معانی ثانوی انشاء طلبی در نامه های نهج البلاغه ( نامه یکم تا بیستم) با تکیه بر شروح منهاج البراعه و ابن میثم

شناسه محتوا : 51501

1404/11/28

تعداد بازدید : 2

چكيده نهج البلاغه به عنوان يكي از برجسته‌ترين متون ديني ـ ادبي اسلام، سرشار از ظرايف بلاغي و اسلوب‌هاي متنوع بياني است كه فهم دقيق آن، مستلزم واكاوي لايه‌هاي معنايي فراتر از ظاهر الفاظ مي‌باشد. يكي از مهم‌ترين اين لايه‌ها، معاني ثانويه جملات انشايي، به‌ويژه انشاي طلبي، است كه نقش بنياديني در انتقال اغراض خطابي و مقاصد تربيتي، سياسي و اجتماعي اميرالمؤمنين علي‌بن‌ابي‌طالب (عليه السلام) ايفا مي‌كند. اين پژوهش با رويكردي توصيفي ـ تحليلي و بر پايه مطالعات كتابخانه‌اي، به بررسي و تحليل معاني ثانويه جملات انشاي طلبي در نامه‌هاي اول تا بيستم نهج‌البلاغه پرداخته است. در اين تحقيق، جملات انشاي طلبي هر نامه به‌صورت موردي شناسايي شده و با تكيه بر مباني علم معاني و بلاغت عربي، اغراض ثانويه آن‌ها همچون ارشاد، تهديد، تحذير، تعظيم، تقريع، توبيخ، نصيحت، الزام اخلاقي و تأكيد بر مسئوليت اجتماعي تبيين گرديده است. محور اصلي تحليل‌ها، بهره‌گيري از شرح ابن‌ميثم بحراني و كتاب منهاج‌البراعة به‌عنوان دو منبع معتبر و اثرگذار در شرح بلاغي نهج‌البلاغه بوده و ضمن نقل ديدگاه‌هاي اين دو شارح، وجوه اشتراك و افتراق آراي آنان در تفسير اغراض ثانويه جملات انشايي بررسي و ارزيابي شده است. يافته‌هاي پژوهش نشان مي‌دهد كه امام علي (عليه السلام) در نامه‌هاي خود، با عدول آگاهانه از معناي اوليه انشاي طلبي، از اين اسلوب زباني به‌مثابه ابزاري كارآمد براي هدايت مخاطب، تثبيت اقتدار اخلاقي و سياسي، و مديريت مناسبات اجتماعي بهره برده است؛ به‌گونه‌اي كه بسياري از اوامر و نواهي، در سياق‌هايي غيرالزامي و با اغراض تربيتي، ارشادي و خطابي به كار رفته‌اند. اين امر، گوياي پيوند عميق بلاغت علوي با واقعيت‌هاي اجتماعي و اقتضائات حكمراني اسلامي است و نشان مي‌دهد تحليل معاني ثانويه انشاي طلبي، نقشي اساسي در فهم دقيق پيام‌هاي نهج‌البلاغه و كاربست آن در مطالعات معاصر دارد.
پدیدآورندگان
  • : سطح3
  • : مدرسي ادبيات عرب
  • : تهران
  • : تهران
  • : تهران - تهران - مدرسه علمیه تخصصی رفیعة المصطفی «علیها السلام»