
در کرسی علمی ـ ترویجی حوزه علمیه گنبد مطرح شد؛
بررسی چالشهای انتقال مفاهیم عرفانی شعر حافظ به زبان عربی با تکیه بر نظریه آنتوان برمن
ر: کرسی علمی ـ ترویجی «مفهوم عرفانی کنایه در ترجمه عربی عمر شبلی از دیوان حافظ بر اساس نظریه آنتوان برمن» با حضور استادان و پژوهشگران حوزه زبان و ادبیات فارسی و عربی، ویژه طلاب سطوح دو و سه، کادر، استادان و پژوهشگران، روز ۲۹مهرماه ۱۴۰۵برگزار شد.
: کرسی علمی ـ ترویجی «مفهوم عرفانی کنایه در ترجمه عربی عمر شبلی از دیوان حافظ بر اساس نظریه آنتوان برمن» با ارائه دکتر بهروز قربانزاده، دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه مازندران، و نقد و تحلیل دکتر مهدی محمد نژاد استادیارادبیات عربی برگزار شد. در این نشست، ضمن بررسی ظرفیتها و دشواریهای ترجمه شعر عرفانی حافظ به زبان عربی، نمونههایی از کاستیهای ترجمه کنایههای عرفانی دیوان حافظ در چارچوب نظریه ترجمه آنتوان برمن واکاوی شد.
:
به گزارش واحد پژوهش حوزه علمیه گنبد، کرسی علمی ـ ترویجی «مفهوم عرفانی کنایه در ترجمه عربی عمر شبلی از دیوان حافظ بر اساس نظریه آنتوان برمن» روز ۲۹مهرماه ۱۴۰۵با حضور طلاب سطوح دو و سه، کادر، استادان و علاقهمندان به مباحث زبانشناسی، ادبیات تطبیقی و نقد ترجمه برگزار شد.
این نشست با هدف تبیین چالشهای ترجمه متون ادبی و عرفانی، بررسی دشواریهای انتقال مفاهیم ضمنی و کنایی شعر فارسی به زبان عربی و آشنایی مخاطبان با ظرفیتهای نظریههای معاصر ترجمه در تحلیل متون ادبی برگزار شد.
در این کرسی علمی، دکتر بهروز قربانزاده، دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه مازندران، به ارائه پژوهش خود درباره مفهوم عرفانی کنایه در ترجمه عربی عمر شبلی از دیوان حافظ پرداخت و یکی از استادان حوزه زبان و ادبیات عربی نیز بهعنوان ناقد، ابعاد نظری و کاربردی موضوع را بررسی کرد.
ترجمه شعر حافظ؛ مواجهه با لایههای پنهان معنا
در ابتدای این نشست، بر اهمیت بررسی علمی ترجمه متون ادبی و عرفانی و ضرورت توجه به ظرافتهای زبانی و فرهنگی در انتقال مفاهیم از یک زبان به زبان دیگر تأکید شد.
در ادامه، دکتر بهروز قربانزاده با اشاره به جایگاه حافظ شیرازی در ادبیات فارسی و شناختهشدن آثار او در جهان عرب، ترجمه دیوان حافظ را از جمله فعالیتهای دشوار در عرصه ترجمه ادبی دانست و اظهار کرد:
«دیوان حافظ دارای ابهامها، کنایهها، مجازها و استعارههای فراوانی است. حتی ما فارسیزبانان نیز در بسیاری از موارد برای فهم دقیق اشعار حافظ با دشواری روبهرو میشویم؛ بنابراین انتقال این ظرافتها به زبانی دیگر، بهویژه در قالب شعر، کاری بسیار دشوار است.»
وی با اشاره به تعدد ترجمههای عربی دیوان حافظ افزود که ترجمههای موجود از نظر گستره و شیوه کار یکسان نیستند و برخی از آنها تنها گزیدهای از اشعار حافظ را دربرمیگیرند؛ درحالیکه عمر شبلی تلاش کرده است دیوان حافظ را بهصورت کامل و در قالب نظم عربی ترجمه کند.
این پژوهشگر زبان و ادبیات عربی، تلاش عمر شبلی را اقدامی گسترده و زمانبر توصیف کرد و گفت: ترجمه منظوم دیوان حافظ، افزون بر آشنایی با دو زبان فارسی و عربی، مستلزم درک دقیق لایههای معنایی، ظرفیتهای ادبی، زمینههای فرهنگی و ظرافتهای بیانی شعر حافظ است.
