جراحی زیبایی از موضوعات نوظهور در دانش پزشکی است که در اثر پیشرفت دانش جراحی، گسترش یافته است. پژوهش حاضر به روش کتابخانهای و در سایه توصیف و تحلیل گزارههای فقهی حقوقی نشان میدهد، به علت نو پیدا بودن موضوع عمل جراحی زیبایی همسر در فقه و حقوق، نص صریحی بر اذن شوهر یا عدم اذن وی وجود ندارد. از اینرو، موضوع تحقیق را میتوان در فقه و حقوق تحت عنوان گستره اختیارات شوهر بر زن مورد کاوش قرار داد. به نظر میرسد اذن شوهر در انجام عمل جراحی زیبایی به صورت مطلق شرط نیست؛ بلکه اذن شوهر تا جایی ملاک است که با حقوق زناشویی (حق استمتاع) در تضاد قرار نگیرد. با توجه به عنصر دوام در عمل جراحی زیبایی، هرگاه حقوق شرعی زوج در اثر عمل جراحی زیبایی آسیب بیند، با توجه به نظریه مهر در برابر بُضع، زوج میتواند در فرض وقوع طلاق، اقدام به تقلیل مهر و یا در صورت ورود خسارت معنوی، مطالبه جبران خسارت معنوی ناشی از اثر عمل جراحی زیبایی نماید. علاوه آنکه عمل جراحی زیبایی از مسائلی است که با حقوق زوجین ارتباط دارد؛ از نظر فقهی حقوقی انجام عمل جراحی زیبایی به نفسه ایرادی ندارد؛ اعم از اینکه برای رفع عیب و نقص باشد و یا برای زیباتر شدن انجام گردد؛ با توجه به اینکه در اثر عقد نکاح، حقوق و تعهدات نسبت به هریک از زوجین پدید میآید، آیا جراحی زیبایی منافات با آثار ناشی از عقد نکاح دارد؟ به بیان دیگر آیا در انجام عمل جراحی زیبایی زوجه، اذن زوج شرط است؟ در فرض پاسخ مثبت، گستره اذن شوهر تا کجاست؟ چنانچه همسر اقدام به جراحی زیبایی نماید و با توجه به عنصر دوام، آیا شوهر با استناد به از دست دادن حق استمتاع، میتواند مهر را تقلیل دهد و یا در فرض ورود خسارت معنوی، میتواند مطالبه جبران خسارت معنوی از زوجه نماید؟ سؤالات یاد شده از پرسشهای اساسی در این جستار است . واژگان کلیدی: اذن شوهر، جراحی زیبایی همسر، مهریه، حقوق زناشویی.
