دسته بندی سبک زندگی

شناسه مقاله : 16468

تعداد بازدید : 1423

  • : عباس معلمی

اشاره:

این گفت و گو در مجله سوره به چاپ رسید.

- قبل از پرداختن به موضوع سبک زندگي و تقسيمات آن، اين سئوال مطرح است که آيا اساساً تقسيم‌بندي آن‌قدر اهميت دارد که در پرداختن به هر موضوع، لازم باشد ابتدا در خصوص تقسيم‌بندي آن تحقيق کنيم؟

ممکن است برخي تصور کنند که دسته‌بندي به شکل‌هاي مختلف تنها بر اساس کاربرد انجام مي‌شود و تفاوت بنياديني ميان تقسيم‌بندي‌هاي مختلف وجود ندارد. برخلاف اين تصور بايد گفت که هر تقسيم‌بندي يا خود يک منطق است و يا بر اساس يک منطق انجام شده است؛ در نتيجه تفاوت در دسته‌بندي‌ها به تفاوت در منطق باز مي‌گردد.

وقتي يک تقسيم‌بندي انجام مي‌گيرد، اشياء، امور، مفاهيم، يا هرچيز ديگري که در دسته‌هاي مختلف تقسيم مي‌شود، در چند دسته‌ي کلي قرار داده مي‌شود. وقتي چيزهايي را در يک دسته قرار مي‌دهيم، به اين معني است که علي‌رغم همه‌ي تفاوت‌ها ميان آن اشياء، ما آن‌ها را يک چيز ديده‌ايم. و همچنين وقتي دو چيز را در دو دسته‌ي متفاوت قرار مي‌دهيم، به اين معني است که علي‌رغم همه‌ي اشتراکات و شباهت‌ها ميان آن‌دو چيز، ما آن‌دو را کاملاً متمايز و متفاوت ديده‌ايم. بنابراين تقسيم‌بندي به يک تعبير عبارت است از صرف‌نظر از تفاوت‌ها و يکسان انگاشتن چيزها (با قرار دادن چيزها در يک دسته) و نيز صرف‌نظر از اشتراکات و شباهت‌ها و متمايز انگاشتن چيزها (با قرار دادن آن‌ها در دسته‌هاي مختلف) اينکه اختلافات و اشتراکات را در چه چيزي بدانيم مبتني بر منطق است. البته اين به‌معناي بي‌پايه بودن و يا دل‌بخواهي بودن دسته‌بندي‌ها و قراردادي بودن اشتراکات و اختلافات نيست. دسته‌بندي‌هاي گوناگون عموماً بر اساس يک خصوصيت واقعي در اشياء انجام مي‌شود، اما مبتني بودن تقسيم‌بندي بر واقعيات موجب نمي‌شود که تصور کنيم تنها يک نوع دسته‌بندي ممکن است. خصوصيات واقعي موضوعات متعدد هستند، از اين‌رو تقسيم‌بندي‌هاي مختلفي ممکن است بر اساس خصوصيات واقعي موضوعات انجام شود. بنابراين هرتقسيم‌بندي بر اساس منطق و مبناي خاصي انجام مي‌شود. همچنين هرتقسيم‌بندي نتايج و لوازم خاص خود را دارد.

به‌عنوان مثال وقتي با يک مجموعه کتاب مواجه مي‌شويم، ممکن است بر اساس قطع ظاهري کتاب‌ها آن‌ها را دسته‌بندي کنيم، ممکن است بر اساس موضوع کتاب‌هاي فلسفي را در يک قفسه و کتاب‌هاي مربوط به حقوق را در طبقه‌ي ديگر قرار دهيم. کسي ديگر ممکن است ابتدا کتاب‌ها را به کتاب‌هاي مفيد ديني و کتاب‌هاي گمراه‌کننده تقسيم کند. همه‌ي اين تقسيم‌بندي‌ها بر اساس خصوصيات واقعي انجام مي‌شود. هريک از اين تقسيم‌بندي‌ها نظم جديدي ايجاد مي‌کند. در آن نوع تقسيم‌بندي که کتاب‌هاي فلسفي در کنار هم قرار مي‌گيرند، کتابي که از توحيد دفاع مي‌کند در کنار کتابي قرار مي‌گيرد که عليه توحيد است. هرنظمي به‌نوبه‌ي خود کارآمدي ويژه‌اي ايجاد مي‌کند و سهولت و صعوبت خاصي را موجب مي‌شود.

