وقف سرمايه اي ماندگار

شناسه مقاله : 16452

تعداد بازدید : 1222

  • : جواد ملایی پور
 وقف سرمايه اي ماندگار
 جواد ملایی پور


چکیده
بنا بر آموزه‏هاي قرآني و سيره اهل بيت عليهم‏السلام، صدقات از جمله وقف. توشه آخرت را فزوني مي‏بخشد و خشنودي خداوند را در پي دارد. با وقف، مشكل مالي نيازمندان برطرف مي‏شود. پژوهش حاضر، گامي است در جهت آشنا ساختن مخاطبان با موضوع وقف. نويسنده در اين اثر، با بررسي پيشينه وقف در ميان اديان آسماني پيش از اسلام و فراز و نشيب وقف در دوره اسلامي، عوامل كم‏توجهي به اين سنت ماندگار را كاويده و پس از آن، راهكارهايي براي احياي اين صدقه جاريه مطرح كرده است.

فهرست

ديباچه
پيش‏گفتار
فصل اول: كليات

    1. اهميت موضوع
    2. تعريف موضوع
        الف) واژه‏شناسي وقف
        ب) اصطلاح‏شناسي وقف
    3. پيشينه پژوهش
    4. پرسش‏هاي پژوهش
    5. هدف‏هاي پژوهش
    6. كاربرد پژوهش در رسانه

فصل دوم: پيشينه وقف در جهان

    1. وقف در دوره باستان
    2. وقف در اديان آسماني
        الف) زرتشت
        ب) يهود
        ج) مسيحيت
        د) اسلام
    3. وقف در ايران
        الف) از صدر اسلام تا صفويه
        ب) دوره صفويه
        ج) دوره افشاريه
        د) از فروپاشي افشاريه تا مشروطيت
        ه) از مشروطيت تا پيروزي انقلاب اسلامي
        و) پس از پيروزي انقلاب اسلامي
            يك ـ اصلاحات قانوني اوقاف
            دو ـ تغيير در ساختار اداري سازمان اوقاف
            سه ـ برخي وظايف سازمان اوقاف
            چهار ـ فعاليت‏هاي سازمان اوقاف پس از پيروزي انقلاب اسلامي
    4. وقف در ديگر كشورهاي جهان

فصل سوم: جايگاه وقف در اسلام

    1. وقف از شعاير الهي
    2. تأكيد خداوند به انفاق و كارهاي نيك
    3. جاودانگي و صدقه جاريه
    4. خدمت به خلق

فصل چهارم: آثار و دستاوردهاي وقف

    1. آثار فردي
        الف) خشنودي خدا
        ب) تزكيه نفس و برخورداري از زندگي پاكيزه
        ج) ذخيره پاداش اخروي و تداوم آن
        د) بركت مادي
        ه) عاقبت به خيري
        و) تقويت روحيه خدمت به مردم
        ز) برخورداري از دعاي خير ديگران
        ح) برخورداري از نام نيك و جاويد
    2. آثار اجتماعي
        الف) افزايش گرايش جامعه به ارزش‏هاي معنوي و اخلاقي
        ب) تقويت حكومت اسلامي
        ج) پيشرفت فرهنگي
        د) گسترش عدالت اجتماعي
        ه) استقلال و شكوفايي اقتصادي
        و) فقرزدايي

فصل پنجم: احكام وقف

    1. حكم شرعي
    2. انواع وقف و موارد مصرف موقوفه‏ها
    3. شرايط درستي وقف
    4. نگه‏داري از موقوفه

فصل ششم: اسوه‏هاي وقف

    1. آشنايي با سيره معصومان عليهم‏السلام در وقف
        الف) حضرت محمد صلي‏الله‏عليه‏و‏آله
        ب) امام علي عليه‏السلام
            يك ـ تعداد فراوان موقوفه‏ها
            دوـ وقف‏نامه‏ها
        ج) حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام
        د) ديگر امامان عليهم‏السلام
    2. آشنايي با برخي واقفان بزرگ ايران
        الف) خواجه رشيدالدين فضل الله همداني
        ب) حاج شفيع ابريشمي زنجاني
        ج) حاج محمد تقي اتفاق تهراني
        د) سردار فيروزكوهي
        ه) سردار امام قلي خان و پدرش، الله وردي خان
        و) حاج محمد نمازي
        ز) حسين علي البرز
        ح) گوهرشاد خانم
        ط) عبدالله رضوي
    3. آشنايي با سيره عالمان بزرگ دين درباره وقف

فصل هفتم: آسيب‏شناسي وقف

    1. داشتن ذهنيت درست از وقف
        الف) هدر رفتن دارايي‏ها:
        ب) غصب شدن موقوفه‏ها:
        ج) فقر واقف:
    2. غصب موقوفه‏ها
    3. حوادث طبيعي
    4. كم‏رنگ شدن باورهاي ديني در جامعه
    5. رسيدگي نكردن به وضع موقوفه‏ها
    6. ناقص بودن اسناد و مدارك
    7. آگاهي نداشتن از شرايط و احكام وقف
    8. از ميان رفتن اسناد موقوفه‏ها در گذر زمان
    9. سهل‏انگاري يا كم‏كاري متوليان
    10. سوءاستفاده برخي دولت‏ها از موقوفه‏ها
    11. اجراي قانون‏هاي مخالف با وقف‏نامه‏ها
    12. تناسب نداشتن جايگاه برخي موقوفه‏ها با ساختار شهري
    13. بي‏توجهي برخي شهرداري‏ها به جايگاه موقوفه‏ها
    14. رفتار نامناسب برخي مسئولان اداره‏ها و سازمان اوقاف با مردم

فصل هشتم: راهكارهاي گسترش فرهنگ وقف

    1. تبليغات درست و پيوسته
    2. افزايش بهره‏وري موقوفه‏ها
    3. حمايت قانوني از اوقاف و واقفان
    4. هدايت و جهت‏دهي واقفان
    5. تقويت وقف‏هاي گروهي و مردمي

فصل نهم: همراه با برنامه‏سازان

    برنامه‏ريزي كلان رسانه
    نقد و ارزيابي برنامه‏ها
    راهكارهاي پرداختن به موضوع
        1. پيشنهادهاي برنامه‏اي
        2. موضوع‏هاي برنامه‏سازي
        3. ماجراهاي فرعي در دل داستان اصلي
        4. گفت‏وگوها و رفتارهاي در حال ايفاي نقش
        5. طراحي صحنه (موقعيت و فضاي داستان) و نمادها
        6. تهيه نماآهنگ وقف
    پرسش‏هاي مسابقه‏اي
    پرسش‏هاي مردمي
    پرسش‏هاي كارشناسي
    پيام مجري
    زيرنويس
    حكايت‏هاي كوتاه
        حكايت ميرزا نظام طبيب
        حكايت باغ موقوفه فقيران اهل صُفه

كتاب‏نامه

ديباچه
خداوند سبحان در آيه‏هاي متعددي، مؤمنان را به پرداختن صدقه و انفاق مال تشويق و ترغيب مي‏كند تا از اين راه بتوانند سعادت آخرت خويش را فراهم كنند. صدقات در اسلام يا واجب. يا مستحب. يكي از مطلوب‏ترين صدقات، وقف است كه در مقايسه با ديگر صدقات از ويژگي جاريه‏بودن و استمرار داشتن پاداش براي وقف‏كننده برخوردار است.

بنا بر آموزه‏هاي قرآني و سيره اهل بيت عليهم‏السلام، صدقات از جمله وقف. توشه آخرت را فزوني مي‏بخشد و خشنودي خداوند را در پي دارد. با وقف، مشكل مالي نيازمندان برطرف مي‏شود.

در گذشته‏هاي نه چندان دور، نيكوكاران بسياري به اين سنت نيك پاي‏بند بوده و موقوفات قابل توجهي از خود به جاي گذاشته‏اند. امروزه اين سنت نيكوي الهي فراموش شده است. اكنون كمتر كسي را مي‏توان يافت كه بخواهد بخشي از اموال خود را براي برطرف كردن نياز افراد نيازمند اختصاص دهد تا از آثار معنوي وقف مانند: خشنودي خداوند، بركت در مال، عاقبت به خيري، برخورداري از دعاي خير ديگران و جاويد ماندن نام بهره‏مند شود. اين در حالي است كه وقف، در تحقق عدالت اجتماعي و استقلال، شكوفايي اقتصادي و فقرزدايي از جامعه نقش بسزايي دارد.

كم‏توجهي به اين حسنه الهي مي‏تواند ريشه‏هاي گوناگوني داشته باشد. آسيب‏شناسي وقف برعهده متوليان امور فرهنگي جامعه است تا با شناخت اين عوامل و ارايه راهكارهاي اصلاحي بار ديگر اين فضيلت فراموش شده در جامعه احيا گردد.

پژوهش حاضر، گامي است در جهت آشنا ساختن مخاطبان با موضوع وقف. نويسنده در اين اثر، با بررسي پيشينه وقف در ميان اديان آسماني پيش از اسلام و فراز و نشيب وقف در دوره اسلامي، عوامل كم‏توجهي به اين سنت ماندگار را كاويده و پس از آن، راهكارهايي براي احياي اين صدقه جاريه مطرح كرده است.

با سپاس از نويسنده محترم، جناب آقاي جواد ملايي‏پور، اميد است اين اثر مورد توجه متوليان اجتماعي و فرهنگي به ويژه اصحاب رسانه قرار گيرد تا با توليد برنامه‏هاي مطلوب، بيش از پيش در استمرار بخشيدن به اين سنت الهي گام بردارند.

انّه وليّ التوفيق

اداره كل پژوهش

مركز پژوهش‏هاي اسلامي صدا و سيما

پيش‏گفتار
الْمالُ وَ الْبَنُونَ زينَةُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ الْباقِياتُ الصّالِحاتُ خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّكَ ثَوابًا وَ خَيْرٌ أَمَلاً. (كهف: 46)

مال و پسران، زيور زندگي دنيايند و نيكي‏هاي ماندگار از نظر پاداش نزد پرودگارت بهتر و از نظر اميد [نيز] بهتر است.

ميل به جاودانگي و نيكوكاري در سرشت بشر به صورت خدادادي نهفته است. آدمي همواره براي جاودانه زيستن و نيكوكار شدن كوشيده است. يكي از اموري كه تا حدودي پاسخ‏گوي اين دو خواسته دروني انسان است، يادگاري ماندگار و صدقه‏اي جاويد به نام «وقف» است كه در گذشته‏هاي بسيار دور و در تمدن‏هاي كهن ريشه دارد.

اين آيين نيك و كهن با ظهور اسلام، رونقي ديگر يافت و با اثرپذيري از جهان‏بيني اسلامي و برخورداري از پشتوانه احكام شرعي به صورتي استوار و جهت‏دار در زمينه‏هاي مختلف مذهبي، فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي به جريان خود ادامه داد. دين مبين اسلام كه آخرين و كامل‏ترين دين الهي است، وقف را با عنوان «صدقه جاريه» تأييد و قانون‏مند كرد. امروزه در سراسر دنيا و در همه فرهنگ‏ها، سنت حسنه وقف را پديده‏اي سودمند مي‏دانند و كم و بيش از موقوفات استفاده مي‏كنند. اين نوشتار، وقف را از زاويه‏هاي مختلف بررسي كرده است.

فصل اول: كليات

1. اهميت موضوع
تقويت فرهنگ وقف، وظيفه‏اي اسلامي و ملي است. اگر اين فرهنگ زيبا گسترش يابد و واقفان به نيازهاي واقعي و ضروري جامعه جهت‏دهي شوند، بسياري از مشكلات و نيازهاي اجتماعي برطرف مي‏شود.

متأسفانه درپي آسيب‏هايي كه در گذشته بر پيكر موقوفات وارد شده، از رويكرد مردم به وقف كاسته شده است. ازاين‏رو، افزايش توجه دوباره مردم به وقف نيازمند پژوهش و تبليغ و نشر فرهنگ آن از طريق رسانه‏هاي گروهي به ويژه صدا و سيماست.


2. تعريف موضوع

الف) واژه‏شناسي وقف
وقف در لغت به معناي ايستادن، به حالت ايستاده ماندن و آرام گرفتن، توقف كردن و درنگ كردن آمده است.1 در اصطلاح، عبارت است از: «نگه داشتن و حبس كردن اصل و عين مِلكي مانند خانه، زمين و... و متوقف كردن آن از هر گونه خريد و فروش، هبه (هديه)، ارث و...، به جز در موارد استثنايي، به گونه‏اي كه خود آن ملك هميشه باقي بماند و منافع آن در راه خدا برابر با نظر واقف به مصرف عموم مردم يا عده‏اي خاص برسد».

از آنجا كه وقف، مصداق صدقه و دربردارنده ويژگي دوام و جاودانگي است، در احاديث و كتاب‏هاي فقهي، گاهي از آن با نام «صدقه جاريه» ياد شده است.2
1. على‏اكبر دهخدا، لغت‏نامه دهخدا، تهران، سازمان لغت‏نامه دهخدا، 1345، ج 48، ص 234.
2. همان؛ شهيد ثانى، شرح اللمعة، قم، چاپ و نشر اسماعيليان، 1375، چ 3، ج 1، ص 398.

ب) اصطلاح‏شناسي وقف
يك ـ انتفاع: انتفاع در لغت به معناي سود بردن و منفعت يافتن آمده است.1 انتفاع در اصطلاح، حقي است كه به موجب آن مي‏توان از مِلك ديگري استفاده كرد، ولي نمي‏توان آن را به شخص ديگر (غير از مالك؛ نفر سوم) انتقال داد. انتفاع، از نوع منفعت غيرمادي است، با اين تفاوت كه در مورد منفعت، تمليك (انتقال ملك) صورت مي‏گيرد، ولي در مورد انتفاع، تمليك صورت نمي‏گيرد؛2 يعني صاحب حق انتفاع، تنها حق بهره‏برداري دارد، نه حق واگذاري به غير.

در موقوفاتي مانند مسجدها و مدرسه‏ها، بهره‏مندان از موقوفه، تنها مالك انتفاع موقوفه مي‏شوند، نه مالك منفعت آن.3 منظور از منفعت در وقف، سود و نفع مال يا مِلك است؛ چه مادي باشد، مانند شير گوسفند و چه غيرمادي باشد، مانند بهره‏اي كه مستأجر از خانه مي‏برد. در منفعت، واگذاري و انتقال ملكيت جايز است.

دو ـ رقبه: زمين و ملكي كه به كسي واگذار شود كه تا وقتي زنده است از آن بهره‏مند شود. از زمان صفويه به بعد، «رقبه» در زبان فارسي به معناي چند ده واقع در يك بلوك يا ناحيه و به ويژه، ده‏هايي كه همگي تشكيل يك واحد از املاك موقوفه را مي‏دهند، به كار رفته است. 4

رقبه در وقف، عبارت است از واحد ملكي غيرمنقولي كه هر موقوفه يا مكان مذهبي ممكن است يك يا چند مورد از آن را دارا باشد. مغازه‏ها و مكان‏هاي تجاريِ مسجدها جُزو رقبه‏هاست و اداره آنها به عهده سازمان اوقاف است. بنابراين، هر فرد و واحدي از املاك متعلق به موقوفه، «رقبه» نام دارد.

