نشست

تحلیل و تبیین جایگاه پژوهش در حل مسائل روز

شناسه خبر : 161906

1404/07/13

تعداد بازدید : 9

تحلیل و تبیین جایگاه پژوهش در حل مسائل روز
ارائه دهنده: خانم زلیخا بهاری مکان: سالن اجتماعات حوزه ی علمیه الزهرا شاهین دژ زمان: ساعت 9 صبح الی 11 تاریخ: 09/07/1404

بسم الله الرحمن الرحیم 

خانم بهاری جلسه را با یک سوال شروع کردند به نظر شما چرا جامعه ما با این همه آموزش دانشگاه و تحصیلات دانشگاهی و آکادمیک هنوز درگیر مشکلات تکراری است؟

 چون آموزش کافی نیست. آموزش مثل میوهای شیرین و زیباست اما میوه بدون دانه ادامه پیدا نمیکند و تکثیر نمیشود دانه همان پژوهش است اگر دانه نباشه میوهای هم در کار نخواهد بود، پس آموزش از کجا تکثیر میشود؟ از پژوهش

  مثلاً اگر کسی سالها درس خوانده و مدرک گرفته اما یک مسئله ساده از زندگی خود را نمیتواند حل کند این نشان میدهد که آموزش بدون پژوهش به بنبست میرسد.

هما نطور که میدانید موتور محرکه و پیشرفته علمی و اجتماعی هر جامعه پژوهش است. هر کشوری پژوهش را جدی بگیرد، میتواند مشکلات امروزش را به فرصتهای فردا تبدیل کند. حالا چرا پژوهش جایگاه خود را در جامعه امروزه پیدا نکرده است؟

سه مانع اصلی وجود دارد برای اینکه پژوهش پیشروی نمیکند.

 1- نگاه صوری   : پژوهش گاهی برای گرفتن مدرک یا پر کردن قفسه کتابخانهها انجام میشود،نه برای حل مسئله

 2- فاصله ی دانشگاهها و حوزهها و میدان عمل:  در واقع تحقیقاتی که انجام میشود به زبان جامعه و نیازهای واقعی مردم ترجمه نمیشود.

 ۳ - کمبود حمایت و فرهنگ پژوهش:  پژوهشگر به انگیزه نیاز دارد به امنیت شغلی و حمایت مالی نیاز دارد.

 

 معنای پژوهش:

 کاوش از کاویدن به معنای کندن زمین است در واقع پژوهش پلی است میان مسئله و راه حل زمانی ارزشمند است که گرهی از کار مردم باز کند.

اگر زمین را بکاویم به چه میرسیم؟

به آب، گنج،  آبی که موجب آرامش و پاکیست،  گنجی که ثروت و توانمندی به ارمغان می آورد و راهی است برای خدمت به دیگران. در واقع زمین ما روغنی میکنه. ببینید، زیر خروارها خاک مایعی وجود داره که به تو پاکی و آرامش میدهد  گنجی که تامین ات می کند نه تنها تو رو بلکه تمام نسل بشر را در واقع به کشفی جدید میرسیم و واقعیتی نور را کشف میکنیم واقعیتی که  ما را توانمند میکند،  تامین میکند، مسیر خدمت را برای ما باز میکند، واقعیتی که حقیقت ما را به ما نشون میدهد و حقیقت وجودی ما رو نمایان میکند حقیقت وجودی ما همان توانمندیهای ماست  که وقتی مسئلهای برامون پیش میاد و ما با آرامش آن را حل میکنیم، وقتی مسئلهای رو حل میکنیم در واقع داریم توانمندیهای خودمون رو میبینیم و هر قدر توانمندیهای خود را ببینیم اعتماد به نفس پیدا میکنیم و از طریق توانمندیهامون که میتونیم خدمت کنیم اما متاسفانه پژوهش به دلیل اینکه کندن، کاویدن و پژوهیدن سخته، دیدن اون دونه سخته ما گرایش به پژوهش نداریم  فقط به آموزش گرایش پیدا میکنیم و اما اگر آموزش عمیق نشود به عمل تبدیل نشود، مثل ان میوه تکثیر نشود!؟ علم هم اگر عمیق نشود در حد همون دانستگی بماند ارزشی ندارد، تعقل و اندیشیدن به قدری مهم هست که در قرآن ۴۹ بار در ۳۷ سوره به کار رفته است. خداوند میفرماید افلا تعقلون چرا فکر نمیکنید؟ را نمیپرسید ؟ پژوهش همان تعقل است، همان یادآوریست، خداوند حقیقت را در وجود ما به ودیعه گذاشته است. پژوهش کمک میکند آن را یاد بیاوریم. درخت، آب، خورشید، بدن انسان همه و همه  نشانه های  خداست پژوهش یعنی این نشانهها را بخوانیم.  در آیه ۶۴ سوره بقره میفرماید ان فی خلق السماوات والارض و اختلاف لیل والنهار والفلک التی تجری فی بحر ل آیات لقوم یعقلون بیگمان در آفرینش آسمان و زمین و رفت و آمد شب و روز  کشتیهایی که در دریا روانند نشانههایی است برای گروهی که خرد به کار میگیرند اینجا هم خداوند به تعقل اشاره کرده و فرمودهاند لایات لقوم یعقلون برای قومیکه خرد به کار میگیرند نشانههایی است برای قومی که تعقل میکنند؛ یعنی فقط برای قومی که تعقل می کنند نشانه هایی است نه برای همه!