نظریه آنتوان برمن؛ چارچوبی برای نقد ترجمه
دکتر قربانزاده در ادامه، با معرفی چارچوب نظری پژوهش، به دیدگاه آنتوان برمن در نقد ترجمه اشاره کرد و توضیح داد که این نظریه امکان بررسی تغییرات، کاستیها و دگرگونیهای ایجادشده در متن مبدأ هنگام انتقال به زبان مقصد را فراهم میکند.
به گفته وی، در این پژوهش، با تمرکز بر مفهوم کنایه، برخی از مؤلفههای نظریه برمن برای بررسی نمونههای ترجمه عربی عمر شبلی به کار گرفته شده است تا مشخص شود مترجم تا چه اندازه توانسته است معانی ضمنی و عرفانی ابیات حافظ را به مخاطب عربزبان منتقل کند.
وی در تبیین محور اصلی تحقیق اظهار داشت:
«در این جلسه میخواهیم فقط به مسئله کنایه بپردازیم؛ یعنی بررسی کنیم که آیا مترجم توانسته است کنایههایی را که در دیوان حافظ وجود دارد، بهدرستی به مخاطب عربزبان منتقل کند یا خیر.»
قربانزاده تأکید کرد که در نقد ترجمه، صرف انتقال واژهها و ساختارهای ظاهری متن کافی نیست، بلکه مترجم باید مفهوم موردنظر شاعر و کارکرد ادبی و فرهنگی عبارت را نیز درک کند.
وی خاطرنشان کرد که اگر کنایهها و اصطلاحات ادبی بهصورت تحتاللفظی ترجمه شوند، ممکن است معنای اصلی آنها در زبان مقصد از بین برود یا مخاطب را به برداشتی نادرست هدایت کند.
ترجمه تحتاللفظی؛ یکی از آسیبهای انتقال کنایههای حافظ
ارائهدهنده نشست، با استناد به نمونههایی از ابیات حافظ و مقایسه آنها با ترجمه عربی عمر شبلی، به تبیین مواردی پرداخت که به اعتقاد وی، مترجم در انتقال مفهوم کنایی عبارتها موفق عمل نکرده است.
وی با اشاره به تعبیر «چه خون افتاد در دلها» توضیح داد که این عبارت در بافت مورد بررسی، بیانگر رنج، دشواری و تحمل سختی است؛ ازاینرو، فهم معنای آن به شناخت کاربرد کنایی عبارت در زبان فارسی وابسته است.
به گفته قربانزاده، هنگامی که مترجم تنها به معنای ظاهری واژهها توجه کند و از مفهوم کنایی آنها غفلت ورزد، ترجمه حاصل نمیتواند تمام مقصود شاعر را به مخاطب زبان مقصد منتقل کند.
وی در این زمینه تصریح کرد:
«اصطلاحات، کنایهها، مجازها و استعارهها باید بر اساس مفهومی که در زبان مبدأ دارند، به زبان مقصد منتقل شوند. بسیاری از این تعبیرها اگر تحتاللفظی ترجمه شوند، معنای موردنظر خود را از دست میدهند.»
این پژوهشگر همچنین به نمونه «جرس فریاد میدارد» اشاره کرد و توضیح داد که این تعبیر در بافت شعر، فراتر از معنای ظاهری خود، حامل پیامی هشداردهنده درباره گذر زمان و نزدیکشدن پایان فرصت زندگی است. ازاینرو، در ترجمه آن باید به مفهوم و کارکرد کنایی عبارت توجه شود.
وی با بیان اینکه ترجمه شعر حافظ مستلزم درک همزمان زبان، ادبیات و فرهنگ است، خاطرنشان کرد که ارزیابی ترجمه باید بر پایه مقایسه دقیق متن مبدأ، معنای موردنظر شاعر و صورتبندی متن در زبان مقصد انجام شود.
غنازدایی کیفی و کمی؛ دو محور بررسی کاستیهای ترجمه
دکتر قربانزاده در بخش دیگری از سخنان خود، به دو محور غنازدایی کیفی و غنازدایی کمی در چارچوب نظریه آنتوان برمن پرداخت.