سه ـ متولي: كسي است كه واقف در وقف‏نامه يا ضمن تشكيل وقف، با ذكر نام يا ويژگي‏هاي معيني، او را براي اداره عين موقوفه در هر عصر و زماني موافق با نظر واقف تعيين مي‏كند.5

چهار ـ موقوف عليه: بهره‏مند از موقوفه؛ كسي كه منافع موقوفه به او اختصاص يافته است و حق انتفاع از مال يا مِلك وقفي را دارد.6 موقوف عليه ممكن است شخص يا اشخاص حقيقي باشد، مانند: وقف باغي به نفع اهالي فلان روستا. همچنين ممكن است شخص يا اشخاص حقوقي باشد، مانند: وقف زميني براي فلان دانشگاه.

پنج ـ واقف: وقف‏كننده؛ كسي كه بخشي از اموال و املاكش را در راه خدا، با قصد نزديكي به خدا و براي رضاي الهي وقف مي‏كند تا ديگران، موافق با خواست او از آن موقوفه بهره‏مند شوند.
1. محمد بندر ريگى، فرهنگ جديد عربى ـ فارسى، قم، انتشارات اسلامى، 1374، چ 11،ص 600.
2. عبدالرضا امير شيبانى، سيماى وقف در خراسان، مشهد، نشر سگال، 1380، چ 1، صص 148 و 149.
3. شيخ مرتضى انصارى، كتاب المكاسب، قم، نشر مجمع الفكر الاسلامى، 1380، چ 2، ج 4، ص 54.
4. سيماى وقف در خراسان، ص 190.
5. على‏اكبر شهابى، تاريخچه وقف در اسلام، تهران، چاپ‏خانه دانشگاه تهران، 1343، چ 1، ص 3.
6. سيماى وقف در خراسان، ص 250.

3. پيشينه پژوهش
به طور كلي، در بيشتر كتاب‏هايي كه درباره وقف نگاشته شده، تنها احكام فقهي وقف، برخي احاديث و شماري از وقف‏نامه‏هاي معصومان عليهم‏السلام آمده است. اين كتاب‏ها در كنار ديگر كتاب‏هاي فقهي و حديثي، از همان قرن‏هاي نخستين اسلام تاكنون وجود داشته و مورد استفاده بوده‏اند.

در نيم قرن اخير، برخي پژوهشگران از زاويه‏هاي ديگري به وقف نگريسته و افزون بر بيان احاديث و احكام فقهي مربوط به آن، با بررسي نقش‏ها، فايده‏ها و پي‏آمدهاي عبادي، مذهبي، معنوي، رواني، اجتماعي، اقتصادي و سياسي وقف، آثار ارزشمندي در اين زمينه‏ها پديد آورده‏اند. با اين حال، كمبود اين‏گونه پژوهش‏ها، تلاش‏هاي ديگري مي‏طلبد تا كاربرد وقف آن‏گونه كه شايسته است، جلوه‏گر شود. برخي موضوع‏هاي مربوط به وقف كه به طور كامل بررسي نشده‏اند، مانند آسيب‏شناسي اوقاف، احياي اوقاف و جهت‏دهي اوقاف نيز نيازمند پژوهش‏هاي مستقل ديگري است.

تاكنون نزديك به 282 عنوان كتاب، 222 عنوان مقاله، 31 پايان‏نامه و 117 وقف‏نامه در زمينه وقف شمارش شده است.1 به‏طور خلاصه، در مورد كتاب‏شناسي وقف، پژوهش‏هاي موجود از جهت موضوع، به ترتيب شكل‏گيري تاريخي و رفع نيازها به بخش‏هاي گوناگون تقسيم مي‏شوند:

الف) منابع حديثي: برخي كتاب‏هاي جامع حديثي كه احاديث مربوط به وقف در آنها جمع‏آوري شده است؛ عبارتند از: استبصار و تهذيب الاحكام از شيخ طوسي رحمه‏الله، من لا يحضره الفقيه از شيخ صدوق رحمه‏الله و وسائل الشيعه از شيخ حر عاملي رحمه‏الله.

بايد دانست بسياري از احاديث مربوط به وقف و برخي وقف‏نامه‏هاي ائمه اطهار عليهم‏السلام نيز به طور متمركز در اين كتاب‏ها آمده است، هر چند برخي از اين احاديث به طور پراكنده در كتاب‏هاي حديثي ديگر نيز هست.

ب) منابع فقهي: وقف همواره به عنوان يكي از بحث‏هاي فقهي، در كتاب‏هاي فقهي علماي دين مورد توجه بوده است. برخي از اين كتاب‏هاي فقهي عبارتند از: كتاب الشرايع از محقق حلي رحمه‏الله؛ جواهر الكلام نوشته شيخ محمد حسن نجفي رحمه‏الله؛ شرح لمعه از شهيد ثاني رحمه‏الله؛ كتاب المكاسب به قلم شيخ انصاري رحمه‏الله؛ تحرير الوسيله نوشته امام خميني رحمه‏اللهو رساله الوقف از محمد ابراهيم رشتي. وي در اين نوشته، تقريرهاي بحث استادش، شيخ مرتضي انصاري رحمه‏اللهرا نگاشته است. نسخه خطي اين كتاب، در كتاب‏خانه عمومي آيت اللّه‏ مرعشي نجفي رحمه‏اللهدر قم نگه‏داري مي‏شود.

ج) منابع تاريخي: تاريخ‏نويسان در لابه‏لاي مطالب تاريخي به بيان موضوع‏هايي مانند: تشكيلات سازمان اوقاف، چگونگي رسيدگي به آن در هر دوره، آوردن متن وقف‏نامه‏هاي تاريخي و ارزشمند و ثبت رخدادهايي در مورد موقوفات نيز پرداخته‏اند. البته منابع تاريخي در اين زمينه چند گونه‏اند: منابع تاريخ‏نويسان ايراني، مانند: كتاب تاريخچه وقف در اسلام از علي‏اكبر شهابي و نيز سفرنامه‏هاي اروپايياني كه به ايران سفر كرده‏اند يا جهانگردان مسلماني كه سفرنامه نوشته‏اند، مانند: سفرنامه ابن بطوطه.

د) منابع حقوقي: در زمينه وقف از ديدگاه حقوق و قوانين نيز كتاب‏هايي نگاشته شده است.

ه) اسناد: مراكز اسناد و گنجينه‏هاي نسخ خطي در سراسر كشور، اسناد بسياري را از جمله وقف‏نامه‏ها و فرمان‏هاي مربوط به موقوفات نگه‏داري مي‏كنند كه براي بررسي تاريخي وقف، اهميت فراواني دارند.

و) منابع پراكنده: پژوهش‏هاي ديگري شامل كتاب‏ها، مقاله‏ها، پايان‏نامه‏ها و مجله‏هايي مانند: مجله «وقف، ميراث جاويدان» در اين زمينه وجود دارد.

برخي پايان‏نامه‏ها در موضوع وقف به قرار زير است:

يك ـ «بيع وقف» (عربي)، سيد محمدعلي ايازي، پايان‏نامه تحصيلي (رساله معادل دكترا)، دفتر تبليغات اسلامي، 1366.

دو ـ «وقف در فقه اسلام و حقوق مدني ايران»، محمدعلي نواب، پايان‏نامه كارشناسي ارشد، دانشكده الهيات و معارف اسلامي دانشگاه تهران، 1350.

سه ـ «بيع وقف از نظر اسلام»، سهراب بهرامي سعادت، پايان‏نامه كارشناسي ارشد، دانشكده الهيات و معارف اسلامي دانشگاه تهران، 1363.

بنابراين، موضوع وقف از نظر حديثي، فقهي، حقوقي و تاريخي بررسي شده است، ولي در ديگر جنبه‏ها، پژوهش‏هاي جامع علمي صورت نگرفته است. ازاين‏رو، به پژوهش‏هاي بسياري در زمينه وقف با اين موضوع‏ها نياز داريم: وقف و توسعه؛ وقف و نيازهاي روز؛ وقف و اقتصاد؛ وقف و گسترش ايران‏گردي؛ وقف و آموزش و پرورش؛ وقف در كشورهاي صنعتي؛ وقف و هنر؛ وقف و فرهنگ؛ وقف و تأمين اجتماعي؛ آسيب‏شناسي اوقاف؛ احياي اوقاف؛ جهت‏دهي اوقاف، فايده‏هاي دنيوي و اخروي اوقاف و... .
1. محمد حسن بكايى، كتاب‏شناسى وقف، قم، نشر معاونت فرهنگى سازمان اوقاف و امور خيريه، 1377، چ1، مقدمه.

4. پرسش‏هاي پژوهش
الف) آيا وقف در تاريخ و تمدن بشري ريشه داشته يا از آموزه‏هاي اسلامي است؟

ب) وقف در آيين اسلام و سيره معصومان عليهم‏السلام چه جايگاهي دارد؟

ج) رهاورد وقف براي واقف و جامعه چيست؟

د) چگونه مي‏توان وقف‏نامه‏ها را متناسب با نيازهاي هر زمان تنظيم كرد؟

هـ) چرا در قرن‏هاي اخير به سنت حسنه وقف بي‏مهري شده و اين موضوع كم اهميت جلوه كرده است؟

و) چه آفت‏ها و آسيب‏هايي در طول تاريخ بر پيكر وقف وارد شده است؟

ز) براي گسترش فرهنگ وقف و در نتيجه، افزايش موقوفات و درآمدهاي آنها چه بايد كرد؟

ح) راه‏هاي احياي فرهنگ وقف در جامعه كدامند؟

ط) بهره‏برداري بهينه از موقوفات چگونه ممكن است؟


5. هدف‏هاي پژوهش
الف) كاربرد در برنامه‏هاي صدا و سيما (به ويژه در هفته وقف)؛

ب) تبليغ و نشر فرهنگ وقف در جامعه و يادآوري فايده‏هاي فراوان فردي، اجتماعي، دنيوي و اخروي وقف؛

ج) يادآوري ضرورت برداشتن موانع وقف و پيش‏گيري از آسيب‏هاي احتمالي آن و شناسايي آسيب‏هاي پيش رو و معرفي راهكارهاي اصلاحي به مردم و مسئولان؛

د) تشويق سرمايه‏داران به سنت حسنه وقف.

6. كاربرد پژوهش در رسانه
نشر معارف و احكام اسلامي از جمله وقف، وظيفه و رسالت مهم رسانه ملي؛ يعني صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران به شمار مي‏آيد. اين رسانه براي ترويج وقف و پاسداشت آن نيازمند منابع علمي، در اين راستاست. با توجه به كمبود كتاب‏هاي متناسب با كاربري‏هاي رسانه ملي و كوشش اين رسانه براي دست‏يابي به اين كتاب‏ها، پژوهش‏هاي مناسبي در اين راستا لازم است تا برنامه‏سازان محترم بتوانند در مناسبت‏هاي ويژه از آنها استفاده كنند. اميد است اين پژوهش در برنامه‏هاي گوناگون صدا و سيما در هفته وقف (آخرين هفته ماه‏صفر) كاربرد داشته باشد. برنامه‏هاي زير، با موضوع وقف پيشنهاد مي‏شود:

الف) برنامه‏هاي آموزشي و بيان احكام. شايسته است در اين برنامه‏ها، احكام وقف به گونه‏اي روشنگرانه بيان شوند تا مردم با احكام شرعي وقف بيشتر آشنا شوند؛

ب) فيلم‏هاي كوتاه ويژه هفته وقف؛

ج) بررسي كارشناسانه موضوع وقف با حضور كارشناسان و طرح پرسش‏ها و پاسخ‏ها؛

د) ميزگردها و گفت‏وگوهاي ويژه خبري به مناسبت هفته وقف؛

هـ) فيلم‏ها و سريال‏هايي كه در آنها به موضوع وقف پرداخته شود؛

و) ويژه‏برنامه‏هايي براي معرفي واقفان بزرگ و موقوفات مهم.

فصل دوم: پيشينه وقف در جهان

1. وقف در دوره باستان
وقف، تاريخي به درازاي زندگي بشر دارد. از زماني كه انسان‏هاي اوليه براي رويارويي با آسيب‏هاي طبيعي، مكان‏هاي ساده عمومي ساختند، مي‏توان گفت بناي نوعي خيرات و صدقات و وقف به شكل ابتدايي نهاده شد. آن‏گاه كه فرد يا افرادي در مسير راهي، سايه‏بان ساده‏اي را بنا كردند تا خود و ديگران لحظه‏اي زير آن بياسايند يا پلي براي گذر عمومي يا محلي براي عبادت ساختند يا به جاري ساختن چشمه‏اي براي استفاده عمومي همت گماشتند، ساده گونه‏اي از وقف در زندگي اجتماعي انسان پديد آمد.1

وقف در ميان اقوام آريايي به ويژه ايرانيان، از دوران باستان رواج داشته است. آنان به پيروي از آموزه‏هاي كيش خويش، به كارهاي نيك و آباداني بناها و دستگيري از درماندگان و بينوايان توجه داشتند و موقوفات و نذرهايي در امور خيريه همچون تأسيس مدرسه‏ها و بيمارستان‏ها، نگه‏داري معبدها، آتشكده‏ها و صومعه‏ها براي اسقف‏ها و كاهنان از خود بر جاي گذاشته‏اند. البته چگونگي وقف در دوره‏هاي پيش از اسلام و تعريف ويژگي‏ها و احكام آن به خوبي معلوم نيست. آنچه روشن است اينكه كارهاي نيك گذشتگان، پيش از اسلام، وقف ناميده نمي‏شد و تنها از برخي جنبه‏ها به وقف اسلامي شباهت دارد.2
1. سيماى وقف در خراسان، ص 9.
2. تاريخچه وقف در اسلام، ص 2.

2. وقف در اديان آسماني
براساس داستان‏هاي تاريخي، در بيشتر اديان الهي، كارهاي نيكي شبيه وقف وجود داشته است. البته آن كارهاي نيكِ وقف‏گونه در اديان مختلف، احكام، قوانين و نام‏هاي گوناگوني داشته است، ولي با ظهور اسلام چنين كارهاي نيكي، وقف نام گرفت و از جامعيت، احكام و اعتبار ويژه‏اي برخوردار شد.1
1. محمد ابراهيم جناتى، مقاله «بررسى وقف»، مجله وقف، ميراث جاويدان، تهران، سازمان اوقاف و امور خيريه، 1378، ش 27، ص 34.


الف) زرتشت
وقف در ميان زرتشتيان پيش از اسلام، از جمله در ايران باستان رواج داشته است. اكنون نيز زرتشتيان موقوفاتي دارند كه برخي از آنها يادگار زرتشتيان قديم است كه به پيروي از آيين خويش به كارهاي نيك و كمك به نيازمندان همت مي‏گماشتند. چنين كارهاي نيكي كه از برخي جنبه‏ها، شبيه وقف‏اند، در آيين زرتشت وجود داشته‏اند، ولي آنها را وقف نمي‏ناميدند.1
1. وقف و سير تحولات قانون‏گذارى در موقوفات، صص 13 و 14 ؛ وقف در ايران، صص 17-22؛ تاريخچه وقف در اسلام، ص 2؛ شيخ صدوقره، من لايحضره الفقيه، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1390ه . ق، چ 5، ج 4، ص 185، ح 29.


ب) يهود
يهوديان نيز به پيروي از آموزه‏هاي ديني خود، همواره به وقف توجه كرده و موقوفاتي نيز داشته‏اند.1
1. همان، ص 153.

