در دیداری صمیمانه طلاب مدرسه علمیه الزهرء (علیها السلام ) شهرستان شاهین دژ، همراه با جمعی از اساتید و طلاب، بار دیگر یاد و نام شهید محمد جواد عبادی عطرآگین شد. خانواده این شهید بزرگوار، که پدرش از جانبازان دوران دفاع مقدس بوده است، میزبان برنامه ای آمیخته با روضه خوانی، سفره صلوات و قرائت فاتحه بودند؛ مراسمی که کودکانش، علیِ یازده ساله و حلمایِ سه ساله نیز با نگاه های کودکانه اما پر از دلتنگی در آن حضور داشتند.
همسر شهید با آرامشی که تنها از ایمان برمیآید، از لحظههای معنوی اسفند ۱۴۰۴ گفت؛ زمانی که همسرش در حج عمره مشرف شده بود و در آن سفر نورانی، جواز شهادتش را از خدا گرفت. میگفت: «همانطور که در حج آن اذن را طلب کرد، امسال در همان روزها به آرزویش رسید.» روایت میکرد که شهید در مناسک حج مدام خود را در کربلا میدید؛ گویی قدمهایش نه در صحن طواف، که در قدمگاه عاشوراییان برداشته میشد.
در میان سخنانش جملهای گفت که عمق عشق و همراهیشان را معنا میکرد: «همسران همچون دو دستاند؛ یکدیگر را میشویند و بالا میبرند. همسرم با شهادتش مرا بالا برد.»
