نشست

بررسی پدیده فقر پنهان (فقر فرهنگی و آموزشی) و تأثیر آن بر بازتولید نابرابری در جامعه کنونی

شناسه خبر : 174687

1405/08/11

تعداد بازدید : 5

بررسی پدیده فقر پنهان (فقر فرهنگی و آموزشی) و تأثیر آن بر بازتولید نابرابری در جامعه کنونی
استاد ارائه دهنده: خانم نسرین اسماعیلی مجری برگذاری: خانم زلیخا بهاری مکان: سالن اجتماعات حوزه علمیه زمان: یکشنبه سوم آبان ماه 1405 ساعت 9:30 الی 11

خانم اسماعیلی بحث خود را با آیه 11 سوره رعد شروع کرداند تغییر، سرنوشت جوامع را به اراده و اقدام خود انسان‌ها گره می‌زند. إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ»؛ خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی‌دهد، مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند . این آیه دقیقاً به مسئله «کنشگری» در برابر انفعال اشاره دارد. فقر پنهان، چه آموزشی و چه فرهنگی، وضعیتی نیست که صرفاً از بیرون بر جامعه تحمیل شود؛ تا زمانی که افراد خود آگاهانه تصمیم به تغییر نگیرند و از موضع «تماشاچی» خارج نشوند، این چرخه بازتولید خواهد شد. انسان مختار است و توان تغییر وضعیت خویش را دارد، اما این توان تنها با اقدام عملی فعال می‌شود. ضرورت مداخله آگاهانه. تمایز میان «تماشاچی» و «کنشگر» در این حوزه حیاتی است. تماشاچی از کنار مسئله عبور می‌کند، اما کنشگر آگاهانه انتخاب می‌کند که وضعیت را تغییر دهد. شناخت علمی فقر پنهان، پیش‌شرط تبدیل شدن از تماشاچی به کنشگر در عرصه اجتماعی است.

در ادبیات رایج توسعه و سیاست‌گذاری اجتماعی، «فقر» معمولاً با شاخص‌های عینی و قابل اندازه‌گیری مانند درآمد، سطح مصرف یا دسترسی به خدمات پایه سنجیده می‌شود. با این حال، در دو دهه اخیر، پژوهشگران به ابعاد نامرئی‌تری از محرومیت اشاره کرده‌اند که حتی در میان گروه‌هایی که از نظر اقتصادی در وضعیت متوسط یا حتی مرفه قرار دارند نیز مشاهده می‌شود. این پدیده با عنوان «فقر پنهان» شناخته می‌شود و در هسته آن، محرومیت از منابع، عادت‌ها، مهارت‌ها و فرصت‌های فرهنگی و آموزشی قرار دارد که توانایی فرد برای یادگیری، تحلیل مسائل، ارتباط مؤثر و مشارکت اجتماعی را محدود می‌کند.

مسئله اصلی این است که فقر آموزشی و فرهنگی، برخلاف فقر درآمدی، به‌سادگی از ظاهر زندگی افراد قابل تشخیص نیست. خانواده‌ای ممکن است از امکانات مالی مناسب برخوردار باشد، اما درون آن، فرزندان از منابع فرهنگی و فرصت‌های یادگیری عمیق محروم باشند. برعکس، خانواده‌ای با درآمد متوسط ممکن است سرمایه فرهنگی غنی‌تری را به فرزندان منتقل کند. آنچه این وضعیت را به یک مسئله اجتماعی جدی تبدیل می‌کند، پتانسیل آن برای بازتولید نابرابری در طول نسل‌ها است. زمانی که محرومیت آموزشی و فرهنگی در یک نسل باقی بماند و به نسل بعدی منتقل شود، چرخه‌ای شکل می‌گیرد که در آن نابرابری‌های اجتماعی نه تنها کاهش نمی‌یابند، بلکه نهادینه و عمیق‌تر می‌شود.