ج) مسيحيت
آن هنگام كه مسيحيت به عنوان دين رسمي مطرح شد، برنامه‏ها و كارهاي نيكي شبيه به وقف نيز در اين آيين وجود داشت. در انجيل مقدس و رساله حواريون حضرت عيسي مسيح عليه‏السلام، همچون رساله پولس، مطالبي درباره كارهاي نيكِ شبيه وقف وجود دارد.1 ارمنيان پيوسته بر اساس دستورهاي آيين خود، فعاليت‏هاي خيرخواهانه به ويژه سنت وقف را در نظر داشته‏اند.2
1. اسدالله لطف عطا، مقاله «نگاهى تازه به وقف در عرصه تحولات جديد»، مجله وقف، ميراث جاويدان، ش 30، ص 135.
2. مجله وقف، ميراث جاويدان، ش 19 و 20، ص 148.
    د) اسلام
    دين مبين اسلام، جايگاه شايسته‏اي براي وقف در نظر گرفت و ارزش ويژه‏اي بدان بخشيد. اين توجه اسلام به وقف، به گسترش فرهنگ وقف، گرايش مسلمانان به آن و افزايش روزافزون شمار موقوفات انجاميد.1



    يك ـ معصومان عليهم‏السلام

    پيامبر گرامي اسلام صلي‏الله‏عليه‏و‏آله، حضرت فاطمه زهرا و امامان معصوم عليهم‏السلام با گفتار و رفتارشان از وقف حمايت كرد. و با بيان اهميت وقف، اعتبار ويژه‏اي به آن بخشيده‏اند. آنان به تناسب توانايي مالي، تشخيص مصحلت، شرايط و موقعيت‏هايي كه داشته‏اند، موقوفاتي را از خود به يادگار گذارده‏اند؛ موقوفاتي كه از نظر گستردگي و كيفيت در ميان موقوفات آن زمان بي‏مانند بوده است. باغ‏هاي هفت گانه، قلعه‏هاي متعدد، زمين‏هاي پهناور، نخلستان قبا و... از موقوفات پيامبر اكرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آلهاست. همچنين مسجدها و صحراهاي متعدد، زمين‏هاي وسيع، ده‏ها، باغ‏ها، كشتزارها، خانه‏ها، چاه‏ها و چشمه‏هاي بسيار از موقوفات اميرالمؤمنين علي عليه‏السلامبه شمار مي‏روند. امام علي عليه‏السلام بيشتر آن چاه‏ها را با دستان مبارك خود حفر و سپس وقف مي‏كرد.2

    به گواهي تاريخ، نخستين واقف، در صدر اسلام، پيامبر اكرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آلهبوده است.3 همچنين گستردگي و شمار موقوفات اميرالمؤمنين، امام علي عليه‏السلام بيشتر از موقوفات ديگران بوده است.4



    دو ـ اصحاب

    بسياري از اصحاب پيامبر گرامي اسلام صلي‏الله‏عليه‏و‏آله و سپس تابعان، به پيروي از پيامبر اكرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله و براي رضاي الهي هر كدام به فراخور توانايي مالي خويش، بخشي از اموالشان را در راه خدا وقف كردند. بدين ترتيب، وقف در ميان مسلمانان به فرهنگ تبديل شد و گسترش يافت. از جابربن عبداللّه‏ نقل شده است: «از اصحاب پيامبر كسي نبود كه توانايي مالي داشته باشد و چيزي را وقف نكند».5



    سه ـ دوران بني‏اميه

    در دوران بني‏اميه، شمار موقوفات در مصر و شام و ديگر كشورهاي اسلامي افزايش يافت و نخستين ديوان اوقاف به دستور قاضي مصر، توبة بن نمرخضرمي در مصر تأسيس شد.6



    چهار ـ دوران عباسيان

    در زمان عباسيان، موقوفات زيادي پديد آمد و وقف بيش از پيش گسترش يافت كه از آن ميان، اوقاف بغداد، دمشق، مصر و ايران اهميت بيشتري داشت. در دوران عباسيان، اداره موقوفات در اختيار كسي بود كه «صدر الوقوف» ناميده مي‏شد.7



    پنج ـ زمان عثمانيان

    در دوران حكومت عثمانيان، قلمرو وقف گسترش يافت و ساختار گسترده‏اي براي آن به وجود آمد و قوانين و مقررات بسياري درباره وقف به تصويب رسيد.8

    پس از عثمانيان تا دهه‏هاي اخير، نمودار امنيت، پيشرفت و گسترش وقف، تنها در زمان صفويان بيشتر شد، ولي در دوره‏هاي ديگر رشد چنداني نداشت. البته در دهه‏هاي اخير، مجامع قانوني و مسئولان سرزمين‏هاي اسلامي به وقف توجه بيشتري كرده‏اند.9
    1. محمدتقى سالك، مقاله «سخنى درباره وقف»، مجله وقف، ميراث جاويدان، 1372، ش 2، ص 41؛ سيماى وقف در خراسان، ص 11؛ تاريخچه وقف در اسلام، ص 5.
    2. وقف و سير تحولات قانون‏گذارى در موقوفات، ص 26.
    3. نگاهى به وقف و آثار اقتصادى ـ اجتماعى آن، صص 70-90.
    4. وقف و سير تحولات قانون گذارى، ص 25 ؛ نگاهى به وقف و آثار اقتصادى ـ اجتماعى آن، ص 70.
    5. نادر رياحى سامانى، وقف و سير و تحولات قانون‏گذارى در موقوفات، شيراز، انتشارات نويد، 1378، چ 1، صص 24 و 25؛ وقف در فقه اسلامى، ص 66.
    6. همان، ص 66؛ ابوسعيد احمد بن سلمان، مقدمه‏اى بر فرهنگ وقف، تهران، نشر سازمان اوقاف، بى‏تا، ص 16 ؛ وقف در فقه اسلامى، صص 65 و 66.
    7. نك: محمد بن حسن حر عاملى، وسائل الشيعه، تهران، نشر المكتبة الاسلاميه، بى‏تا، ج 13، صص 292 ـ 320؛ مصطفى سليمى‏فر، نگاهى به وقف و آثار اقتصادى - اجتماعى آن، مشهد، آستان قدس رضوى، 1370، چ 1، صص 58 ـ 64.
    8. محمدحسن حائرى‏يزدى، وقف در فقه اسلامى، مشهد، آستان قدس رضوى، 1380، چ 1، ص 422؛ محمد كلينى رازى، فروع من الكافى، تهران، نشر دار الكتب الاسلاميه، 1362، چ 2، ج 7، ح 1، ص 47.
    9. نگاهى به وقف و آثار اقتصادى ـ اجتماعى آن، ص 59.


3. وقف در ايران

الف) از صدر اسلام تا صفويه
وقف در ايران، از صدر اسلام تا زمان صفويان و در دوره‏هاي مختلف به تدريج گسترش يافته است. در قرن اول اسلامي، اعراب اشعري در شهر مقدس قم، املاكي را براي امامان معصوم و امام‏زادگان عليهم‏السلام وقف كردند. از آن تاريخ تا دوران صفاريان (245 ـ 290 ه . ق) از اوضاع وقف خبري در دست نيست. در دوره سامانيان در نيمه دوم قرن چهارم، نوعي ساختار اداري به نام «ديوان اوقاف» به وجود آمد كه به كار مسجدها و موقوفات رسيدگي مي‏كرد. پيش‏تر، اداره اوقاف بر عهده علما و قضات بود.

در دوره سلجوقيان، به ويژه در زمان سلطنت آلب ارسلان و ملك‏شاه كه خواجه نظام الملك، وزارت آنها را بر عهده داشت، موقوفات زيادي از جمله مدرسه‏هاي «نظاميه» پديد آمد و تقريبا وقف پيشرفت چشم‏گيري يافت. در اين دوره، حكومت مركزي بر موقوفات نظارت داشت.1

با حمله مغولان به ايران در قرن هفتم، وضع اوقاف آشفته و موقوفات زيادي غارت شد. اين آشفتگي تا هنگام مسلمان شدن غازان‏خان و برخي از ايلخانان ادامه يافت تا اينكه وي به ايجاد موقوفات فراوان و گسترده همت گماشت. از موقوفات مهم و وقف‏نامه‏هاي قرن هفتم، موقوفه و وقف‏نامه وزير اعظم، رشيد الدين فضل‏الله همداني است. او موقوفه بزرگي به نام ربع رشيدي در كنار شهر تبريز از خويش به يادگار نهاد كه شهرستاني با امكانات فرهنگي، آموزشي، درماني و تفريحي بود.2
1. وقف و سير تحولات قانون‏گذارى در موقوفات، صص 26 ـ 31؛ مقدمه‏اى بر فرهنگ وقف، صص 60 ـ 65؛ نگاهى به وقف و آثار اقتصادى ـ اجتماعى آن، صص 73 ـ 77.
2. مقدمه‏اى بر فرهنگ وقف، صص 66 و 67 .

ب) دوره صفويه
عصر صفويه (قرن‏هاي دهم، يازدهم و دوازدهم) به ويژه زمان حكومت شاه عباس اول صفوي، دوران طلايي وقف در ايران، به ويژه در اصفهان، پايتخت صفويان بوده است.

در آن دوره، وقف گسترش چشم‏گيري يافت، به‏گونه‏اي كه در دوران آخرين شاه صفوي، سلطان حسين كه روستاي مهيار را به مدرسه چهار باغ اصفهان وقف كرد، در اطراف شهر بزرگ اصفهان، ديگر ملكي براي وقف نبود. از اين رو، آنان كه قصد وقف داشتند، ناگزير به شهرهاي ديگري مانند يزد و كاشان روي مي‏آوردند. شاهان صفوي خود در رأس كساني بودند كه اموال خويش را براي مكان‏هاي مقدس از جمله حرم مطهر امام رضا عليه‏السلام در مشهد و حرم حضرت معصومه عليهاالسلامدر قم وقف كرده‏اند. در زمان حكومت شاه عباس اول صفوي، بيش از هر دوره ديگر، شمار موقوفات در ايران افزايش يافت. او در سال 1015 يا 1016 ه . ق، همه املاك خود را براي چهارده معصوم عليهم‏السلام وقف كرد.

در آن دوره، افزون بر خاندان صفوي، صاحبان املاك خصوصي نيز به پيروي از بزرگان به وقف املاك خود تشويق شدند و در اين زمينه، با يكديگر به رقابت پرداختند. علت گسترش موقوفات در عصر صفويان، زمينه‏اي بود كه دين اسلام و مذهب شيعه فراهم كرده بود و نظارت حكومت بر موقوفات نيز مانع از غصب آنها مي‏شد. در اين عصر، ساختار اداري گسترده‏اي براي اداره موقوفات ايجاد شد و در زمينه‏هاي مصرفي موقوفات و ساختمان‏هاي وقفي نيز تحول پديد آمد.1

برخي ساختمان‏هاي وقفي دوره صفويه كه به دست و هنر معماران لايق با محكم‏ترين مصالح ساخته شده‏اند، هنوز در گوشه و كنار ايران به چشم مي‏خورند. اين موقوفات، در ساليان دراز بدون بازسازي، در برابر گزند حوادث روزگار و در باد و باران، همچنان آباد و بادوام برجاي مانده‏اند و از تمدن كهن، خيرخواهي و بشردوستي بنيان‏گذارانشان حكايت مي‏كنند. همچنين موقوفاتي كه زمينه‏هاي مصرف درآمد آنها، برپايي مجالس سوگواري و روضه‏خواني خاندان رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله و اطعام در ماه‏هاي پرفضيلت است، در اين دوره گسترش يافت كه تاكنون ادامه داشته و دارد.2
1. تاريخچه وقف در اسلام، صص 6 و 7 ؛ نگاهى به وقف و آثار اقتصادى ـ اجتماعى آن، صص 80 ـ 83؛ مقدمه‏اى بر فرهنگ وقف، صص 73ـ 75.
2. تاريخچه وقف در اسلام، ص 7.

ج) دوره افشاريه
پس از صفويان، اصفهان به دست افغانان غارت شد و دفترهاي اوقاف در آتش سوخت. نادرشاه افشار پس از شكست دادن افغانان و رسيدن به سلطنت در سال 1148 ه . ق، دستور داد موقوفات را ضبط و تصرف كنند و آنها را به مصرف سپاهيان درآورند. پس از صدور اين فرمان نامشروع و بي‏توجهي نادرشاه به اوقاف، بسياري از موقوفات غصب شد و وقف‏نامه‏هاي آنها ناپديد گشت.

با كشته شدن نادرشاه، جانشين او، علي‏قلي عادل‏شاه، فرمان وي را در مورد موقوفات لغو كرد و برخي موقوفات غصب شده را به حالت وقفي برگرداند.1
1. مقدمه‏اى بر فرهنگ وقف، صص 76 و 77؛ وقف و سير تحولات قانون‏گذارى در موقوفات، ص 33.


د) از فروپاشي افشاريه تا مشروطيت
در دوره زنديه، كريم‏خان زند نيز قصد داشت مانند صفويان به موقوفات توجه كند، ولي موفق نشد. در اين دوره، با حمايت كريم‏خان از وقف، موقوفاتي پديد آمد كه مسجد و بازار وكيل در شيراز از جمله آنهاست.

در دوره قاجاريه (1210 ـ 1343 ه . ق)، وضع اوقاف همچنان آشفته بود و اموال وقفي، كم و بيش حيف و ميل مي‏شد، ولي ارزش و اهميت وقف نزد مردم محفوظ بود. ازاين‏رو، مسجد شاه، مدرسه سپهسالار، مدرسه شيخ عبدالحسين كه از موقوفات اميركبير است و مواردي ديگر، از جمله يادگارهاي وقفي آن دوران به شمار مي‏آيند.1
1. مقدمه‏اى بر فرهنگ وقف، صص 77 و 78؛ وقف در ايران، ص 54.

ه) از مشروطيت تا پيروزي انقلاب اسلامي
در اين دوره، با وجود توجه قانون‏گذاران به وقف، در عمل، بسياري از موقوفات، تصرف و برخي نيز بي‏مصرف شدند.1

چهار سال پس از برقراري مشروطيت در ايران، يعني در سال 1289 خورشيدي برابر با 1328 ه . ق، «قانون وزارت معارف و اوقاف و صنايع مستظرفه» تصويب شد و مسئولان اداره‏هاي معارف در شهرستان‏ها به انجام دادن امور اوقاف نيز موظف شدند. البته با گذشت زمان، وزارت فرهنگ و معارف از اوقاف جدا شد.

در اين دوران، قانون‏هاي گوناگوني درباره چگونگي اداره موقوفات به تصويب رسيد كه «قانون اوقاف» مصوب 1354 از جامعيت بيشتري برخوردار بود و نظارت و اختيارات سازمان اوقاف را گسترده‏تر كرد. با تصويب و اجراي قانونِ «تبديل به احسن»، راه هرج و مرج در اوقاف پديد آمد و زمين‏هاي وقفي در معرض بورس بازي قرار گرفت.2

آيت اللّه‏ العظمي سيدمحمدرضا گلپايگاني رحمه‏الله در پاسخ به استفتاي جمعي از مؤمنان، قانون «تبديل به احسن» مصوب مجلس‏هاي سنا و شوراي زمان طاغوت را محكوم كرد و آن را قانوني خلاف شرع دانست. ايشان در اين فتوا نوشت اجراي اين قانون، مستلزم نابودي همه موقوفات مذكور است. پس خريد و فروش اين موقوفات و كمك به آن، بر همه مؤمنان و مسلمانان حرام است.3
1. وقف در فقه اسلامى، صص 440و 441.
2. مقدمه‏اى بر فرهنگ وقف، صص 80 ـ 85؛ وقف و سير تحولات قانون‏گذارى در موقوفات، صص 34 ـ 37.
3. مجله وقف، ميراث جاويدان، ش 3، ص 6 .


