قزوین- تاکستان- ایمانیه

طرح امداد و تفقد: دیدار با خانواده شهید جنگ رمضان، شهید امیرحسین بیگدلی.

شناسه خبر : 168955

1405/01/19

تعداد بازدید : 45

طرح امداد و تفقد: دیدار با خانواده شهید جنگ رمضان، شهید امیرحسین بیگدلی.
دیدار با خانواده شهیدان جنگ رمضان شهرستان تاکستان، شهید امیرحسین بیگدلی، گروه تفقد استانی؛ حجت‌الاسلام و المسلمین کاظم‌لو مدیریت حوزه علمیه خواهرات استان قزوین و معاونت پژوهش استانی سرکار خانم مهدوی منش، و مدیر و کادر، اساتید و طلاب مدرسه علمیه ایمانیه، به همراه آقای کردلو و خانم چگینی، مسئولین بسیج طلاب استانی، آقای موسوی؛ مسئول بنیاد شهید شهرستان تاکستان، خانم رحمانی؛ مسئول فرهنگی خانواده های سپاه و... مورخه 19/1/1405در منزل سرباز وطن شهید بیگدلی، جهت تکریم خانواده شهید و تجدید میثاق با شهداء حضور یافتند.

در دیدار با خانواده شهیدان جنگ رمضان شهرستان تاکستان، شهید امیرحسین بیگدلی، حجت الاسلام و المسلمین آقای کاظم لو در ابتدای دیدار بیان کردند، زنده نگه داشتن یاد شهید از شهادت کمتر نیست. حوزه علمیه خواهران وظیفه خود می‌داند که با خانواده شهدا به‌ویژه مادران شهدا ارتباط پیدا کند،

شهید امیرحسین بیگدلی، از شهدای نیروی انتظامی بودند این دیدار با خانواده، پدر و مادر خواهران و همسر شهید  انجام گرفت، پدر شهید چگونگی شهادتش را اینگونه بیان میکند : وسایل عید را تهیه کرده بود و قرار بود ساعت ۱۱ که شیفتش تمام می شود به خانه بیاید که متوجه می شود میدان سپاه کرج مورد حمله دشمن قرار گرفته و برای کمک به هموطنان به آنجا می‌رود(با اینکه شیفتش نبود)که در حمله بعدی ترکش به سر شهید اصابت می کند و به شهادت نایل می آید و در ادامه گفتند:امیرحسین با خواهر کوچکتر خود ارتباط صمیمانه داشت از خواهر خواستند کمی از شهید صحبت کنند اما خواهر آنقدر بغض گلویش را گرفته که نتوانست سخنی بگوید فقط گفت برادرم خیلی مهربان و خوب بود. سپس مادر شهید از ادب و احترام شهید نسبت به پدر و مادر و خواهرانش سخن گفتند: تمام ناراحتی ما این است که یک بار با ما با صدای بلند صحبت نکرد همیشه حواسش به من و خواهرانش بود. بسیار وظیفه شناس بودند (احساس وظیفه در قبال رهبر و کشورش) و با اینکه تربیت معلمی قبول شدند اما با عشق و علاقه وارد دانشگاه افسری شد تا به خدمت نیروی انتظامی در بیاید مادر ادامه داد محل کار امیرحسین کرج بود و هر روز در حال رفت و آمد بود بعد از شهادت رهبر و در ایام عید در پاسخ به درخواست مادرش که می گوید از امیر حسین خواستم چند روز مرخصی بگیرد اما او پاسخ داد که مادر جان من نروم اون یک نرود چه کسی باید خدمت کند. مادر ادامه داد که بعد از خبر شهادت رهبر من با او تماس گرفتم و با گریه با امیرحسین حرف زدم، شهید مادر را دلداری میدهد و می گوید که می خواهد به میناب برود مادر از او می خواهد مواظب خودش باشد امیرحسین می‌گوید جان ما عزیزتر از رهبر نیست ای‌کاش ماهم مثل رهبرمان شهید شویم، شهید در خدمت آن قدر ثبات قدم داشت که در میانه جنگ رمضان، در محل کارش (کرج) مورد اصابت قرار گرفت و سرنوشتش ختم به خیر و شهادت شد. ایشان تازه یک سالی بود که ازدواج کرده بودند و همسرش  ناباورانه در جمع ما نشسته بود و اشک می ریخت.

در پایان این دیدار حجت الاسلام اقای کاظم‌لو فرمودند: خانه های شهدا خانه های امام حسین (علیه السلام) و انقلاب اسلامی هستند و عکس رهبر را تقدیم مادر کردند و برای مادر از خداوند طلب صبر نمودند از طرف مرکز مدیریت حوزه علمیه خواهران استان قزوین و بسیج طلاب به خانواده شهید لوح تقدیر و هدیه ای تقدیم گردید.