در این نشست، استاد به بررسی زمینههای تاریخی شکلگیری صهیونیسم، تأسیس رژیم اسرائیل و روند پیدایش و تحولات سازمان آزادیبخش فلسطین (ساف) پرداخت. ادامه مباحث، با تمرکز بر حماس و جریانهای اسلامگرا در فلسطین، به جلسه آینده موکول شد.
خانم ایرانمنش بحث خود را با اشاره به تاریخ بنیاسرائیل و فرزندان حضرت یعقوب(ع) آغاز کرد و به دغدغه آن حضرت در واپسین لحظات عمر درباره حفظ توحید و پایبندی فرزندانش به دین اشاره نمود. سپس به پراکندگی تاریخی یهودیان در نقاط مختلف جهان و برخی فعالیتهای اقتصادی آنان در اروپا، از جمله صرافی و حوالههای تجاری در دورههای گذشته، پرداخت. در ادامه، اهمیت جغرافیایی و راهبردی سرزمین فلسطین بهعنوان منطقهای واقع در پیوندگاه آسیا، اروپا و آفریقا تبیین شد.
استاد در ادامه، شکلگیری ناسیونالیسم و ملیگرایی در اروپا طی قرن نوزدهم و همزمانی آن با گسترش یهودستیزی را از زمینههای مؤثر در پیدایش صهیونیسم سیاسی دانست. در این بخش، به نقش تئودور هرتسل در سازماندهی جنبش صهیونیستی و پیگیری ایده تشکیل یک دولت ملی برای یهودیان اشاره شد. به دنبال جنگ جهانی اول و فروپاشی امپراتوری عثمانی، فلسطین تحت قیمومیت بریتانیا قرار گرفت و دولت بریتانیا در سال ۱۹۱۷ با صدور اعلامیه بالفور از ایجاد خانه ملی برای مردم یهود در فلسطین حمایت کرد. در پی این تحولات، مهاجرت یهودیان به فلسطین افزایش یافت و تنش میان مهاجران و ساکنان عرب فلسطین، اعم از مسلمانان و مسیحیان، شدت گرفت.
در ادامه، تحولات فلسطین پس از جنگ جهانی دوم بررسی شد. با پایان قیمومیت بریتانیا، مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال ۱۹۴۷ طرح تقسیم فلسطین را تصویب کرد و در سال ۱۹۴۸ اسرائیل اعلام موجودیت نمود. این رویداد با آغاز جنگ میان اسرائیل و کشورهای عربی و آوارگی شمار زیادی از فلسطینیان همراه شد. همچنین، جنگ ششروزه سال ۱۹۶۷ و تصرف کرانه باختری، نوار غزه، صحرای سینا و بلندیهای جولان از سوی اسرائیل، بهعنوان یکی از نقاط عطف تاریخ منازعه فلسطین و اسرائیل مورد بررسی قرار گرفت.
بخش دیگری از نشست به چگونگی شکلگیری سازمان آزادیبخش فلسطین اختصاص داشت. خانم ایرانمنش توضیح داد که این سازمان در سال ۱۹۶۴ با حمایت اتحادیه عرب و با هدف ایجاد نهادی واحد برای نمایندگی سیاسی مردم فلسطین و ساماندهی فعالیت گروههای مختلف فلسطینی تأسیس شد. احمد الشقیری نخستین رئیس ساف بود و منشور ملی فلسطین نیز در چارچوب فعالیتهای اولیه آن تدوین و تصویب شد. ساف در آغاز ارتباط نزدیکی با دولتهای عربی داشت؛ اما از سال ۱۹۶۹، با افزایش نفوذ جنبش فتح و انتخاب یاسر عرفات به ریاست کمیته اجرایی، استقلال و نقش سیاسی آن افزایش یافت. بهتدریج، این سازمان به چارچوبی برای فعالیت گروههای مختلف فلسطینی، از جمله فتح، جبهه خلق برای آزادی فلسطین و جبهه دموکراتیک برای آزادی فلسطین، تبدیل شد.
