دراین نشست با نگاه روانشناسانه به جنگ با یک تقسیم بندی هایی که در فضای عمومی روانشناسی وجود دارد به قضیه جنگ پرداخته شد.
براساس مباحث ارائه شده ،تحلیل گفتمان بر این اصل استوار است که انعکاس رفتاری انسان ها در شرایط بحران متفاوت است و برای این تفاوت ۴جنبه می توان لحاظ کرد.۱)بعد تربیتی ۲) بعد شخصیتی ۳) بعد روانی ۴) انعکاس جمعی
حجتالاسلام و المسلمین غلامرضا نایینی ابتدا به تعریف اصطلاح بحران پرداخت : بحران به معنای عام کلمه، نقصانی در درون فرد یا در محیط اطراف شخص رخ دهد که وی دچار یکسری ناکامی ها و تلاطم هایی شود که اصطلاحا قابل پیش بینی نبوده.یکی از این بحران ها جنگ است چرا که بر خلاف روند عادی و متعادل زندگی روزمره فرد است.
ایشان به این موضوع اشاره نمود که بررسی سیر تاریخی و سیر تکاملی انسان نشان می دهد که اوایل بخاطر فقدان تمدن ها و محدودیت های اجتماعی وفهم و تربیت، بیشتر گرفتار جنگ و زدوخورد می شدند و هر چه تعداد جنگ بیشتر بود آمادگی روانی افراد برای مواجه با جنگ بیشتر بود.اما امروزه چون میزان جنگ و زدوخورد ها به معنای کشت و کشتار و تهاجم و حمله کشوری به کشور دیگر در پیرامون ما یا اصلأ نبوده ویا کمتر است آمادگی روانی افراد هم کمتر هست.
بنابراین یکی از دلایل تفاوت رفتاری انسان ها در بحران ها به عنوان یک رفتار فردی یا جمعی میزان تکثر آن بحران است. مثلا در گام اول رفتار فرد پر هیجان تر و همراه با اضطراب و اختلال روانی بیشتر اما در دفعات بعدی دُوز روانی رفتار کم و کمتر میشود. و اصطلاحا آمادگی روانی برای فرد اتفاق میافتد.
وی ادامه داد ,در مجموع وقتی افراد با بحران مواجه میشوند طبیعی است که رفتارهای غیر طبیعی از خود بروز دهند ، این رفتارهای غیر طبیعی در افراد به صورت ترس و فرار ، ترس و انزوا، انکار، مقاومت چندین برابر ، تجمع و همگرایی متفاوت است خود این تفاوت ها هم در شرایط بحران و جنگ، طبیعی است. رفتار غالبی افراد، در مواجه با بحران، اجتناب از حضور در مکان های پر خطر است که در صورت ادامه دار بودن بحران و جنگ ممکن است یک اختلال در زندگی فرد اتفاق بیافتد که آن انزوا طلبی است. یا امکان داره فردی کاملا منکر اصل واقعیت شود و فردی برای دور شدن از بحران پا به فرار گذاشته و از شهری به شهر دیگر یا از کشوری به کشور دیگر فرار کند،افرادی هم هستند که در شرایط جنگی و بحران تلاش میکنند با رفتن به دل حادثه ،ناکامی ها و بحران را از پای بیاندازند وبر آن مسلط شوند. چنین رفتاری به کرار مشاهده شده است، مورد بعدی ، جمع گرایی است که فرد در مواجه با بحران سعی میکند خود را به جمع ملحق کرده و غم و اضطراب خود را با دیگران به اشتراک بگذارد تا شاید بحران را در دل جمع التیام ببخشد ، که می توان گفت در مقطع کنونی که ما با آن مواجه هستیم بهترین رفتار و انعکاس رفتاری مطلوب ،همین جمع گرایی همراه با مقاومت است.