و) پس از پيروزي انقلاب اسلامي
با پيروزي انقلاب اسلامي، مجامع قانون‏گذاري ايران، گام‏هاي مثبتي براي نگه‏داري و افزايش موقوفات و اجراي مفاد وقف‏نامه‏ها برداشتند. اين امر، رويكرد دوباره مردم به وقف، جلب اعتماد واقفان و افزايش موقوفات را در پي داشت.

يك ـ اصلاحات قانوني اوقاف
پس از پيروزي انقلاب اسلامي، قانون‏هايي براي بهبود وضع اوقاف به تصويب رسيد و به دليل اهميت وقف در اسلام، توجه ويژه‏اي بدان شد؛ به گونه‏اي كه در قانون مدني، مبحث جداگانه‏اي مشتمل بر 36 ماده به آن اختصاص يافت.1

برخي موارد اصلاحي در قوانين وقف كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي به تصويب رسيد، به قرار زير است:

اول ـ به دليل اهميت مالكيت زمين، در قوانين مربوط به زمين‏هاي شهري، جايگاه موقوفات نيز به گونه‏اي محفوظ مانده است.

دوم ـ در اردي‏بهشت 1358، مقرراتي در زمينه تجديد قرارداد و اجاره املاك اوقاف به تصويب شوراي انقلاب رسيد و همه قراردادهاي پيشين باطل اعلام شد و براي تجديد قرارداد، اصول و ضوابط ويژه‏اي پيش‏بيني گرديد.

سوم ـ در مقررات مربوط به زمين‏هاي بزرگ كشاورزي نيز جايگاه موقوفات تا حدي محفوظ ماند.

چهارم ـ بخشي از بنيادها و مؤسسه‏هاي خيريه، به سازمان اوقاف واگذار شد.

پنجم ـ ماده واحده قانون ابطال اسناد آب و زمين‏هاي وقفي به تصويب رسيد و قراردادهاي موقوفات فروخته شده باطل اعلام شد.2
1. مقدمه‏اى بر فرهنگ وقف، صص 86 ـ 87 .
2. وقف و سير تحولات قانون‏گذارى در موقوفات، صص 37 و 38.

دو ـ تغيير در ساختار اداري سازمان اوقاف
با پيروزي انقلاب اسلامي، سازمان اوقاف نيز همانند ديگر تشكيلات دولتي از نظر ساختاري (ماهوي) دگرگون شد و شوراي انقلاب، افزون بر وظايف اصلي، وظايف جديدي نيز بدان واگذار كرد. مهم‏تر اينكه در اين دوره، برقراري و اِعمال ولايت ديني بر امور اوقاف، به دليل لزوم اذن ولي فقيه يا حاكم شرع در مواردي از اوقاف، مشكل ديرينه نافذ نبودن احكام شرعي را كه در عملكرد حكومت‏هاي گذشته وجود داشت، از ميان برد. نمونه اين اوقاف، اداره موقوفات بدون متولي يا داراي متولي گم‏نام و ناشناس بود.1

از نظر وابستگي سازماني در ساختار اداري كشور، سازمان اوقاف، به «وزارتِ اطلاعات و تبليغات» (وزارت اطلاعات و جهانگردي) وابسته بود، ولي با تغيير نام اين وزارت‏خانه به «وزارت ارشاد ملي» در تاريخ 7/3/1358، سازمان اوقاف به اين وزارت‏خانه پيوست.

«سازمان حج و زيارت» كه بر اساس مصوبه 24/9/1358 شوراي انقلاب، زير نظر وزارت ارشاد ملي شكل يافته بود، با سازمان اوقاف ادغام شد و با عنوان «سازمان حج و اوقاف و امور خيريه» زير نظر وزارت ارشاد اسلامي به وظايف خود ادامه داد.

سرانجام، بر اساس مصوبه «شوراي عالي اداري كشور» در سال 1370، امور حج از سازمان اوقاف جدا شد و ساختار اداري اوقاف، «سازمان اوقاف و امور خيريه» ناميده شد.2
1. همان.
2. مجله وقف، ميراث جاويدان، ش 29، ص 150.

سه ـ برخي وظايف سازمان اوقاف
با تصويب قانون «ساختار و اختيارات سازمان اوقاف» در مجلس شوراي اسلامي در دي ماه 1363، وظايفي به عهده سازمان اوقاف نهاده شد كه برخي از آنها عبارتند از:

اول ـ اداره امور موقوفات عمومي كه يا متولي ندارند يا متولي آنها ناشناخته است. همچنين اداره موقوفات خاص در صورتي كه مصلحت وقف و مصلحت بهره‏مندان از موقوفه يا اختلاف و درگيري آنها، نيازمند دخالت ولي فقيه باشد؛

دوم ـ اداره امور اماكن مذهبي اسلامي كه برنامه كاملي براي اداره آنها وجود ندارد؛ جز مسجدها و مدرسه‏هاي ديني و تكيه‏ها؛

سوم ـ اداره امور مؤسسه‏ها و انجمن‏هاي خيريه‏اي كه دولت يا ديگر مراجع داراي صلاحيت به سازمان واگذار كرده‏اند يا مي‏كنند؛

چهارم ـ اداره مؤسسه‏ها و انجمن‏هاي خيريه‏اي كه به تشخيص دادستان محل، بدون مدير باشد؛

پنجم ـ كمك مالي به تبليغ و نشر معارف اسلامي از محل درآمد موقوفه‏هاي ويژه.

همچنين بر اساس اين قانون، نظارت بر عملكرد وكيلاني كه از سوي متولي براي اداره امور مربوط به موقوفه انتخاب مي‏شوند؛ نظارت بر مصرف نذرهاي نقدي و درآمدهاي حاصل از فروش اموال منقول، افزون بر احتياج اماكن مذهبي؛ نظارت بر مصرف درآمد موقوفه‏هايي كه مورد مصرفشان معلوم نيست؛ تطبيق هزينه‏ها با مفاد وقف‏نامه و تشخيص متولي يا ناظر و بهره‏مندان از موقوفه، از ديگر اختيارات سازمان اوقاف است.1
1. همان، صص 95 و 96.

چهار ـ فعاليت‏هاي سازمان اوقاف پس از پيروزي انقلاب اسلامي
در همايش دستاوردهاي جمهوري اسلامي ايران در زمينه وقف در مهر 1378 ، برخي فعاليت‏هاي سازمان اوقاف پس از پيروزي انقلاب اسلامي، به شرح زير اعلام شد:

اول ـ تأسيس و راه‏اندازي «چاپ‏خانه بزرگ قرآن كريم» زير نظر شركت چاپ و انتشارات سازمان اوقاف و امور خيريه كه به انتشار قرآن كريم و كتاب‏هاي اسلامي مي‏پردازد.

دوم ـ تأسيس «دانشكده علوم قرآني» (سال 1368).

سوم ـ برگزاري مسابقه‏هاي قرآني در زمينه‏هاي قرائت، حفظ، تفسير و ترجمه در دوره‏هاي مختلف سني و در سطوح شهري، استاني، سراسري و بين‏المللي.

چهارم ـ تأسيس «مركز ترجمه قرآن مجيد به زبان‏هاي خارجي» براي پاسخگويي به خواست ميليون‏ها انسان مشتاق آموزه‏هاي اين كتاب آسماني در سراسر جهان.

پنجم ـ ايجاد «واحد اعزام مُبلّغ» (سال 1368).

ششم ـ راه اندازي «مؤسسه كشاورزي و دامداري سوران» در مشهد مقدس (سال 1366).

هفتم ـ «تأسيس شركت كاشي سازي گوهرشاد» (سال 1365).

هشتم ـ تأسيس «دفتر خدمات خيريه بهداشتي ـ درماني» (سال 1366).

نهم ـ برنامه‏ريزي و اجراي عمليات گسترده به منظور شناسايي موقوفات سراسر كشور.


4. وقف در ديگر كشورهاي جهان
افزون بر ايران، در بسياري از كشورهاي اسلامي و غيراسلامي، به گونه‏اي وقف يا امور خيريه‏اي شبيه وقف وجود داشته است. اين امور خيريه شبيه وقف، در سراسر جهان، ريشه در آموزه‏هاي ديني داشته‏اند و دارند.1 ازاين‏رو، وقف در كشورهاي اسلامي آسيا به ويژه در خاورميانه، بيش از ديگر قاره‏ها نمود دارد.

واقفان بسياري از موقوفات در كشورهاي قاره آسيا، مانند: عراق و هند، ايرانيان بوده‏اند. براي نمونه، برخي از موقوفات ايرانيان در عراق به قرار زير است:

الف) نجف اشرف: پنج مسجد از جمله: مسجد شيخ طوسي رحمه‏اللهو مسجد شيخ انصاري رحمه‏الله؛ دو حسينيه از جمله: حسينيه شوشتري‏ها؛ 25 مدرسه از جمله: مدرسه‏هاي دارالعلم، بهبهاني، شيرازي، بروجردي، آخوند خراساني و بادكوبي؛2 سيزده كتاب‏خانه از جمله: كتاب‏خانه اميرالمؤمنين عليه‏السلام، بروجردي و صدراعظم و نيز موقوفات ديگر مانند: خانه‏ها، كاروان‏سراها، قنات‏ها، جوي‏ها و... .3

ب) كربلا: هشت مسجد از جمله مسجد بهبهاني، تهراني و حسن‏خان؛ هفت حسينيه از جمله حسينيه‏هاي: قمي‏ها، تهراني‏ها، آذربايجاني‏ها و اصفهاني‏ها؛ دوازده مدرسه از جمله مدرسه‏هاي: امام صادق عليه‏السلام، آيت‏اللّه‏ بروجردي، زينبيه، بادكوبه و مجاهد؛ هشت كتاب‏خانه از جمله كتاب‏خانه‏هاي عمومي: سيدالشهدا عليه‏السلام، حضرت زينب عليهاالسلام و حائري و موقوفات ديگر مانند باغ‏ها، خانه‏ها، كاروان‏سراها، آبراه‏ها و... .4

ج) بغداد: پنج مسجد از جمله مسجدهاي: جامع بغداد و مسجد معروف كرخي؛ ده مدرسه از جمله مدرسه‏هاي: نظاميه، سهروردي و اصول‏الدين؛ سه كتاب‏خانه عمومي از جمله كتاب‏خانه‏هاي: دارالعلم شاه‏پور و نظاميه و موقوفات ديگر مانند: بيمارستان عضدي، آسياب‏ها و... .

د) كاظمين: مسجد صفوي، مدرسه اخوت ايرانيان، حسينيه‏هاي اصفهاني‏ها و مؤمن علي يزدي و موقوفات ديگر مانند: بازار استرآبادي و منزلگاه زائران و... .5
1. نك: نگاهى به وقف و آثار اقتصادى ـ اجتماعى آن، صص 115 ـ 121؛ محمدتقى سالك، مقاله «سخنى درباره وقف»، مجله وقف، ميراث جاويدان، 1372، ش 2، ص 41.
2. محمدرضا انصارى قمى، مقاله «موقوفات ايرانيان در عراق»، مجله وقف، ميراث جاويدان، 1373، ش5، صص 74 ـ 82.
3. همان، ش 6، صص 76 ـ 83 .
4. همان، ش 7، صص 81 ـ 88.
5. همان.


فصل سوم: جايگاه وقف در اسلام
به طور كلي وقف در اسلام و جامعه اسلامي از جنبه‏هاي گوناگون فرهنگي، جغرافيايي، سياسي، اقتصادي، اجتماعي، تاريخي، هنري و مذهبي اهميت بسياري دارد. وقف در جامعه اسلامي به دلايل زير، مهم تلقي مي‏شود:

1. وقف از شعاير الهي
موقوفات اسلامي مانند: مسجدها، حسينيه‏ها، حوزه‏هاي علميه و مدرسه‏هاي ديني با نماي زيبايشان، مظهر پاسداشت شعاير الهي‏اند؛ شعايري كه ما در قرآن كريم و سنت نبوي به بزرگداشت آنها سفارش و تشويق شده‏ايم: «هر كس شعاير خدا را بزرگ دارد، در حقيقت، اين امر از پاكي دل‏هاست». (حج: 32)

همچنين موقوفات عمومي به تقويت مظاهر اسلامي مانند: مسجدها، مدرسه‏ها و عالمان ديني مي‏انجامد و زمينه‏هاي رونق يافتن مراسم ديني مانند: عزاداري‏ها و سوگواري‏ها در ايام شهادت امامان معصوم عليهم‏السلام را هموار مي‏كند. همچنين موقوفات نوعي برجستگي ديني و مذهبي به شهرها مي‏بخشند.


2. تأكيد خداوند به انفاق و كارهاي نيك
خداوند متعال، خطاب به مؤمنان فرموده است:

اي كساني كه ايمان آورده‏ايد، از آنچه به شما روزي داده‏ايم، انفاق كنيد، پيش از آنكه روزي فرا رسد كه در آن نه داد و ستدي است و نه دوستي و نه شفاعتي.... (بقره: 254)

در آيه‏هاي ديگري از قرآن كريم نيز مؤمنان به انفاق و نيكوكاري فراخوانده شده‏اند. براي مثال، قرآن مي‏فرمايد: «شما همان [مردمي] هستيد كه براي انفاق در راه خدا فراخوانده شده‏ايد...». (محمد: 38) در جاي ديگر مي‏فرمايد:

و از آنچه روزي شما گردانيده‏ايم، انفاق كنيد، پيش از آنكه يكي از شما را مرگ فرارسد و بگويد: «پروردگارا، چرا تا مدتي بيشتر [اجل ]مرا به تأخير نينداختي تا صدقه دهم و از نيكوكاران باشم». (منافقون: 10)

اين دستور و تشويق خداوند به انفاق در راه خدا به صورت‏هاي گوناگون در بسياري از آيات قرآن كريم تكرار شده است.1 اين تأكيد و تكرار، نشانه اهميت انفاق، كارهاي خير و صدقه است و چون وقف يكي از مصداق‏هاي صدقه، بلكه صدقه جاريه است، از اين اهميت برخوردار گشته است.
1. نك: ابراهيم 31؛ مائده: 48؛ حديد: 7؛ آل عمران: 92؛ بقرة: 195 و 276 و... .

3. جاودانگي و صدقه جاريه
پيامبرگرامي اسلام صلي‏الله‏عليه‏و‏آله فرموده است:

هر گاه مؤمن بميرد، عمل او به جز سه مورد قطع مي‏شود: صدقه جاريه (وقف) يا علمي كه از آن سود برده مي‏شود يا فرزند صالحي كه برايش دعا مي‏كند.1

همچنين امام صادق عليه‏السلام مي‏فرمايد:

مرد پس از مرگش اجر و پاداشي پشت سر ندارد، مگر با سه خصلت: صدقه‏اي كه در زمان زندگي‏اش به راه انداخته است كه پس از مرگش جاري باشد؛ روش هدايتي كه وي آن را رسم كرده باشد و پس از مرگش بدان عمل شود و فرزند صالحي كه برايش دعا كند.2

صدقه بودن وقف، وقتي نمود بيشتري مي‏يابد كه بهره‏مندان از موقوفه، فقيران، تهي‏دستان و بيچارگان باشند يا موارد مصرف درآمدهاي موقوفات در كارهاي عام المنفعه باشد. جاودانگي وقف نيز با جاري بودن آن جلوه‏گر مي‏شود.

