تبیین و تحلیل رابطه فطرت و اخلاق از دیدگاه علامه طباطبایی(ره)

شناسه محتوا : 51388

1404/10/15

تعداد بازدید : 4

نسبت فطرت و اخلاق از مباحث اساسي در انديشه اسلامي است كه همواره موردتوجه حكيمان و متفكران قرار داشته و در دوران معاصر با گسترش نسبيت‌گرايي اخلاقي جايگاه ويژه‌اي يافته است. اخلاق در معناي دقيق آن مجموعه‌اي از ملكات نفساني پايدار است كه منشأ افعال اختياري انسان مي‌شوند و غايت آن چيزي جز رسيدن به سعادت حقيقي و قرب الهي نيست. در كنار آن، فطرت به معناي سرشت نخستين و الهي انسان است كه مستقل از شرايط تاريخي و فرهنگي در نهاد همگان نهاده شده و به دو ساحت بنيادين تقسيم مي‌شود: ادراكات فطري كه شامل آگاهي‌هاي بديهي و حضوري همچون شناخت خدا، تمييز خير و شر و درك برخي اصول كلي است، و گرايش‌هاي فطري كه ميل به حقيقت، زيبايي، محبت و فضيلت را در بر مي‌گيرد و انسان را به‌سوي كمال سوق مي‌دهد. علامه طباطبايي باتكيه‌بر مباني قرآني و عقلي، بر اين باور است كه اخلاق حقيقي چيزي جز شكوفايي و فعليت يافتن همين ادراكات و گرايش‌هاي فطري در پرتو عقل و وحي نيست و ارزش‌هايي همچون عدالت، صداقت و پرهيز از ظلم، ريشه در سرشت مشترك بشري دارند. اين پژوهش با روش توصيفي ـ تحليلي و با بهره‌گيري از آثار فلسفي و تفسيري علامه، نسبت دوسويه فطرت و اخلاق را موردبررسي قرار داده و نشان مي‌دهد كه فطرت بستر و خاستگاه ارزش‌هاي اخلاقي است و اخلاق قرآني در پرتو وحي، اين گرايش‌ها و ادراكات را به فعليت و كمال مي‌رساند. بدين ترتيب، انديشه علامه طباطبايي از يك سو بيانگر پيوند عميق ميان فطرت و اخلاق است و از سوي ديگر مبنايي معرفتي براي دفاع از عينيت و ثبات ارزش‌هاي اخلاقي فراهم مي‌آورد و زمينه نقد ديدگاه‌هاي نسبي‌گرايانه را مهيا مي‌سازد.
پدیدآورندگان
  • : سطح3
  • : كلام اسلامي
  • : اصفهان
  • : اصفهان
  • : اصفهان - اصفهان - مدرسه علمیه تخصصی مجتهده امین «رحمة الله علیها»