بررسی ترجمه اسلوبهای قصر در جزء سوم و چهارم قران کریم (مطالعه موردی: ترجمههای: الهیقمشهای، فولادوند، رضایی، پاینده، ارفع و انصاریان)
هدف اين پژوهش، واكاوي ميزان موفقيت مترجمان فارسي قرآن كريم در انتقال ظرافتهاي بلاغي اسلوبهاي قصر از زبان عربي به فارسي است. اسلوب قصر، به عنوان يكي از مهمترين ابزارهاي تأكيد و انحصار در بلاغت قرآن، در قالبهايي همچون إنّما، تعريف مسند و تقديم ما حقّه التأخير، نقش كليدي در رساندن مقاصد الهي و تصحيح نگرش مخاطبان ايفا ميكند. با توجه به تفاوتهاي بنيادين ساختار نحوي و سبك بيان عربي و فارسي، ترجمه اين اسلوبها همواره با چالشهاي جدي روبهروست. در اين تحقيق، با انتخاب نمونههاي شاخصي از جزء سوم و چهارم قرآن كريم، مجموعاً ۵۲ آيه، تحليل چهارسطحي شامل: متن و ساختار، تحليل بلاغي، بازتاب در ترجمههاي شش مترجم معاصر (الهيقمشهاي، فولادوند، پاينده، رضايي، ارفع و انصاريان)، و نقد تطبيقي بر مبناي اصول علم معاني صورت گرفت. يافتهها نشان داد كه مترجمان در بازآفريني معناي قصرِ ناشي از إنّما، عموماً موفقتر عمل كردهاند و با بهكارگيري واژگان و ساختارهاي تأكيدي مانند «تنها»، «جز»، و «فقط» توانستهاند تا حد زيادي پيام انحصار را منتقل كنند. در اسلوب تعريف مسند و به ويژه در شيوه تقديم ما حقّه التأخير، چالشها جديتر بوده است؛ چرا كه زبان فارسي ظرفيت كافي براي بازتوليد مستقيم اين جابهجاييهاي نحوي را ندارد و اغلب معناي قصر به يك خبر ساده يا تأكيد ضعيف تقليل يافته است. برخي مترجمان با افزودن قيود معنايي و عبارات تفسيري تلاش كردهاند معناي تخصيص و انحصار را جبران كنند، اما اين راهكار نيز همواره نتوانسته جايگزين ظرافت ساختاري متن عربي شود. در مجموع، پژوهش حاضر بر اهميت آگاهي مترجم از مباني بلاغت و تنوع ابزارهاي زباني براي انتقال اسلوبهاي قصر تأكيد ميكند و پيشنهاد ميدهد كه بهرهگيري از ساختارهاي تأكيدي زبان مقصد و ترجمه تفسيري، ميتواند راهگشاي انتقال صحيحتر معنا و پيام بلاغي قرآن باشد.
- : سطح3
- : مدرسي ادبيات عرب
- : اصفهان
- : اصفهان
- : اصفهان - اصفهان - مدرسه علمیه تخصصی فاطمة الزهراء «علیها السلام»