بنابراين، وقف، صدقه‏اي جاري و جاويد است. كسي كه در دنيا مقداري از دارايي يا املاك خويش را با شرايط شرعي وقف مي‏كند، گويا يك حساب جاري براي خود باز كرده است؛ به‏گونه‏اي كه پس از آن، صاحب حساب چه زنده باشد و چه مرده، پي‏درپي بر پاداش‏ها و ثواب‏هايش افزوده مي‏شود.
1. محمدباقر مجلسى رحمه‏الله، بحارالانوار، تهران، نشر دارالكتب الاسلامية، 1362، چ 4، ج 2، ص 22؛ ميرزا حسن نورى طبرسى رحمه‏الله، مستدرك الوسائل، قم، مؤسسه آل‏البيت عليه‏السلام لاحياء التراث، 1407 ه . ق، چ 1، ج 12، ص 230.
2. فروع كافى، ج 7، ص 56 ؛ وسائل الشيعه، ج 13، ص 292.


4. خدمت به خلق
خدمت به خلق امري مقدس است كه همواره در آموزه‏هاي همه اديان بدان سفارش شده است و بي‏گمان، خشنودي خداوند تبارك و تعالي در آن نهفته است. هدف همه واقفان در تاريخ، در هر شكلي، نوعي خدمت به خلق بوده است. هر موقوفه‏اي، نمادي از خدمت است و زيبايي خدمت به بندگان خدا را به تصوير مي‏كشد.

درباره اهميت و ارزش خدمت به خلق در اسلام، روايت‏هاي بسياري وجود دارد كه در اينجا تنها به دو نمونه اشاره مي‏كنيم:

پيامبر گرامي اسلام صلي‏الله‏عليه‏و‏آله مي‏فرمايد:

مردم، عيال خداوند هستند. پس كسي از آنان در نزد خدا دوست داشتني‏تر است كه به عيال خدا سود برساند و اهل خانه‏اي را شاد گرداند.1

همچنين فرموده است: «كسي كه به امور مسلمانان همت نگمارد، مسلمان نيست».2

وقف يكي از مظاهر عالي خدمت و بشردوستي و از منابع تعليم و تربيت عمومي در كشورهاي اسلامي است. از اين راه مي‏توان بسياري از درد و رنج‏هاي بشري را التيام بخشيد ودر پيشرفت و تعليم و تربيت اثرگذار بود.
1. وسائل الشيعه، ج 16، ص 341 ؛ كلينى، اصول كافى، تهران، نشر دارالكتب الاسلاميه، 1362، چ 2، ج 2، ص 164.
2. اصول كافى، ج 2، ص 164.

فصل چهارم: آثار و دستاوردهاي وقف
وقف از جنبه‏هاي گوناگوني براي واقف و افراد جامعه فايده‏هاي فراواني درپي دارد. بيان اين آثار، لزوم توجه به وقف و سودمندي آن را نمايان مي‏كند.

1. آثار فردي

الف) خشنودي خدا
خشنودي خدا، بزرگ‏ترين هدف در زندگي است. چون وقف كردن در راه خدا، كرداري پسنديده و در بسياري از موارد مستحب است، اگر با اخلاص انجام گيرد، خشنودي خدا را درپي خواهد داشت. از اين رو، خداوند متعال مي‏فرمايد: «و جز براي طلب خشنودي خدا انفاق مكنيد...». (بقره: 272)

اميرالمؤمنين امام علي عليه‏السلام در وقف‏نامه‏هاي خود، هدف از وقف دارايي‏هايش را جلب خشنودي خدا معرفي كرده است. براي مثال، در يكي از وقف‏نامه‏ها آورده است:

اين همان چيزي است كه بنده خدا، علي بن ابي‏طالب، اميرالمؤمنين درباره دارايي خويش، براي به دست آوردن خشنودي خدا به آن امر كرد تا خدا به سبب آن، من را داخل بهشت كند و بر اثر آن، امنيت و آسودگي را به من عطا فرمايد.1

امام كاظم عليه‏السلام نيز در وقف‏نامه‏اي، هدف از وقف زمين و دارايي خويش را دست‏يابي به خشنودي خدا و سعادت در سراي آخرت معرفي كرده است.2
1. نهج البلاغه، ترجمه: فيض الاسلام رحمه‏الله، نامه 24.
2. من لا يحضره الفقيه، ج 4، ص 185؛ وسائل الشيعه، ج 13، ص 315 ؛ شيخ طوسى رحمه‏الله، تهذيب الاحكام، تهران، نشر دارالكتب الاسلاميه، 1363، ج 9، چ 3، ص 149، ح 57.


ب) تزكيه نفس و برخورداري از زندگي پاكيزه
خداوند خطاب به پيامبر گرامي اسلام صلي‏الله‏عليه‏و‏آله مي‏فرمايد: «از اموال آنان صدقه‏اي بگير تا به وسيله آن پاك و پاكيزه‏شان سازي». (توبه: 103)

همچنين در آيه‏اي ديگر مي‏فرمايد:

اگر صدقه‏ها را آشكار كنيد، اين كار خوبي است و اگر آن را پنهان داريد و به مستمندان بدهيد، اين براي شما بهتر است و بخشي از گناهانتان را مي‏زدايد و خداوند به آنچه انجام مي‏دهيد، آگاه است. (بقره: 271)

پرداخت زكات و صدقه در پاكي و تزكيه باطني مؤمنان و آمرزش گناهان آنان مؤثر است. انفاق‏هاي مالي از جمله وقف، براي انسان چونان هرس كردن درخت است و انسان را در رسيدن به هدف اصلي خويش كه همان نزديكي به خداوند متعال است، ياري مي‏دهد.

انجام وظايف مالي در اسلام، مانند پرداختن خمس، زكات و صدقه موجب پاكيزگي زندگي است. زندگي پاكيزه كه قرآن كريم از آن به «حيات طيبه» ياد كرده، رهاورد ايمان و عمل صالح است.

بنابراين، وقف كه از مصداق‏هاي پرداخت صدقه است، از يك‏سو در ايجاد زندگي پاكيزه مؤثر است و از سوي ديگر، به دنبال دل‏كندن از سرمايه در راه خدا، تزكيه نفس را در پي دارد.

وقف كه نوعي صدقه و بخشش است، علاوه بر تزكيه نفس و زدودن صفات ناپسندي مانند بخل از وجود آدمي، فايده ديگري نيز دارد كه همان رستگاري واقف است؛ زيرا رستگاري و سعادت انسان در تهذيب و تزكيه نفس او نهفته است.1 قرآن كه كتاب سعادت است، در اين زمينه مي‏فرمايد:

هر كس آن [نفس] را پاك گردانيد، به يقين رستگار شد. (شمس: 9)

آيت اللّه‏ جوادي آملي درباره اين فايده وقف چنين نوشته است:

مهم‏ترين هدف بعثت، تزكيه نفوس و تعليم كتاب آسماني و حكمت است... يكي از بارزترين مصداق تزكيه، همانا تأديه صدقه مي‏باشد و كامل‏ترين مصداق صدقه، وقف است كه اصل آن ثابت و فرع آن با دوام اصل مزبور، جاري خواهد بود و هيچ صدقه‏اي چون وقف، چنين مزيّت جاودانه را واجد نيست.2
1. محمد حكيمى، وقف و بهره‏مندى همگانى، قم، انتشارات هجرت، 1380، چ 2، صص 117 و 118.
2. وقف‏نامه آيت اللّه‏ عبداللّه‏ جوادى آملىدام ظله، مجله وقف، ميراث جاويدان، ش 14، ص 6 .
ج) ذخيره پاداش اخروي و تداوم آن
در زمينه وعده پروردگار به پاداش اخروي انفاق كه وقف، مصداقي از آن به شمار مي‏رود، در قرآن بارها بدان اشاره و تشويق شده است. براي مثال:

مَثَل [صدقات] كساني كه اموال خود را در راه خدا انفاق مي‏كنند، همانند دانه‏اي است كه هفت خوشه بروياند كه در هر خوشه‏اي صد دانه باشد؛ و خداوند براي هر كسي كه بخواهد [آن را] چند برابر مي‏كند و خداوند، گشايشگر داناست. (بقره:261)

و هر مالي را كه انفاق كنيد، [پاداش آن] به طور كامل به شما داده خواهد شد و ستمي بر شما نخواهد رفت. (بقره: 272)

پس كساني از شما كه ايمان آورده و انفاق كرده باشند، پاداش بزرگي خواهند داشت. (حديد: 7)

خداوند متعال بارها در قرآن كريم به پاداش اخروي انفاق، صدقه و كارهاي خير اشاره فرموده است.1 چون وقف، مصداقي از صدقه است، از پاداش اخروي آن نيز برخوردار است.

درباره پاداش اخروي وقف و تداوم آن، احاديث زيبايي از پيشوايان معصوم عليهم‏السلامنيز رسيده است.

امام صادق عليه‏السلام فرموده است:

مرد پس از مرگش اجر و پاداشي پشت سر ندارد، مگر به سه خصلت: صدقه‏اي كه در زمان زندگي‏اش به راه انداخته است كه پس از مرگش جاري باشد و روش هدايتي كه او آن را سنت كرده باشد و پس از مرگش بدان عمل شود و فرزند صالحي كه برايش دعا كند.2

[اثر و پاداش] شش چيز پس از مرگ مؤمن به او مي‏پيوندد: فرزندي كه براي او آمرزش بخواهد؛ نوشته‏اي كه از خود به يادگار گذارد؛ درختي كه كاشته باشد؛ چاهي كه حفر كرده باشد؛ صدقه‏اي كه آن را جاري كرده باشد و روشي (سنتي نيكو) كه بعد از او بدان عمل شود.3

اميرالمؤمنين، علي عليه‏السلام نيز مي‏فرمايد:

كسي كه با دست كوتاه [با دارايي اندك خويش] ببخشد، با دست دراز [از سوي خدا] به او بخشيده مي‏شود.4

يعني هر كه در راه خدا بخشش و صدقه داده باشد، خداوند پاداش بيشتري به او مي‏دهد و كار نيكش را جبران مي‏كند.
1. هود: 115 ؛ مريم: 76 ؛ قصص: 84 ؛ بقره: 265 ؛ نمل: 89 ؛ مزمل: 20 ؛ انفال: 60 ؛ رعد: 22.
2. فروع كافى، ج 7، ص 56، ح 1 ؛ وسائل الشيعه، ج 13، ص 292.
3. من لايحضره الفقيه، ج 4، ص 182؛ وسائل الشيعه، ج 13، ص 293.
4. نهج البلاغه، حكمت 224.

د) بركت مادي
خداوند در قرآن مي‏فرمايد:

و مثل [صدقات] كساني كه اموال خويش را براي طلب خشنودي خدا و استواري روحشان انفاق مي‏كنند، همچون مَثَل باغي است كه برفراز پشته‏اي قرار دارد [كه اگر] رگباري بر آن برسد، دو چندان محصول برآورد و اگر رگباري هم بر آن نرسد، باران ريزي [براي آن بس است] و خداوند به آنچه انجام مي‏دهيد، بيناست. (بقره: 265)

بنابر اين آيه، صدقه و انفاق در راه خدا از جمله وقف، افزون بر پاداش اخروي، در دنيا نيز بركت مادي زيادي در پي دارد؛ به گونه‏اي كه اميرالمؤمنين علي عليه‏السلامفرموده است: «هرگاه تنگ‏دست شديد، با صدقه دادن، با خدا تجارت كنيد».1

بنابراين، وقف كه ماندگارترين نوع صدقه است، بركت‏هاي مادي فراواني براي واقف دارد. براي نمونه، مي‏توان از ثروت روزافزون برخي واقفان بزرگ از جمله امام قلي‏خان ياد كرد. او يكي از واقفان بزرگ عصر شاه عباس (اول) صفوي و سپهسالار او در استان فارس بود. وي فرمانده‏اي دين‏دار، متعهد، شجاع، باغيرت، سخاوتمند و ثروتمند بود و موقوفات بسياري از خود به يادگار نهاد. وقف، نه تنها از ثروت وي نكاست، بلكه بركت‏هاي مادي ناشي از وقف، سرمايه‏اش را فزوني بخشيد، به گونه‏اي كه ثروت وي چنان افزايش يافته بود كه روزي شاه عباس به شوخي به او گفت: «دلم مي‏خواهد تو روزي يك عباسي كمتر از من خرج كني تا ميان پادشاه و خان شيراز مختصر تفاوتي باشد».2
1. همان، حكمت 250، ص 1200.
2. مقاله «امام قلى خان، سردار و واقفى بزرگ»، مجله وقف، ميراث جاويدان، ش 14، ص 39.

ه) عاقبت به خيري
عاقبت به خيري، سعادتي بزرگ است و وقف كه عملي صالح است، در عاقبت به خيريِ واقف مؤثر است. خداوند در آياتي از قرآن كريم به اين نكته اشاره فرموده است:1

وَ الْباقِياتُ الصّالِحاتُ خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّكَ ثَوابًا وَ خَيْرٌ مَرَدًّا. (مريم: 76)

و نيكي‏هاي ماندگار، نزد پروردگارت از نظر پاداش بهتر و خوش فرجام‏تر است.

از انس بن مالك نقل شده است كه وقتي آيه «لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتّي تُنْفِقُوا مِمّا تُحِبُّونَ...» (آل عمران: 92) نازل شد، ابوطلحه انصاري به پيامبر گرامي اسلام صلي‏الله‏عليه‏و‏آلهگفت: «اي رسول خدا! خدا چنين مي‏فرمايد و بهترين سرمايه من بَيْرُحاء2 است. من اين باغ را براي خداي متعال و رسول او قرار مي‏دهم و با اين كار، اميد خير و نيكي دارم. از شما مي‏خواهم آن را به هر مصرفي كه رضاي خدا در آن است، برسانيد.» پيامبر نيز فرمود: «به‏به! اباطلحه، اين مال داراي سود است و ما آن را از تو پذيرفتيم و به خودت بازگردانديم، تو آن را براي خويشان خودت قرار بده.» ابوطلحه نيز آن باغ را به عنوان صدقه براي خويشاوندان خويش قرار داد.3 در كتاب‏هاي تاريخي و فقهي، اين صدقه همان صدقه جاريه؛ يعني وقف معرفي شده است.4
1. كهف: 46 ؛ بقره: 261 و 271؛ حديد: 7؛ رعد: 22؛ نمل: 89؛ عنكبوت: 7 و... .
2. بيرحاء، باغى بود كه پيامبر به آنجا مى‏رفت و در سايه درختانش مى‏نشست و از آب آن مى‏نوشيد.
3. نك: مقدمه‏اى بر فرهنگ وقف، ص 17؛ وقف در فقه اسلامى، صص 65 و 66؛ محمد بخارى، صحيح البخارى، بيروت، دار احياءالتراث العربى، بى‏تا، ج 4، صص 9، 10 و 13.
4. همان؛ نگاهى به وقف و آثار اقتصادى ـ اجتماعى آن، صص 28 و 67.

و) تقويت روحيه خدمت به مردم
وقف، روحيه خدمت‏رساني، ايثار، ديگرخواهي، نوع‏دوستي و محبت به ديگران را تقويت مي‏كند. وقتي واقف بخشي از اموال يا املاكش را وقف مي‏كند تا بهره‏مندان از موقوفه كه بيشترشان تهي‏دستان، درماندگان و نيازمندان هستند، از منافعش استفاده كنند، به گونه‏اي، به آنان محبت كرده و دوستي خود را به آنان ابراز داشته است. اين بخشش واقف، نشان مي‏دهد او فراتر از خود را نيز نگريسته و به فكر ديگران و ياري آنان بوده است. با وقف، اين روحيه نوع‏دوستي، بيش از پيش جلوه مي‏كند و شدت مي‏يابد.

