
شهادت شهیده زهره شهریاری در حمله به مدرسه شجره طیبه؛ روایتی از زبان دوست صمیمی
خانم صفورا صفایی؛ مسئول فناوری و اطلاعات مدرسه علمیه تخصصی الزهراءسلام الله علیها بندرعباس گفت: دوست صمیمی شهیده زهره شهریاری، از خاطرات شیرین دوران تحصیل و شهادت مظلومانه او در حمله به مدرسه شجره طیبه بندرعباس میگوید و از روحیهی شاداب و صبوری زهره در مواجهه با سختیها یاد میکند.
به گزارش پایگاه خبری اطلاع رسانی حوزه علمیه خواهران هرمزگان، خانم صفورا صفایی؛ مسئول فناوری و اطلاعات مدرسه علمیه تخصصی الزهراءسلام الله علیها بندرعباس در گفتگویی با دوست شهیده زهره شهریاری بیان کرد: دوستی او با شهیده زهره شهریاری از دوران دبستان آغاز شد و در مقطع دبیرستان به صمیمیتی عمیق رسید؛ به گونهای که همیشه همراه و همقدم بودند، اواخر سال سوم دبیرستان بود که کتاب روانشناسیاو را از گرفت تا یادگاری برایش بنویسد؛ زهره دستخط بسیار زیبایی داشت و این شعر را برایش نوشت:
«پس از مرگم بیا باز در کنارم
بیا با جمع خوبان بر مزارم
سرت خم کن ببوس سنگ مزارم
که من در زیر خاک چشم انتظارم»
خانم صفورا صفایی اذعان داشت: روزی که خبر حمله به مدرسه «شجره طیبه» در بندرعباس را شنیده بود، بلافاصله با همسر زهره تماس گرفت، او فقط خواست که دعا کند در آن لحظات دلش پر از آشوب بود؛ پیش تر داغ از دست دادن دوست عزیزشان، فریبا را که در روز عید قربان بر اثر تصادف جان باخته بود، چشیده بودند و با خود فکر کرده بود که اگر خداوند آن داغ بزرگ را بر آنها قرار داده، پس دیگر زهره را از او نخواهد گرفت، زهره پناه لحظات دلتنگی او بود؛ هرگاه غم و غصهای داشتند، به خانه هم میرفتند و با حرف زدن و خندیدن، سختیها را فراموش میکردند.
مسئول فناوری و اطلاعات مدرسه علمیه تخصصی الزهراءسلام الله علیها بندرعباس در ادامه افزود: وقتی برادرش احسان، با او تماس گرفت و گفت: «من به مدرسه رفتم، بعید میدانم دوستت سالم باشد»، با التماس به او گفتم: «تو را به خدا این حرف را نزن؛ من یقین دارم زهره سالم است.»
وی اضافه کرد: روز آخر وقتی با خواهر زهره تماس گرفته و خبر پیدا شدن زهره را به او داده بود و به او گفت: زهره هم همچون حاج قاسم به شهادت رسیده است، هنوز باورش نشده بود و مدام به خودش میگفتم او حتماً جایی رفته و به زودی بازمیگردد.
خانم صفایی در پایان خاطر نشان شد: زهره دختری بسیار بشاش و خندان بود که در برابر تمام سختیها و مشکلات، صبورانه ایستادگی میکرد و روحیهای سرشار از امید داشت.
