بسم الله الرحمن الرحیم.
آقای رسول حیدری در این نشست به تحلیل و واکاوی «الگوی راهبردی مقاومت» با تکیه بر آموزههای عاشورایی و تطبیق آن با نبرد کنونی در منطقه پرداختند. مقاومت در مکتب عاشورا، نه یک واکنش احساسی یا انفعالی، بلکه یک پارادایم راهبردی مبتنی بر اصولی چون بصیرت، عقلانیت، استقامت، و هدفمندی است. نبرد کنونی محور مقاومت در برابر استکبار جهانی و رژیم صهیونیستی، بازتابی از همان تقابل تاریخی حق و باطل است که در عاشورا تجلی یافت. تفاوت اساسی در ابزارها و تاکتیکهاست، اما منطق و استراتژی مقاومت، همان منطق عاشورایی است. ما در این نشست با ارائه مدل پنجگانه از اصول مقاومت عاشورایی و راهبردهای عملیاتی برای تقویت جبهه مقاومت انجام وظیفه می کنیم.
جهان اسلام و بهویژه محور مقاومت، در یکی از حساسترین مقاطع تاریخی خود قرار دارد. از یک سو، رژیم صهیونیستی و حامیان غربی آن با تمام قوای نظامی، امنیتی، رسانهای و اقتصادی در حال تهاجم همهجانبه به ملتهای منطقه هستند. از سوی دیگر، جبهه مقاومت با تکیه بر میراث غنی معنوی و تاریخی خود، به ویژه الگوی عاشورایی، در حال ارائه یک مدل جایگزین از «قدرت» است که بر پایه ایمان، عدالتخواهی، و استقامت استوار است.
بسیاری از تحلیلهای موجود از نبرد کنونی، صرفاً به ابعاد نظامی و امنیتی میپردازند، یا در سطح احساسات و شعارها باقی میمانند. آنچه مورد نیاز است، یک واکاوی عمیق راهبردی است که بتوان اصول و مولفههای مقاومت را از دل آموزههای عاشورایی استخراج کرده و آنها را با واقعیتهای نبرد کنونی تطبیق داد.
آقای حیدری اضافه کردند چگونه می توان الگوی راهبردی مقاومت در مکتب عاشورا را با نبرد کنونی محور مقاومت تطبیق داد؟»
با استفاده از روش تطبیق تاریخی این اصول با وضعیت نبرد کنونی (جنگ غزه، لبنان، یمن، و جنگ شناختی علیه ایران) ، مبانی نظری مقاومت در مکتب عاشورا با تعریف مقاومت در اندیشه عاشورایی، مقاومت در مکتب عاشورا به معنای «ایستادگی آگاهانه، هدفمند و مستمر در برابر ظلم و استکبار با تکیه بر ایمان به خدا و باور به پیروزی نهایی حق بر باطل است. این تعریف دارای چهار رکن اساسی است:
1. آگاهی و بصیرت: مقاومت کورکورانه و بدون شناخت دشمن و میدان نبرد، محکوم به شکست است.
2. هدفمندی: مقاومت باید دارای هدف مشخص و عالی باشد (مانند احیای دین، اقامه عدالت، یا حفظ عزت مسلمین).
3. استقامت: مقاومت یک رویداد لحظهای نیست، بلکه یک فرآیند مستمر است که نیازمند پایداری در برابر فشارها و سختیهاست.
4. ایمان به پیروزی نهایی: مؤمن میداند که وعده خداوند تخلفناپذیر است و عاقبت کار از آنِ متقین است.
آقای حیدری افزودند، فلسفه قیام عاشورا و الگوی مقاومت امام حسین (علیهالسلام) در بیانات متعدد، اهداف قیام خود را تبیین فرمودند. از جمله در نامهای به بزرگان بصره فرمودند:
«إِنِّي لَمْ أَخْرُجْ أَشِراً وَ لا بَطَراً وَ لا مُفْسِداً وَ لا ظالِماً، وَ إِنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الاِصْلاحِ فِي أُمَّةِ جَدِّي، أَمُرُ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَنْهي عَنِ الْمُنْكَرِ»
«من از روی خوشگذرانی و نادانی و فساد و ستم بیرون نیامدم، بلکه برای اصلاح در امت جدم قیام کردم، امر به معروف و نهی از منکر میکنم.» این بیان، نشان میدهد که مقاومت امام حسین (ع) یک حرکت اصلاحطلبانه، اخلاقی، و دینی بود، نه یک کودتای سیاسی یا یک شورش قومی. این الگو، پایه و اساس مقاومت معاصر در برابر استکبار است.