نسبت آموزش و پژوهش:  اگر آموزش را تنه و شاخههای درخت در نظر بگیریم پژوهش ریشه است  همیشه شاخهها را میبینیم و به آنها آب میدهیم اما اگر ریشه بیمار باشد درخت خشک میشود، شما در زندگی خود بیشتر به شاخهها توجه کردهاید یا ریشه؟  شاخهها همون مدرک، اعتبار اجتماعی، ظاهر زیبا و اما ریشه تفکر، پژوهش و تعقل است، آموزش بدون پژوهش دوام ندارد. اما چرا پژوهش مورد بی توجهی قرار میگیرد؟ چون سخت  و وقت گیر است همچنین نتایج فوری نمی دهد، مثلاً وقتی ما میخواهید مدرک بگیریم زود اعتبار اجتماعی پیدا می کنیم اما وقتی به دنبال حل مسئله باشیم زود نتیجه حاصل نمی شود و زمان بر است اما از اساس و بنه همه چیز درست میشود .  

۶. راهکارهای تقویت پژوهش

علم را به عمل تبدیل کنیم.

همیشه سؤال بپرسیم: چرا؟ چگونه؟ برای چه؟

برای نوشتن مقاله هم ابتدا باید یک مسئله وجود داشته باشد، ما آن مسئله را که همان موضوع ماست خرد میکنیم یا جزئی می کنیم و عنوان مورد نظر خود را درست می کنیم، ابتدا مقدمه خود را به صورت بیان مسئله( اهمیت، ضرورت، ) و هدف پژوهشی،پیشینه، دستاورد، روشی که برای پژوهش خود استفاده کرده ایم و سپس سوالات تحقیق که راه گشای مسئله ی ما می شود.

مثلاً ما موضوعی داریم یا مسئله ای داریم اعتماد در جامعه کم شده؟ چگونه به این موضوع بپردازیم؟

ابتدا باید طرح سوال کنیم همان بارش فکری.

ما می توانیم برای اعتماد چندین مقاله بنویسیم، مثل نقش اعتماد در زندگی فردی و اجتماعی، آثار اعتماد، راهکار برای اعتماد، عوامل اعتماد ساز، تقریباً برای هر موضوع ۱۴ عنوان می توان نوشت و هر عنوان موضوع یک مقاله می تواند باشد

اما اگر کلمهی اعتماد را فقط در ذهن نگه داریم، هیچ فایده ندارد.و در حد همان جمله می ماند، در صورتی که کلمه اعتماد بار معنایی دارد که می تواند زندگی ما را زیر و رو کند،  باید اعتماد را زندگی کنیم.

 

 جمعبندی :

 

آموزش میوه است، پژوهش دانه. اگر دانه نباشد، درخت خشک میشود. اگر پژوهش نباشد، جامعه هم خشک خواهد شد.

بیایید علممان را به پژوهش و عمل تبدیل کنیم. چون تنها چیزی که ماندگار است و اثری می گذارد پژوهش است و ما می توانیم با پژوهش  برای  زندگی خود و دیگرانان اثر میگذار باشیم.