وی غنازدایی کیفی را ناظر به مواردی دانست که در آنها کیفیت معنایی و بیانی متن مبدأ در فرایند ترجمه دچار تغییر میشود؛ بهگونهای که انتخاب واژگان یا تعبیرهای جایگزین نمیتواند تمام ظرفیت معنایی و ادبی عبارت اصلی را حفظ کند.
به توضیح وی، در غنازدایی کمی نیز ممکن است بخشی از واژگان، تعبیرها یا عناصر معنایی متن مبدأ در ترجمه حذف شوند و به این ترتیب، بخشی از اطلاعات یا ظرافتهای متن اصلی به مخاطب زبان مقصد منتقل نشود.
قربانزاده با اشاره به نمونههای بررسیشده در مقاله خود اظهار داشت که در برخی موارد، کنایههای موجود در ابیات حافظ در ترجمه عربی بهدرستی بازتاب نیافتهاند و در مواردی نیز برخی تعبیرها یا عناصر واژگانی حذف شدهاند.
وی با تأکید بر اینکه این موارد باید با توجه به بافت هر بیت و مقصود شاعر بررسی شوند، افزود: هدف از نقد ترجمه، صرفاً شمارش خطاها نیست، بلکه باید مشخص شود که هر تغییر یا حذف چه تأثیری بر انتقال معنا و دریافت مخاطب دارد.
عمر شبلی؛ تلاشی ارزشمند با کاستیهایی در انتقال ظرایف معنایی
ارائهدهنده نشست، ضمن ارجنهادن به تلاش عمر شبلی برای ترجمه منظوم دیوان حافظ، تأکید کرد که دشواری این اثر نباید موجب نادیدهگرفتن کاستیهای احتمالی آن شود.
وی با اشاره به گستردگی کار ترجمه و ضرورت بررسی انتقادی آثار ادبی بیان کرد که هر ترجمهای ممکن است با محدودیتها و دشواریهایی همراه باشد و ترجمه شعر، بهویژه شعری با ویژگیهای زبانی و عرفانی حافظ، نیازمند توانایی ویژه در درک و بازآفرینی معناست.
قربانزاده با اشاره به نتایج پژوهش خود گفت که ترجمه عمر شبلی، با وجود ارزش تلاش صورتگرفته و اهمیت آن در معرفی شعر حافظ به مخاطب عربزبان، در شماری از نمونههای بررسیشده نتوانسته است مفهوم کنایی ابیات را بهطور دقیق منتقل کند.
وی در ادامه، با مقایسه دشواری ترجمه اشعار حافظ با رباعیات عمر خیام، به تفاوت ظرفیتهای زبانی و میزان پیچیدگی این دو اثر اشاره کرد و توضیح داد که ابهامها و لایههای معنایی شعر حافظ، کار ترجمه آن را دشوارتر میکند.
نقد علمی؛ زمینهساز ارتقای پژوهشهای ترجمه
در بخش دیگری از نشست، دکتر قربانزاده با اشاره به ظرفیتهای موجود در حوزه نقد ترجمه، طلاب، دانشجویان و پژوهشگران را به مطالعه آثار علمی این حوزه و انتخاب موضوعات پژوهشی متناسب با رشته تحصیلی خود دعوت کرد.
وی با تأکید بر ضرورت توجه به پژوهشهای میانرشتهای، نقد ترجمه را زمینهای مناسب برای بررسی علمی ارتباط میان زبان فارسی و عربی دانست و بر لزوم توجه به ظرافتهای زبانی، اصطلاحات، کنایهها و زمینههای فرهنگی در پژوهشهای ترجمهشناختی تأکید کرد.
او همچنین با اشاره به انتشار مقاله مورد بحث در سال ۱۳۹۸در کاوشنامه ادبیات دانشگاه رازی، این پژوهش را تلاشی برای روشنترشدن تواناییها و محدودیتهای ترجمه عربی شعر حافظ معرفی کرد.
در بخش نقد و بررسی، استاد ناقد نشست با اشاره به دشواری ترجمه متون ادبی و دینی، بر این نکته تأکید کرد که انتقال معنا از یک زبان به زبان دیگر، همواره با چالشهایی در حوزه دلالتهای معنایی، ویژگیهای زبانی و ظرافتهای زیباییشناختی همراه است.