ز) برخورداري از دعاي خير ديگران
خداوند تبارك و تعالي به پيامبر اكرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم دستور مي‏دهد كه پس از جمع‏آوري صدقه‏هاي مؤمنان برايشان دعا كند:

از اموال آنان صدقه‏اي بگير تا به وسيله آن پاكيزه‏شان سازي و برايشان دعا كن؛ زيرا دعاي تو براي آنان آرامشي است و خدا، شنواي داناست. (توبه: 103)

وقف نيز كه صدقه‏اي جاري و جاويد است، واقف را شامل دعاي خير دعاكنندگان مي‏كند.

هرگاه با بهره‏مندي از موقوفه‏اي، گرهي از زندگي نيازمندي باز شود و گرفتاري مؤمني برطرف شود، آن بهره‏مند از موقوفه افزون بر شكر خدا، براي واقف نيز دعاي خير مي‏كند.

ح) برخورداري از نام نيك و جاويد
به گفته شيخ اجل، سعدي:

نام نيكي گر بماند ز آدمي

به كز او ماند سراي زرنگار

در تاريخچه هر موقوفه‏اي، نام واقفي مي‏درخشد و وقف با دو ويژگي برجسته، دو صفت نيك و جاويد به آن نام مي‏بخشد. از آن جهت كه وقف، كاري نيك است، واقف، فردي نيكوكار شمرده مي‏شود و ازآن‏رو كه وقف بايد ابدي باشد و موقوفه جاودانه بماند، نام نيك واقف نيز جاودانه مي‏ماند:

سعديا! مرد نكونام نميرد هرگز

مرده آن است كه نامش به نكويي نبرند

البته ثبت كردن نام واقفان بر روي موقوفه‏ها و نيز در اسناد آنها، به دلايلي از جمله تكميل مدارك و اسناد موقوفه، شناسايي و اعتبار موقوفه، جلوگيري از غصب آنها، ترويج فرهنگ وقف و تشويق ديگران صورت مي‏گيرد؛ زيرا اگر انگيزه اين كار تنها خودنمايي باشد، ممكن است از خلوص نيت بكاهد. ازاين‏رو، واقفان بسياري، از ثبت نامشان بر روي موقوفه‏ها خودداري مي‏كنند و نمي‏خواهند نام ونشاني از آنان بر روي آنها باشد تا از اخلاصشان كاسته نشود.

2. آثار اجتماعي
آيين نيك وقف در حل گرفتاري‏هاي اجتماعي مردم نقش بسزايي دارد. برخي كاركردهاي اجتماعي وقف عبارتند از:

الف) افزايش گرايش جامعه به ارزش‏هاي معنوي و اخلاقي
ارزش‏هاي معنوي و اخلاقي مانند: ايثار، عدالت، فداكاري، برادري و همياري همواره خوشايند بوده‏اند. دين مبين اسلام نيز با سفارش به آداب و احكامي همچون: تعاون و همكاري، برادري، وفاداري، رعايت حقوق ديگران، پرداخت خمس، زكات و صدقه، بر نهادينه كردن ارزش‏هاي معنوي و اخلاقي در سطح جامعه تأكيد كرده است. اوقاف با كاركردهايي همچون: تبليغ دين، نشر كتاب‏هاي ديني، برگزاري روضه‏خواني و سوگواري در ايام شهادت ائمه دين عليهم‏السلامدر زنده نگه‏داشتن ارزش‏هاي معنوي و اخلاقي در جامعه مؤثرند.

به استناد وقف‏نامه‏هاي تاريخي، واقفان در موارد بسياري با قرار دادن شرط‏هايي كه به تقويت ارزش‏هاي اخلاقي و نفي ضدارزش‏ها مي‏انجاميد، نوعي رفتار اخلاقي و انضباط اجتماعي براي بهره‏مندان از موقوفه‏ها برقرار مي‏كردند؛ يعني آنان از اين رهگذر، نظام وقف را وسيله‏اي براي رشد اخلاقي و وقف‏نامه را منشوري براي تربيت اسلامي و نهادينه كردن ارزش‏هاي معنوي قرار مي‏دادند.

بنابراين، وقف در رويكرد جامعه به ارزش‏هاي معنوي و اخلاقي و نهادينه شدن ارزش‏ها در جامعه بسيار اثرگذار بوده است. در اين زمينه، براي نمونه به بخش‏هايي از وقف‏نامه مؤسسه دارالزهراء عليهاالسلاماشاره مي‏كنيم:

بسم الله الرحمن الرحيم

واقف: آقاي حاج عبدالله دباغ سدهي... متولد 1315 ه .ش، ساكن محله فروشان خميني‏شهر، در نهايت اعتدال مزاج و سلامت احوال و كمال رغبت باطني.

موقوفه: تمامت شش دانگ عرصه و اعيان يك باب عمارت چهار طبقه موسوم به دارالزهرا عليهاالسلام در زميني برابر 585 متر مربع، واقع در قريه فروشان.

موقوف عليهم: عامه مؤمنين، به ويژه بانوان مؤمنه.

اهداف وقف:

1. آموزش قرائت قرآن مجيد و نهج‏البلاغه و آشنايي با مفاهيم عاليه آن و تعليم و تعلم احاديث شريفه معصومين عليهم‏السلام؛

2. آموزش احكام و اخلاق دين مقدس اسلام و مذهب جعفري عليه‏السلام و ديگر علوم متعارف اسلامي؛

3. آموزش انواع هنرهاي مشروع كه متناسب با اهداف اين مكان باشد، از قبيل: خياطي، گل‏دوزي، خوش‏نويسي، بهداشت و...؛

4. اجراي مراسم جشن و سوگواري ائمه معصومين عليهم‏السلام در مواقع متناسب و اجراي مراسم دعا وتوسلات و زيارات در ايام مخصوصه؛

شروط و توضيحات

1. واقف شرط مي‏كند كه در آن مؤسسه اعمالي از قبيل: موسيقي، آرايشگري و امثال آن و آنچه مخالف با اهداف مؤسسه باشد، انجام نگيرد؛

2. اين مؤسسه صرفاً مذهبي است. لذا شرط مي‏شود به هيچ‏وجه مطالب تفرقه‏انگيز جناحي و حزبي و امثال اينها در آن مطرح نگردد و هرگونه فعاليت حزبي و باندي و خطي در آن ممنوع است؛

3. مستأجران موظفند مشاغلي كه با شئونات و اهداف مؤسسه متناسب نباشد، در آن انجام ندهند؛

4. نمازخانه‏اي تقريبا به مساحت 13 متر مربع... به منظور استفاده عموم قرار داده شده است... .1
1. نك: «وقف‏نامه مؤسسه دارالزهرا عليهاالسلام»، مجله وقف، ميراث جاويدان، ش 17، صص 67 و 68 .

ب) تقويت حكومت اسلامي
به طور كلي، كاركردهاي اجتماعي موقوفه‏ها به گونه‏اي در تقويت حكومت اسلامي نقش دارند. فرهنگ وقف با موقوفه‏هايي همچون مسجدها، مدرسه‏ها، بيمارستان‏ها و نهادهاي اجتماعي ديگر و با كاركردهايي همچون فقرزدايي، برطرف كردن آشفتگي اقتصادي، حل مشكلات اجتماعي، آموزش معارف اسلامي و فنون نظامي، كمك به امر بهداشت و درمان، آباداني شهرها و كارآفريني، مقداري از بار سنگين امور اقتصادي را از دوش بيت‏المال مسلمانان و دولت اسلامي برمي‏دارد يا از فشار آن بر بودجه كل كشور مي‏كاهد.

در تاريخ ايران، همكاري و همياري ثروتمندان با حاكمان در زمان صفويان و جمهوري اسلامي نمود بيشتري داشته است، ولي اكنون با توجه به توطئه‏هاي دشمنان اسلام وايران كه براي به زير سلطه درآوردن مسلمانان و وابستگي اقتصادي آنان به بيگانگان مي‏كوشند، مسئوليت ثروتمندان در جبران كمبودهاي بودجه‏اي و اقتصادي دولت بيش از پيش است.

از آنجا كه استقلال سياسي بدون استقلال اقتصادي ممكن نيست، سرمايه‏داران مسلمان موظفند براي استقلال سياسي حكومت اسلامي در سايه دست‏يابي به استقلال اقتصادي، به صورت‏هاي گوناگون از جمله وقف كردنِ بخشي از دارايي خويش بكوشند.

ج) پيشرفت فرهنگي
اوقاف همواره به فروزان ماندن مشعل دانش و نشر معارف اسلامي كمك كرده‏اند. پيشينه موقوفه‏هايي مانند: مدرسه‏ها، مراكز پژوهشي، دانشگاه‏ها و كتاب خانه‏ها از قدرت پيشبرد فرهنگي وقف و خدمت وقف به دين و دانش حكايت مي‏كند.

از صدر اسلام تا كنون، كاركرد آموزشي و فرهنگي وقف از نمايان‏ترين كاركردهاي آن در جوامع اسلامي بوده است. فراهم بودن بستر مناسب آموزش و پژوهش براي دانش‏آموزان و دانش‏پژوهان، يكي از عوامل گسترش دانش در جهان اسلام بوده و وقف به عنوان يك منبع مالي براي مراكز علمي و پشتوانه‏اي مردمي در اين راستا نقش داشته است.

تأمين هزينه برخي مدرسه‏ها و هزينه زندگي برخي عالمان دين و دانش‏پژوهان و تهيه امكانات آموزشي آنان به صورت نسبي و مقطعي از درآمدهاي موقوفه‏ها، امري انكارناپذير است. در تاريخ، نام عالمان و دانشمندان بسياري به چشم مي‏خورد كه از رهگذر همين موقوفه‏هاي آموزشي و فرهنگي به مقام‏هاي بلند علمي و درجه‏هاي عالي فقاهت و اجتهاد دست يافته‏اند.

برگزاري جشن‏هاي مذهبي و ملي، مراسم ديني، سوگواري و عزاداري در ايامِ شهادت امامان معصوم عليهم‏السلام، مدرسه‏سازي، تقويت بنيه مالي مدرسه‏ها، جهت‏دهي و رونق‏بخشي به فرهنگ اسلامي از ديگر نقش‏هاي فرهنگي اوقاف است.

يكي ديگر از عوامل مؤثر در تقويت فرهنگي جامعه، وقف‏نامه‏هاي ائمه عليهم‏السلام، عالمان دين و برخي واقفان بزرگ بوده است. آنان با نگارش وقف‏نامه‏ها، قراردادن شرط‏هايي چند و تعيين بهره‏مندان از موقوفه و موارد مصرف درآمدهاي آن به فرهنگ اهميت داده و از اين راه، در تقويت و پيشرفت آن كوشيده‏اند. در زمينه كاركرد فرهنگي وقف‏نامه‏ها، به نقل يك نمونه وقف‏نامه كوتاه بسنده مي‏كنيم:

بسم الله الرحمن الرحيم

... اين جانب سيدعلي اكبر قرشي كه مؤسس و رئيس هيأت مديره كانون خيريه توحيد اروميه مي‏باشم؛ با قبول كليه مسئوليت‏هاي شرعي و قانوني و دانسته و فهميده و در كمال صحت مزاج و رغبت و اختيار، شش دانگ يك باب پاساژ مشتمل بر تعداد 161 باب مغازه را كه توسط كانون مزبور احداث شده و...، واقع در خيابان طالقان اروميه،... بحيث لايباع و لايورث و لا يوهب و لا يرهن و لا يبدل، و به شرط بقاي عين و تسبيلِ منافع، حبسِ مؤبد و وقف مخلّد مي‏نمايم كه سال‏به‏سال الي ان يرث اللّه‏ الارض، درآمد آن را پس از وضع مخارج تعمير و نگه‏داري با صلاحديد و صوابديد و حق تعيين تقدم متولي به قرار تفصيل ذيل خرج و صرف شود:

الف) تربيت طلاب كه هزينه‏هاي تحصيلي و حقوق مدرسين و آنچه را كه در اين خصوص ضرورت دارد، شامل مي‏شود؛

ب) كمك به ساخت و تعمير مساجد شهر اروميه؛

ج) كمك به ائمه جماعت، علماي مساجد شهر اروميه؛

د) ابتياع و انطباع كتب اسلامي براي اهدا به كتاب‏خانه‏ها و اشخاص؛

هـ) هزينه عزاداري مولي الموحدين حضرت علي بن ابي‏طالب عليه‏السلامدر 21 رمضان و سالار شهيدان، حضرت اباعبدالله‏الحسين عليه‏السلامدر دهه اول محرم و اربعين حسيني و حضرت امام حسن مجتبي عليه‏السلام در 28 صفر؛

و) كمك به مستمندان و امور فرهنگي و ديني.1
1. «وقف‏نامه سيد على اكبر قرشى»، مجله وقف، ميراث جاويدان، ش 17، صص 69 و 70.

د) گسترش عدالت اجتماعي
جريان ناسالم تبعيض و فاصله زياد طبقاتي ميان اكثريت محروم و اقليت سرمايه‏دار، پيوسته سبب فساد، هنجارشكني، ناامني، كشمكش، ارتكاب جرم و حتي جنگ شده است.

علامه طباطبايي رحمه‏الله در تفسير الميزان در زمينه انفاق و نقش آن در كاستن فاصله ميان مستمندان و ثروتنمندان مي‏نويسد:

انفاق از بزرگ‏ترين اموري است كه اسلام در يكي از دو ركنش؛ يعني «حقوق مردم» بدان اهميت داده است و با روش‏هاي گوناگوني مانند: زكات، خمس، كفاره‏هاي مالي و ديگر اقسام فديه و انفاق‏هاي واجب و صدقه‏هاي مستحب و نيز از راه وقف و...، بدان اعتبار بخشيده است. هدف از انفاق در اسلام آن است كه سطح زندگي قشرهاي پايين اجتماع كه نمي‏توانند نيازهاي زندگي‏شان را بدون كمك ديگران رفع كنند، ارتقا يابد تا همگان در جامعه اسلامي، به طور همسان از امكانات بهره‏مند شوند. همچنين اسلام، قشرهاي ثروتمند جامعه را از تجمل‏گرايي و پرداختن بيش از اندازه به زيورهاي دنيايي كه محرومان جامعه بدان دسترسي ندارند، نهي كرده است.1
1. ترجمه تفسير الميزان، ج 2، صص 537 و 538.

ه) استقلال و شكوفايي اقتصادي
اهميت استقلال اقتصادي در كشورهاي اسلامي از اهميت استقلال سياسي كمتر نيست و اين دو مقوله، همواره برهم اثر گذارند. در اسلام، افزون بر استقلال سياسي، استقلال اقتصادي نيز مطلوب است. در اين دين عدالت‏گستر، برخلاف افراط و تفريط‏هاي نظام‏هاي سرمايه‏داري و كمونيستي، نظام اقتصادي هماهنگ با فطرت بشري سامان داده شده است كه نه بي‏عدالتي و ستم نظام‏هاي سرمايه‏داري در آن هست و نه ديكتاتوري‏هاي رژيم‏هاي ماركسيستي بر آن حاكم است. در اسلام، عبادت، سياست و اقتصاد با هم پيوند دارند و با برقراري برنامه‏هايي مانند: خمس، زكات، صدقه، هديه و وقف، شكوفايي اقتصادي جامعه تضمين شده است.