- آيا تقسيم‌بندي فهم و درک ما از موضوع را نيز تحت تأثير قرار مي‌دهد؟

با دقت بيشتر روشن مي‌شود که تقسيم‌بندي‌هاي مختلف در واقع به‌معناي تعريف‌هاي مختلف از موضوعات است. يعني بر اساس هر نوع تقسيم‌بندي، تعريف شيء تغيير مي‌کند. پس بر اين اساس تقسيم‌بندي نوعي تعريف موضوعات است.

پس به‌طور خلاصه اولاً هر تقسيم‌بندي مبناي خاصي دارد، ثانياً تعريف خاصي از موضوعات ارائه مي‌دهد و ثالثاً کارآمدي ويژه‌اي دارد.

- آيا در تقسيم‌بندي هميشه با ديدن مصاديق و دسته‌بندي آن‌ها، دسته‌هاي مختلف را به‌دست مي‌آوريم؟

گاه ما در تقسيم‌بندي از مصاديق شروع مي‌کنيم و در ميان مصاديق جست‌وجو و رفت و آمد مي‌کنيم تا خصوصيات مشترکي را در ميان آن‌ها مي‌يابيم و بر اساس آن تقسيم‌بندي خود را انجام مي‌دهيم. اين تقسيم‌بندي از پايين به بالا يا همان تقسيم‌بندي استقرائي است. اما تقسيم‌بندي صحيح‌تر اين است که بر اساس مباني آغاز کنيم و به تقسيم‌بندي موردنظر برسيم و آنگاه مصاديق را بر آن اساس دسته‌بندي کنيم. اين تقسيم‌بندي از بالا به پايين است. اينکه در تقسيم‌بندي بالا به پايين، مباني را از کجا اخذ مي‌کنيم و بر اساس چه منطقي موضوعات را دسته‌بندي مي‌کنيم بحث بسيار مهم و مفصلي است. در يک نظام فکري منسجم، همه‌ي تقسيم‌بندي‌ها از همان منطق اوليه و مبنايي اخذ مي‌شود، در غير اين‌صورت نظام فکري متشتت خواهد بود.

- تقسيم‌بندي‌هاي مختلفي درباره‌ي هر موضوع قابل طرح است، چگونه مي‌توان تقسيم‌بندي‌هاي مختلف را ارزيابي کرد؟

بر اساس مباني ديني، تقسيم‌بندي در موضوعات مختلف در صورتي بر منطقي صحيح استوار است که از منطق وحي اخذ شده باشد. به‌عنوان مثال، دوره‌هاي زندگي يک فرد از دوران جنيني تا مرگ و پس از آن به روش‌هاي مختلفي تقسيم‌بندي شده است. از جمله در معارف ديني نيز با يک تقسيم‌بندي از اين دوره‌ها مواجه هستيم، اسلام مقاطعي را منشأ تقسيم قرار مي‌دهد و کودک مميز و غيرمميز را از هم جدا مي کند، انسان بالغ و غيربالغ، رشيد و غيررشيد، و چهل سال کمتر و بيشتر را تمايز مي‌نهد. انسان‌ها را به آريايي و غيرآريايي تقسيم نمي‌کند. بلکه به کافر و مؤمن تقسيم مي‌کند. کافر را يکي از اقسام نجاسات قرار مي‌دهد. براساس اعتقاد به دين، تقسيم‌بندي ديني صحيح است. بنابراين در مواردي که ما بتوانيم تقسيم‌بندي خود را از وحي اخذ یا با آن هماهنگ کنيم، دقيق‌ترين و صحيح‌ترين تقسيم‌بندي را به دست آورده‌ايم.

