اومانیسم و نقد ان از منظر تفسیر المیزان
مكتب اومانيسم (انسانمحوري) به عنوان يكي از بنيادينترين پارادايمهاي فكري غرب مدرن، با قرار دادن انسان به عنوان مدار و معيار غايي حقيقت، دگرگونيهاي ژرفي در حوزههاي معرفتشناسي، هستيشناسي و انسانشناسي ايجاد نموده است. اين رويكرد، با تقليل ساحتهاي وجودي انسان به ابعاد مادي و دنيوي، چالشهاي جدي و بنياديني را در مواجهه با جهانبيني توحيدي و مباني الهيات اسلامي به وجود آورده است. پژوهش حاضر با هدف واكاوي، تحليل و نقد اصولي مكتب اومانيسم، با تكيه بر آراء و انديشههاي مفسر عاليقدر، علامه سيد محمدحسين طباطبايي در تفسير شريف «الميزان» سامان يافته است. اين رساله با اتخاذ روش توصيفي-تحليلي و بهرهگيري از منابع كتابخانهاي، در پي پاسخ به اين پرسش اساسي است كه مباني و پيامدهاي اومانيسم از منظر انسانشناسي قرآني علامه طباطبايي چگونه ارزيابي و نقد ميگردد. يافتههاي تحقيق بر اساس ساختار رساله در سه محور اصلي ارائه شده است:در گام نخست، ضمن تبيين مفاهيم پايه، مرزهاي معنايي اومانيسم و مفاهيم همبسته و زايندهي آن نظير سكولاريسم و سكولاريزاسيون به دقت موشكافي شده است.در گام دوم، سير تطور تاريخي، انواع اومانيسم و مؤلفههاي بنيادين آن شامل خردگرايي خودبنياد، آزادي مطلقانگاشته، طبيعتگرايي، تساهل و تسامح، و نگرش تقليلگرايانه به مذهب، مورد كالبدشكافي قرار گرفته و مباني معرفتشناختي، هستيشناختي و انسانشناختي آن تبيين گرديده است.در گام نهايي و در مقام نقد، پيامدهاي اين مكتب از منظر تفسير الميزان مورد ارزيابي قرار گرفته است. نتايج نشان ميدهد كه رويكرد اومانيستي با جايگزيني «عقل ابزاري و خودبنياد» به جاي «وحي» و انقطاع انسان از مبدأ سرمدي، نه تنها كرامت حقيقي و آزادي واقعي انسان را تأمين نميكند، بلكه به پيامدهاي مخربي نظير ازخودبيگانگي، پوچي، بحرانهاي اخلاقي و انحطاط معنوي منجر ميگردد. در نقطه مقابل، علامه طباطبايي با استناد به آيات الهي، الگوي «انسانِ خليفةالله» را به عنوان بديل مكتب اومانيسم ارائه ميدهد كه در آن، كرامت، استقلال و اراده انساني در پرتو عبوديت پروردگار و پيوند با ساحت قدسي هستي، به عاليترين مراتب كمال و سعادت ابدي دست مييابد.
- : سطح3
- : كلام اسلامي
- : همدان
- : همدان
- : همدان - همدان - مدرسه علمیه تخصصی فدک