وی ضمن قدردانی از تلاش عمر شبلی برای ترجمه منظوم دیوان حافظ، این اقدام را تلاشی ارزشمند در مسیر معرفی فرهنگ و ادبیات فارسی به مخاطبان عربزبان دانست و اظهار داشت:
«ایشان کار بزرگی انجام دادهاند. با وجود دشواریهایی که در مسیر زندگی خود داشتهاند، به فرهنگ ما علاقهمند شدهاند و تلاش کردهاند این فرهنگ غنی را به زبان خود منتقل کنند؛ این موضوع مایه خرسندی است.»
ناقد نشست با اشاره به دشواریهای مضاعف ترجمه شعر، توضیح داد که مترجم در چنین آثاری با دو وظیفه همزمان روبهروست: نخست، انتقال دقیق معنا و دوم، بازآفرینی متن در قالبی که بتواند بخشی از ویژگیهای ادبی و زیباییشناختی اثر اصلی را حفظ کند.
وی در این زمینه تصریح کرد:
«ترجمه فقط انتقال واژهها نیست. بسیاری از پیچیدگیهای زبان و ظرافتهای معنایی بهسادگی به زبان دیگر منتقل نمیشوند و مترجم باید ویژگیهای متن اصلی را تا حد امکان در نظر بگیرد.»
این استاد حوزه زبان و ادبیات عربی، با اشاره به تفاوتهای معنایی ساختارهای زبانی، خاطرنشان کرد که حتی واژهها و ساختارهایی که در ظاهر معنای نزدیکی دارند، ممکن است از نظر دلالت، کاربرد و بار معنایی با یکدیگر متفاوت باشند؛ ازاینرو، مترجم باید به تفاوتهای دقیق زبان مبدأ و مقصد توجه داشته باشد.
وی همچنین مقاله ارائهشده را پژوهشی ارزشمند دانست که میتواند زمینه را برای مطالعات بیشتر در حوزه ترجمه شعر فارسی به عربی و ترجمه متون عربی به فارسی فراهم کند.
ضرورت گسترش پژوهشهای تطبیقی در حوزه و دانشگاه
ناقد نشست در ادامه، با تأکید بر ظرفیت بالای متون ادبی فارسی و عربی برای انجام پژوهشهای تطبیقی، از طلاب، دانشجویان و پژوهشگران دعوت کرد تا با شناخت دقیقتر زبان و ادبیات، به بررسی علمی ترجمه آثار ادبی و دینی بپردازند.
وی با اشاره به وجود ظرفیتهای پژوهشی فراوان در ترجمه آثار شاعرانی همچون حافظ و خیام، اظهار امیدواری کرد که پژوهشگران با تکیه بر دانش زبانی، دقت علمی و شناخت ظرافتهای ادبی، گامهای مؤثرتری در معرفی میراث فرهنگی و ادبی فارسی و عربی بردارند.
جمعبندی؛ شناخت دقیق زبان و فرهنگ، شرط موفقیت ترجمه
در جمعبندی این کرسی علمی ـ ترویجی، بر اهمیت بررسی انتقادی ترجمههای ادبی و ضرورت توجه به لایههای پنهان معنایی متون عرفانی تأکید شد.
بر اساس مباحث مطرحشده در این نشست، ترجمه شعر حافظ به زبان عربی صرفاً به معنای انتقال واژگان و ساختارهای دستوری نیست، بلکه نیازمند شناخت دقیق کنایهها، استعارهها، مجازها، زمینههای فرهنگی و مقصود شاعر است.
همچنین استفاده از نظریههای معاصر ترجمه، از جمله نظریه آنتوان برمن، میتواند به شناسایی و تحلیل تغییرات معنایی و کاستیهای احتمالی ترجمه کمک کند و زمینه را برای ارزیابی دقیقتر آثار مترجمان فراهم آورد.
این نشست با قدردانی از استادان، ارائهدهنده و ناقد برنامه و تأکید بر تداوم برگزاری محافل علمی و پژوهشی در حوزه علمیه گنبد به پایان رسید.
برگزاری چنین نشستهایی میتواند زمینهساز تقویت روحیه پژوهشگری در میان طلاب و استادان، گسترش مطالعات میانرشتهای و افزایش توجه به ظرفیتهای زبان و ادبیات فارسی و عربی در عرصه پژوهشهای حوزوی باشد.
