گلستان-الزهرا(س)-مینودشت

مسئله شرور وعدل الهی در پرتو تقدیر

شناسه خبر : 167750

1404/11/26

تعداد بازدید : 1

مسئله شرور وعدل الهی در پرتو تقدیر
مسئله شرور وعدل الهی در پرتو تقدیر درمدرسه علمیه الزهرا(س) مینودشت مورد بررسی قرار گرفت.

هر موجود در عالم دارای «فرمول وجودی» و ظرفیت خاصی است که هویت او را می‌سازد. اگر در این ساختار کوچک‌ترین تغییری ایجاد شود، آن موجود دیگر همان نخواهد بود؛ همان‌گونه که آب با افزودن یا کم کردن حتی یک عنصر دیگر، دیگر آب نیست. انسان نیز چنین است: هرکس با ظرفیتی معین آفریده شده و این ظرفیت قابل تغییر نیست. بر همین اساس، نه همه‌ی انسان‌ها می‌توانند پیامبر یا امام شوند، زیرا دریافت وحی و علم الهی، ظرفیتی ویژه می‌طلبد که تنها در وجود‌های کامل قرار دارد. قرآن خود می‌فرماید اگر بر کوه نازل می‌شد، کوه از شدت عظمت آن متلاشی می‌گردید؛ پس وجودی که تحمل مستقیم وحی را دارد، باید در اوج کمال و استواری وجودی باشد. در عالم پیش از دنیا نیز حقیقت هر انسان و استعداد او مشخص بود و خداوند بر همان اساس جایگاه و توان هرکس را تعیین کرد. لذا تفاوت میان پیامبران و اولیای الهی، تفاوت در شدت و مرتبه‌ی وجودی آنان است، نه در ارزش یا عدالت الهی. حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) از جمله وجودهایی است که از آغاز در مرتبه‌ای متفاوت از سایر انسان‌ها آفریده شد؛ نوری که ظرفیت دریافت معارف الهی و اتصال به سرچشمه‌ی وحی را دارد. بنابراین علم و کمال ایشان نه اکتسابی، بلکه ناشی از حقیقت وجودی و قرب الهی اوست — وجودی که کامل و بی‌نظیر است.  مفهوم «مصحف فاطمه (س)» که حاوی علم اولین و آخرین است و به نقل روایات، هفتاد ذرع طول دارد (به اندازه‌ی ران یک مرد قوی‌هیکل، که این بُعد، تمثیلی برای عظمت و کمال علم الهی است)، نشان‌دهنده‌ی این است که وجود مبارک ایشان نیز مانند علم خداوند، کامل است. این کمال، ذاتی و در فرمول وجودی ایشان منقوش شده است این استدلال، ما را به مفهوم ملکوت می‌رساند: هر شیئی در این عالم دارای ظاهری (آنچه می‌بینیم) و باطنی (ملکوت آن) است. ملکوت، باطن زنده‌ای است که دیده نمی‌شود؛ مانند ملکوت آسمان‌ها و زمین که به حضرت ابراهیم (ع) نشان داده شد، یا باطن گناه که برای انسان‌های کامل آشکار است و باعث می‌شود اصلاً فکر ارتکاب آن به ذهن نیاید.شب قدر نیز از این قاعده مستثنی نیست. ظاهر آن، شبی خاص در سال است، اما ملکوت آن، شرایط باطنی و وجودی‌ای است که در آن لحظه فراهم شده تا کلام الهی (قرآن) قابلیت نازل شدن در قلب‌های مهیا (مانند قلب پیامبر (ص)) را بیابد. این نشان می‌دهد که ارتباطی ذاتی بین قرآن، قلب نازل‌شونده (پیامبر) و شب قدر وجود دارد؛ یکی بدون دیگری قابل تحقق نیست. نکته‌ی نهایی و محوری این است که مقام حضرت زهرا (س) و شب قدر، از یکدیگر جدا نیستند. شناخت مقام حضرت زهرا (س)، مساوی با شناخت حقیقت شب قدر است. این دو ضلع، بخشی از یک مربع نورانی هستند که اضلاع دیگر آن را پیامبر اکرم (ص) و قرآن کریم تشکیل می‌دهند.این اتحاد به قدری عمیق است که گریه‌ی حضرت زهرا (س) پس از رحلت پیامبر (ص)، گریه‌ی یک دختر برای پدر نبود، بلکه گریه‌ی نصف وجودی برای فقدان نیمه‌ی دیگر بود، زیرا ایشان متحد با حقیقت رسول خدا (ص) هستند. همین اتحاد وجودی دلیل استمرار ارتباط جبرئیل با حضرت زهرا (س) پس از پیامبر (ص) است؛ زیرا جبرئیل مأمور ظهور «حقیقت رسول خدا» در عوالم بود، و این حقیقت هم در قالب مرد (پیامبر (ص)) و هم در قالب زن (حضرت زهرا (س)) ظهور یافته است. این نسبت، صرفاً خویشاوندی ظاهری نیست، بلکه ارتباطی عمیق و نورانی است که در آیه مباهله نیز با خطاب «اَنفُسَنَا» (خودمان) برای حضرت علی (ع) نیز مشهود است.بحث اخیر شما بر این حقیقت تأکید دارد که تمام ارزش‌ها و مفاهیم دنیوی (مانند ثروت، مدرک، جایگاه خانوادگی و...) ماهیتی اعتباری و موقتی دارند. این امر با فرض محال «تنهایی مطلق در عالم» اثبات می‌شود؛ در آن صورت، تمامی این تعلقات دنیوی بی‌معنا خواهند شد.

بر اساس این اصل، گریه‌ی حضرت زهرا (س) بر پیامبر (ص) یا گریه‌ی حضرت زینب (س) بر امام حسین (ع) را نمی‌توان صرفاً به روابط اعتباری و ظاهری (مانند نسبت پدری یا خواهری) تقلیل داد، زیرا این امر «بی‌معناترین حرف» در این سطح از درک است.

1.  وحدت وجودی: رابطه‌ی میان پیامبر، حضرت زهرا (س) و حضرت علی (ع) یک اتحاد وجودی (نورانی) است. این وجود واحد است که در مراتب و اشکال مختلف (ظهور پراکنده) بر عالم تجلی یافته است. گریه‌ی حضرت زهرا (س) برای پیامبر، گریه‌ی یک جزء برای تمامیت خود (یا نصف دیگر وجود) است.

2.  استمرار وجود: زنده‌بودن حضرت زهرا (س) و سایر معصومین (ع) و قرآن کریم، به دلیل اتصال وجودی آن‌ها به یکدیگر و به امام زمان (عج) است.

3.  تکثر حواس در عالم ظهور: حواس ما در این عالم مادی (مانند بینایی و شنوایی) از یکدیگر تفکیک شده‌اند، در حالی که در عوالم بالاتر یا در مرتبه‌ی وحدت نورانی، تمامی این حواس در یک قوه‌ی ادراکی واحد (نور واحد) ادغام می‌شوند. این وحدت نورانی، اساس اتحاد وجودی آن‌هاست ،و هدف از درک این حقایق، هدایت به سمت سلامتی حقیقی و زمینه‌سازی برای ظهور امام زمان (عج) عنوان شد.