در عصر دیجیتال، این مسئله شکل تازه‌ای به خود گرفته است. افراد در انبوهی از اطلاعات غرق شده‌اند، اما توانایی پردازش، تحلیل و تبدیل این اطلاعات به معرفت اصیل را از دست می‌دهند. به تعبیری، جامعه با پدیده‌ای مواجه است که می‌توان آن را «اشباع اطلاعاتی در عین فقر شناختی» نامید: دسترسی گسترده به داده‌ها و محتوا، اما ناتوانی در گزینش، هضم و جهت‌دهی به آن‌ها. این وضعیت، فقر آموزشی را از معنای سنتی «بی‌سوادی» جدا می‌کند و به مفهوم «ناتوانی در تحلیل پیام‌های پنهان و جهت‌گیری‌های پشت محتوا» گسترش می‌دهد.

همچنین خانم اسماعیلی در ادامه با توجه به آیه 10 سوره ملک اضافه کردند قرآن، تعقل نکردن و نیندیشیدن را خود گناه می‌شمارد. «وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ»؛ و گویند: اگر شنیده [و پذیرفته] بودیم یا تعقل کرده بودیم، در [میان] دوزخیان نبودیم . این آیه نشان می‌دهد که صرفِ داشتن گوش و چشم و ابزارهای ادراکی کافی نیست؛ آنچه نجات‌بخش است، به‌کارگیری نیروی تعقل و التزام عملی به مقتضای آن است. در عصر دیجیتال که افراد هم‌زمان با «اشباع اطلاعاتی» و «فقر شناختی» مواجه‌اند، این آیه هشداری است بر اینکه مصرف منفعلانه محتوا بدون تحلیل و تعقل، دقیقاً همان وضعیتی است که قرآن آن را عامل سقوط می‌داند . امام علی (ع) اندیشیدن را راهی برای دیدن حقایق و انتخاب مسیر صحیح معرفی می‌کند. «وَ مَنْ تَفَكَّرَ أَبْصَرَ»؛ هر کس اندیشه خود را به‌کار گیرد، حقایق را می‌بیند و راه صحیح را انتخاب می‌کند. این روایت، تفکر را نه یک فعالیت ذهنی انتزاعی، بلکه ابزاری برای «بصیرت» و «انتخاب» می‌داند. در تحلیل فقر پنهان، آنچه فرد را از تماشاچی به کنشگر تبدیل می‌کند، همین توانایی دیدن پشت صحنه محتوا و تشخیص جهت‌گیری‌هاست. کسی که تفکر را به‌کار می‌گیرد، در برابر سیل اطلاعات منفعل نمی‌ماند و می‌تواند انتخاب آگاهانه کند .

آیه اول (رعد، ۱۱) به ما می‌گوید تغییر از خود انسان آغاز می‌شود و بدون اراده او، هیچ تحولی رخ نمی‌دهد. آیه دوم (ملک، ۱۰-۱۱) هشدار می‌دهد که تعقل نکردن و منفعل ماندن در برابر محتوا، خود گناهی است که آدمی را به سقوط می‌کشاند. روایت امام علی (ع) تفکر را ابزار بصیرت و انتخاب صحیح معرفی می‌کند،

بنابرین فقر پنهان—فقر آموزشی و فرهنگی—زمانی بازتولید می‌شود که افراد جامعه از «کنشگری آگاهانه» به «تماشاچی‌گری منفعل» سقوط کنند. قرآن و روایات، هر دو، این انفعال را رد می‌کنند. راه برون‌رفت از چرخه بازتولید نابرابری، بازگشت به همان چیزی است که این منابع بر آن تأکید دارند: تعقل، تفکر، بصیرت‌یابی و مسئولیت‌پذیری در قبال دیگری. فرد کنشگر کسی است که آگاهانه انتخاب می‌کند، می‌بیند، تحلیل می‌کند و سپس اقدام می‌کند—و این دقیقاً همان نقطه‌ای است که فقر پنهان را می‌توان شکست.