تفقد

دلتنگی های حلما کوچولوی بزرگ منش

شناسه خبر : 169531

1405/02/19

تعداد بازدید : 1

دلتنگی های حلما کوچولوی بزرگ منش
گروه تفقد شهرستان شاهیندژ یکشنبه 16 فروردین1405 ساعت 5 بعد از ظهر محل شهادت شاهین دژ

در دیدار و تفقد طلاب مدرسه علمیه الزهراء (علیهاالسلام) شهرستان شاهین‌ دژ، همراه با جمعی از اساتید و طلاب،  خانواده شهید امید حسن‌پور بار دیگر با حضور دلدادگان راه حق معطر به یاد شهید شد. مراسمی معنوی با روضه‌ خوانی، سفره صلوات و قرائت فاتحه، که در آن خاطره شهیدی زنده شد،  پدرِ همسرش نیز از شهدای بزرگوار جنگ تحمیلی بوده است؛ نسلی که خونشان ریشه‌های سرافرازی این سرزمین را آبیاری کرده است.

در میان همه‌ی نگاه‌ها، حلما دخترِ کوچک شهید بغض‌ ها و دلتنگی‌های مادر و مادربزرگش را بازگو کرد؛ و با صدایی که از دل کودکانه‌ اش فراتر می‌رفت، گفت:

«بابا دوری تو، مامان و عزیز رو بی‌تاب کرده.»

اما کسی چه می‌داند که این دختر نازنین خودش چه بی‌تابی‌ها را در دل پنهان کرده؟ دختری که به جای آغوش گرم پدر، با زخم نامردی دشمنان قد کشید. دختر قویِ بابا چرا از دلتنگی خودت نمی‌گویی؟ چرا از شب‌هایی نمی‌گویی که جای ناز پدر، بی‌رحمی جنگ تو را بی‌پدر کرد؟

اما بدان، ناز دانه که پدرت فرصت آن را نیافت، امروز خونش به تو بازگردانده؛ خونِ حق‌ طلبش تو را سربلند می‌کند، و عشق تو به پدر و سرزمینت، فردای تو را روشن‌تر از امروز می‌سازد.

 

حلما دخترکی است که در خردسالی بزرگ شد؛ بزرگ‌تر از رنج‌ها، بزرگ‌تر از تنهایی‌ها. در مراسم پدر، با صدایی دلنشین قرآن خواند؛ گویی به جای آن‌که پدر برایش لالایی بخواند، او برای آرامش روح پدرش لالایی سر داد. حلمای عزیز، الگویش را از بانوی دو عالم، فاطمه ( سلام‌الله‌علیها) ، گرفته است؛ بانویی که در کودکی مادر شد. و حالا او نیز برای مادر، مادر بزرگ و حتی دل بی‌تاب خودش مادری می‌کند.

در ادامه، همسر شهید از زخمی که از کودکی با خود حمل می‌کرد پرده برداشت؛ از شهادت پدرش در پنج‌سالگی، و از شهادت همسر و همراهش پس از ده سال زندگی مشترک. می‌گفت:

« امید همسفر زندگی‌ام بود؛ همدم روزهای خوشی و ناخوشی. راه سعادت را نشانم داد اما مرا تنها گذاشت تا ادامه این سفر را به تنهایی طی کنم.»

 این سخنان، نه فقط روایت یک فقدان، که تصویری از وفاداری و صبری است که تنها دل‌های بزرگ از پس آن برمی‌آیند. روایت خانواده‌ای که بارها داغ دیده، اما هر بار از میان آتش، استوارتر برخاسته است.