استاد در ادامه، مهمترین مراحل فعالیت ساف را تشریح کرد. در دوره حضور این سازمان در اردن، نبرد کرامه در سال ۱۹۶۸ به یکی از رویدادهای مهم در افزایش اعتبار جنبش فتح و تقویت جایگاه آن در میان فلسطینیان تبدیل شد. بااینحال، گسترش قدرت گروههای فلسطینی به اختلاف و درگیری با دولت اردن انجامید و رویدادهای موسوم به «سپتامبر سیاه» در سال ۱۹۷۰، زمینه خروج ساف از اردن را فراهم کرد. پس از آن، لبنان به مرکز اصلی فعالیت این سازمان تبدیل شد و بیروت و مناطق جنوبی لبنان به پایگاه فعالیت گروههای مسلح فلسطینی بدل شدند. این دوره با تشدید درگیریها با اسرائیل همراه بود و سرانجام، حمله اسرائیل به لبنان در سال ۱۹۸۲ و محاصره بیروت، به خروج بخش عمده رهبری ساف از لبنان و انتقال آن به تونس انجامید.
در کنار فعالیتهای نظامی، ساف بهتدریج حضور سیاسی و دیپلماتیک خود را در عرصه بینالمللی گسترش داد. در سال ۱۹۷۴، این سازمان در سازمان ملل متحد وضعیت ناظر دریافت کرد و یاسر عرفات در مجمع عمومی این سازمان سخنرانی نمود. این تحولات به تقویت جایگاه بینالمللی ساف بهعنوان نماینده مردم فلسطین کمک کرد. با آغاز انتفاضه اول در سال ۱۹۸۷، کانون مبارزه بیش از پیش به داخل سرزمینهای فلسطینی منتقل شد. در سال ۱۹۸۸، شورای ملی فلسطین اعلامیه استقلال فلسطین را تصویب کرد و ساف نیز بهتدریج رویکرد سیاسی خود را در جهت پذیرش راهحل دیپلماتیک و مذاکرات تغییر داد. این روند در سال ۱۹۹۱ با مذاکرات مادرید و در سال ۱۹۹۳ با امضای توافق اسلو ادامه یافت و زمینه شکلگیری تشکیلات خودگردان فلسطین را فراهم کرد؛ هرچند این توافق نتوانست به حل نهایی منازعه فلسطین و اسرائیل منجر شود.
در جمعبندی نشست، تحولات سازمان آزادیبخش فلسطین از مبارزه مسلحانه تا فعالیتهای دیپلماتیک و مذاکرات سیاسی، زمینهای برای بررسی تغییرات گفتمانی و سیاسی در جامعه فلسطین فراهم کرد. تجربه شکستهای نظامی، محدودیتهای مبارزه مسلحانه، تغییر راهبرد ساف و نتایج مذاکرات سیاسی، از جمله عواملی هستند که در تحلیل جایگاه جریانهای ملیگرا و تحولات بعدی سیاست فلسطین اهمیت دارند. بر همین اساس، پرسش محوری نشست این بود که چه عواملی موجب تغییر جایگاه جریانهای ملیگرا و فراهم شدن زمینه رشد و تداوم جریانهای اسلامگرا در فلسطین شده است.
در پایان، بررسی نقش حماس، زمینههای اجتماعی و سیاسی شکلگیری آن و تفاوت رویکرد این جریان با سازمان آزادیبخش فلسطین به جلسه آینده موکول شد. این نشست با تبیین زمینههای تاریخی و سیاسی شکلگیری ساف و بررسی فراز و فرود فعالیتهای آن، مقدمهای برای تحلیل دقیقتر تحولات گفتمانی فلسطین و بررسی علل گسترش جریانهای اسلامگرا در ادامه جلسات فراهم کرد.