- مگر دين، تقسيم‌بندي همه‌ي موضوعات را مشخص ساخته است؟

در يک دستگاه فکري منسجم سه دسته‌بندي از يک مبناي واحد به‌دست مي‌آيند. يکي از اقسام تقسيم‌بندي، تقسيم‌بندي ارزشي است که در موارد فراوان با آن مواجه هستيم. اجناس را به گران و ارزان تقسيم مي‌کنيم. افراد را به باتقوا و بي‌تقوا، و... اساساً هرکس برنامه‌ريزي مي‌کند، مبتني بر يک  ارزش گذاری عمل مي‌کند؛ زيرا برنامه‌ريزي همواره برای دست‌يابي به موقعيت برتر عمل مي‌شود.

تقسيم‌بندي ديگر، تقسيم‌بندي توصيفي امور است که بر اساس توصيف موضوعات انجام مي‌شود. و دسته‌بندي سوم، دسته‌بندي تکليفي موضوعات و امور است که در آن از حيث بايد‌ و نبايد موضوعات تقسيم مي‌شود.

اين سه دسته از همديگر جدا نيستند. وقتي توصيفي صورت مي‌گيرد، اين توصيف مبتني بر ارزش‌گذاري خاصي است و وقتي ارزش‌گذاري صورت مي‌گيرد مبتني بر توصيف خاصي انجام مي‌شود و تعيين بايدها و نبايدها کاملا همپيوند با اين دو است. با توجه به اين پيوستگي است که ما نمي‌توانيم توصيف يا ارزش‌گذري را از منطق و مبناي ديگري اخذ کنيم و تکليف را از دين بگيريم.

تقسيم‌بندي تکليفي در معارف ديني شکل خاصي دارد و فقط شامل مجاز و ممنوع نيست؛ بلکه حدهاي ديگري نيز در آن بيان شده است؛ يعني بر اساس مباني ديني، امور تکليفي را به پنج دسته‌ي حرام، مکروه، مباح، مستحب و واجب تقسيم مي‌کنيم و با استناد به دين، مصاديق هر يک را مي‌يابيم. هرگاه بخواهيم عملي را در يکي از اين دسته‌ها قرار بدهيم، نمي‌توانيم براساس حدس، علوم تجربي، يا بحث‌هاي عقلي صرف اين کار را انجام دهيم؛ بلکه بايد حکم را با روشي مشخص، مستند به دين به‌ دست آوريم. بنابراين، هم اصل تقسيم‌بندي احکام به اين پنج دسته به دين باز می گردد و هم قرار دادن مصاديق ذيل آن‌ها مستند به دين انجام مي‌شود.

در تقسيم‌بندي توصيفي و نيز در تقسيم‌بندي ارزشي، علي‌رغم مطالب فراواني که در معارف اسلامي وجود دارد، اما نظام منقح و جامعي استخراج نشده است که بتوان آنرا مستند به دين دانست؛ يعني ما هم در ارزش‌گذاري امور و هم در توصيف موضوعات، فاقد يک نظام منسجم و جامع توصيفي و ارزش‌گذاري هستيم. از همين‌رو در توصيف و ارزش‌گذاري دچار التقاط می شویم و از مباني مختلف استفاده مي‌کنيم. اگر ما اکنون نظام منسجمي متخذ از دين براي توصيف موضوعات در دست داشتيم، مي‌توانستيم موضوعات سبک زندگي را بر اساس آن تقسيم‌بندي، تعريف و تحليل کنيم. همانطور که در مورد تکاليف، چنين نظامي در دست داريم و موضوعات را از جهت تکليفي در پنج‌دسته‌ قرار مي‌دهيم. اکنون به‌ علت نداشتن يک دسته‌بندي مستند به دين براي ارزش‌گذاري و توصيف، وقتي با موضوعي مثل سبک زندگي مواجه مي‌شويم، نمي‌دانيم که سبک زندگي را بايد چگونه دسته‌بندي کنيم. البته اين به‌معناي آن نيست که به‌طور کلي از حرکت باز ايستيم، بلکه سعي مي‌کنيم تا حدامکان بر اساس آنچه در دست داريم، دسته‌بندي خود را به نگاه ديني نزديک کنيم، اما نمي‌توانيم ادعا کنيم آن‌چه به‌دست آورده‌ايم مستند به دين است. پس به‌طور خلاصه هرسه دسته تقسيم‌بندي بايد از دين و مبتني بر مباني ديني به‌دست بيايد. در حاليکه توصيفات و ارزش‌گذاري‌هاي فراواني در معارف ديني وجود دارد،اين کار هنوز در تقسيم‌بندي توصيفي و ارزشي انجام نشده است.

