به مناسبت هفته کتاب وکتابخوانی نشست علمی-پژوهشی با عنوان «راهکارهای ایجاد ارتباط بین تدریس وپژوهش» در مدرسه علمیه تخصصی الزهراء علیها السلام ارومیه به صورت حضوری و مجازی با حضور خانم دکتر معصومه اسماعیلی؛ مدیر گروه فلسفه وگروه شیعه شناسی دانشکده هدی برگزار شد.
خانم اسماعیلی در ابتدا به فرق بین موضوع نظری وعملیاتی پرداخته گفتند: در حوزههای علمی و آموزشی، تمایز بنیادینی بین «موضوع نظری» و «موضوع عملیاتی» وجود دارد. موضوع نظری، به افزایش دانش صرف و درک مفهومی از جهان میپردازد. موضوع عملیاتی بر بهبود عملکرد، کارآمدی و کیفیت فعالیتهای انسانی تمرکز دارد. موضوع این نشست، رویکردی عملیاتی دارد و هدفش افزایش کیفیت تدریس و پژوهش از طریق برقراری ارتباط مؤثر بین این دو حوزه است.در واقع هدف، تقویت عملکرد مدرس و پژوهشگر است، نه صرفاً تحلیل مفهومی رابطه آنها.
مدیر گروه فلسفه دانشکده هدی افزود: فرد علمی در سطوح بالای رشد علمی، خروجیهای مختلفی دارد که شامل تدریس، پژوهش و تبلیغ است. هرچند این ابعاد میتوانند در یک فرد تلفیق شوند؛ اما تدریس و پژوهش ارتباط تنگاتنگی دارند و جدا کردن آنها به ضرر هر دو میانجامد.
بخش اول: چرا تدریس به پژوهش نیاز دارد؟تدریس فقط انتقال محتوا نیست؛ بلکه فرآیندی پویا و تعاملی است که چهار وظیفه اصلی دارد؛
1. ارائه محتوای علمی غنی و فراتر از منبع: منابع درسی (مثل کتابهای درسی یا متون کلاسی) اغلب ثابت و محدود هستند نسل جدید طلبه/دانشجو دسترسی به منابع متعدد دارند و نیازمند محتوایی هستند که فراتر از منبع رسمی باشد بدون پژوهش، مدرس نمیتواند نقاط اختلاف و اجماع را تشخیص دهد تحلیلهای تازه از متون ارائه کند به سؤالات پیچیده پاسخ دهد، مدرس باید قبل از تدریس، به پژوهش منابع موازی، متون اولیه و تفسیرهای معاصر بپردازد تا محتوای کلاس غنی شود.
2. انتخاب روش تدریس متناسب با موضوع: مثلا روش تدریس فلسفه عقلی است. روش تدریس تفسیر نقلی است.
این روشها مستقیماً از فرآیند پژوهشی مدرس نشأت میگیرند. بدون تجربه پژوهش، مدرس نمیتواند روش صحیح تحلیل را تشخیص دهد مدرس باید حداقل یک مقاله یا پژوهش در زمینه درس خود داشته باشد تا روش تدریس او علمی و مبتنی بر پژوهش باشد.
3. مدیریت سرفصلها و تأمین محتوا: گاهی سرفصلها خلاصه یا ناقص هستند مدرس موظف است محتوای لازم را تولید یا جمعآوری کند این کار مستلزم شناسایی منابع اولیه، تطبیق متون مختلف، تحلیل و تلخیص اطلاعات است. بنابراین هر سرفصل درسی باید با یک پروژه کوچک پژوهشی همراه شود.
4. فعالسازی طلبه/دانشجو از طریق تکالیف پژوهشی: تدریس مؤثر، یکطرفه نیست مدرس باید طلبه را به حرکت درآورد. تکالیف پژوهشی (مثل: در مورد این فقره از المیزان، نظر مفسران دیگر را جمعآوری کن) باعث افزایش مشارکت، ایجاد فضای پژوهشی در کلاس و آشنایی با منابع می شود.
ایشان در ادامه به بخش دوم پرداخت که چرا پژوهشگر به تدریس نیاز دارد. برخلاف تصور رایج، پژوهشگر بدون تدریس، ناتمام است. تدریس به پژوهشگر کمک میکند تا پژوهش او آزموده و راستیآزمایی شود. وقتی پژوهشگر مطالب خود را در کلاس بیان میکند، با سؤالات طلبه مواجه میشود. این سؤالات، نقاط ضعف و ابهامات پژوهش را آشکار میکند. پژوهش او قابل فهم و قابل انتقال شود. پژوهش بدون بیان، در انزوا میماند. بسیاری از آثار بزرگ مثل تفسیر المیزان به دلیل تدریس و بیان زنده گسترده شدهاند. تدریس، پژوهش را از "متن نوشتاری" به "تجربه ذهنی" تبدیل میکند. پژوهش بدون تعامل، دچار "انجماد فکری" میشود. تدریس، باعث میشود پژوهشگر مسائل جدید را بشنود به نیازهای واقعی مخاطب پی ببرد.
اسماعیلی در ادامه به راهکارهای عملیاتی برای ارتباط تدریس و پژوهش اشاره کرده و گفت:
1. حداقل ۴مقاله پژوهشی برای هر مدرس کیفیت تدریس را بالا می برد .
2. تکالیف پژوهشی در هر کلاس باعث فعالسازی طلبه می شود.
3. تشکیل گروههای پژوهشی مدرسین باعث شبکه سازی پژوهش می شود.
4. هماهنگی بین تألیف کتب درسی و پژوهشهای جدید باعث بهروزرسانی محتوا می شود.
ایشان در آخر نتیجه گیری کرده و فرمودند: مدرس پژوهشگر، الگوی واقعی است مدرسی که فقط منبع را تکرار میکند، الگو نیست پژوهشگری که فقط مینویسد و نمیگوید، تأثیر محدود دارد فردی که همزمان مدرس و پژوهشگر باشد، هم محتوا تولید میکند، هم آن را منتقل میکند، هم طلبه را به پژوهش دعوت میکند.
