مدرسه علمیه حضرت زینب سلام اله علیها نشستی با عنوان اخلاق جنگ و وجوه زنانه آن با حضور خانم دکتر زهرا شهید، پژوهشکده زن و خانواده برگزار کرد
این نشست در سه بخش ارائه میشود:
- بخش اول: حوزه اخلاق و استکبار معطوف به جنگ تحمیلی
- بخش دوم: اخلاق استقامت
- بخش سوم: وجوه زنانه جنگ از منظر اخلاق
بخش اول: اخلاق استکبار
هرگاه از اخلاق سخن گفته میشود، مانند اخلاق جنسی یا اخلاق آپارتماننشینی، مضافالیه آن میتواند موضوعی اخلاقی باشد. اخلاق در اینجا به معنای بحث از بایدها و نبایدها، اهداف و غایات یک مسئله است. برای مثال، در جنگ باید مشخص کرد که جنگ چه بایدها و نبایدهایی دارد، حدود جنگ را چه چیزی تعیین میکند، چه رفتاری شایسته و چه رفتاری ناشایسته است و در سطحی عمیقتر، چرا جنگ رخ میدهد و چه غایتی موجب وقوع آن شده است. این دو منظومه اخلاقی (بایدها و نبایدها) در جنگ، «اخلاق در جنگ» را شکل میدهد.
در بررسی جنگ تحمیلی، دو جبهه قابل شناسایی است: جبهه ایران و مقاومت، و جبهه آمریکا (جهانخوار)، رژیم غاصب اسرائیل و کشورهای عربی خلیج فارس.
از منظر اخلاق استکبار، جنگ برای چه هدفی آغاز شد؟ طرف مقابل ادعا کرد که جنگ را برای مخفی کردن «جنایت ابستین» آغاز کرده است. صرفنظر از صحت یا نادرستی این ادعا، جبهه استکبار طبقهای را شکل میدهد که نهتنها برای خود، بلکه برای ملت خویش نیز ارزش اخلاقی قائل نیست. یکی از وجوه رفتاری این طبقه در مواجهه با زنان، ایجاد «طبقه ابستین» است؛ طبقهای که انسانیت، عفت و کرامت کودک و زن را از خود دور میکند. بر این اساس، برخی معتقدند که جنگ تحمیلی برای پوشش دادن مسئله ابستین آغاز شد.
نکته دوم آنکه جبهه استکبار، جبهه دروغ را به خود اختصاص داده است. یکی از شاخصهای مهم اخلاقی، قبح کذب و حسن صدق است. با این معیار، جبهه استکبار با جبههای از دروغ و کذب مواجه است. اهداف اعلامشده از سوی طرف آمریکایی و رئیسجمهور رژیم غاصب اسرائیل بهگونهای بود که حتی مقامات آمریکایی اذعان داشتند برای تشخیص دروغ بودن ادعاها، باید به اخبار و مقامات ایرانی مراجعه کرد.
جبههای که کار خود را بر پایه دروغ پیش میبرد، فاقد اعتبار اخلاقی است. جهان اخلاقی یک کشور زمانی قابل اعتماد است که امتناع از کذب در آن نهادینه شده باشد. در غیر این صورت، هیچ اعتمادی به وعدههای آن جبهه، اعم از آتشبس، مذاکره یا ادعاهایی مانند «مردم را نمیزنیم» و «بیمارستان نمیزنیم»، وجود ندارد؛ زیرا در عالم واقع، عکس این ادعاها مشاهده شد.
ویژگی دیگر اخلاق استکبار، عدم قائل شدن جایگاه برای انسانیت و شرافت است. پروژه سفیدشویی پهلوی سالها پیش آغاز شده بود و رسانهها و عوامل ساواک در آن نقش داشتند. با وجود پرونده سنگین خاندان پهلوی، این پروژه تا حدی موفق شد که در میان برخی مردم، امید به بازگشت پهلوی ایجاد شود. با این حال، آمریکا و اسرائیل در نهایت پهلوی را رها کردند و حتی برای متحد خود نیز شأنیت قائل نشدند.
همین الگوی تحقیر در مواجهه با کشورهای عربی خلیج فارس نیز دیده میشود. این کشورها به بهانه دفاع و ایجاد امنیت، پایگاه نظامی در اختیار آمریکا قرار دادند، اما اکنون با لحنی تحقیرآمیز با آنها سخن گفته میشود و هزینه جنگ از آنها گرفته میشود. اخلاق استکبار حتی تحقیر را به ابزاری برای تجارت تبدیل کرده است.
