تبیین علم الهی در تفسیر المیزان با تکیه بر مبانی حکمت متعالیه

شناسه محتوا : 51356

1404/10/03

تعداد بازدید : 31

چكيده مسئله‌ي علم الهي، از عميق‌ترين و پيچيده‌ترين مباحث در حوزه‌ي الهيات عقلي و فلسفه‌ي اسلامي است؛ مسئله‌اي كه همواره در كانون توجه فيلسوفان، متكلمان و مفسران قرار داشته است. حكمت متعاليه‌ي صدرالمتألهين با تلفيق عقل، نقل و شهود، نگاهي نو و نظام‌مند به علم خداوند ارائه داده كه در آن، علم الهي حقيقتي وجودي، حضوري و مجرد تلقي مي‌شود. در همين راستا، علامه طباطبايي به‌عنوان فيلسوفي ژرف‌انديش و مفسري قرآني، در تفسيرالميزان، با بهره‌گيري از روش «تفسير قرآن به قرآن» و تكيه بر مباني حكمت متعاليه، به تحليل آيات مرتبط با علم خدا پرداخته است. پژوهش حاضر، در پاسخ به اين پرسش كه علامه طباطبايي در تبيين مراتب علم الهي از چه مباني حكمت متعاليه بهره برده است، با رويكردي توصيفي، تحليلي و تطبيقي، نشان داد كه وي در تفسير مراتب سه‌گانه‌ي علم الهي، يعني علم باري‌تعالي به ذات، علم پيشين به مخلوقات، و علم فعلي پس از خلقت، از مباني حكمت متعاليه چون اصالت وجود، تشكيك وجود، بسيط‌الحقيقه، فقر وجودي ممكنات و اطلاق وجودي حق بهره گرفته است. علم خداوند به ذات، حضوري، ذاتي و بسيط است كه از لوازم واجب‌الوجود بودن به شمار مي‌آيد. در علم پيشين الهي به موجودات، علامه در الميزان با دو تقرير فلسفي، يكي بر پايه‌ي قاعده‌ي بسيط‌الحقيقه و ديگري اطلاق وجودي ذات حق، آيات مربوطه را تبيين مي‌كند. همچنين علم فعلي الهي به موجودات پس از خلقت، با توجه به خالقيت و مالكيت تام الهي و فقر وجودي اشياء، عين حضور واقعي آن‌ها نزد خداوند و در مرتبه‌ي موجودات دانسته مي‌شود. از منظر هرمنوتيكي، اين پژوهش نشان داد كه پيش‌فرض‌هاي فلسفي علامه، به‌ويژه مباني حكمت متعاليه، در جهت‌دهي به تفسير آيات مربوط به علم الهي مؤثر بوده‌اند؛ با اين‌حال، رويكرد تفسيري ايشان همچنان در چارچوب فهم قرآني بوده و از تحميل مباني فلسفي بر متن اجتناب كرده است.  
پدیدآورندگان
  • : سطح3
  • : كلام اسلامي
  • : اصفهان
  • : اصفهان
  • : اصفهان - اصفهان - مدرسه علمیه تخصصی مجتهده امین «رحمة الله علیها»