اصولپنجگانهمقاومتدرمکتبعاشورا
اصل اول: بصیرت و دشمنشناسی
نخستین و مهمترین اصل مقاومت، شناخت دقیق دشمن، اهداف، تاکتیکها، و نقاط ضعف و قوت اوست. امام حسین (ع) در طول مسیر مکه تا کربلا، بارها ماهیت دشمن (بنیامیه) و خیانت کوفیان را برای یاران خود تبیین فرمودند.
مصداق عاشورایی: امام در منزلگاههای مختلف، نامههای مردم کوفه را تحلیل کردند و فرمودند: «الْقُلُوبُ مَعَكُمْ وَ السُّيُوفُ عَلَيْكُمْ» (دلها با شماست، اما شمشیرها علیه شما). این نشاندهنده بصیرت عمیق امام در شناخت ماهیت دوگانه و فریبکارانه دشمن داخلی و خارجی بود.
تطبیق با نبرد کنونی: در نبرد کنونی، بصیرت یعنی شناخت دقیق ماهیت رژیم صهیونیستی به عنوان یک رژیم غاصب، نسلکُش، و حمایتشده توسط استکبار جهانی. همچنین یعنی شناخت نقش کشورهای مرتجع منطقه که با عادیسازی روابط، به تقویت این رژیم کمک میکنند. فقدان بصیرت در میان برخی خواص و عوام، منجر به خیانتهایی مشابه خیانت کوفیان شد.
اصل دوم: عقلانیت در عین ایمان
مقاومت در مکتب عاشورا، نه یک حرکت احساسی و هیجانی است، و نه یک محاسبه صرفاً مادی. بلکه ترکیبی از ایمان عمیق و عقلانیت راهبردی است. امام حسین (ع) با وجود اطلاع از نتیجه قیام (شهادت خود و یاران)، بر اساس محاسبات عقلانی و با تکیه بر وعده الهی، این مسیر را انتخاب کردند.
مصداق عاشورایی: امام در پاسخ به کسانی که از ایشان میپرسیدند چرا با این تعداد کم در برابر این لشکر انبوه قیام میکنید، با استناد به آیات قرآن و سنتهای الهی، نشان دادند که پیروزی واقعی در گرو ایمان و استقامت است، نه تعداد و تجهیزات.
تطبیق با نبرد کنونی: مقاومت معاصر نیز باید بر پایه محاسبات عقلانی استوار باشد. این یعنی شناخت دقیق موازنه قوا، استفاده از نقاط ضعف دشمن (مانند آسیبپذیری اقتصادی و اخلاقی رژیم صهیونیستی)، و پرهیز از اقدامات هیجانی که میتواند به ضرر جبهه مقاومت تمام شود.
اصل سوم: استقامت و پایداری
مقاومت یک فرآیند طولانیمدت است که در آن، فشارها، سختیها، و حتی شکستهای موقتی وجود دارد. آنچه مهم است، «پایداری» و «عدم تسلیم» در برابر این فشارهاست.
مصداق عاشورایی: یاران امام حسین (ع) در روز عاشورا، با وجود تشنگی، گرسنگی، زخمی بودن، و مشاهده شهادت عزیزانشان، تا آخرین لحظه مقاومت کردند. این استقامت، الگویی برای تمام نسلهاست.
تطبیق با نبرد کنونی: ملت فلسطین در غزه، مردم لبنان در برابر تجاوزات رژیم صهیونیستی، و مردم یمن در محاصره اقتصادی، مصداقهای معاصر این استقامت هستند. آنها با وجود همه سختیها، تسلیم نشدهاند و به مقاومت ادامه میدهند.
واکاوی تطبیقی نبرد کنونی با عاشورا
دشمن در هر دو برهه تاریخی (عاشورا و نبرد کنونی)، از تاکتیکهای مشابهی استفاده کرده است:
الف) جنگ روانی و رسانهای
در عاشورا: بنیامیه با استفاده از شایعهپردازی، تلاش کردند قیام امام حسین (ع) را به عنوان یک «شورش» و «نافرمانی» معرفی کنند.
در نبرد کنونی: رژیم صهیونیستی و رسانههای غربی با استفاده از کلپهای دروغین، تحریف واقعیتها، و برچسبزنی (مانند تروریسم)، تلاش میکنند چهره مقاومت را مخدوش کنند.