- ابعاد مختلفي در خصوص کليت تقسيم‌بندي بيان فرموديد، در خصوص سبک زندگي، تقسيم‌بندي موضوع ازنظر شمابه چه شکلي است؟

پيش از بيان تقسيم‌بندي سبک زندگي لازم است مقصود خود را از سبک زندگي روشن کنيم. سبک زندگي مجموعه‌اي از  ارتکازات (پذيرفته‌شده‌هاي اجتماعي)  شامل ارزش‌ها، دانش‌ها و رفتارهاي پذيرفته‌شده‌ي اجتماعي است. البته در تعريفي که در علوم اجتماعي براي سبک زندگي بيان مي‌شود، ارزش‌ها و رفتارها بيشتر مورد توجه است و البته با تمرکز بر رفتارها. اما از نظر ما دانش‌هاي پذيرفته شده نيز بايد در تعريف سبک زندگي قرار داشته باشد. طبق اين تعريف، سبک زندگي بسيار نزديک به فرهنگ عمومي و آداب زندگي اجتماعي است.

درخصوص تقسيم‌بندي سبک زندگي، از ديدگاه ما، نخستين تقسيم‌بندي، سبک زندگي را به فردي، خانوادگي و سازماني تقسيم مي‌کند. مقصود از سبک زندگي فردي، امور مربوط به يک شخص خاص نيست؛ بلکه مقصود اموري از سبک زندگي است که محوريت آن فرد است. بعد از فرد، خانواده را به‌عنوان يکي از محورها براي تقسيم، مهم مي‌دانيم. در سطح کلان‌تر سبک زندگي مربوط به سازمان‌هاست که بزرگ‌ترين و شامل‌ترين سازمان، جامعه است. به‌عنوان مثال نوع روابط، انجام‌ کار، گردش مالي و زندگي در سازمان‌هاي مختلف که گاه به زندگي اداري تعبير مي‌شود شکل خاصي است و در سازماني مثل جهادسازندگي که در ابتداي انقلاب شکل گرفته بود اين سبک زندگي سازماني متفاوت بود. حال هريک از اين تقسيم‌ها در ادامه‌ي تقسيم‌بندي به شکل خاصي ادامه پيدا مي‌کند. سبک زندگي فردي، به روحي، فکري و جسمي تقسيم مي‌شود. مقصود از موضوعات روحي، امور مربوط به تعلقات و گرايش‌هاست. حب و بغض‌ها، اقبال و ادبارها و يا تولي و تبري مربوط به امور روحي است. امور فکري شامل عقايد، اطلاعات و افکار و دانش‌ها مي‌شود. و بخش مربوط به جسم همان رفتارها هستند. در نگرش رايج به سبک زندگي بخش رفتارها پررنگ‌تر ديده مي‌شود.

سبک زندگي خانوادگي سه بعد فرهنگي، مديريتي (سياسي) و اقتصادي دارد. و سبک زندگي سازماني نيز به همين شکل سه بعد فرهنگي، مديريتي و اقتصادي دارد.

در ادامه‌ي تقسيم‌بندي‌هاي فوق، فرد را به زن و مرد تقسيم مي‌کنيم، زيرا در نگاه ما نوع آموزش و تربيت زن و مرد تفاوت‌هاي مهمي دارند و هريک اقتضائات خاص خود را دارد، از اين‌رو نمي‌توانيم در بررسي موضوعات سبک زندگي، افراد را بدون درنظرداشتن جنسيت، مورد مطالعه قرار دهيم. در گام بعدي تقسيم، هريک از اين دو مورد؛ يعني زن و مرد، به صورت ذيل تقسيم‌بندي مي‌شوند:

