به گزارش معاونت پژوهش مدرسه علمیه تخصصی الزهرا سلاماللهعلیها گرگان، پیشنشست علمی با عنوان «واکاوی چالشهای حقوقی اجتماعی زنان در پرتو مبانی نظام آرمانی اسلام» با حضور اساتید، کارکنان و طلاب سطوح دو، سه و چهار این مدرسه برگزار شد.
در این نشست، سرکار خانم سیده طاهره موسوی به تبیین دیدگاههای خود پیرامون موضوع پرداخت. وی با تأکید بر ضرورت ریشهیابی مسائل، اظهار داشت: در گام نخست باید چالشها و ریشههای اصلی مشکلات شناسایی شود تا بتوان برای درمان آنها راهکار ارائه داد.
خانم موسوی در ابتدای سخنان خود با اشاره به آیاتی از قرآن کریم، به تبیین توانمندی و درایت زنان در نگاه دینی پرداخت و داستان ملکه سبا را نمونهای روشن در این زمینه دانست. وی بیان کرد: قرآن کریم در ماجرای ملکه سبا، زنی را معرفی میکند که با وجود برخورداری از قدرت و شوکت، دچار قدرتطلبی نبود. او با درایت و ظرافت عمل میکرد، چنانچه می بینیم در مواجهه با نامه حضرت سلیمان(ع) اعلام کرد که اگر حقانیت سلیمان برایش اثبات شود، تسلیم خواهد شد و برای آزمودن صداقت این پیامبر الهی، هدایایی ارسال کرد تا روشن شود که او در پی دنیا و مال هست یا نه؟ این رفتار، نشاندهنده بصیرت و عقلانیت اوست؛ چراکه مال و قدرت از مهمترین عرصههای آزمایش انسان به شمار میرود.
وی افزود: چنین الگوهایی نشان میدهد که منشأ چالشهای حقوقی و اجتماعی زنان، دین نیست؛ زیرا خود دین این نمونهها را تأیید کرده است. بنابراین باید جستوجو کرد که ریشه این چالشها در کجاست و راهکار عملی تحقق راهحلها چیست.
استاد اخلاق مدرسه علمیه تخصصی الزهرا(س) در ادامه با اشاره به نسبت میان فقه و اخلاق تصریح کرد: به باور من، مسائل فقهی باید تحت پوشش اخلاق قرار گیرد. امروز میان اخلاق دینی و اسلامی با احکام شرعی فاصله ایجاد شده و گویی این دو از یکدیگر جدا هستند، در حالیکه اجزای یک پیکره واحدند. آنچه پیامبر اکرم(ص) آوردهاند، مجموعهای از اعتقادات، اخلاق و احکام است و این سه حوزه قابل تفکیک از یکدیگر نیستند.
وی خاطرنشان کرد: گاهی در اجرای احکام، به دلیل نگاه سطحی یا وسواسگونه، زمینه ظلم فراهم میشود؛ در حالی که ظلم از منظر دین حرام است. رعایت احکام بدون توجه به اخلاق میتواند به تضییع حقوق دیگران بینجامد، از اینرو فهم صحیح احکام مقدمه عمل درست به آنهاست.
خانم موسوی در بخش دیگری از سخنان خود به مسئله اجتهاد پویا اشاره کرد و گفت: استنباط احکام شرعی بر پایه اصول و قواعد مشخصی صورت میگیرد و مقدمات آن متکی بر علوم متعددی است. بدون تسلط بر این مقدمات، ورود به عرصه اجتهاد ممکن نیست. منابع فقهی شامل کتاب، سنت، عقل و اجماع است و در فرآیند استنباط، باید شرایط زمان و مکان نیز مورد توجه قرار گیرد.
وی تأکید کرد: در فهم روایات، زمانشناسی، مکانشناسی، موضوعشناسی و حتی توجه به روانشناسی داشته باشیم تا بتوانیم از آن حکمی را استخراج کنیم.