ایشان بعد از اشاره به تجمعات شبانه و راهپیمایی ها و شرکت مردم در تشییع پیکر شهدا ، چنین بیان نمود که از نظر تحلیل روانی ،آسودگی روانی در جمع گرایی است چرا که همین تجمعات شبانه سبب تشریک مساعی و ارتباط افراد با یکدیگر شده و هضم بحران کمتر در نتیجه اختلال و آسیب روانی هم کاهش پیدا می کنند.
لذامی توان گفت،بهترین راهکار کاهش پیامدهای روانی جنگ، رفتن در دل حادثه و با جمعیت همراه شدن است که مورد تایید دین مبین اسلام است. چرا که در دین اسلام داریم اگر شخصی دچار فقدان فردی شد و شخصی را از دست داد در تشییع جنازه شرکت نمایید، پیرامون فرد را شلوغ کرده و مراسمات مختلف برگزار کنید زیرا افراد در جمع ،راحتتر مشکلات خود را درک کرده وبا آن کنار میآیند در نتیجه میزان آفت های روانی فردی و اجتماعی کاهش میابد.
حجتالاسلام والمسلمین حاج آقا نایینی در پایان به عوامل سبک های مقاومتی در مواجه با بحران اشاره نمود و چنین گفت : یکی از مهمترین عوامل، الگوها و اسطورههای مقاومتی است, وی با این بیان که واژه تمدن در جنگ دوازده روزه و جنگ رمضان به کرار شنیده شد که ترامپ با مردم متمدن مواجه است، چنین گفت که در دل شاهنامه اسطوره هایی مثل رستم که نماد مقاومت در برابر ظلم و باطل هستند برای ما و فرزندانمان ترسیم شده. این اسطوره ها از دل تمدن ایرانی اسلامی با قدمت پنج یا به تعبیری هفت هزار ساله بر خاسته است. فرهنگ ما مملو از اسطورههایی است که ایستادگی و مقاومت را ترسیم می کند نه ترس و انزوا را. والبته این قدمت پنج هزار ساله در کنار یک قدمت ۱۴۰۰ساله ای به اسم دین مبین اسلام قرار دارد. در دل این مکتب اسلامی و شیعی الگوها و اسوه های مثل امام حسین علیه السلام قرار گرفته که شعار اصلی او ،هیهات منا الذله بود. بنابراین مادر میان مردمی زندگی میکنیم که علاوه بر تمدن پنج هزار ساله با الگو ها و اسطورههای مثل رستم ، یک مکتب عقیدتی به قدمت ۱۴۰۰ساله با الگوها ی مثل امام علی و امام حسین علیهما السلام دارد.ودر مقابل کشوری مثل آمریکا با قدمت ۳۰۰سال ایستاده و رجز میخواند که اگر مرد میدانی بیا...
دلیل دیگر که می توان اشاره نمود سبک تربیتی و باز خوانی بحران است ، با این بیان که یکی دیگر از مهمترین علت تفاوت رفتاری در فرزندانمان در مواجه با بحران و جنگ ، نوع رفتار پدرو مادر در بحران ها، سبک تربیتی، و شیوه باز خوانی از جنگ و بحران است. وی اشاره نمود که علاوه بر دو دلیل ،سبک الگویی واسطوره ای و سبک تربیتی و بازخوانی بحران ، می توان از دلایل دیگری مثل جنبههای شخصیتی ،روانی و نهایتا انعکاس های جمعی نام برد.
سخن پایانی اینکه جنگ جزو لاینفک زندگی انسان است. به تعبیر بعضی فلاسفه، زندگی انسان عرصه جنگیدن است. گاه جنگ با ناکامی های زندگی وفضای فردی ، گاه در فضای جمعی و گاهی در فضای بین دو یا چند کشور .
اما نکته مهم این است که هیچ تمدنی در دنیا اتفاق نیافتاده مگر بخاطر تعارض بین دو تمدن و دو عقیده در مقابل هم .در نتیجه آن کسی که تاب آوری و مقاومت بیشتری از خود نشان دهد پیروز نهایی هست .
نتیجه اینکه جنگ امری اجتنابناپذیر است اما انچه اهمیت دارد انتخاب نوع سبک رفتاری در مواجه با بحران است.
