در این کتابها بر وعدههای الهی تأکید میکند و معتقد است بدون این وعدهها انسان هیچ پایهای برای زندگی و حرکت ندارد.
در مقالهای که ایشان تحت عنوان «امید در فراز و فرود تمدن اسلامی» به رشته تحریر در آورده اند، به ترکیب سهلایهای امید در بُعد الهیاتی پرداخته و نشان داده اند که این ترکیب باعث میشود اگر یک ضلع از امید قطع شود، ضلع دیگر بلند می شود و انسان به سراسر ناامید نمیشود. ایشان پدیده نهیلیسم را از خلأ پدید آمده دانستند. و عنوان داشتند:یکی از اندیشمندان مسلمان در کتاب خود تحت عنوان" جای خالی در هنر اسلامی" با اشاره به جمله " لا اله الا الله" عنوان داشته: همانطور که «لا اله» جای خالی است و برای انسان خلأ ایجاد می کند و وقتی " الا الله"می آید این خلأ در پرتو آن تبیین شده و معنا پیدا میکند به همین ترتیب، امید انسان نه تنها به آینده محدود نمیشود، بلکه به سرمایه وجودی حاضر خود نیز توجه دارد.
دکتر بابایی با اشاره به ادبیات و فرهنگ ایرانی، بیان کردند که شاعران و نویسندگان بارها به این اشراق وجودی در اشعار خود اشاره داشته اند.
شهید مطهری(ره) تبیینی درباره دو نوع "مَن" برای انسان در کتاب جاودانگی اخلاق در ذیل بحث اعتباریات مرحوم علامه طباطبایی(ره) داشته و عنوان میکند: ما «مَن سِفلا» (بدن) و «من عِلوا» (روح مشترک) داریم. توجه به این دیدگاه میتواند راهگشای انسانشناسی مدرن باشد. ایشان در یک جمعبندی امید در ایران امروز را در بُعدهای آینده نزدیک، میانی و دور دانستند و افزودند: در اسلام دو نوع امید داریم امیدی که با عطف توجه به آینده است که در سطوح سه گانه نزدیک، میانه و دور تعریف می شود و امیدی که با عطف توجه به زمان حاضر رخ می دهد. اما این امید در هر سه وجه از جنس مهارت نیست بلکه از جنس ایمان است. که از طریق دعا، نماز، اذکار و ارتباط با معارف دینی شکل میگیرد و نفی کننده بُعد روانشناختی که با مراجعه به تراپیستها تکمیل میشود نیست. این سطوح امید، جدا از مهارتهای انسانی نیستند و از ایمان و شناخت عمیق نشأت میگیرند. برای تقویت این امیدها، دکتر بابایی بر ضرورت زبان اخلاقی و همدلی تأکید کردند تا ایمان در نقاط خاموش دوباره شعلهور شود و افراد بتوانند از ناامیدی به امید بازگردند.
ایشان خاطر نشان کردند که ما طلبه ها می بایست این سویه های اخلاقی را در وضعیت های ناامیدی بیشتر تقویت کنیم تا از این طریق به آيه "کونوا دعاه الناس بغیر السنتهم" عمل نماییم.