اعتبارسنجی نظریه اشرف مخلوقات بودن انسان درقران کریم
مسئله «اشرف مخلوقات بودن انسان» از مباحث بنيادين انسانشناسي قرآني است كه در ميان مفسران، تفاسير متعددي از آن ارائه شده است؛ تفاسيري كه گاه بر اشرفيت ذاتي و مطلق انسان تأكيد دارند و گاه با استناد به آيات سقوط و فساد، اين اشرفيت را نفي يا محدود ميسازند. اين پژوهش با روش توصيفي–تحليلي و رويكرد تطبيقي انتقادي، ديدگاههاي مفسران اهل سنت(طبري، زمخشري و فخر رازي، آلوسي، ابن عاشور و رشيدرضا)، مفسران اماميه (شيخ طوسي ، طبرسي ، ملاصدرا و فيض كاشاني) و مفسران معاصر شيعه (علامه طباطبايي، شهيد مطهري و جوادي آملي) را بر اساس سه معيارِ مطابقت با آيات كرامت و خلافت انسان، توجه به آيات سقوط و انحطاط، و سازگاري با روايات اهلبيت(عليهمالسلام) بررسي و ارزيابي كرده است. نتايج نشان ميدهد كه تفاسيراهل سنت ، با وجود ارائه نكاتي درباره كرامت انسان، از تبيين جامع و منسجم اشرفيت انساني ناتواناند و غالباً يا به اشرفيت موردي و محدود بسنده ميكنند يا به آيات سقوط توجه كافي ندارند. در مقابل، تفاسير اماميه با تفكيك ميان اشرفيت بالقوه و بالفعل و تأكيد بر نقش ايمان و عمل صالح، هماهنگي بيشتري با مجموعه آيات و روايات دارند. در نهايت، تحليل تطبيقي نشان ميدهد كه ديدگاه علامه طباطبايي، همراه با تبيينهاي تكميلي شهيد مطهري و آيتالله جوادي آملي، جامعترين و هماهنگترين نظريه را ارائه ميدهد؛ نظريهاي كه اشرفيت انسان را نه امري ذاتي و مطلق، بلكه حقيقتي مشروط، و وابسته به ايمان، تزكيه نفس، عمل صالح و قرب الهي ميداند و توان جمع ميان آيات كرامت و آيات سقوط انسان را داراست.
- : سطح3
- : تفسير و علوم قرآن
- : اصفهان
- : نجف آباد
- : اصفهان - نجف آباد - مدرسه علمیه تخصصی ام الائمه «علیها السلام»