قزوین- تاکستان- ایمانیه

نشست علمی، پژوهشی «جایگاه خصلت ورع برای مربی و متربی در تربیت اسلامی»

شناسه خبر : 170040

1405/02/16

تعداد بازدید : 9

نشست علمی، پژوهشی «جایگاه خصلت ورع برای مربی و متربی در تربیت اسلامی»
نشست علمی با عنوان «جایگاه خصلت وَرَع برای مربی و متربی در تربیت اسلامی» در روز چهارشنبه 16 اردیبهشت 1405، با حضور گروهی از طلاب و اساتید، در حسینیه حضرت زهرا (سلام الله علیها) مدرسه علمیه ایمانیه برگزار گردید.

 این نشست با تلاوت آیاتی از کلام الله مجید توسط یکی از طلاب آغاز شد. دبیر نشست، سرکار خانم امینی، ضمن خیر مقدم و تقدیر از حضور طلاب و اساتید، به معرفی استاد مدعو و موضوع جلسه پرداختند. ایشان تأکید کردند که عنوان این نشست بر اساس مقاله علمی‑پژوهشی سرکار خانم زارعی تدوین شده است. هدف از برگزاری این جلسه، تبیین نقش محوری «ورع» به عنوان فضیلت اخلاقی و زیربنایی در فرآیند تعلیم و تربیت اسلامی، به ابعاد مختلف ورع و ضرورت آن و چگونگی تحقق هم برای مربی و هم برای متربی، بیان  نموده است. و بیان کردند که امروزه در دنیای پرشتاب و چالش برانگیز تربیت، نیازمند بازنگری در اصول و مبانی بنیادین هست. یکی از مبانی که کمتر به آن پرداخته شده، اما از اهميت حیاتی برخوردار است خصلت وَرَع است، ورع به معنای پرهیزگاری و خویشتن داری از آنچه ناپسند است. نه تنها برای فرد تربیت شونده بلکه برای مربی نیز جایگاه رفیع دارد.

استاد زارعی نشست به ارائه بحث پرداختند ابتدا آیا می‌توان تعریف جامع و مانع واحدی از واژه «ورع» ارائه داد؟ خیر بلکه رویکردی توصیفی و مقایسه‌ای دارد و تعاریف متعددی از منابع مختلف را گزارش می‌کند. از جمله: اجتناب از محرمات، شبهات و حتی برخی امور مباح، تقوا و کمال پرهیزگاری، خودداری از هر آنچه مورد پسند نیست در اصطلاح عرفانی، مقاله در نهایت به این نتیجه می‌رسد که ورع رتبه‌ای بالاتر از تقوا دارد و آن را به عنوان «هدف میانی در فقه تربیتی» مفهوم‌سازی می‌کند که ابتدا وصف رفتار، سپس صفت مربی و در نهایت خصلت متربی می‌شود. با این حال، یک تعریف منطقی (مشتمل بر جنس و فصل) ارائه نشده است. و برای درک بهتر و دوریاز یکنواختی سخنان خود را به صورت پرسش وپاسخ ادامه دادند.

دکتر خانم زارعی با این سوال مبحث را ادامه دادند. آیا می توان مصادیق بیشتری برای ورع در سیره معصومین و بزرگان دین برشمرد؟ بله، در مقاله به برخی مصادیق اشاره شده از جمله: اجتناب از شهوات، دوری از شک و تردید، نگفتن آنچه نمی‌دانی، سکوت طولانی، تفکر بسیار و خنده کم.... مصادیق دیگری مانند «دوری از حرام‌ها»، «گمان نیک به خدا»، «ترک کار در خلوت که در آشکارا شرم‌آور است» آمده است. فراتر از مقاله، می‌توان مصادیق بیشتری از سیره معصومین (ع) و بزرگان دین برشمرد، مانند: ترک غیبت، ترک نگاه به نامحرم، پرهیز از مال حرام و شبهه‌ناک، ترک دروغ حتی به شوخی، ترک اسراف، پرهیز از تکبر و حسد، اجتناب از فضولی و دخالت در امور بی‌ربط، و ترک محبت دنیا. این موارد از تحلیل روایات و سیره عملی قابل استخراج است.

در ادامه استاد مدعو به ضرورت ورع برای مربی و متربی پرداخته؛ و از حضار پرسیدند: به نظر شما کدام یک از این دو گروه اولویت بیشتری برای تقویت خصلت ورع دارند؟ چرا؟ و پاسخ دادند که ورع ابتدا باید وصف رفتار و سپس صفت مربی باشد تا به خصلت ذاتی تبدیل شود. تا پس از آن به متربی منتقل شود همچنین تأکید می‌کند: «مربی علوم اسلامی باید مزین به ورع باشد تا رسیدن متربیان خویش را به ورع و سایر اهداف متعالی تضمین کند»  با توجه به این مبنا و با استناد به اصل تقدم تربیت مربی بر تربیت متربی و نقش الگویی مربی، اولویت با مربی است. زیرا: مربی بدون ورع نه تنها قادر به تربیت صحیح نیست، بلکه ممکن است آسیب‌زا باشد. در روایات، عناوین شرعی ورع مانند: عالم، زاهد، حکیم، متقین، عابد، فقیه و حکیم (که نقش مربی دارند) به صراحت آمده است که صفت رفتار و سپس خصلت مربی است و قدر متیقن است كه مربی علوم اسلامی باید مزین به ورع باشد تا رسیدن متربیان به ورع سایر اهداف متعالی تضمین كند. از آیت‌الله جوادی آملی نقل شده: «مردم از ما عمل می‌خواهند... اگر ورع است، از سنخ عمل است». مربی باید پیش‌تر عامل به ورع باشد.

