روایتی از افتخار و ایثار: شایان، نور خانوادگی
در فضایی آمیخته با آرامش و اندوهی که نشان از بزرگواری دارد، مادر شهید شایان شاهوردی زاده، از روحیهی جمعگرای فرزندش یاد میکند؛ او که با اشتیاق، خانوادهی گسترده را گرد هم میآورد. به روایت مادر، شایان، درک عمیقی از مسئولیت داشته و با وجود سرمای زمستان و ناامنیهای جنگ، با ارادهای راسخ، راهی خدمت سربازی شد؛ ارادهای که ریشه در عشق به وطن و احساسی درونی داشت، گویی از شهادت خود آگاه بود. مادرش با بغض اما افتخار میگوید: "که به شایان گفتم الان هوا سرده، جنگه، بمون فروردین یا اردیبهشت سربازی برو. گفت: نه مامان تو خانواده مون شهید نیست، بلکه من شهید شدم." پیکر مطهرش، تجسمی از نور و پاکی بود.
مادربزرگ شایان، با قلبی سرشار از رضایت الهی، این گونه سخن میگوید: "قربان خدا بروم که فرزندم در بهترین راه شهید شد." یافتن پیکر شایان و دیدن او با چشم، مرحمی بر دل داغدار خانواده بود.
خاله شهید نیز از تفاوت شایان با سایر نوادگان میگوید؛ از گوش به فرمان بودنش در برابر همگان و عشق عمیقش به روستا و خانواده. این خاطرات، تصویری ماندگار از جوانی ایثارگر و خانوادهای صبور و پرافتخار ترسیم میکنند که در غم فقدان، با یاد و خاطرهی نورانی شایان، تسلی مییابند.
شهید شایان شاهوردی زاده متولد ۱۳۸۶/۰۳/۱۶ بوده و در تاریخ ۱۴۰۴/۱۲/۱۲ در کلانتری کیاشهر به شهادت رسیده و در گلزار شهدای گیلان به خاک سپرده شد.