ب) ترور و حذف فیزیکی رهبران
در عاشورا: هدف اصلی بنیامیه، شهادت امام حسین (ع) و یاران ایشان بود.
در نبرد کنونی: ترور فرماندهان سپاه قدس، دانشمندان هستهای، و رهبران مقاومت، نشاندهنده همین استراتژی است.
ج) محاصره اقتصادی و فشار معیشتی
در عاشورا: کاروان امام حسین (ع) در مسیر خود با کاروانهایی مواجه شدند که از ترس بنیامیه، از کمک به ایشان خودداری میکردند.
در نبرد کنونی: محاصره اقتصادی غزه، تحریمهای ظالمانه علیه ایران و یمن، و فشار بر لبنان، مصداقهای معاصر این تاکتیک هستند.
. تقویت استقامت و تابآوری
حمایت از خانوادههای شهدا و مجاهدان: ارائه خدمات رفاهی و معنوی به کسانی که در خط مقدم مقاومت هستند.
تقویت اقتصاد مقاومتی: کاهش وابستگی به دشمن و افزایش توان تولید داخلی.
توسعه فرهنگ ایثار و شهادت: ترویج فرهنگ مقاومت و شهادت در میان نسل جوان.
تقویت وحدت و انسجام درونی
پرهیز از اختلافات قومی و مذهبی: تمرکز بر اهداف مشترک و پرهیز از حاشیهها.
تقویت همکاری میان گروههای مقاومت: افزایش هماهنگی و همکاری عملیاتی میان ایران، حزبالله، حماس، انصارالله، و سایر گروههای مقاومت.
مبارزه با تفرقهافکنی: شناسایی و خنثیسازی تلاشهای دشمن برای ایجاد تفرقه در جبهه مقاومت.
تقویت جنگ شناختی و رسانهای
توسعه رسانههای مقاومت: تقویت شبکههای رسانهای فارسیزبان و عربیزبان برای مقابله با جوسازی یا تبلیغات سیاسی دشمن.
تولید محتوای جذاب: استفاده از هنر، سینما، و ادبیات برای انتقال پیام مقاومت به نسل جوان.
پاسخگویی سریع به شبهات: ایجاد تیمهای تخصصی برای پاسخگویی به شبهات و تحریفات در فضای مجازی.
تقویت جهاد تبیین
حضور فعال مبلغان در همه عرصهها: مبلغان نباید تنها به مساجد محدود باشند، بلکه باید در دانشگاهها، خوابگاهها، فضاهای مجازی، و اماکن عمومی حضور فعال داشته باشند.
استفاده از زبان روز: تبیین معارف دینی و ارزشهای مقاومت با زبانی که برای نسل جوان قابل فهم و جذاب باشد.
تأکید بر استنادپذیری: پرهیز از نقل روایات سست و بدون سند، و تکیه بر منابع معتبر و مستند.
بنابرین واکاوی تطبیقی آموزههای عاشورایی و نبرد کنونی نشان میدهد که مقاومت در مکتب عاشورا، یک الگوی راهبردی کامل و جامع است که میتواند راهنمای جبهه مقاومت در نبرد کنونی باشد. این الگو بر پنج اصل بنیادین استوار است: بصیرت و دشمنشناسی، عقلانیت در عین ایمان، استقامت و پایداری، وحدت و انسجام درونی، و امید به پیروزی نهایی و توکل بر خدا.
نبرد کنونی، با وجود تفاوتهای ظاهری در ابزارها و تاکتیکها، از همان منطق و استراتژی پیروی میکند که در عاشورا تجلی یافت. دشمن همان دشمن است (استکبار جهانی و رژیم صهیونیستی)، و جبهه حق همان جبهه حق است (مردم مظلوم و مجاهدان در راه خدا). آنچه مهم است، این است که جبهه مقاومت با تکیه بر این الگوی راهبردی، و با تقویت اصول پنجگانه مقاومت، میتواند بر فتنههای دشمن غلبه کند و به پیروزی نهایی دست یابد.
تاریخ گواه است که باطل همواره زوالپذیر است، و حق همواره پیروز خواهد شد. آنچه این پیروزی را تسریع میکند، «بصیرت»، «استقامت»، و «وحدت» جبهه مقاومت است. و این همان درسی است که از عاشورا میآموزیم.
