تحلیل غایت شناسانه فلسفی قیام عاشورا
واقعه عاشورا بهعنوان نقطه عطفي در تاريخ اسلام، همواره موضوع انديشهورزي متفكران مسلمان بوده است. در ميان ديدگاههاي مختلف، سه رويكرد شاخص دكتر علي شريعتي، آيتالله صالحي نجفآبادي و شهيد مطهري جايگاه ويژهاي دارند. مسأله اصلي پژوهش حاضر، تبيين و مقايسه مباني فلسفي و تحليلي اين سه انديشمند درباره ضرورت و اهداف قيام امام حسين(عليه السلام) است. ضرورت پرداختن به اين بحث از آن جهت است كه برداشتهاي متنوع از عاشورا، تأثير مستقيمي بر بازتوليد هويت ديني، فرهنگ مقاومت و نوع مواجهه جامعه با عدالتخواهي و ظلمستيزي دارد. روش تحقيق بهكار رفته، توصيفي تحليلي و ابزار كتابخانهاي است كه با بررسي آثار مستقيم و غيرمستقيم اين انديشمندان صورت گرفته است. يافتههاي پژوهش نشان ميدهد كه شريعتي با تأكيد بر جنبه «انقلابي اجتماعي» عاشورا، آن را الگويي براي بيداري امت ميداند؛ صالحي نجفآبادي با رويكردي تاريخي و عقلاني، هدف قيام را در چارچوب «تشكيل حكومت اسلامي و نفي سلطه استبداد» تفسير ميكند؛ و مطهري ضمن توجه به هر دو بعد تاريخي و اجتماعي، بر «رسالت احياي دين و اصلاح امت» بهعنوان جوهره حركت امام حسين(عليه السلام) تأكيد دارد. نتيجه نهايي پژوهش نشان ميدهد كه هر سه ديدگاه، عليرغم اختلاف در تأكيدها، بر «ضرورت تداوم فرهنگ قيام و مبارزه عليه ظلم» همنظرند و ميتوان از جمع اين رويكردها، الگويي جامع براي فهم و كاربست فلسفي عاشورا در جهان معاصر ارائه داد.
- : سطح3
- : كلام اسلامي
- : اصفهان
- : نجف آباد
- : اصفهان - نجف آباد - مدرسه علمیه تخصصی ام الائمه «علیها السلام»