استفاده از درآمد موقوفه‏ها به منظور راه‏سازي، ايجاد مكان‏هاي عمومي، ساخت پل‏ها، راه‏اندازي كارخانه‏هاي توليدي، اشتغال جوانان، اطعام مسكين‏ها، تهيه مسكن ارزان براي جوانان، سرمايه‏گذاري در طرح‏هاي عمراني، صنعتي و كشاورزي، كاهش قيمت‏ها، افزايش توليد و مانند آن، تأثير وقف را در حل مشكلات اقتصادي نمايان مي‏كند.1

در بينش اسلامي، نه تنها بهره‏برداري از درآمدها، دارايي‏ها و املاك موقوفه‏ها در زمان زندگي واقفان هدف‏گذاري مي‏شود، بلكه منافع اجتماعي، اقتصادي و مردمي موقوفه‏ها، با قوانين شرعي و عرفي، پس از درگذشت واقفان نيز تضمين مي‏گردد.

بنابراين، بايد با جهت‏دهي موارد مصرف اوقاف به سوي فعاليت‏هاي توليدي و خدمات اقتصادي، بر ميزان رشد اقتصادي افزود تا نقش وقف در استقلال و شكوفايي اقتصادي، آباداني شهرها و رفاه حال مسلمانان نمود بيشتري يابد.

در زمينه تأثير اوقاف بر استقلال و شكوفايي اقتصادي، براي نمونه مي‏توان از فعاليت‏ها و پيشرفت‏هاي آستان قدس رضوي و نيز موقوفه مرحوم عبداللّه‏ رضوي ياد كرد.

آستان قدس، مؤسسه‏اي فرهنگي ـ اقتصادي است كه بودجه آن از محل درآمدهاي املاك وقفي و زمين‏هاي واگذار شده تأمين مي‏شود. آستان قدس با استفاده از موقوفه‏هاي فراوان، فعاليت‏هاي فرهنگي ارزنده‏اي انجام داده است. اين مؤسسه در سال‏هاي گذشته در زمينه‏هاي كشاورزي، توليدي، صنعتي، دامداري، خدمات اجتماعي و فرهنگي و نيز تهيه مسكن، درمان بيماران و رفاه عمومي، پيشرفت چشم‏گيري داشته است؛ به گونه‏اي كه اين مؤسسه پربركت، مهم‏ترين وزنه اقتصادي در استان خراسان به شمار مي‏رود.2

موقوفه مرحوم عبداللّه‏ رضوي نيز يكي از بزرگ‏ترين و پربارترين موقوفه‏هاي آستان قدس رضوي عليه‏السلام است كه در بخش مربوط به واقفان بزرگ ايران از آثار اين موقوفه سخن به ميان خواهد آمد.
1. سيد مهدى بزرگى، مقاله «راه‏هاى ترويج فرهنگ وقف»، مجله وقف، ميراث جاويدان، ش 30، صص 112 و 113.
2. نك: نگاهى به وقف و آثار اقتصادى ـ اجتماعى آن، صص 106 ـ 114؛ وقف در فقه اسلامى، صص 415 ـ 419.

و) فقرزدايي
قرآن كريم، حركت به سوي فقرزدايي و محو آسيب‏پذيري را كاري نيك و پسنديده معرفي كرده است: «و در اموالشان براي سائل و محروم حقي [معين ]بود». (ذاريات: 19)

هدف رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله از وقف نخلستان به ويژه نخلستان قبا بر فقيران1 و نيز قصد اميرالمؤمنين علي عليه‏السلام از وقف مزرعه‏هاي ابي‏نيزر و بغيبغه و چاه بغيبغه و... بر فقيران و در راه‏ماندگان و نيز موقوفه‏هاي ديگر امامان عليهم‏السلام2 براي فقيران و استفاده عمومي، نمادي از فقرزدايي در اسلام است. موقوفه‏ها در تاريخ، همواره برطرف‏كننده نيازهاي ضروري قشرهاي محروم مانند: يتيمان، بيوه‏زنان، سالخوردگان، آوارگان، در راه ماندگان و بلا زدگان بوده‏اند.
1. نگاهى به وقف و آثار اقتصادى ـ اجتماعى آن، ص 57.
2. همان، صص 61 ـ 144؛ وقف از ديدگاه حقوق و قوانين، ص 18 ؛ سيد احمد اشكورى، مقاله «موقوفات اميرالمؤمنين عليه‏السلام»، مجله وقف، ميراث جاويدان، ش 8، ص 80 .

فصل پنجم: احكام وقف
در فقه اسلامي، كتابي به بحث وقف اختصاص يافته است و مجتهدان در رساله‏هاي فقهي خويش به توضيح مسائل مختلف آن پرداخته‏اند. آشنايي با احكام و آداب وقف، همانند آگاهي از ديگر احكام شرعي، امري ضروري و لازم است؛ زيرا ناآگاهي از احكام وقف و ناآشنايي با آداب آن، در بيشتر موارد موجب شرعي نبودن اوقاف، پاي‏مال شدن حقوق واقفان و بهره‏مندان از موقوفه‏ها، غصب و نابودي موقوفه‏ها و تضعيف فرهنگ وقف مي‏شود. بنابراين، همگان به ويژه واقفان، بهره‏مندان از موقوفه‏ها، متوليان و دست‏اندركاران امر وقف نبايد از فراگيري احكام شرعي وقف غافل باشند.

در اين فصل، احكام وقف به طور كامل بيان نمي‏شود، بلكه تنها به بيان كلياتي در اين زمينه بسنده مي‏شود؛ زيرا بيان كامل احكام وقف، مجالي ديگر مي‏طلبد.


1. حكم شرعي
وقف به خودي خود، جايز و مباح و در بسياري از موارد، با فضيلت و مستحب است.1
1. سيدروح‏اللّه‏ موسوى خمينى رحمه‏الله، تحرير الوسيله، ترجمه: على اسلامى، چاپ‏خانه دفتر انتشارات اسلامى، قم، 1357، ج 3، ص 108.

2. انواع وقف و موارد مصرف موقوفه‏ها
الف) وقف به اعتبار بهره‏مندان مستقيم از موقوفه بر دو گونه است:

يك ـ وقف خاص: وقفي است كه بر جهت خاص يا عنوان خاص يا شخص يا اشخاص معين يا گروه يا طبقه‏اي خاص از مردم باشد، مانند: وقف بر اولاد، وقف بر خادم فلان مسجد و... .

دو ـ وقف عام: وقفي است كه بر جهت عام يا مصلحت عموم، مانند: مسجدها، مدرسه‏ها، بيمارستان‏ها و پل‏ها يا وقف بر عنوان عام، مانند: فقيران، يتيمان، درماندگان و در راه‏ماندگان باشد. مقصود از وقف عام، بهره‏برداري عمومي از آن در امور خيريه است.1

ب) وقف، به اعتبار نوع بهره‏برداري از موقوفه بر دوگونه است:

يك ـ وقف انتفاع: وقفي است كه مقصود واقف، بهره‏بري از درآمد مادي موقوفه نباشد، مانند: ساخت مسجد.

دو ـ وقف منفعت: وقفي است كه مقصود واقف از وقف، بهره‏بري از درآمد مادي موقوفه باشد، مانند: وقف مغازه يا پاساژي براي حفظ و اداره مسجد يا مدرسه يا بيمارستان معيني، از محل درآمد مادي آن مغازه يا پاساژ.2
1. همان، ص 122.
2. نگاهى به وقف و آثار اقتصادى ـ اجتماعى آن، ص 15.

3. شرايط درستي وقف
الف) وقف بايد هميشگي باشد. بنابراين، وقفِ موقت صحيح نيست.1

ب) وقف بايد مشروط به شرط يا صفتي در آينده نباشد. بنابراين، وقف مشروط باطل است. براي مثال، اگر واقف بگويد: «اين خانه را بر فقيران وقف كردم، به شرط آنكه امام مهدي عج الله تعالی فرجه الشریف را ببينم يا ظهور او را درك كنم»، وقف وي باطل است.

ج) واقف بايد بهره‏مندان مستقيم از موقوفه يا متولي يا حاكم شرع را بر موقوفه مسلط كند و تسلط خود را از آن بردارد. در اصطلاح فقهي، اين شرط «اقباض» نام دارد.

د) واقف نبايد خودش را يكي از بهره‏مندان از موقوفه قرار دهد.2

ه) وقف با صيغه تحقق مي‏يابد. صيغه، لفظ يا الفاظي است كه واقف با آن از تصميم خويش بر وقف پرده برمي‏دارد.3
1. تحرير الوسيله، ج 3، ص 114.
2. همان، صص 112 ـ 116.
3. همان، ص 108.

4. نگه‏داري از موقوفه
موقوفه‏ها، امانت‏هاي واقفان نزد مردم است. ازاين‏رو، نگه‏داري از آنها وظيفه همگان، به ويژه كساني است كه به شكلي با آنها در ارتباطند، مانند: متوليان، بهره‏مندان از موقوفات، مسئولان سازمان‏هاي اوقاف و امور خيريه و حاكمان جامعه.



الف) هزينه نگه‏داري

اگر واقف براي هزينه‏هاي موقوفه‏اش، راهي را در نظر گرفته باشد، اداره موقوفه از همان راه تأمين مي‏شود. در غير اين صورت، هزينه و مخارج موقوفه‏ها از درآمدهاي آنها برداشته مي‏شود.1



ب) تبديل يا فروش موقوفه

به طور كلي، تبديل يا فروش موقوفه، جايز نيست. اين حكم، بنا بر روايت امامان معصوم عليهم‏السلام است. براي نمونه، امام كاظم عليه‏السلامفرموده است: «خريد و فروش موقوفه، جايز نيست».2 همچنين اميرالمؤمنين علي عليه‏السلام در وقف‏نامه‏هاي خود تصريح كرده است: «لا تباع و لا توهب حتي يرثها الله»3 و «لا يباع منه و لا يوهب و لا يورث.»4 بنابر اين دو روايت، خريد و فروش موقوفه‏ها، هديه دادن و به ارث بردن آنها جايز نيست.

امام كاظم عليه‏السلام نيز در وقف‏نامه‏اي بر يكي از موقوفه‏هايشان آورده است: «براي هر مؤمني كه به خدا و روز قيامت ايمان دارد، حلال نيست كه اين موقوفه را بفروشد و بخرد و هبه كند و...».5

بنابراين، تبديل يا فروختن موقوفه‏ها، پاي‏مال كردن حق واقف و حق بهره‏مندان از موقوفه‏ها و مخالفت كردن با احكام شرعي اسلام است.6
1. وقف در فقه اسلامى، صص 220 و 221.
2. وسائل الشيعه، ج 13، ص 303، ح 1.
3. استبصار، ج 4، ص 98، ح 4.
4. وسائل الشيعه، ج 13، ص 313.
5. من لايحضره الفقيه، ج 4، صص 184 و 185.
6. مكاسب، ج 4، صص 35 و 36.

فصل ششم: اسوه‏هاي وقف
وقف در سنت و سيره پيامبر گرامي اسلام صلي‏الله‏عليه‏و‏آله جايگاه ويژه‏اي دارد. در اين فصل، برخي از موقوفه‏هاي پيامبر اسلام صلي‏الله‏عليه‏و‏آله و ديگر معصومان عليهم‏السلامو شماري از واقفان بزرگ ايراني و عالمان دين معرفي مي‏شوند.

1. آشنايي با سيره معصومان عليهم‏السلام در وقف
پيشوايان معصوم عليهم‏السلام با گفتار و رفتارشان، وقف را حمايت و تشويق كرده‏اند. هر كدام از اين بزرگان به تناسب موقعيت‏شان، صدقه‏ها و موقوفه‏هايي داشته‏اند كه برخي از آنها در متون اسلامي آمده است. در اين گفتار، شماري از آنها را نام مي‏بريم.

الف) حضرت محمد صلي‏الله‏عليه‏و‏آله
حضرت محمد صلي‏الله‏عليه‏و‏آله نخستين بار در اسلام، زيبايي وقف را به تصوير كشيد.1 آن حضرت با بيان اهميت و ارزش وقف، مسلمانان را به اجراي اين سنت نيك تشويق كرد. از آن حضرت است كه فرمود:

هرگاه مؤمن بميرد، عمل او به جز سه مورد قطع مي‏شود: صدقه جاريه (وقف)؛ علمي كه از آن سود برده مي‏شود و فرزند صالحي كه برايش دعا مي‏كند.2

برخي موقوفه‏هاي پيامبر اكرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله عبارتند از:

يك ـ بوستان‏هاي هفت‏گانه به نام: العواف، الدلال، البرقه، الميثب يا المبيت، الحسني، الصافيه و مشربه ام ابراهيم كه پيامبر آنها را در سال هفتم هجرت بر حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام وقف كرد. اميرالمؤمنين علي عليه‏السلام و تني چند از صحابه، بر وقف بودن آنها به حضرت زهرا عليهاالسلام گواهي داده‏اند.

اگر مسجد قبا و مسجد النبي كه به دست مبارك پيامبر خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله تأسيس شده‏اند، از موقوفه‏هاي حضرت به شمار نيايند، اين بوستان‏هاي هفت‏گانه نخستين موقوفه‏ها در اسلامند. به هر حال، نخستين واقف در اسلام، رسول اكرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آلهاست. آن حضرت از درآمد اين باغ‏ها به مهمانان خود انفاق مي‏كرد.3

دو ـ قطعه زميني كه پيامبر اسلام صلي‏الله‏عليه‏و‏آله، در راه‏ماندگان را بهره‏مندان از منافع آن قرار داد؛

سه ـ سه قلعه در خيبر به نام‏هاي كَتيبه، وطيع و سلالم؛

چهار ـ مكاني در بازار مدينه به نام مَهزور كه پيامبر آن را بر مسلمانان وقف كرد؛4

پنج ـ نخلستاني در قبا به نام بويره كه پيامبر آن را بر فقيران وقف كرد؛5

شش ـ ثلث (31 ) زمين وادي القري.6

با بررسي موارد مصرف درآمدهاي موقوفه‏هاي رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله و بهره‏مندان از آنها به نظر مي‏رسد مهم‏ترين انگيزه پيامبر از وقفِ دارايي‏ها و املاك خويش، فقرزدايي از جامعه اسلامي بوده است.
1. وقف در فقه اسلامى، ص 422؛ وقف از ديدگاه حقوق و قوانين، ص 18.
2. بحارالانوار، ج 2، ص 22 ؛ مستدرك الوسائل، ج 12، ص 230.
3. نك: من لايحضره الفقيه، ج 4، صص 180 و 181؛ فروع كافى، ج 7، صص 47 و 48؛ وسائل الشيعه، ج13، ص 311.
4. وقف در فقه اسلامى، ص 59 ؛ نگاهى به وقف و آثار اقتصادى ـ اجتماعى آن، صص 55 ـ 58.
5. همان، ص 57.
6. وقف در فقه اسلامى، ص 59.