در کرسی علمی ـ ترویجی حوزه علمیه گنبد مطرح شد؛
بررسی چالشهای انتقال مفاهیم عرفانی شعر حافظ به زبان عربی با تکیه بر نظریه آنتوان برمن
ر: کرسی علمی ـ ترویجی «مفهوم عرفانی کنایه در ترجمه عربی عمر شبلی از دیوان حافظ بر اساس نظریه آنتوان برمن» با حضور استادان و پژوهشگران حوزه زبان و ادبیات فارسی و عربی، ویژه طلاب سطوح دو و سه، کادر، استادان و پژوهشگران، روز ۲۹ مهرماه ۱۴۰۵ برگزار شد.
: کرسی علمی ـ ترویجی «مفهوم عرفانی کنایه در ترجمه عربی عمر شبلی از دیوان حافظ بر اساس نظریه آنتوان برمن» با ارائه دکتر بهروز قربانزاده، دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه مازندران، و نقد و تحلیل دکتر مهدی محمد نژاد استادیارادبیات عربی برگزار شد. در این نشست، ضمن بررسی ظرفیتها و دشواریهای ترجمه شعر عرفانی حافظ به زبان عربی، نمونههایی از کاستیهای ترجمه کنایههای عرفانی دیوان حافظ در چارچوب نظریه ترجمه آنتوان برمن واکاوی شد.
:
به گزارش واحد پژوهش حوزه علمیه گنبد، کرسی علمی ـ ترویجی «مفهوم عرفانی کنایه در ترجمه عربی عمر شبلی از دیوان حافظ بر اساس نظریه آنتوان برمن» روز ۲۹ مهرماه ۱۴۰۵ با حضور طلاب سطوح دو و سه، کادر، استادان و علاقهمندان به مباحث زبانشناسی، ادبیات تطبیقی و نقد ترجمه برگزار شد.
این نشست با هدف تبیین چالشهای ترجمه متون ادبی و عرفانی، بررسی دشواریهای انتقال مفاهیم ضمنی و کنایی شعر فارسی به زبان عربی و آشنایی مخاطبان با ظرفیتهای نظریههای معاصر ترجمه در تحلیل متون ادبی برگزار شد.
در این کرسی علمی، دکتر بهروز قربانزاده، دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه مازندران، به ارائه پژوهش خود درباره مفهوم عرفانی کنایه در ترجمه عربی عمر شبلی از دیوان حافظ پرداخت و یکی از استادان حوزه زبان و ادبیات عربی نیز بهعنوان ناقد، ابعاد نظری و کاربردی موضوع را بررسی کرد.
ترجمه شعر حافظ؛ مواجهه با لایههای پنهان معنا
در ابتدای این نشست، بر اهمیت بررسی علمی ترجمه متون ادبی و عرفانی و ضرورت توجه به ظرافتهای زبانی و فرهنگی در انتقال مفاهیم از یک زبان به زبان دیگر تأکید شد.
در ادامه، دکتر بهروز قربانزاده با اشاره به جایگاه حافظ شیرازی در ادبیات فارسی و شناختهشدن آثار او در جهان عرب، ترجمه دیوان حافظ را از جمله فعالیتهای دشوار در عرصه ترجمه ادبی دانست و اظهار کرد:
«دیوان حافظ دارای ابهامها، کنایهها، مجازها و استعارههای فراوانی است. حتی ما فارسیزبانان نیز در بسیاری از موارد برای فهم دقیق اشعار حافظ با دشواری روبهرو میشویم؛ بنابراین انتقال این ظرافتها به زبانی دیگر، بهویژه در قالب شعر، کاری بسیار دشوار است.»
وی با اشاره به تعدد ترجمههای عربی دیوان حافظ افزود که ترجمههای موجود از نظر گستره و شیوه کار یکسان نیستند و برخی از آنها تنها گزیدهای از اشعار حافظ را دربرمیگیرند؛ درحالیکه عمر شبلی تلاش کرده است دیوان حافظ را بهصورت کامل و در قالب نظم عربی ترجمه کند.
این پژوهشگر زبان و ادبیات عربی، تلاش عمر شبلی را اقدامی گسترده و زمانبر توصیف کرد و گفت: ترجمه منظوم دیوان حافظ، افزون بر آشنایی با دو زبان فارسی و عربی، مستلزم درک دقیق لایههای معنایی، ظرفیتهای ادبی، زمینههای فرهنگی و ظرافتهای بیانی شعر حافظ است.