در ادامه این نشست علمی، سرکار خانم سیده طاهره موسوی با استناد به حدیثی از امام صادق(ع) با مضمون «علینا القاء الاصول الیکم و علیکم التفریع» اظهار داشت: تبیین اصول بر عهده اهلبیت(ع) است و وظیفه عالمان، تفریع و استخراج فروعات بر اساس آن اصول است. وی با طرح این پرسش که چگونه میتوان از روایات به احکام قطعی دست یافت، افزود: با توجه به اینکه روایاتِ قطعیالسند فراوان نیستند، مسئله حجیت و شیوه استنباط اهمیت ویژهای پیدا میکند.
وی تأکید کرد: آنچه حجت است «سنت» است، نه صرف روایت؛ و روایت در واقع حاکی و گزارشگر سنت محسوب میشود. از اینرو، فهم دقیق روایت و تشخیص میزان اعتبار آن نیازمند دقت علمی و بهرهگیری از قواعد اصولی است. در روایات نیز همانند آیات قرآن، مباحثی چون عام و خاص، مطلق و مقید، ناسخ و منسوخ، شهرت روایی و تغییر موضوعات وجود دارد که کار استنباط را پیچیده میسازد.
خانم موسوی در تبیین این مسئله افزود: همینجا جایگاه اجتهاد پویا روشن میشود. اجتهاد پویا با تکیه بر اصول و قواعد، چارچوبی فراهم میکند که فقیه بتواند در شرایط متغیر زمان و مکان، احکام الهی را استخراج کند. به باور وی، یکی از امتیازات مکتب فقهی شیعه، برخورداری از همین پویایی در اجتهاد است؛ امری که امکان پاسخگویی به چالشهای نوپدید را فراهم میسازد.
وی تصریح کرد: نخست باید چارچوبهای دینی و اصول بنیادین شناخته شود. کلام معصومان(ع) باید بهدرستی فهم گردد و این اصل همواره مدنظر باشد که «حلال خدا تا قیامت حلال و حرام خدا تا قیامت حرام است». حرکت در مسیر دینداری مستلزم پایبندی به همین چارچوبهاست. در این چارچوب، فقه پویا به ما امکان میدهد با حفظ اصول ثابت، به مسائل و چالشهای جدید پاسخ دهیم.
استاد اخلاق مدرسه علمیه تخصصی الزهرا(س) در بخش پایانی سخنان خود بر ضرورت «دردشناسی» تأکید کرد و گفت: همانگونه که در مراجعه به پزشک یا روانشناس، ابتدا مشکل شناسایی و سپس ریشهیابی و درمان میشود، در حوزه مسائل اجتماعی نیز باید به همین ترتیب عمل کرد. نخست باید مسئله را دقیق شناخت، سپس منشأ آن را بررسی کرد و در نهایت به ارائه راهکار پرداخت.
وی افزود: بدون شناخت دقیق مسئله، امکان ارائه درمان صحیح وجود ندارد. در چارچوب اصول شناختهشده، فقه پویا وظیفه دارد پاسخهای متناسب را استخراج کند. از جمله پرسشهای اساسی در این زمینه آن است که آیا نگاه دینی نسبت به زن و مرد، نگاهی حاکم و محکوم است؟ آیا در انسانشناسی اسلامی میان این دو تفاوتی وجود دارد؟ اگر تفاوتی هست، ریشه آن در کجاست و به چه مبنایی بازمیگردد؟ پاسخ به این پرسشها نیازمند بررسی عمیق و برگزاری نشستهای علمی تکمیلی است.
وی در پایان بار دیگر تأکید کرد: بدون تشخیص صحیح چالشها و ریشههای آنها، حرکت به سوی درمان امکانپذیر نخواهد بود و فقه پویا در چارچوب اصول ثابت دینی، ابزار اصلی پاسخگویی به مسائل نوپدید به شمار میآید.
