بررسی تطبیقی ولایت فقیه از دیدگاه امام خمینی و آیت الله نایینی
چكيده
ميرزاي ناييني، فقيه برجسته و صاحب مبنا است، هرچند برخي خواستهاند او را منكر ولايت فقيه بدانند ولي نظرات ايشان بسيار گويا است. او امتياز شيعه را اعتقاد به نصب والي و عصمت شيعي و بيعت سنّي را مبناي محدوديت سلطنت ميداند و معتقد است كه فقها به استناد روايات از طرف خدا مأذون به تشكيل حكومتند، ولي چون تشكيل حكومت توسط آنها را مقدور نميدانست نظر به حكومت مشروطه داشت و نيابت عامهي فقها را در عصر غيبت در حوزهي امور حسبيّه از قطعيات مذهب اماميه و ادلهي اثبات ولايت فقيه را مقتضي اطلاق ولايت ميدانست ولي، در اثبات آن، معتقد بود روايات نقل شده، به جز روايت عمربن حنظله قابل خدشه است. امام خميني نيز به آيات و رواياتي از جمله اين روايت استناد فرموده، برخي را هم به عنوان مؤيّد آورده و تشكيل حكومت را از واجبات و وظيفهي فقيه دانسته، معتقد است كه حكومت از احكام اوّليه است و ولايت فقيه يك امر نظري نيست كه نيازمند برهان باشد، بلكه تصوّرش موجب تصديق است، هرچند ادلهي بسياري به ولايت مطلقه دلالت ميكند. جايگاه آن به دليل عقل و استمرار نبوّت و امامّت، علم كلام است. تفاوت فاحشي كه بين امام خميني با ديگر علما به چشم ميخورد اين است كه ايشان در عين حال كه با جهان غيب و عرفان انس داشت با رهبريش جهان سياسي معاصر را زير و رو كرد و ولايت فقيه را به مرحلهي عمل درآورد.
در نهايت چه نظام عالي معصوم، چه حكومت حد متوسط امام خميني و چه نظام حداقلي ناييني همگي براي مقابله با حكومتهاي جائر و استبدادي طاغوت است.
كليد واژگان: ولايت، فقيه، ولايت فقيه، حكومت اسلامي.
- : سطح3
- : فقه و اصول