همچنین با توجه به فقه تربیتی ورع خصلت متربی باشد، عناوینی که برای متربی لحاظ شده در روایت مانند: مسلمان، منافق، اصحاب ائمه، دوستداران ائمه، مومن، منتظران، شیعیان و...ورع از ویژگیمتربی است زیرا ورع در روایات، صفات فقیه، مؤمن، شیعیان، دانشمندان و علما، دوستداران اهل  بیت ع،  اصحاب بیت (ع)، دوستداران امام علی (ع)، منتظران امام زمان (عج)، زاهد، عابد، متقین و مسلمان برشمرده شدند. البته در روایات به كسانی كه اظهار ورع می كنند، اما صاحب ورع نیستند، نیز با عنوان « ورع المنافق» اشاره شده است.(ع)، در واقع ورع مؤمنان در رفتارشان و ورع منافقان در زبانشان آشکار است.

در ادامه سخنان به راهکارهای عملی که در مقاله برای نهادینه سازی ورع در مربیان ارائه شده است را بیان کردند و اینکه تا چه حد قابلیت اجرایی در محیط تربیت کنونی را دارند؟ می توان روش‌های زیر را برای نهادینه‌سازی ورع برشمرد. تبشیر و انذار از طریق بیان آثار مثبت و منفی ورع، به‌کارگیری تشبیهات (مانند لباس، سپر، ستون)، پیوند ورع با محبت پیامبر (ص) و ائمه (ع)، معرفی مصادیق عینی ورع در روایات، ارائه تصویر روشن از ورع با استفاده از واژگان مرتبط (مانند تقوا، زهد، صبر)، تربیت عملی (الگو شدن مربی) و می تواند قابلیت اجرایی در محیط تربیت کنونی (مدارس، دانشگاه‌ها، حوزه‌های علمیه) متوسط تا بالاداشته باشد،

آیا چالش‌های احتمالی در اجرای این راهکارها پیش‌بینی شده است؟ مقاله به صورت مستقیم و نظام‌مند چالش‌های اجرایی را پیش‌بینی نکرده، اما به موانع و آسیب‌های درونی ورع اشاره کرده که خود می‌تواند بستر چالش‌ها را نشان دهد. عواملی که ورع را کاهش می‌دهند یا از بین می‌برند: طمع، سیری، ترک مدارا، خیانت، ارتکاب گناه. آثار کم‌ورعی: مردن دل، حماقت، ظلم، دشمنی آشکار، عمل به باطل. راهکار مقابله‌ای خاص برای این چالش‌ها در مقاله ارائه نشده، اما اصول ده‌گانه «پایه‌های ورع» مانند: محاسبه دائمی اعمال، صدق در گفتار، دوری از مشتبهات و ترک مصاحبت با اهل اشکال‌تراشی، می‌تواند به عنوان راهنمای عمل در نظر گرفته شود.

چه تفاوت و تمایزی میان ورع و مفاهیم مشابه آن مانند تقوا، پرهیزگاری یا عصمت وجود دارد که در مقاله به آن پرداخته شده است؟ تقوا پرهیز از محرمات و انجام واجبات ورع رتبه‌ای بالاتر دارد و شامل پرهیز از شبهات و حتی برخی مباحات نیز می‌شود. پرهیزگاری معادل عام تقوا ورع شدیدتر و تخصصی‌تر است. زهد پرهیز از دنیا و لذت‌های حلال ورع اعم از زهد است؛زاهد ممکن است وارع نباشد. عصمت بازداشتن الهی از گناه و خطا، ذاتی معصومان ورع اکتسابی است و مراتب دارد؛ اما عصمت موهبتی و غیراکتسابی است. همچنین مراتبی برای ورع ذکر شده (ورع اهل توبه، ورع صالحان، ورع متقین، ورع صدیقین) که نشان‌دهنده تفاوت درجه‌ای با تقواست. در نهایت می‌گوید: «برخی بر این باورند که تقوا در قرآن با ورع در روایات هم‌معنا است، اما بررسی‌های دقیق‌تر نشان می‌دهد که ورع در رتبه‌ای بالاتر از تقوا قرار دارد»

در مقاله تأکید بر تربیت اسلامی است؛ آیا می توان مفاهیم و راهکارهای مشابهی را در چارچوب تربیت غیر اسلامی نیز یافت؟ تفاوت‌ها و مشابهات چه خواهد بود؟ مقاله به این پرسش نپرداخته است، اما بر اساس تحلیل محتوایی آن می‌توان پاسخ داد: مشابهات با تربیت غیراسلامی (مثلاً تربیت اخلاقی سکولار یا مسیحی): مفهوم خویشتن‌داری و پرهیز از رفتارهای نادرست در هر نظام اخلاقی وجود دارد. روش‌هایی همچون تبشیر و انذار (پاداش و تنبیه)، ارائه الگو، ارتباط عاطفی، و تمرین عملی در بسیاری از مکاتب تربیتی دیده می‌شود. تأکید بر انتقال ارزش‌ها از مربی به متربی (انتقال فرهنگ) مشترک است.

در پایان نشست استاد خانم زارعی به سوالات طلاب پاسخ دادند توصیه داشتند در زمینه فقه تربیتی، بستر پزوهش و تحقیق باز هست و دبیرنشست به جمع بندی مختصر از مباحث را ارائه دادند.