
در این جلسه ابتدا حجتالاسلام والمسلمین درگاهی با تاکید بر توجه به علوم کلامی، بیان کردند رویکردی که صرفاً بر تکرار احادیث ائمه (مانند «قال الصادق» و «قال الباقر») بسنده میکند، مورد نقد جدی قرار میگیرد. در ادامه این بحث، با زیر سؤال بردن مبانی فقهی سنتی، بر لزوم کندوکاو، پرسشگری و جستجوی حقیقت در معنای عمیق روایات تأکید شد. این دیدگاه، که ریشه در مباحث پیشین (از جمله سخنان عبدالکریم سروش در دهه هفتاد) دارد، بیان میدارد که فقیه واقعی نه تنها باید به فهم معنای ظاهری احادیث بپردازد، بلکه باید «چراییِ قال الصادق و قال الباقر» را نیز واکاوی کند؛ چرا که این تحلیل کلامی، جایگاه اصلی مباحث فقهی را تشکیل میدهد.
پیش از آغاز مبحث اصلی درباره ولایت فقیه، دو نکته کلیدی توسط ایشان مطرح گردید:
۱. سنت استقامت، وظیفهٔ اصلی مبلغان:
نخستین نکته، بر گسترش و نهادینه کردن «سنت استقامت» در میان مردم تأکید داشت. با استناد به آیات متعدد قرآن کریم درباره استقامت و تفسیر علامه جوادی آملی از آیه «اهدنا الصراط المستقیم»، بیان شد که مفهوم حقیقی این دعا، قرار گرفتن در مسیر اهل استقامت است. در این راستا، به غزوهٔ احد و سپس غزوهٔ «حمراء الاسد» اشاره شد. در غزوهٔ احد، شایعهٔ شهادت پیامبر (ص) باعث از هم پاشیدگی لشکر اسلام شد، اما در «حمراء الاسد»، مسلمانان با تدبیر و استقامت (از جمله پیشنهاد روشن کردن آتش توسط سلمان فارسی)، ابهت ایمانی خود را به دشمن نشان دادند و آنان را وادار به عقبنشینی کردند. حجتالاسلام والمسلمین درگاهی ، وظیفهٔ مبلغان را انتقال این مفاهیم و سنت استقامت به مردم دانست.
۲. بصیرت در برابر شایعه و فریب:
نکتهٔ دوم، به اهمیت «بصیرت» در دوران معاصر و مقابله با شایعات وفریبکاریهای جبههٔ باطل اشاره داشت. تاریخ، مملو از نمونههای استفادهٔ دشمنان از ترور شخصیت، شایعه و دروغ است. به عنوان نمونه، به واقعهٔ تهمت زنا به حضرت موسی (ع) توسط قارون اشاره شد که پس از نزول آیهٔ زکات صورت گرفت و با دعای حضرت موسی (ع) و نزول عذاب بر قارون، پایان یافت. همچنین، به توصیهٔ امام خمینی (ره) به حاج قاسم سلیمانی مبنی بر مطالعهٔ کتاب «الغارات» اشاره شد که نشان میدهد چگونه تا صد سال پس از رحلت پیامبر (ص)، اتهاماتی ناروا (مانند دزدی) به حضرت علی (ع) وارد میشد. ایشان، از حضار خواست تا این عبرتهای تاریخی را مبنای عمل خود قرار دهند.
این مباحث، مقدمهای برای بحث اصلی در باب ولایت فقیه بود و بر لزوم تحلیل عمیقتر و پرهیز از سطحینگری در مباحث دینی و کلامی تأکید داشت.
در ادامه نشست حجتالاسلام والمسلمین اسفندیاری به بررسی عمیق و چند وجهی مبانی نظری حکومت در نظام اسلامی و جایگاه ولایت فقیه پرداخت و فرمودند
در بطن بحث حکومت، پرسش اساسی از مبنای آن مطرح میشود. متن به دو دیدگاه اصلی اشاره دارد:
* ولایت مطلقه فقیه: این نظریه، تمامی شئون حکومتی را به ولی فقیه واگذار میکند. در این چارچوب، حتی مباحثی چون جهاد ابتدایی نیز مورد بحث قرار گرفته و برخی معتقدند که در عصر غیبت، جهاد صرفاً دفاعی است. این دیدگاه، با استناد به لزوم انجام تمامی شئونی که امام زمان (عج) در زمان حضور خود ایفا میکردند، توسط ولی فقیه، تقویت میشود.
* مبانی جایگزین: در مقابل، گروهی از علما معتقدند که اساس حکومت بر "اسلام" و "حکومت" بنا شده و نه صرفاً "ولایت فقیه". این دیدگاه، با استناد به آیه شریفه «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ» (حدید، ۲۵)، بر هدف اصلی تشکیل حکومت یعنی برپایی قسط و عدل تأکید میورزد.
در جوامع بشری، هدف اصلی حکومت، برقراری عدالت است. این مفهوم، در نظامهای مختلف سیاسی (سلطنتی، لیبرال، کمونیستی) با تعاریف متفاوتی مورد توجه قرار گرفته است. اما اسلام، با نگاهی جامعتر، عدالت را ابزاری برای رسیدن به غایت نهایی یعنی "نور الهی" میداند. آیه «مَا فَرَّطْنَا فِي الْكِتَابِ مِنْ شَيْءٍ» (انعام، ۳۸) نیز بر جامعیت دستورات الهی تأکید دارد.
متن تصریح میکند که بدون دین و رسالت، برپایی قسط و عدل امکانپذیر نیست. "رسالت" و "کتاب" (قرآن) مرکزیت دارند. از این منظر، فقیه، به دلیل احاطه بر کتاب و توانایی استخراج قوانین حکومتی از آن، شایسته جایگاه "ولی" یا نماینده رسول است. تمامی شئون حکومتی که پیامبر در دوران حکومت خود داشتهاند، در قرآن آمده و فقیه امروز با اتکا به آن، قادر به درک و بهکارگیری این شئون است.