نظریه آنتوان برمن؛ چارچوبی برای نقد ترجمه
دکتر قربانزاده در ادامه، با معرفی چارچوب نظری پژوهش، به دیدگاه آنتوان برمن در نقد ترجمه اشاره کرد و توضیح داد که این نظریه امکان بررسی تغییرات، کاستیها و دگرگونیهای ایجادشده در متن مبدأ هنگام انتقال به زبان مقصد را فراهم میکند.
به گفته وی، در این پژوهش، با تمرکز بر مفهوم کنایه، برخی از مؤلفههای نظریه برمن برای بررسی نمونههای ترجمه عربی عمر شبلی به کار گرفته شده است تا مشخص شود مترجم تا چه اندازه توانسته است معانی ضمنی و عرفانی ابیات حافظ را به مخاطب عربزبان منتقل کند.
وی در تبیین محور اصلی تحقیق اظهار داشت:
«در این جلسه میخواهیم فقط به مسئله کنایه بپردازیم؛ یعنی بررسی کنیم که آیا مترجم توانسته است کنایههایی را که در دیوان حافظ وجود دارد، بهدرستی به مخاطب عربزبان منتقل کند یا خیر.»
قربانزاده تأکید کرد که در نقد ترجمه، صرف انتقال واژهها و ساختارهای ظاهری متن کافی نیست، بلکه مترجم باید مفهوم موردنظر شاعر و کارکرد ادبی و فرهنگی عبارت را نیز درک کند.
وی خاطرنشان کرد که اگر کنایهها و اصطلاحات ادبی بهصورت تحتاللفظی ترجمه شوند، ممکن است معنای اصلی آنها در زبان مقصد از بین برود یا مخاطب را به برداشتی نادرست هدایت کند.
ترجمه تحتاللفظی؛ یکی از آسیبهای انتقال کنایههای حافظ
ارائهدهنده نشست، با استناد به نمونههایی از ابیات حافظ و مقایسه آنها با ترجمه عربی عمر شبلی، به تبیین مواردی پرداخت که به اعتقاد وی، مترجم در انتقال مفهوم کنایی عبارتها موفق عمل نکرده است.
وی با اشاره به تعبیر «چه خون افتاد در دلها» توضیح داد که این عبارت در بافت مورد بررسی، بیانگر رنج، دشواری و تحمل سختی است؛ ازاینرو، فهم معنای آن به شناخت کاربرد کنایی عبارت در زبان فارسی وابسته است.
به گفته قربانزاده، هنگامی که مترجم تنها به معنای ظاهری واژهها توجه کند و از مفهوم کنایی آنها غفلت ورزد، ترجمه حاصل نمیتواند تمام مقصود شاعر را به مخاطب زبان مقصد منتقل کند.
وی در این زمینه تصریح کرد:
«اصطلاحات، کنایهها، مجازها و استعارهها باید بر اساس مفهومی که در زبان مبدأ دارند، به زبان مقصد منتقل شوند. بسیاری از این تعبیرها اگر تحتاللفظی ترجمه شوند، معنای موردنظر خود را از دست میدهند.»
این پژوهشگر همچنین به نمونه «جرس فریاد میدارد» اشاره کرد و توضیح داد که این تعبیر در بافت شعر، فراتر از معنای ظاهری خود، حامل پیامی هشداردهنده درباره گذر زمان و نزدیکشدن پایان فرصت زندگی است. ازاینرو، در ترجمه آن باید به مفهوم و کارکرد کنایی عبارت توجه شود.
وی با بیان اینکه ترجمه شعر حافظ مستلزم درک همزمان زبان، ادبیات و فرهنگ است، خاطرنشان کرد که ارزیابی ترجمه باید بر پایه مقایسه دقیق متن مبدأ، معنای موردنظر شاعر و صورتبندی متن در زبان مقصد انجام شود.
غنازدایی کیفی و کمی؛ دو محور بررسی کاستیهای ترجمه
دکتر قربانزاده در بخش دیگری از سخنان خود، به دو محور غنازدایی کیفی و غنازدایی کمی در چارچوب نظریه آنتوان برمن پرداخت.