از تولد تا رسيدن به حد تميز، از حدتميز تا سن بلوغ، از بلوغ تا حد رشيد، از رشيد تا چهل سالگي و از چهل سالگي به بعد. همانطور که روشن است اين تقسيم‌بندي تفاوت‌هاي مهمي با تقسيم‌بندي‌هاي رايج دارد و نيز روشن است که حد تقسيم ما در اينجا سني نيست. اين تقسيم‌بندي بر اساس تمايزي است که در معارف ديني و احکام اسلامي ميان هريک از افراد در اين دسته‌ها ديده مي‌شود. مطابق اين تمايزها، بررسي موضوعات و مسائل سبک زندگي کودکاني که هنوز به سن تميز نرسيده‌اند بايد متفاوت از کودکان بعد از سن تميز باشد؛ همچنين سبک زندگي قبل و بعد از چهل سالگي واقعيت‌هاي متفاوتي هستند و يکسان انگاشتن آن ما را از درک صحيح موضوع  دور مي‌کند. حال اگر اين نگاه را با نوع تقسيم‌بندي‌ها در سبک زندگي مقايسه کنيم مي‌بينيم که اساساً توجهي به برخي از اين مقاطع، مانند چهل سالگي وجود ندارد. حال اين مواردي که گفته شد در تقسيم قبلي ضرب مي‌شود: سبک زندگي فردي مربوط به افراد مذکر قبل از سن تميز در بعد روحي، سبک زندگي مربوط به افراد مذکر قبل از سن تميز در بعد فکري، سبک زندگي مربوط به افراد مذکر قبل از سن تميز در بعد جسمي (رفتاري). و همين موارد براي بقيه‌ي مقاطع مثل قبل و بعد از بلوغ تکرار مي‌شود و نيز براي افراد مؤنث. براي ريزتر کردن تقسيم مي‌توان به تقسيم‌بندي ابعاد روحي، فکري و جسمي پرداخت.

در خصوص سبک زندگي خانواده؛ خانواده را به عشايري، روستايي، شهري و کلان شهري تقسيم مي‌کنيم. سبک زندگي اين دسته‌ها با هم تفاوت‌هاي مهمي دارند که در شناخت، آسيب‌شناسي و برنامه‌ريزي بايد متفاوت ديده شوند. سبک زندگي يک خانواده‌ي عشايري که در چادر زندگي مي‌کند و موضوعات و مسائل سبک زندگي آن که کوچ‌نشين است، با سبک زندگي يک خانواده‌ي ساکن شهري بزرگ مثل اصفهان تفاوت‌هاي بسيار مهمي دارد و از اين‌رو لازم است که در دو دسته‌ي متفاوت ديده شوند. دکوراسيون، نوع چيدمان داخلي مسکن و تزئينات مربوط به آن و وسايل هرکدام از اين دو خانواده، دو موضوع ماهيتاً متفاوت هستند.

سازمان نيز در تقسيم اول به رسمي و غيررسمي تقسيم مي‌شود. سازمان غيررسمي مانند قوميت‌ها، مليت‌ها، اصناف و ادیان و سازمان های رسمی مانند سازمان های دولتی، عمومی و خصوصی.

آنچه بيان شد تقسيم‌بندي امور سبک زندگي بود. در مقابل امور دو دسته‌ موضوعات ديگر قابل طرح است، فعاليت‌ها و امکانات؛ فعاليت‌ها مربوط به اقداماتي است که براي تغيير در سبک زندگي لازم است و امکانات، بيانگر امکاناتي است که براي انجام آن فعاليت‌ها براي تغيير سبک زندگي نياز است. همه‌ي تقسيم‌بندي‌هايي که گذشت مربوط به امور بود و تقسيم‌بندي فعاليت‌ها و امکانات بحث مجزائي مي‌طلبد.

