

به گزارش معاونت پژوهشی حوزه، سرکار خانم رقیه محمدزاده، طلبه دانشآموخته مرکز تخصصی الزهراء(س) خوی و خواهر ستوان یکم شهید وحید محمدزاده، در گفتوگویی به بیان ویژگیهای اخلاقی و خاطراتی از برادر شهیدش پرداخت.
خانم محمدزاده با اشاره به جایگاه برادرش در خانواده گفت: «برادرم، ستوان یکم شهید وحید محمدزاده، برای من هم خواهر بود و هم برادر. او در راه دفاع از اسلام، انقلاب و رهبر عزیزمان به شهادت رسید.»
وی مهربانی شهید را زبانزد همگان دانست و افزود: «همسایهها، همکاران، مغازهداران و تمام کسانی که او را میشناختند، از اخلاق نیکو و رفتارش تعریف میکردند. با بچهها بامزه و کودکانه رفتار میکرد و در مقابل بزرگترها با نهایت احترام. مهماننوازیاش هم مثالزدنی بود.»
خواهر شهید محمدزاده با ذکر خاطرهای از دوران زندگی شهید در تبریز تصریح کرد: «وقتی در تبریز زندگی میکرد، هر کسی از شهر ما، خوی، به تبریز میرفت یا از آنجا به شهرهای دیگر سفر میکرد، او برای بدرقهشان از هیچ هزینهای دریغ نمیکرد. او دل بسیار بزرگی داشت و در روز تولدم، اولین کسی بود که به من تبریک میگفت.»
وی شهید را فردی باسلیقه توصیف کرد و در خصوص نحوه شهادت گفت: «وحید خیلی باسلیقه بود. روزی که به شهادت رسید او در داخل ماشینش بود و فرصتی برای رفتن به پناهگاه پیدا نکرد.» خانم محمدزاده با اشاره به عدم مشاهده پیکر برادرش اظهار داشت: «جنازه مطهر برادرم را به ما نشان ندادند. برخی از شهدا حتی اعضای بدنش پیدا نشده بود.»
وی خاطرهای از آخرین ارتباط شهید با همسرش بیان کرد: «تنها بیست و چهار ساعت قبل از شهادتش، به همسرش پیام داده بود: "هرچه لازم داری، صبح برایت میخرم. الان خستهام، صبح خریداری میکنم."» خواهر شهید محمدزاده در ادامه با اشاره به فضای آن روزها گفت: «ما در آن روزها در تجمعات بودیم و برای شهدا گریه میکردیم، غافل از اینکه برادر ما نیز روزی به این قافله نور خواهد پیوست.»
وی در پایان بدون آنکه خود را در مقام توصیهکننده بداند، ابراز امیدواری کرد: «انشاءالله که همه ما پشتیبان رهبرمان و کشورمان باشیم، خیابانها را ترک نکنیم و همیشه پای کار نظام بمانیم. امیدواریم که حق بر باطل پیروز شود و دل خانوادههای شهدا با این پیروزی تسلی یابد.»
