تطور مفهوم "کلمه" در سنت های الاهیاتی پیش از اسلام و تأثیر ان بر نظامات الهیاتی در تمدن اسلامی

شناسه محتوا : 51718

1405/03/02

تعداد بازدید : 33

چكيده تحول معنايي مفهوم «كلمه» با پيشينه فلسفي «لوگوس»، نمودي برجسته از تعامل نقادانه و خلاق يك تمدن زنده با ميراث فكري جهاني است. اين پژوهش با رويكردي تاريخي-تحليلي و تطبيقي، و بر پايه مطالعه كتابخانه‌اي منابع اوليه، سير تطور اين مفهوم را از خاستگاه‌هاي اسطوره‌اي-فلسفي آن در يونان باستان، با تأكيد بر آراي هراكليتوس، رواقيان و فلوطين، تا واسطه‌گري آن در الهيات فيلوني و تجسد نهايي‌اش در الهيات مسيحي بررسي مي‌كند. مسئله اصلي پژوهش، تبيين سازوكار احياي توحيدي اين مفهوم در قرآن كريم و چگونگي تبديل آن به محركي براي نظام‌سازي در فلسفه، كلام و عرفان اسلامي است. يافته‌ها نشان مي‌دهد كه قرآن با رويكردي گزينشي و نقادانه، و با زدودن مؤلفه‌هايي چون هم‌ذاتي، شخصيت‌مندي و تجسد، «كلمه» را در چارچوب توحيد محض بازتعريف كرده و آن را در دو صورتِ «امر تكويني» در قالب «كن فيكون» و «الگوي هويت‌ساز توحيدي» در قالب «كلمه طيبه» تثبيت مي‌كند. اين بازتعريف در سنت تفسيري، به‌ويژه در گفتمان امامت، بسط يافت و زمينه‌ساز شكل‌گيري ذهنيت نظام‌ساز در متفكران مسلمان شد. بر اين اساس، مفهوم تصفيه‌شده «كلمه» در سه مسير موازي به بار نشست: در فلسفه مشاء در قالب نظريه «عقل اول»، در علم كلام در صورت‌بندي «كلام نفسي» نزد اشاعره و آموزه «كلمه ناطق» در اماميه، و در عرفان نظري در قالب «حقيقت محمديه» و «انسان كامل». در نهايت، پژوهش حاضر اين تحولات را در قالب زنجيره‌اي مفهومي و پيوسته تحليل كرده و نشان مي‌دهد كه حاصل اين فرآيند، شكل‌گيري الگويي ممتاز از تعامل سازنده ميان نقل، عقل و شهود بوده است؛ الگويي كه هويت متمايز و نظام‌ساز الهيات اسلامي را در منظومه انديشه ابراهيمي تعريف مي‌كند.
پدیدآورندگان
  • : سطح3
  • : كلام اسلامي
  • : اصفهان
  • : اصفهان
  • : اصفهان - اصفهان - مدرسه علمیه تخصصی مجتهده امین «رحمة الله علیها»