معاونت پژوهش مدرسه علمیه تخصصی امام حسن مجتبی علیه السلام نشستی نشست های علمی با محوریت«زینب، فریاد فرمند؛ از تاب آوری تا راهبری»با عنوان: «از کوفه تا کاخ یزید؛ هندسه مخاطبشناسی در جهاد تبیین زینبی» با حضور استاد محترم : سرکار خانم امیدی برگزار شد.
متن بیانات استاد به شرح ذیل می باشد:
یکی از مهمترین عوامل ماندگاری نهضت عاشورا، نقش بیبدیل حضرت زینب کبری(س) در تبیین و روایت صحیح این حادثه عظیم است. اگر عاشورا را «حماسه خون» بدانیم، بیتردید رسالت حضرت زینب(س) «حماسه پیام» بود.
آنچه در این میان کمتر مورد توجه قرار گرفته، مهارت حضرت زینب(س) در شناخت مخاطب است. ایشان در هر موقعیت، متناسب با نوع مخاطب، ادبیات، محتوا و شیوه بیان خود را تنظیم میکردند. به بیان دیگر، موفقیت جهاد تبیین زینبی مرهون «مخاطبشناسی دقیق» بود.
جهاد تبیین؛ رسالت پس از عاشورا
جهاد تبیین به معنای روشنگری آگاهانه در برابر تحریف، دروغ و جنگ روایتهاست. پس از عاشورا، میدان نبرد از عرصه نظامی به عرصه رسانهای و شناختی منتقل شد. بنیامیه درصدد بود روایت رسمی خود را بر جامعه تحمیل کند؛ اما حضرت زینب(س) و امام سجاد(ع) با افشاگریهای هدفمند، اجازه تثبیت این روایت را ندادند.
نکته مهم این است که حضرت زینب(س) در این مسیر فقط سخن نگفتند؛ بلکه برای هر مخاطب، پیام متناسب با همان مخاطب را ارائه کردند.
هندسه مخاطبشناسی زینبی
میتوان مخاطبان حضرت زینب(س) را در پنج دایره اصلی تحلیل کرد:
۱. مخاطب گناهکار و غافل؛ مردم کوفه
هنگامی که کاروان اسرا وارد کوفه شد، مردم با مشاهده اهلبیت(ع) گریه میکردند. اما حضرت زینب(س) این گریهها را نشانه بیداری نمیدانستند؛ زیرا همین مردم پیشتر امام حسین(ع) را دعوت کرده و سپس رهایش کرده بودند.
ایشان فرمودند:
«ای مردم کوفه! ای اهل فریب و بیوفایی! آیا گریه میکنید؟ اشکهایتان خشک مباد...»
حضرت زینب(س) در اینجا با مردمی مواجه است که:
حقیقت را تا حدی میدانند.
دچار ضعف اراده شدهاند.
گرفتار دنیاطلبی و ترس هستند.
بنابراین راهبرد ایشان:
انتقال اطلاعات نیست.
تحریک احساسات صرف نیست.
بلکه «بیدارسازی وجدان» است.
به تعبیر امروزی، مشکل مردم کوفه کمبود آگاهی نبود؛ بلکه بحران مسئولیتپذیری بود.
۲. مخاطب نخبگانی؛ خواص بیبصیرت
در میان جامعه کوفه افراد بانفوذ، رؤسای قبایل، شخصیتهای سیاسی و مذهبی حضور داشتند که نقش مهمی در انحراف جامعه ایفا کردند.
خواص معمولاً تولیدکننده افکار عمومی هستند. اگر خواص منحرف شوند، جامعه نیز منحرف میشود.
درس زینبی این است:
در جهاد تبیین، اصلاح خواص گاهی مهمتر از اقناع تودههاست.
۳. مخاطب قدرت؛ عبیدالله بن زیاد
ابن زیاد نماد قدرت سیاسی و امنیتی حکومت اموی بود. در مجلس او، هدف حضرت زینب(س) قانع کردن حاکم نبود؛ زیرا او حقیقت را میدانست.
وقتی ابن زیاد گفت:
«دیدی خدا با برادرت چه کرد؟»
حضرت پاسخ دادند:
«ما رأیتُ إلا جمیلاً.»
در اینجا مخاطب ظاهری ابن زیاد است؛ اما مخاطب واقعی، حاضران مجلس و تاریخ هستند.
راهبرد حضرت زینب(س):
شکستن هیبت قدرت.
جلوگیری از مشروعیتبخشی به جنایت.
تبدیل موقعیت شکست ظاهری به پیروزی گفتمانی.
۴. مخاطب قربانیِ تبلیغات؛ مردم شام
شام مهمترین میدان جهاد تبیین زینبی بود.