- داشتن چنين تقسيم‌بندي‌هايي در هنگام پرداختن به سبک زندگي چه ثمراتي دارد؟ به‌عبارت ديگر اين تقسيم‌بندي‌ها چه کمکي به ما مي‌کند؟

بر اساس مبنايي که براي اين تقسيم‌بندي‌ها قرار داده شده است، هريک از اين تقسيمات، مشخص مي‌کند که اصل و فرع و تابع کدام است. تقسيم‌بندي امور، فعاليت‌ها و امکانات اين نگاه را به ما مي‌دهد که چه چيزهايي در سبک زندگي اصل و چه چيزها و فعاليت‌هايي براي آن امور فرعی یا تبعی هستند. با اين نگاه تقسيم‌بندي‌ ساختار وزارت ارشاد دچار اشکال اساسي است. چرا در وزارت ارشاد معاونت سينمايي و مطبوعات جزء تقسيم‌بندي‌هاي اصلي هستند؟سينما و مطبوعات ابزارهايي هستند، و نوشتن رمان و ساختن فيلم فعاليت‌هايي که بايد به تبع اصل فرهنگ و سبک زندگي تعريف شود. اما اکنون معاونت‌هاي اصلي سينما و مطبوعات است. در حالي که اگر قرار بود با اين نگاه تقسيم‌بندي وجود داشته باشد، بايد معاونت امور افراد، زنان، کودکان، جوانان. خانواده و سازمان معاونت‌هاي وزرات ارشاد را تشکيل بدهد. اين خلأ باعث شده است که ذيل آموزش پرورش سازمان پرورش فکري کودکان شکل بگيرد و یا در جای دیگر سازمان و تشکیلات زنان به وجود آید.

بر همين اساس شاخص‌هاي ارزيابي نيز به‌جاي قرار گرفتن بر سنجش وضعيت خانواده، زنان کودکان و... بر روي سنجش سينما و مطبوعات قرار مي‌گيرد، يعني به‌جاي ارزيابي اصل، ابزارهاي لازم براي دست‌يابي به آن امور سنجيده مي‌شود براي آن برنامه‌ريزي مي‌شود و به اصل کمتر توجه می شود، شاخصي براي ارزيابي آن به وجود نمی آید و برنامه‌ريزي ناظر به آن انجام نمي‌شود. در چنين حالتي برنامه‌ريزي براي امور اصلي در انتهاي چرخه قرار مي‌گيرد و براساس گرايش و ميل شخصي فيلم‌ساز و رمان‌نويس و... براي تغيير در فرهنگ و سبک زندگي افراد، خانواده‌ها و سازمان‌ها تصميم‌گيري مي‌شود. در نتيجه در ارزيابي عملکرد مسئولي مانند وزير ارشاد نيز شاخص‌ها بر روي موضوعات تبعي و فرعي قرار دارد و ناظر به امور اصلي نيست. اين‌ها همه مواردي است که درنتيجه‌ي نوع تقسيم‌بندي حاصل مي‌شود.

در مورد هر يک از موارد ديگر نيز همين‌طور است. در تقسيم‌بندي کلي نيز سازمان اهميت بيشتري از خانواده دارد و خانواده مهمتر از فرد است. در يک سازمان نيز فرهنگ مربوط به سبک زندگي اهميت اصلي را دارد، در رتبه‌ي بعدي مديريت قرار دارد و امور اقتصادي مربوط به سبک زندگي سازمان جايگاه تبعي را دارد. همچنين بر اساس هريک از اين تقسيم‌بندي‌ها، آسيب‌شناسي صورت مي‌گيرد.

موضوع پوشش و آرايش که جزء مصاديق بارز سبک زندگي و مسئله‌ي جامعه‌ي ماست، به‌واسطه‌ي ديده نشدن در چنين تقسيم‌بندي و نگاهي، به‌صورت جامع ديده نمي‌شود. در نتيجه موضوعي که سطوح مختلف روحي، فکري و رفتاري و ابعاد فردي، خانوادگي و اجتماعي دارد، صرفاً به بخش فردي‌ـ‌رفتاري آن توجه مي‌شود؛ يعني از نه قسمت مربوط به اين موضوع فقط يک قسمت آن ديده مي‌شود و آن‌ هم قسمتي که ضريب حداقلي را دارد.

- در رسانه‌هايي که در خصوص سبک زندگي مطالبي منتشر مي‌کنند، تقسيم‌بندي رايجي وجود دارد که نگاهي به برخي موارد آن مي‌تواند در فهم موضوع به ما کمک کند. اگر ممکن است بفرماييد که اين موارد هرکدام در کدام بخش از تقسيم‌بندي مفصلي که اکنون فرموديد قرار مي‌گيرد.