وی غنازدایی کیفی را ناظر به مواردی دانست که در آنها کیفیت معنایی و بیانی متن مبدأ در فرایند ترجمه دچار تغییر میشود؛ بهگونهای که انتخاب واژگان یا تعبیرهای جایگزین نمیتواند تمام ظرفیت معنایی و ادبی عبارت اصلی را حفظ کند.
به توضیح وی، در غنازدایی کمی نیز ممکن است بخشی از واژگان، تعبیرها یا عناصر معنایی متن مبدأ در ترجمه حذف شوند و به این ترتیب، بخشی از اطلاعات یا ظرافتهای متن اصلی به مخاطب زبان مقصد منتقل نشود.
قربانزاده با اشاره به نمونههای بررسیشده در مقاله خود اظهار داشت که در برخی موارد، کنایههای موجود در ابیات حافظ در ترجمه عربی بهدرستی بازتاب نیافتهاند و در مواردی نیز برخی تعبیرها یا عناصر واژگانی حذف شدهاند.
وی با تأکید بر اینکه این موارد باید با توجه به بافت هر بیت و مقصود شاعر بررسی شوند، افزود: هدف از نقد ترجمه، صرفاً شمارش خطاها نیست، بلکه باید مشخص شود که هر تغییر یا حذف چه تأثیری بر انتقال معنا و دریافت مخاطب دارد.
عمر شبلی؛ تلاشی ارزشمند با کاستیهایی در انتقال ظرایف معنایی
ارائهدهنده نشست، ضمن ارجنهادن به تلاش عمر شبلی برای ترجمه منظوم دیوان حافظ، تأکید کرد که دشواری این اثر نباید موجب نادیدهگرفتن کاستیهای احتمالی آن شود.
وی با اشاره به گستردگی کار ترجمه و ضرورت بررسی انتقادی آثار ادبی بیان کرد که هر ترجمهای ممکن است با محدودیتها و دشواریهایی همراه باشد و ترجمه شعر، بهویژه شعری با ویژگیهای زبانی و عرفانی حافظ، نیازمند توانایی ویژه در درک و بازآفرینی معناست.
قربانزاده با اشاره به نتایج پژوهش خود گفت که ترجمه عمر شبلی، با وجود ارزش تلاش صورتگرفته و اهمیت آن در معرفی شعر حافظ به مخاطب عربزبان، در شماری از نمونههای بررسیشده نتوانسته است مفهوم کنایی ابیات را بهطور دقیق منتقل کند.
وی در ادامه، با مقایسه دشواری ترجمه اشعار حافظ با رباعیات عمر خیام، به تفاوت ظرفیتهای زبانی و میزان پیچیدگی این دو اثر اشاره کرد و توضیح داد که ابهامها و لایههای معنایی شعر حافظ، کار ترجمه آن را دشوارتر میکند.
نقد علمی؛ زمینهساز ارتقای پژوهشهای ترجمه
در بخش دیگری از نشست، دکتر قربانزاده با اشاره به ظرفیتهای موجود در حوزه نقد ترجمه، طلاب، دانشجویان و پژوهشگران را به مطالعه آثار علمی این حوزه و انتخاب موضوعات پژوهشی متناسب با رشته تحصیلی خود دعوت کرد.
وی با تأکید بر ضرورت توجه به پژوهشهای میانرشتهای، نقد ترجمه را زمینهای مناسب برای بررسی علمی ارتباط میان زبان فارسی و عربی دانست و بر لزوم توجه به ظرافتهای زبانی، اصطلاحات، کنایهها و زمینههای فرهنگی در پژوهشهای ترجمهشناختی تأکید کرد.
او همچنین با اشاره به انتشار مقاله مورد بحث در سال ۱۳۹۸ در کاوشنامه ادبیات دانشگاه رازی، این پژوهش را تلاشی برای روشنترشدن تواناییها و محدودیتهای ترجمه عربی شعر حافظ معرفی کرد.
در بخش نقد و بررسی، استاد ناقد نشست با اشاره به دشواری ترجمه متون ادبی و دینی، بر این نکته تأکید کرد که انتقال معنا از یک زبان به زبان دیگر، همواره با چالشهایی در حوزه دلالتهای معنایی، ویژگیهای زبانی و ظرافتهای زیباییشناختی همراه است.
