

نام شهید:پاسدار ناوسالار دوم سید قاسم نقیبی نیرسی
نام شهر:کجور، روستای نیرس
مکان و تاریخ شهادت: ۲۷ ماه مبارک رمضان مصادف ۲۶ اسفند ۱۴۰۴ ، قشم
تاریخ بازدید: ۸ فروردین ۱۴۰۵
نام شهید: پاسدار امیررضا سام نیرسی
نام شهر:کجور، روستای نیرس
مکان و تاریخ شهادت:۱۶ ماه مبارک رمضان مصادف ۱۷ اسفند ۱۴۰۴، تهران
تاریخ بازدید: ۸ فروردین ۱۴۰۵
این دو شهید بزرگوار، یکی از خانواده شهید نقیبی و دیگری از خانواده شهید سام، هر دو از زادگاههای کوچک روستای نیرس کجور از توابع نوشهر برخواستند و راهی آسمان شدند. این دو مسیر متفاوت اما همسو، نشان داد که از این دیار، گلهای سرخ بهاری رویید.
مدیر و معاونین مدرسه علمیه امام حسین (علیه السلام) شهرستان چالوس با حضور در روستای نیرس بخش کجور مازندران، از خانواده شهدای جنگ رمضان، شهید پاسدار ناوسالار دوم حاج سیدقاسم نقیبی نیرسی و شهید امیررضا سام نیرسی، دیدار کردند.
در این دیدار صمیمی که با حضور مادر، همسر و سایر اعضای خانواده شهید نقیبی برگزار شد، مادر بزرگوار شهید به بیان خاطرات فرزند شهیدش پرداخت.
مادر شهید نقیبی با توصیف فرزند شهیدش گفت: پسرم از دوران کودکی بسیار آرام، مودب و درسخوان بود. شهیدوار زندگی کرد و در نهایت به آرزوی قلبیاش رسید.
وی افزود: سید قاسم احترام ویژهای برای مادر قائل بود. تا زمانی که بوسه بر پاهای مادر نمیزد، از خانه خارج نمیشد. همچنین شهید نقیبی دائماً از پدرش درخواست میکرد تا برای شهادتش دعا کنند.
مادر شهید در ادامه افزود: سید قاسم دائمالوضوء و اهل نماز شب بود و با قرآن بسیار انس داشت. وی ذاکر و مداح اهل بیت علیهمالسلام نیز بود.
وی با نقل قولی از فرمانده فرزند شهیدش گفت: در پای لانچر و هنگام شلیک موشک، ذکر مداحی بر لب داشت و رجزهای حماسی میخواند.
شهید سیدقاسم نقیبی علاقه وافر به امام و رهبر شهید داشت و پیرو خط ولایت فقیه بود؛ بنابراین زندگی بعد از شهادت امام شهید، برایش بسیار سخت گذشت.
شهید نقیبی مانند سردار دلها، سردار سلیمانی، در شب جمعه و ساعت ۱:۲۰ بامداد، دعوت حق را لبیک گفت.
در ادامه سفر معنوی مدیر و معاونین مدرسه به همراه خانواده شهید به گلزار شهدا مشرف شدند و همچنین با خانواده شهید امیررضا سام دیداری به عمل آمد. و از عمه گرامی شهید امیررضا سام نیرسی نیز دیدار و خاطراتی را شنیدند.
عمه شهید امیررضا سام در خاطرهای دلنشین و تکاندهنده گفت: پسربرادرم، اهل نماز شب بود. انقدر آرام و خداترس بود که با زبان روزه به شهادت رسید. نمیتوانستیم در این مورد حرف بزنیم، باورمان نمیشد که چنین عزیزی را با این شرایط از دست دادهایم.
عمه شهید در ادامه با چشمانی اشکبار افزود: از حرفه و شغلش آگاهی کاملی نداشتیم. مظلومانه در پای لانچر و به همراه همرزمان شریفش، شهد شیرین شهادت را نوشیدند.
وی با بغضی عمیق خاطرنشان کرد: بعد از چند روز جستجو و تفحص، تنها تکهای استخوان از پیکر پاکش به آغوش خانواده برگشت. انگار خاک هم میخواست او را تنها در کنار رزمندگان و همرزمانش نگاه دارد.
در پایان این سفر معنوی، مدیر و معاونین مدرسه ضمن ابراز همدردی با خانوادههای دو شهید بزرگوار، بر این باور بودند که یاد و خاطره این عزیزان همواره در دلهای مردم منطقه خواهد ماند.
