دیداری متفاوت
همیشه متفاوت ها بیشتر در ذهن میمانند و این بار متفاوت و مظلوم بودن این شهید، قلم را محکمتر به دستم داد. شهیدی که نه نظامی و پاسدار بود نه سرباز بود و نه حتی ساکن مناطق مورد اصابت...
یکشنبه بود ۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ ، پس از هماهنگی های انجام شده در معیّت خیل کثیری از طلاب حوزه علمیه الزهرا(س) و ام ابیها (س) وارد منزلی محقّر در مناطق جنوبی دزفول شدیم.
دخترکی ۷ ساله و مادری ۳۱ ساله بهمراه زندایی و مادربزرگ به استقبال ما آمدند. مهر و عطوفت طائفه غیور بختیاری همیشه زبانزد خاص و عام بوده است.
خانواده شهید عالیپور در طبقه پایین منزل برادر همسرش اجاره نشین بودند. این شهید عزیز کشاورز و کارگری ساده بوده است که به اتفاق خانواده چند سالی است شغل شریف کشاورزی را انتخاب نمودند و هر روز با هم به این فعالیت میپرداختند.
همسر شهید از مهربانی و خانواده دوستی شهید میگوید. اینکه تمام افراد محله او را دوست میداشتند. خانم عالی پور میگوید: هر زمانی که صدای انفجار میآمد ما میترسیدیم و از زیرزمین بالا میآمدیم اما او همیشه میگفت چرا میترسید! شهادت سعادت است، من دوست دارم شهید شوم.
آری، شهدا سارعوا الی المغفره هستند. همسر شهید نقل میکرد که آن روز حادثه، از محل زمین های کشاورزی خیلی باعجله و بر خلاف هر روز دست از کار کشید و حتی لقمه ناهار را هم میل نکرد. به اتفاق مادر و دختر و همسر سوار بر ماشین بودیم که پرتابه ای از محل انفجار به سر و گردن شهید عزیز اصابت کرد و در اوّل فروردین ۱۴۰۵ به فیض عظیم شهادت نائل گردید.
تواضع و ادب این خانواده به حدی بود که روی یکی از بنرهای تسلیت نوشته بود: مرحوم مهدی عالیپور ؛ اما اکنون این ما هستیم که مقام شهدای حملات صهیونی امریکایی را پاس میداریم و با افتخار نام شهدا را فریاد میزنیم: شهید مهدی عالیپور
خانم عالیپور در سال ۱۳۹۸ ازدواج نموده که حاصل آن فاطمه خانم شش ساله ای است که اکنون زودتر از دوستانش بزرگ میشود...
حالا در آن خانهی محقّر فاطمهجان مانده و همسری ۳۱ ساله که فقط ۷ سال از زندگی مشترکش گذشته بود.
خداوند به آنان صبر جزیل عنایت فرماید و ما را ثابتقدم در مسیر شهدا بگرداند.
خوزستان-دزفول
طرح امداد و تفقد از خانواده شهدا جنگ رمضان

معاونت پژوهش مرکز تخصصی الزهرا سلام الله علیها دزفول از حضور و دیدار جمعی از طلاب و اساتید این حوزه علمیه در منزل شهید مهدی عالی پور،از شهدای گرانقدر جنگ رمضان،خبر داد.