آرايش و زيبايي و مد و پوشش که از رايج‌ترين بخش‌هاي سبک زندگي است، در دسته‌بندي فوق، جزء امور فردي رفتاري است. تفريح به معناي کسب نشاط و شادابي جزء امور فردي روحي است. البته اگر گردشگري در کنار آن قرار بگيرد متفاوت خواهد بود. سلامت و بهداشت نيز که يک بخش رايج است امري فردي و جسمي است. که آنهم اگر بهداشت اجتماعی مورد نظر باشد جایگاه دیگری دارد.

غذا و آشپزي جزء امور اقتصادي خانوادگي است. مسائل زناشويي جزء امور خانوادگي است. الگوي مسکن و دکوراسيون، به اقتصاد خانواده تعلق دارد.

نکته‌اي که بايد توجه داشت اين است که با توجه به تفاوت مبناي تقسيم‌بندي، هرکدام از بخش‌هاي مختلف تقسيم‌بندي رايج، ممکن است در تقسيم‌بندي ما، خود به چند جزء تقسيم شود و هر جزء آن در جايي قرار بگيرد، يعني اساساً وقتي موضوعي مانند مد و پوشش را در اين تقسيم‌بندي قرار دهيم، خودش ابتدا بازسازي مي‌شود و جنبه‌هاي مختلف آن ديده مي‌شود و در نتيجه ممکن است بيش از يک جايگاه براي آن وجود داشته باشد. بخش از آن فردي و جسمي  باشد و بخشي ديگر خانوادگي يا اجتماعي. به‌عبارت دقيق‌تر؛ وقتي سبک زندگي را در اين تقسيم‌بندي قرار دهيم، موضوعات آن نيز تفاوت خواهد داشت؛ زيرا همان‌طور که گفته شد، تقسيم‌بندي، تعريف موضوعات را نيز تعيين مي‌کند.

 - مي‌دانيم که يک مصداق واقعي و عيني را که در يک دسته قرار مي‌دهيم، به ميزاني مي‌تواند مصداق دسته‌هاي ديگر نيز باشد. مثلاً آرايش را که يک امر فردي و جسمي مي‌بينيم، مي‌دانيم که ابعاد خانوادگي و اجتماعي و اقتصادي و روحي نيز دارد. با توجه به اين نکته، چطور مشخص مي‌شود که يک موضوع در کدام دسته قرار مي‌گيرد؟

در تعيين اين‌که هر موضوع ذيل کدام دسته قرار مي‌گيرد، وجه غالب و ضريب اصلي درنظر گرفته مي‌شود. به‌عبارت ديگر؛ نسبت تأثير اصلي به يک دسته مربوط مي‌شود. مثلاً فیلم سازی يک فعالیت فرهنگي است اما در اقتصاد و سياست نيز مؤثر است. اما نسبت تأثير اصلي فرهنگي است.

نکته‌ي مهم‌تر اين است که بهترين تقسيم‌بندي، تقسيم‌‌بندي اجزائي نيست؛ بلکه تقسيم‌بندي ابعادي است. در تقسيم‌بندي ابعادي ارتباط بين ابعاد مختلف ديده مي‌شود، و هر موضوع دارای آن ابعاد دیده می شود و به عبارتی ابعاد در کلیه سطوح و موضوعات نظام جاری و ساری می شوند.

 

فردي

روحي

فکري

جسمي

زن

غيرِمميز

 

 

 

مميز

 

 

 

بالغ

 

 

 

رشيد

 

 

 

شيخ

 

 

 

مرد

غير مميز

 

 

 

مميز

 

 

 

بالغ

 

 

 

رشيد

 

 

 

شيخ

 

 

 

خانوادگي

فرهنگي

مديريتي

اقتصادي

عشايري

 

 

 

روستايي

 

 

 

شهري

 

 

 

کلان شهري

 

 

 

اجتماعي (سازماني)

فرهنگي

مديريتي

اقتصادي

رسمي

سازمان های دولتی

 

 

 

سازمانی عمومی

سازمان­های خصوصی

غيررسمي

جمعیت های دینی

 

 

 

جمعیت های قومی

جمعیت های ملیتی

جمعیت های صنفی