روز سهشنبه ۲۳تیرماه، ساعت ۱۰:۳۰صبح، جلسهای علمی با عنوان «شخصیتشناسی رهبر شهید از منظر روانشناسی» با سخنرانی استاد محسن دهقانی در مدرسه علمیه فاطمیه اندان برگزار شد.
در این نشست، استاد دهقانی با تکیه بر مباحث روانشناسی شخصیت، بر اهمیت «الگوی پایدار» در ساختار شخصیتی تأکید کرد و نوسان در رفتار، گفتار، افکار و احساسات را نشانهای از ناپایداری و ناسالم بودن شخصیت دانست. به گفته وی، شخصیت سالم باید به نوعی تعادل و ثبات در ابعاد مختلف رفتاری دست یابد.
دهقانی در ادامه، این موضوع را از منظر دو نظریه مهم روانشناسی تحلیل کرد. نخست، نظریه روانکاوی فروید که بر تعادل میان سه بخش «نهاد»، «خود» و «فراخود» تأکید دارد. بر اساس این دیدگاه، غلبه یکجانبه هر یک از این بخشها میتواند به آشفتگی شخصیتی منجر شود؛ بهگونهای که سلطه نهاد، فرد را به لذتطلبی افراطی میکشاند، غلبه خود ممکن است به تعصب و سختگیری بینجامد، و غلبه فراخود نیز میتواند سبب خشکی و عدم انعطاف شود.
رهبر شهید کسی است که «خود» او توانسته میان «نهاد» (شور و احساس) و «فراخود» (تعهدات شرعی و قانونی) تعادل ایجاد کند. نه احساسات او را از مسیر منطق خارج کرده و نه سختگیریهای اخلاقی، او را از عطوفت و ارتباط با مردم دور کرده است.
استاد دهقانی همچنین به نظریه اریک برن در تحلیل رفتار متقابل اشاره کرد و سه حالت «من کودک»، «من والد» و «من بالغ» را از مؤلفههای مهم شخصیت سالم برشمرد. او توضیح داد که یک شخصیت متعادل، بسته به موقعیت، از هر سه حالت بهدرستی استفاده میکند و در تصمیمگیریها صرفاً تحت تأثیر احساسات یا منطق خشک قرار نمیگیرد.
رهبر موفق کسی است که در جایگاه رهبری، همزمان «والدِ حمایتگر» است (حامی مردم)، «کودکِ خلاق و پرشور» است (دارای انگیزه و امید) و «بالغِ منطقی» است (تصمیمگیری بر اساس واقعیت). ناتوانی در تعادل بین این سه بخش باعث میشود رهبر یا تبدیل به یک دیکتاتور (والدِ سختگیر) شود و یا فردی بیبرنامه و هیجانی.
وی در بخش دیگری از سخنان خود، نمونهای از رهبری را مطرح کرد که در مواجهه با شرایط حساس، توانسته است میان احساس، مسئولیت و عقلانیت تعادل برقرار کند؛ موضوعی که از نگاه روانشناختی، نشاندهنده ثبات شخصیت و بلوغ رفتاری است.
بسیاری از اوقات وقتی درباره شخصیتهای بزرگ صحبت میشود، فقط به ابعاد عرفانی یا سیاسی پرداخته میشود. اما رویکرد استاد دهقانی این بود که به طلاب نشان دهد: «رهبری، یک مهارت روانشناختی است.» یعنی اگر فردی بخواهد در آینده تأثیرگذار باشد، باید پیش از هر چیز، «درون» خود را مدیریت کند و به آن «الگوی پایدار» و تعادل درونی برسد.


