در ابتدای جلسه،استاد موافق،چندین ادله مبنی بر اجباری نبودن دین بیان کردند و گفتند که ایمان یک باوری هست که در قلبها شکل میگیرد و اگر از روی ترس باشد دیگر ایمان ما اثری نداردو پیامبر(ص)نیز با منطق و محبت و تحسین با مردم سخن می گفتند و در سوره غایشه نیز خداوند میفرمایند:وظیفه پیامبر(ص)فقط دعوت است.
و در ادامه نیز بیان کردند که وقتی اجبار باشد دیگر کارهای مردم از روی اعتقاداتشان نیست .
و اما استاد مخالف چنین پاسخ دادند که اسلام و قرآن جامع و کامل است و درست است که ایمان امری درونی است اما اسلام فقط حوزه درون را در برنمیگیرد و اگر همه در حوزه باورشان دیندار باشند و در عمل پدیدار نباشد ، این ایمان محسوب نمی شود .
اسلام دین محبت است و اجباری در آن نبوده و خود حکومت و دولت باید بستر سازی کند و امروزه میبینیم اگر شخصی کار خطایی انجام دهد چندین مرتبه از راه های مختلف به او تذکر داده می شود و این خود نشان می دهد که ما عملا اجباری نمی بینیم و بعضی از کارها واقعا باید با آنها برخورد شود وگرنه جامعه از پیشرفت باز می ماند .
کشورهای مختلف دنیا نیز برای پیشرفتشان یکسری قوانین دارند که افراد باید به آن پایبند باشند.
و در پایان نیز دبیر جلسه جمع بندی مطالب را اینگونه خاطر نشان کردند که ؛ ما در ادامه ی این آیه عبارت"قد تبین الرشد من الغی " را داریم و برای پیشرفت و هدایت بشر پذیرش دین بهتر است و با مثالی اینگونه عرض کردند که وقتی کسی بدنبال ورزشی مانند فوتبال می رود ،وقتی وارد آن می شود باید قوانین آن را بپذیرد و رعایت کند ؛ و اینگونه یاد آور شدند که درست است که در اصل پذیرش دین اجباری نداریم ، اما وقتی آن را پذیرفتیم باید به قوانین آن پایبند باشیم .
