درابتدا جناب آقای پریدارفرمود: نظام تربیتی کنونی در مرحلهای از «گسست» قرار دارد. ما میان دو جبهه قرار گرفتهایم: جبهه سنتی: که بر انضباط بیرونی، حفظ سنتها و ساختارهای سلسلهمراتبی تأکید دارد و جبهه مدرن: که بر فردگرایی، آزادی مطلق، سرعت و لذتهای آنی تمرکز دارد. درنتیجه این تضاد باعث شده است که نسل جدید نه در چارچوب سنتی، و نه در ساختار مدرن، احساس «تعلق» و «معنا» کند.
درادامه وی به تحلیل ابعاد چهارگانه بحران پرداخت:
1- بحران در نقش مربی: الف)تضعیف اقتدار: جایگاه والدین و معلمان از «منبع اصلی دانش و ارزش» به «تأمینکننده نیازهای مادی» تنزل یافته است. ب)رقابت نابرابر: مربیان انسانی در رقابت با «مربیان دیجیتال» هستند که جذابیت بصری و پاداشهای بسیار بیشتری دارند.
2-بحران در ابزار و روش: الف)آموزش محصولمحور: تمرکز نظام آموزشی بر «مهارتهای بازار کار» برای تولید نیروی کار، در مقابلِ «پرورش انسان» قرار گرفته است. ب)حذف تفکر انتقادی: به دلیل سرعت بالای اطلاعات، آموزش از حالت «تفکر عمیق» به سمت «مصرف اطلاعات سطحی» تغییر جهت داده است.
3-بحران روانشناختی: الف)کاهش تابآوری: نسل جدید به دلیل دسترسی آسان به همه چیز، با مفهوم «صبر» و «تلاش مستمر» بیگانه شده است. ب)اضطراب مقایسهای: شبکههای اجتماعی باعث ایجاد حس «کافی نبودن» و مقایسه مداوم زندگی واقعی با زندگی فیلترشده دیگران شده است.
4- بحران اخلاقی وارزشی: الف) فردگرایی افراطی: گذار از «اخلاق جمعی و مسئولیتپذیری» به سمت «منِ مطلق» و حقمحوری بدون تکلیفمحوری. ب)نسبیگرایی: از بین رفتن مرزهای روشن میان درست و نادرست به دلیل مواجهه با روایتهای متعدد و متناقض در فضایمجازی.
در پایان جناب آقای پریدار فرمود: نظام تربیت کنونی نیازمند یک بازنگری بنیادین است. ما نباید به دنبال بازگشت به گذشته باشیم، بلکه باید راهی برای ساختن انسانی مدرن اما ریشه دار پیداکنیم.
