برگزاری کرسی آزاداندیشی

قزوین کرسی آزاداندیی آموزش مذهبی به کودکان آری یا خیر؟ مدرسه علمیه زینبیه آبیک

شناسه خبر : 156537

1403/12/26

تعداد بازدید : 17

قزوین کرسی آزاداندیی آموزش مذهبی به کودکان آری یا خیر؟ مدرسه علمیه زینبیه آبیک
کرسی آزاداندیشی «آموزش مذهبی به کودکان؛ آری یا خیر؟ » به شیوه پرسش و پاسخ، روز دوشنبه 13اسفند ماه 1403 ساعت 10 تا 11 در سالن اجتماعات مدرسه علمیه زینبیه آبیک برگزار شد.

با سلام و صلوات بر محمد و آل محمدl به استحضار می‌رساند کرسی آزاداندیشی «آموزش مذهبی به کودکان؛ آری یا خیر؟ » به شیوه پرسش و پاسخ، روز دوشنبه 13اسفند ماه 1403 ساعت 10 تا 11 در سالن اجتماعات مدرسه علمیه زینبیه آبیک برگزار شد. ارکان این کرسی سرکار خانم  سمانه زارعی به عنوان ارائه دهنده و سرکار خانم  رقیه محمدی به عنوان پرسشگر و دبیر جلسه بودند.

کرسی با پخش سرود ملی آغاز شد و سرکار خانم آقاجانی معاون پژوهش، عنوان کرسی و اساتید ارائه دهنده را معرفی نمودند و بعد دبیر جلسه؛ خانم محمدی مقدمه ای را برای ورود به بحث اشاره کردند.

دبیر جلسه: یکی از دغدغه های جامعه مذهبی بحث تربیت دینی فرزندان است ولی در مواجهه با دیدگاه مخالفینی قرار دارند که هرگونه آموزش مذهبی به کودک را خلاف اخلاق و انسانیت میدانند و معتقد است که کودک به آن سطح از بلوغ فکری نرسیده که بخواهد تحت آموزش مذهبی قرار بگیرد. حالا از استاد زارعی سوال میکنیم که در زمینه آموزش مذهبی به کودک چه نظریه هایی وجود دارد؟

استاد زارعی از طلاب حاضر این سوال را مطرح کردند که به نظر شما آموزش مذهبی به کودک درست هست یا نه؟ و چند نفر از طلاب به دفاع از این موضوع پرداختند. ایشان معتقد بودند که سن طلایی کودکی باعث آموزش پذیری و راحت شدن کار تربیتی والدین می‌شود. ملکه شدن مذهب در او باعث حل مشکلات بحرانی و مانع از افسردگی او می‌شود..

استاد در ادامه فرمودند: دو دیدگاه موافق و مخالف آموزش مذهبی به کودک وجود دارد که دیدگاه موافق معتقد است کودک به دلیل عدم بلوغ فکری نیاز به راهبری و هدایت دارد و دیدگاه مخالف که معتقد است این کار موجب سلب آزاداندیشی از کودک میشود.

دبیر جلسه: دلایل و مستندات هر دو گروه چیست؟

استاد زارعی: دلائل موافقین آموزش مذهبی به کودک به این صورت است که؛

اولین دلیل ایشان، فطری بودن دین باعث سوال کردن بچه ها می‌شود و اگر پاسخ درست به او داده نشود او را در سردرگمی گذاشتیم.

دلیل دوم: شواهد تاریخی نشان میدهد که خدا باوری در همه جوامع بوده و ما نمی‌توانیم جامعه را بدون خدا رها کنیم. دلیل سوم: جامعه شناسی جوامع نشان میدهد که هر جامعه ای به یک نیرو فوق مادی نیاز دارن.                          دلیل چهارم: علم روان شناسی است و این علم نشان میدهد که روان کودک نیاز به این موضوع دارد و باید به سوال ذهنی او پاسخ داده شود.

دلیل پنجم: اصل اختیار به ما می‌گوید ما نباید دین داری را به شکل تهدید یا تطمیع به کودکان آموزش داده دهیم و بنابر این اصل، اختیار نباید زیر سوال برود و دین داری باید مطابق اصل اختیار به او آموزش داده شود.

