در ابتدای جلسه، تعارض بهعنوان اختلافنظر و تفاوت دیدگاه میان افراد، بهویژه زوجین، تعریف شد و بر این نکته تأکید شد که وجود اختلاف در زندگی مشترک لزوماً منفی نیست؛ بلکه نحوه مواجهه با آن اهمیت دارد. در صورتی که زوجین از مهارتهای لازم برای مدیریت اختلافات برخوردار باشند، تعارض میتواند به گفتوگو، تفاهم و بهبود روابط منجر شود؛ اما ناتوانی در حل اختلافات ممکن است زمینهساز سردی عاطفی و حتی طلاق شود. همچنین، کاهش تابآوری و صبر در برابر مشکلات، ضعف در مهارتهای ارتباطی، ناتوانی در گوشدادن فعال، کنترلنکردن خشم، استفاده از لحن نامناسب و بیتوجهی به نیازهای عاطفی همسر، از جمله عواملی معرفی شدند که میتوانند به تشدید تعارضات زناشویی بینجامند.
در ادامه، نقش تفاوتهای فردی و شخصیتی، ویژگیهای درونگرایی و برونگرایی، تفاوتهای اعتقادی و ارزشی و تجربههای دوران کودکی در شکلگیری اختلافات میان زوجین تبیین شد. همچنین، تأثیر سبکهای دلبستگی بر روابط عاطفی در بزرگسالی و چگونگی بروز الگوهایی مانند ترس از رهاشدن یا اجتناب از صمیمیت مورد توجه قرار گرفت. در این بخش، بر اهمیت شناخت ویژگیهای شخصیتی، توجه به تفاوتهای فردی، انتخاب آگاهانه همسر و فراگیری مهارتهای زندگی مشترک تأکید شد. در پایان، با تفکیک تعارض سازنده از تعارض مخرب، بیان شد که گفتوگوی مؤثر، انعطافپذیری، احترام متقابل و سازش دوطرفه میتوانند به مدیریت اختلافات کمک کنند؛ درحالیکه تداوم لجبازی، بیاحترامی و نادیدهگرفتن نیازهای یکدیگر، روابط زناشویی را با آسیبهای جدی مواجه میسازد.