از دیگر ویژگیهای اخلاق استکبار، تحقیر انسان و عدم ارزش قائل شدن برای انسانیت است. آمریکا نهتنها از فروش سلاح سود میبرد، بلکه حتی خانوادههای آمریکایی و سربازان خود را نیز در معرض هزینه قرار میدهد. نمونه آن، سیاستهایی است که در افغانستان و پاکستان دنبال شد. همچنین، هدف جنگ تحمیلی، تسلط بر تنگه هرمز و منافع ژئوپلیتیکی بود و نه هیچ غایت انسانی، اقتصادی یا فرهنگی.
یکی دیگر از ویژگیهای اخلاق استکبار، نقض غرض و ایجاد تنزل اخلاقی در سطح جهان است. این رویکرد، شأنیت انسانی را به وابستگی و استعمارزدگی تنزل میدهد. در این چارچوب، عدالت نیز به سبک آمریکایی تعریف میشود: «همه چیز از آن من است و من باید هستهای داشته باشم، شما نه».
بخش دوم: اخلاق استقامت
در تقابل با اخلاق استکبار، جبهه مقاومت (ایران، یمن، سوریه و لبنان) بر پایه اخلاق استقامت عمل کرده است. این جبهه به نفع تمام آزادیخواهان جهان قیام کرده و از آنان حمایت کرده است.
نظام اخلاقی جبهه مقاومت مبتنی بر صدق و شرافت است. حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) در خطبه ۵۶ نهجالبلاغه میفرماید:
«فَلَمَّا رَأَى اللَّهُ صِدْقَنَا أَنْزَلَ بِعَدُوِّنَا الْكَبْتَ وَ أَنْزَلَ عَلَيْنَا النَّصْرَ حَتَّى اسْتَقَرَّ الْإِسْلَامُ مُلْقِياً جِرَانَهُ وَ مُتَبَوِّئاً أَوْطَانَهُ...»
پیروزی جبهه مقاومت بر اساس صدق و فضایل اخلاقی حاصل شده است. در حالی که اخلاق استکبار بر پایه کذب و انحطاط بنا شده، اخلاق استقامت در حین جنگ بر صدق استوار است. جبهه مقاومت به آنچه خداوند فرموده (مبارزه با ائمه کفر و استقامت در برابر ظلم) با تمام توان عمل کرده است.
ویژگی مهم اخلاق استقامت، دفاع از شرافت انسانیت همه مظلومان، نه صرفاً دفاع از خاک خود، است. در این جبهه، جنگ برای اهتزاز پرچم توحید، ولایت و حفاظت از شرافت انسانیت انجام میشود. این اخلاق نهتنها در میدان جنگ، بلکه در خیابان نیز جاری است.
در جنگ، جبهه مقاومت با وجود حملات به بیمارستانها و مدارس، از اصول اخلاقی خود عدول نکرد. همچنین، تصمیمات مهم سیاسی-نظامی مانند پذیرش آتشبس در لبنان، با در نظر گرفتن منافع امت اسلامی اتخاذ شد. اخلاق استقامت، امت اسلامی را بهعنوان یک هویت واحد مینگرد و بر رشد اخلاقی جامعه تأکید دارد.
بخش سوم: وجوه زنانه جنگ از منظر اخلاق
اخلاق استکبار بر خودخواهی و منفعتگرایی بیضابطه استوار است، در حالی که اخلاق استقامت همه چیز را از زاویه توحید و هویت امت اسلامی مینگرد.
در آغاز جنگ تحمیلی، آمریکا و متحدانش ادعا کردند که برای «نجات زنان ایران» وارد جنگ شدهاند. این ادعا، اولین دروغ اخلاق استکبار در حوزه زنان بود. این رویکرد در نهایت به نقض کرامت زنان ایرانی انجامید. در مقابل، در جبهه استقامت، بیداری و خیزش زنانه در خیابانها شکل گرفت. زنان با حضور مقتدرانه خود، وجه زنانه جنگ را برجسته کردند.
در جبهه استکبار، خانواده بهعنوان کانون تولید اندیشه مقاومت، هدف قرار گرفت. حمله به زایشگاهها، بیمارستانها و مدارس، تلاشی برای از بین بردن نهاد خانواده بود. در حالی که در جبهه استقامت، خانواده موتور محرک و مولد مقاومت است و والدین، فرزندان را با اندیشه مقاومت تربیت میکنند.
در مجموع، اخلاق استقامت در جبهه مقاومت، بیداری زنانه، حفظ کرامت خانواده و رشد اخلاقی جامعه را به همراه داشته است.
