چارچوب نظری پژوهش بر مبانی کلام امامیه استوار بوده و تلاش شده تا ضمن تبیین ابعاد اعتقادی قیام، کارآمدی این مبانی در نقد خوانشهای رقیب نشان داده شود. در این پژوهش، ابتدا مبانی کلامی شیعه در تبیین قیام عاشورا با تأکید بر مرجعیت علمی و عملی امام حسین(ع) بر پایۀ دو رکن عصمت و علم لدنی تحلیل شده است. تجلی اصول پنجگانۀ کلامی (توحید، عدل، نبوت، امامت و معاد) در این واقعه و غایتشناسی حکیمانۀ آن نیز مورد واکاوی قرار گرفته است. در ادامه، دیدگاههای غیردینی معارض (ماتریالیسم تاریخی و سکولاریسم) نقد شده است.
تقلیل قیام به کشمکش قدرت، انکار علم امام، نفی غایتمندی تاریخ، تاریخینگاری صرف، انکار ارتباط عاشورا با حکومت دینی و شخصیسازی معنویت، از جمله قرائتهای ناقصی هستند که مبتنی بر پیشفرضهای معرفتی نادرست ارزیابی شدهاند. همچنین دیدگاههای دینی معارض (سلفیگری و منتقدان درونشیعی) بررسی شده و شبهاتی چون حرمت خروج بر حاکم، تقدیم نص بر عدل، جبرگرایی، انکار مقام امامت منصوص، عصمت، علم غیب و تکلیف جهاد مورد نقد قرار گرفته است. یافتههای پژوهش نشان میدهد خوانش کلامی شیعه با برخورداری از منظومۀ منسجم اعتقادی و توانایی پیوند میان ابعاد الهیاتی و تاریخی، تنها چارچوبی است که میتواند تحلیلی همهجانبه از قیام عاشورا ارائه دهد. دیدگاههای معارض، اعم از غیردینی و دینی، به دلیل غفلت از مبانی امامت یا تقلیلگرایی روششناختی، از درک ژرفای این واقعه و نقش آن به مثابۀ «الهیات عملی» و «مکتب جاویدان مقاومت» ناتوانند.