دلیل ششم :آموزش باید در کودک نهادینه شود و نه برای امتیازگیری و رفع تهدید طرف دین دار باشد. درونی سازی دین مانع شناسنامه ای شدن و موروثی بودن دین داری می‌گردد. پس ما باید به سمت روش های درست آموزش دینی پیش برویم.

اما دلایل مخالفین؛  مخالفین دوتا اصل را برای مخالفت بیان میکنن

1.  اسطوره طبیعی بودن خداناباوری ۲. اصل تربیت خنثی

طبق اصل اول این اعتقاد مطرح می‌شود که کودک در بدو تولد خالی از نگاه مذهبی است و والدین و محیط به او باور می‌دهد. پس خداناباوری وضعیت طبیعی کودکی است. انسانی که در محیط خالی از آموزش قرار می‌گیرد خدا رو نمیشناسد پس آموزش مذهبی خلاف طبیعت کودک است و کار خلاف طبیعت به او آسیب میزند. پس اخلاقا آموزش مذهبی درست نیست.

اصل دوم می‌گوید که جوامع مختلف دارای فرهنگهای مختلف هستند اما گسترش ارتباطات و مهاجرت و توریست و.. باعث شده یک جامعه دارای چند فرهنگ مختلف بشود و وقتی بخواهیم آموزش عمومی مذهب خاص را در آن جامعه ایجاد کنیم باز به آنها آسیب میزنیم و این هم خلاف اخلاق است. آموزش دینی باید غیر جهت گیری خاصی باشد. پس آموزش و تربیت باید خنثی باشد.

دبیر جلسه: استاد به این دو دیدگاه چه نقدهایی وجود دارد؟

استاد زارعی ابتدا از طلاب در نقد دیدگاه مخالفین نظرخواهی کردند و چند تن از طلاب در نقد نظر مخالفین به آیه«فالهمهما فجورها و تقواها» اشاره کردند که این آیه نشان میدهد خداباوری در طبیعت انسان وجود دارد و انسان ذاتا قدرت تشخیص خیر و شر را دارد.

استاد بعد از نظرخواهی از طلاب در نقد آراء مخالفین فرمودند: نقدهایی که بر مخالفین وارد می‌شود را میتوان اینگونه طرح کرد که آیا علوم اکتسابی به صورت کلی مطرود است؟ مثلا آموزش زبان فارسی در ایران و انگلیسی در ایران امری طبیعی است. پس اکتسابی بودن دلیل بر بد بودن آن علم نیست. فرهنگ هم اکتسابی است و نمی‌شود آن رو رد کرد.

مساله بعد این است که خدا ناباوری اصلا طبیعی نیست چون روانشناسی کودک نشان میدهد که بچه ها جهان را هدفمند و صاحب خالق میدانند. فلسفه جدایی اخلاق از دین  یه مبحثی است که نظریه مخالفین روی آن قرار گرفته است ولی هنوز این مبنای فکری ثابت نشده است.

دبیر جلسه: با توجه به این دو دیدگاه و دلایل و نقدهایی که وارد کردید آیا می‌توان در آموزش مذهبی به راهکاری رسید؟

استاد زارعی:

تنها راهکاری که بتوان مخالفین را تا حدود زیادی موافق یا حداقل مجبور به سکوت کنیم این است که باید آموزش دینی به صورت تفکر نقاد داده بشود.این آموزش باعث می‌شود کودک در عین دین داری با تفکر و آزاداندیشی بار می‌آید.

تفکر نقاد فقط با یک علم انجام می‌شود علم فلسفه است چون فلسفه روش استدلال عقلی به کودک یاد میدهد. فلسفه برای کودکان باید تالیف شود.

در انتهای جلسه نیز دبیر جلسه به جمع بندی مطالب پرداختند و مدیر حوزه آبیک سرکار خانم آقازاده نیز ضمن قدر دانی از اساتید، تشکیل کلاسهایی برای یادگیری تفکر نقاد و فلسفه برای کودکان در جهت رشد دین باوری را پیشنهاد دادند که مورد استقبال طلاب قرار گرفت.

0رای ثبت شده
فرم ثبت نظر