برخلاف مردم کوفه، بسیاری از مردم شام اساساً اهلبیت(ع) را نمیشناختند. آنان سالها تحت تبلیغات معاویه قرار گرفته بودند.
برای آنان، خاندان پیامبر(ص) بهدرستی معرفی نشده بود.
در اینجا مخاطب گرفتار جهل سازمانیافته است.
ازاینرو حضرت زینب(س) از زبان سرزنش کمتر استفاده میکنند و بیشتر به معرفی حقیقت میپردازند.
در واقع راهبرد ایشان:
آگاهیبخشی
اصلاح ادراک
بازسازی تصویر ذهنی مخاطب است.
این همان چیزی است که امروز در علوم ارتباطات از آن با عنوان «اصلاح چارچوب ذهنی مخاطب» یاد میشود.
۵. مخاطب راهبردی؛ یزید و تاریخ
اوج هنر ارتباطی حضرت زینب(س) در مجلس یزید آشکار شد.
یزید تصور میکرد پیروز میدان است. مجلسی رسمی تشکیل داده بود تا اقتدار خود را به نمایش بگذارد.
اما حضرت زینب(س) با خطبهای کمنظیر، صحنه را تغییر دادند.
ایشان فرمودند:
«هر چه میتوانی مکر و تلاش خود را به کار گیر، به خدا سوگند نمیتوانی یاد ما را محو کنی .
خطبه حضرت در مجلس یزید ، در این خطبه چهار مخاطب همزمان وجود دارد:
الف) یزید
برای شکستن غرور و رسوا کردن او.
ب) حاضران مجلس
برای آگاهیبخشی و ایجاد تردید در روایت رسمی حکومت.
ج) افکار عمومی جهان اسلام
برای انتقال حقیقت عاشورا.
د) نسلهای آینده
برای ثبت روایت اصیل تاریخ.
این سطح از مخاطبشناسی، یک نگاه تمدنی است؛ یعنی سخنران فقط به مخاطب حاضر فکر نمیکند، بلکه مخاطبان آینده را نیز میبیند.
اصول مخاطبشناسی در جهاد تبیین زینبی؛
از مجموعه رفتارهای حضرت زینب(س) میتوان چند اصل استخراج کرد:
اصل اول: تفاوت مخاطب، تفاوت پیام
ایشان برای کوفیان، ابن زیاد و مردم شام یک سخنرانی واحد ارائه نکردند؛ زیرا نیاز هر مخاطب متفاوت بود.
اصل دوم: شناخت مسئله اصلی مخاطب
مشکل کوفه: بیمسئولیتی
مشکل شام: ناآگاهی
مشکل ابن زیاد و یزید: استکبار و ظلم
برای هر بیماری، نسخهای متفاوت لازم است.
اصل سوم: ترکیب عقل و عاطفه
حضرت زینب(س) نه صرفاً احساسات را تحریک میکنند و نه فقط استدلال عقلی ارائه میدهند؛ بلکه از هر دو به صورت متوازن بهره میگیرند.
اصل چهارم: شجاعت در بیان حقیقت
در برابر قدرت، محافظهکاری نکردند و حقیقت را بدون واهمه بیان کردند.
اصل پنجم: نگاه فراتاریخی
حضرت زینب(س) تنها برای همان روز سخن نگفتند؛ بلکه برای همه تاریخ سخن گفتند.
جمعبندی
اگر بخواهیم رسالت حضرت زینب(س) را در یک جمله توصیف کنیم، باید بگوییم:
«زینب کبری(س) معمار جهاد تبیین پس از عاشورا بود.»
راز موفقیت ایشان تنها در فصاحت و شجاعت نبود؛ بلکه در شناخت دقیق مخاطب نهفته بود. ایشان میدانستند چه کسی را، در چه زمانی، با چه زبانی و برای چه هدفی خطاب قرار دهند. از کوفه تا کاخ یزید، هر سخن حضرت زینب(س) متناسب با مخاطب طراحی شده بود و همین امر موجب شد پیام عاشورا از حصار زمان عبور کند و به یک جریان ماندگار تاریخی و تمدنی تبدیل شود.
«حضرت زینب(س) به ما میآموزد که در جهاد تبیین، حق بودن پیام کافی نیست؛ بلکه باید مخاطب را شناخت، زبان او را فهمید و حقیقت را به شیوهای متناسب با او عرضه کرد.»
منابع ؛
وقعه الطف ، ابی مخنف
تاریخ طبری
بلاغات النساء ، احمد بن ابی طاهر طیفور
لهوف سیدبن طاووس
الفتوح ، ابن اعثم کوفی
و...