وی ضمن قدردانی از تلاش عمر شبلی برای ترجمه منظوم دیوان حافظ، این اقدام را تلاشی ارزشمند در مسیر معرفی فرهنگ و ادبیات فارسی به مخاطبان عربزبان دانست و اظهار داشت:
«ایشان کار بزرگی انجام دادهاند. با وجود دشواریهایی که در مسیر زندگی خود داشتهاند، به فرهنگ ما علاقهمند شدهاند و تلاش کردهاند این فرهنگ غنی را به زبان خود منتقل کنند؛ این موضوع مایه خرسندی است.»
ناقد نشست با اشاره به دشواریهای مضاعف ترجمه شعر، توضیح داد که مترجم در چنین آثاری با دو وظیفه همزمان روبهروست: نخست، انتقال دقیق معنا و دوم، بازآفرینی متن در قالبی که بتواند بخشی از ویژگیهای ادبی و زیباییشناختی اثر اصلی را حفظ کند.
وی در این زمینه تصریح کرد:
«ترجمه فقط انتقال واژهها نیست. بسیاری از پیچیدگیهای زبان و ظرافتهای معنایی بهسادگی به زبان دیگر منتقل نمیشوند و مترجم باید ویژگیهای متن اصلی را تا حد امکان در نظر بگیرد.»
این استاد حوزه زبان و ادبیات عربی، با اشاره به تفاوتهای معنایی ساختارهای زبانی، خاطرنشان کرد که حتی واژهها و ساختارهایی که در ظاهر معنای نزدیکی دارند، ممکن است از نظر دلالت، کاربرد و بار معنایی با یکدیگر متفاوت باشند؛ ازاینرو، مترجم باید به تفاوتهای دقیق زبان مبدأ و مقصد توجه داشته باشد.
وی همچنین مقاله ارائهشده را پژوهشی ارزشمند دانست که میتواند زمینه را برای مطالعات بیشتر در حوزه ترجمه شعر فارسی به عربی و ترجمه متون عربی به فارسی فراهم کند.
ضرورت گسترش پژوهشهای تطبیقی در حوزه و دانشگاه
ناقد نشست در ادامه، با تأکید بر ظرفیت بالای متون ادبی فارسی و عربی برای انجام پژوهشهای تطبیقی، از طلاب، دانشجویان و پژوهشگران دعوت کرد تا با شناخت دقیقتر زبان و ادبیات، به بررسی علمی ترجمه آثار ادبی و دینی بپردازند.
وی با اشاره به وجود ظرفیتهای پژوهشی فراوان در ترجمه آثار شاعرانی همچون حافظ و خیام، اظهار امیدواری کرد که پژوهشگران با تکیه بر دانش زبانی، دقت علمی و شناخت ظرافتهای ادبی، گامهای مؤثرتری در معرفی میراث فرهنگی و ادبی فارسی و عربی بردارند.
جمعبندی؛ شناخت دقیق زبان و فرهنگ، شرط موفقیت ترجمه
در جمعبندی این کرسی علمی ـ ترویجی، بر اهمیت بررسی انتقادی ترجمههای ادبی و ضرورت توجه به لایههای پنهان معنایی متون عرفانی تأکید شد.
بر اساس مباحث مطرحشده در این نشست، ترجمه شعر حافظ به زبان عربی صرفاً به معنای انتقال واژگان و ساختارهای دستوری نیست، بلکه نیازمند شناخت دقیق کنایهها، استعارهها، مجازها، زمینههای فرهنگی و مقصود شاعر است.
همچنین استفاده از نظریههای معاصر ترجمه، از جمله نظریه آنتوان برمن، میتواند به شناسایی و تحلیل تغییرات معنایی و کاستیهای احتمالی ترجمه کمک کند و زمینه را برای ارزیابی دقیقتر آثار مترجمان فراهم آورد.
این نشست با قدردانی از استادان، ارائهدهنده و ناقد برنامه و تأکید بر تداوم برگزاری محافل علمی و پژوهشی در حوزه علمیه گنبد به پایان رسید.
برگزاری چنین نشستهایی میتواند زمینهساز تقویت روحیه پژوهشگری در میان طلاب و استادان، گسترش مطالعات میانرشتهای و افزایش توجه به ظرفیتهای زبان و ادبیات فارسی و عربی در عرصه پژوهشهای حوزوی باشد.
