نشست پژوهشی نهجالبلاغهخوانی با موضوع بررسی حکمت ۴۲ نهجالبلاغه برگزار شد. در این جلسه، حکمت ۴۲ امیرالمؤمنین علیهالسلام مورد بحث قرار گرفت که در آن آمده است: اگر با شمشیر به بینی مؤمن بزنم، با من دشمن نخواهد شد و اگر همه اموال دنیا را به منافق ببخشم، مرا دوست نخواهد داشت؛ زیرا این امر از زبان پیامبر صلیاللهعلیهوآله جاری شده که فرمودند: «ای علی! مؤمن با تو دشمنی نمیکند و منافق تو را دوست نمیدارد.
در ادامه، دو نکته مهم از این حکمت تشریح شد. نکته نخست به آسیب جسمی و روحی ضربه به بینی اشاره داشت که نماد ذلت و خواری است، با این حال محبت مؤمن به امیرالمؤمنین علیهالسلام به سبب ایمانش کاسته نمیشود. نکته دوم به روایات متعدد اهل سنت در این زمینه اختصاص داشت. منابعی مانند مسند احمد بن حنبل و صحیح مسلم این روایت را نقل کردهاند. از جمله، عمر بن خطاب به مردی که به امیرالمؤمنین ناسزا میگفت، گفت که او منافق است، زیرا پیامبر فرمودهاند: «علی نسبت به من به منزله هارون نسبت به موسی است، جز اینکه پس از من پیامبری نخواهد آمد.» همچنین ابوسعید خدری از صحابی پیامبر نقل کرده است که منافقان را جز از طریق دشمنی با علی علیهالسلام نمیشناختند.
در بخش دیگری از جلسه، دلیل مخالفت با مسئله امامت امیرالمؤمنین، اشتباه در مصداق و تعصب دانسته شد. تأکید گردید که اسلام همراه با محبت امیرالمؤمنین، ایمان کامل است و اسلام بدون این محبت، نشانه نفاق به شمار میرود. منافق کسی است که تظاهر به اسلام میکند، در حالی که در باطن کافر است. نفاق از زمان هجرت پیامبر به مدینه آغاز شد، زیرا در مکه مخالفان بهصورت علنی دشمنی میکردند.
همچنین به زمینههای تاریخی نفوذ برخی از اهل کتاب در صدر اسلام اشاره شد و شواهدی مانند تحریک مشرکان، سوءقصد به پیامبر و جعل احادیث مطرح گردید.
در پایان جلسه، داستان نجاشی، یکی از مسلمانان صدر اسلام روایت شد. او در ماه رمضان شراب نوشید و امیرالمؤمنین علیهالسلام حد را بر او جاری کرد. خانوادهاش از این واقعه احساس سرشکستگی کردند و به شام رفتند. در دربار معاویه، هنگامی که معاویه قصد بدگویی از امام علی را داشت، طارق بن عبدالله برخاست و گفت که آنها از نزد امام عادل و بحق فرار کردهاند و اطرافیان امام، پرهیزکاران و اصحاب رسول خدا هستند.
این نشست با تمرکز بر مفاهیم ایمان، انفاق و جایگاه امیر المومنین علیه السلام برگزار شد.