ب) امام علي عليه‏السلام
سيره اميرالمؤمنين، امام علي عليه‏السلام در زمينه وقف، از چند جنبه مهم است:

يك ـ تعداد فراوان موقوفه‏ها
بنابر يادداشت‏هاي تاريخي، امام علي عليه‏السلام از نظر شمار موقوفه‏ها، بيشترين موقوفه‏ها را دارد1 و كسي به اندازه آن حضرت موقوفه ندارد. از آن حضرت نقل شده است كه فرمود: «... امروز اگر صدقه‏ام را بر بني‏هاشم تقسيم كنم، به همه آنها مي‏رسد».2

امام علي عليه‏السلام افزون بر آنكه در طول عمر بابركت خويش در شهرهاي گوناگون، موقوفه‏هاي بسياري از خود به يادگار نهاد، در پايان عمر نيز همه باغ‏ها، مزرعه‏ها، و املاك خود را براي خويشاوندان، فقيران و حاجيان خانه خدا وقف كرد. ايشان براي فرزندان خود ارثي باقي نگذاشت؛ مگر چند خادم و چند صد درهم.3
1. نگاهى به وقف و آثار اقتصادى ـ اجتماعى آن، ص 59.
2. بحارالانوار، ج 41، ص 43.
3. نگاهى به وقف و آثار اقتصادى ـ اجتماعى آن، صص 60 و 61، برگرفته از: شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج 5، ص 146.

دوـ وقف‏نامه‏ها
چندين وقف‏نامه از اميرالمؤمنين علي عليه‏السلام به يادگار مانده است. اين وقف‏نامه‏ها به برخي احكام شرعي، نكته‏هاي عرفاني، اعتقادي و اخلاقي آراسته شده‏اند.

نام برخي موقوفه‏هاي امام علي عليه‏السلام كه در كتاب‏هاي حديثي آمده، به شرح زير است:

اول ـ اُذَيْنَة: نام يكي از وادي‏هاي قَبَلِيَّة در اطراف مدينه است كه املاك و بردگان آنجا وقف و صدقه‏اند.1

دوم ـ البُغَيْبِغَة: چاهي در نزديكي رشاء در اطراف مدينه كه بر مسكينان و مسافراني كه خرجي راه ندارند و نيازمندان نزديك، وقف شده است.

سوم ـ البَيْضاء: صحرايي با چندين مزرعه و باغ كه در حرَّةَ الرَّجلا واقع است.

چهارم ـ خانه‏اي در مدينه: اين خانه، در محله بني زُرَيق در شهر مدينه قرار دارد و امام آن را وقف كرد تا خاله‏هايش و فرزندان آنها در آن ساكن باشند وپس از آنها، براي مسلمانان نيازمند بماند.2

پنجم ـ خانه و زميني در مصر: امام، آنها را براي فرزندانش وقف كرد.3

ششم ـ ذاتُ كُمات: مكاني با چهار چاه به نام‏هاي معيد، قعين، رعوان، ذوات العشراء كه در حَرَّةَ الرّجلا واقع است.4

هفتم ـ رعيه: صحرايي در نزديكي فدك كه داراي نخل‏ها و اندكي آب است كه آبشارگونه از كوه ريزش مي‏كند.5

هشتم ـ فَقيرَين: نام دو مكان در اطراف مدينه است كه پيامبر گرامي اسلام صلي‏الله‏عليه‏و‏آله آنها را به اميرالمؤمنين علي عليه‏السلام بخشيده بود. فقيريَن، به معناي چاه يا گودالي است كه براي كاشتن نخل فراهم مي‏شود. امروزه فقيرين زمين‏هاي حاصل‏خيز معروفي هستند كه به زبان محلي «اَلْفُقَير» ناميده مي‏شوند. البته اين عنوان در برخي از نسخه‏هاي موجود از وقف‏نامه اميرالمؤمنين، علي عليه‏السلام «فَقيرين» و در برخي ديگر «القصيره» آمده است.6

نهم ـ القُصَيْبَه: زمين يا باغي كه در نزديكي فدك است.7

دهم و يازدهم ـ مزرعه‏هاي ابي‏نيزر و بغيبغه: امام علي عليه‏السلام آنها را بر فقيران مدينه و در راه‏ماندگان وقف كرد.8

دوازدهم ـ وادي القري: نام صحراي پهناوري ميان مدينه و شام (سوريه) است كه روستاهاي بسياري دارد. امام علي عليه‏السلامهمه دارايي و املاك خود در وادي القري را بر فرزندان حضرت زهرا عليهاالسلام وقف كرد. چشمه‏هاي موات و حسن نيز از جمله موقوفه‏هاي آن بزرگوار در وادي القري است.9

سيزدهم ـ يَنْبُع: دهي نزديك كوه رضوي است كه در هفت منزلي مدينه قرار دارد. اين ده، داراي زميني حاصل‏خيز و چشمه‏هاي پر آب و گواراست. برخي تاريخ‏نگاران، شمار چشمه‏هاي آنجا را صد و هفتاد چشمه نگاشته‏اند.

از عمار ياسر نقل شده است كه پيامبر، زميني را از ذي العشيره در يَنْبُع به امام علي عليه‏السلام بخشيد و او در آنجا ملكي ديگر خريد و در مجموع چند چشمه در آنجا داشت كه همه را وقف كرد. اين مِلك، در وقف‏نامه امام آمده است، البته با قيد «هر چه در اطراف آن است» و نيز «صدقه بودن بردگاني كه در آنجا مشغول بودند؛ جز سه تن از آنان به نام‏هاي رباح و ابونيزر و جُبير» كه امام علي عليه‏السلام دستور آزادي آنان را صادر كرده بود.

برخي تاريخ‏نگاران، موقوفه‏هاي اميرالمؤمنين علي عليه‏السلامرا در ينبع، صد چشمه آب دانسته‏اند كه امام آنها را بر حاجيان خانه خدا وقف كرده بود. برخي از چشمه‏هاي ينبع عبارت بودند از: عين البحير، عين ابي نيزر، خيف اراك، خيف ليلي و خيف بسطاس كه سه چشمه اخير را بُغَيْبِغات مي‏نامند.10

از امام صادق عليه‏السلام نقل شده است كه فرمود:

وقتي رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله، زمين‏هاي «في‏ء» را تقسيم مي‏كرد، زميني هم به علي عليه‏السلامرسيد. وي در آن زمين، چشمه‏اي حفر كرد كه آب آن همانند گردن شتر به طرف آسمان فواره مي‏كرد. ازاين‏رو، آن چشمه را «ينبع» ناميد. در آن هنگام، شخصي خواست او را بشارت دهد كه امام فرمود: وارث را بشارت بده. اين چشمه، صدقه‏اي قطعي براي حاجيان خانه خدا و رهگذران در راه خداست؛ فروخته نمي‏شود و هبه (هديه) داده نمي‏شود و ارث برده نمي‏شود. پس هركس آن را بفروشد يا هديه دهد، لعنت خدا و ملايكه و همه مردم بر او باد و خدا هيچ عملي را از او قبول نكند.11

همچنين چندين غلام، زمين، صحرا و چاه‏هاي زيادي در راه مكه و كوفه و نيز مسجد فتح در مدينه، مسجدي در مقابل قبر حمزه، مسجدي در ميقات، مسجدي در كوفه، مسجدي در بصره و مسجدي در آبادان12 از ديگر موقوفه‏هاي حضرت است.
1. مقاله «موقوفات اميرالمؤمنين عليه‏السلام»، مجله وقف، ميراث جاويدان، ش 8، ص 80.
2. من لايحضره الفقيه، ج 4، ص 183؛ وسائل الشيعه، ج 13، ص 304.
3. نگاهى به وقف و آثار اقتصادى ـ اجتماعى آن، ص 61 .
4. مقاله «موقوفات اميرالمؤمنين عليه‏السلام»، مجله وقف، ميراث جاودان، ش 8، ص 81.
5. همان.
6. همان؛ فروع كافى، ج 7، ص 49؛ وسائل الشيعه، ج 13، ص 312؛ بحارالانوار، ج 41، صص 40 و 41.
7. نگاهى به وقف و آثار اقتصادى ـ اجتماعى آن، ص 61 ؛ سيد احمد اشكورى، مقاله «موقوفات اميرالمؤمنين عليه‏السلام»، مجله وقف، ميراث جاويدان، ش 8، ص 81.
8. نگاهى به وقف و آثار اقتصادى ـ اجتماعى آن، ص 144 ؛ وقف از ديدگاه حقوق و قوانين، ص 18.
9. همان؛ فروع كافى، ج 7، ص 49؛ وسائل الشيعه، ج 13، ص 312؛ بحارالانوار، ج 41، صص 40 و 41.
10. فروع كافى، ج 7، ص 49؛ وسائل الشيعه، ج 13، ص 312، مجله وقف، ميراث جاويدان، ش 8، ص 81.
11. وسائل الشيعه، ج 13، ص 303 ؛ تهذيب الاحكام، ج 9، ص 148.
12. بحارالانوار، ج 41، صص 32، 40 و 41؛ تهذيب الاحكام، ج 9، صص 146 و 147.

ج) حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام
حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام در وصيت‏نامه‏اي، باغ‏هاي هفت‏گانه‏اي را كه پيامبر اكرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله بر او وقف كرده بود، پس از خود به اميرالمؤمنين علي عليه‏السلامو سپس بر فرزندان خويش يكي پس از ديگري وقف كرد.

ابوبصير از امام محمد باقر عليه‏السلام درباره اوقاف حضرت زهرا عليهاالسلام، حديث زير را نقل كرده است: ابوجعفر عليه‏السلام فرمود: «آيا وصيت فاطمه عليهاالسلام را برايت نگويم؟» گفتم: بلي [بفرماييد]. آن‏گاه امام بسته‏اي را درآورد و از داخل آن نوشته‏اي بيرون آورد و آن را خواند:

«بسم الله الرحمن الرحيم»

اين چيزي است كه فاطمه دختر محمد صلي‏الله‏عليه‏و‏آله به آن وصيت كرد. او وصيت كرد كه باغ‏هاي هفت‏گانه‏اش: عوام، دلال، بُرقه، ميثب، حُسني، صافيه و مَشْرَبه ام ابراهيم به علي بن ابي‏طالب برسد و پس از درگذشت او، به حسن و پس از او به حسين و پس از او به بزرگ‏ترين فرزندم برسد. بر اين وصيت‏نامه، خدا و مقداد بن اسود و زبير بن عوام گواه شدند و علي بن ابي‏طالب آن را نوشت.1

از امام صادق عليه‏السلام نيز روايت شده كه فرمود: «فاطمه، صدقه‏اش را براي بني‏هاشم و بني‏المطلب قرار داد.»2 بنابراين، حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام نيز موقوفه‏هايي براي خويشاوندان خويش به يادگار نهاده است تا آنان از نظر اقتصادي تأمين باشند.
1. من لايحضره الفقيه، ج 4، ص 180، ح 13؛ فروع كافى، ج 7، ص 48، ح5؛ تهذيب الاحكام، ج 9، ص 144، ح 50 .
2. فروع كافى: ج 7، ص 48، ح 4 ؛ وسائل الشيعه، ج 13، ص 294، ح 8 .

د) ديگر امامان عليهم‏السلام
امامان معصوم عليهم‏السلام به تناسب شرايط و موقعيتشان، صدقه‏ها و موقوفه‏هايي داشته‏اند كه برخي از آنها در تاريخ ثبت شده است. امام حسن عليه‏السلام و امام حسين عليه‏السلام، باغ‏هاي خود را كه اكنون در نخاوله ـ محله شيعه‏نشين مدينه ـ به نام‏هاي باغ صبا و باغ مرجان معروفند، وقف كرده‏اند. البته برخي تاريخ‏نويسان، اين باغ‏ها را از موقوفه‏هاي امام سجاد عليه‏السلامبرشمرده‏اند.1

امام حسين عليه‏السلام، نواحي قبر شريف خود را از اهل نينوا و غاضريه به شصت هزار درهم خريد و آنها را بر اهالي آنجا وقف كرد.2 آن بزرگوار، زمين، خانه و چيزهاي ديگري نيز وقف كرده است.3 همچنين امام محمدباقر عليه‏السلامو امام صادق عليه‏السلام موقوفه‏هايي در مدينه داشته‏اند.4

از امام كاظم عليه‏السلام نيز وقف‏نامه‏اي به يادگار مانده است كه نشان‏دهنده ويژگي‏هاي موقوفه اوست. اين موقوفه، زميني بزرگ با نخل‏ها، قنات‏ها، جوي‏هاي آب و مرغزارها بوده است. امام، انگيزه خويش را از وقف زمينش، خشنودي خداوند متعال وسعادت در سراي آخرت ياد كرده است.5

به هر حال، امامان معصوم عليهم‏السلام با گفتار و رفتارشان بر ارزش و اعتبار وقف افزوده و همواره سنت نيك وقف كردن را ستوده‏اند.
1. تاريخچه وقف در اسلام، ص 5 ؛ نگاهى به وقف و آثار اقتصادى ـ اجتماعى آن، صص 59 ـ 65 ؛ سيد مهدى بزرگى، مقاله «راه‏هاى ترويج فرهنگ وقف»، مجله وقف، ميراث جاويدان، ش 30، ص 109.
2. «وقف‏نامه آيت الله جوادى آملى»، مجله وقف، ميراث جاويدان، ش 14، ص 7.
3. نگاهى به وقف و آثار اقتصادى ـ اجتماعى آن، ص 65 ؛ مستدرك الوسائل، ج 2، ص 511.
4. مقاله «راه‏هاى ترويج فرهنگ وقف»، مجله وقف، ميراث جاويدان، ش 30، ص 109؛ وسائل الشيعه، ج 13، ص 294 ؛ بحارالانوار، ج 48، ص 281.
5. من لايحضره الفقيه، ج 4، صص 184 و 185، ح 28؛ فروع كافى، ج 7، صص 53 و 54، ح 8؛ وسائل الشيعه، ج 13، صص 314 و 315، ح 5؛ تهذيب الاحكام، ج 9، ص 149، ح 57؛ بحارالانوار، ج 48، ص 281، ح 2


2. آشنايي با برخي واقفان بزرگ ايران
هنگام سير و سياحت يا زيارت در شهرهاي ايران اسلامي، به ساختمان‏هاي مذهبي يا عمومي با تابلوها يا كتيبه‏هاي بزرگ و كوچك برخورد مي‏كنيم. برخي از اين كتيبه‏هاي فيروزه‏اي رنگ زيبا و قديمي، كوله‏باري از سنت‏هاي نيكو و فرهنگ نسل‏هاي پيشين را بر دوش مي‏كشند. اكنون مي‏كوشيم برخي واقفان بزرگ ايران را معرفي كنيم.


الف) خواجه رشيدالدين فضل الله همداني
خواجه رشيدالدين فضل اللّه‏ همداني (648 ـ 718 ه .ق) دانشمند، طبيب، تاريخ‏نگار و سياست‏مدار مسلمان، پسر ابوالخير همداني بود كه در سال 648 ه .ق، در خانواده‏اي ثروتمند و بانفوذ در همدان زاده شد. وي نخست به عنوان طبيب به دربار آباقاخان ايلخان پيوست و در سال 697 ه .ق، به مقام وزيري غازان خان رسيد. او به مدت 21 سال مقام وزيري غازان‏خان و بعد سلطان محمد خدابنده، برادر و جانشين غازان‏خان و سپس ابوسعيد بهادر، پسر و جانشين محمد خدابنده را برعهده داشت. سرانجام سلطان ابوسعيد با اثرپذيري از توطئه دشمنان، دستور داد خواجه رشيدالدين را در سال 718 ه .ق، در هفتاد سالگي به همراه پسر شانزده ساله‏اش، ابراهيم به قتل برسانند.

با قتل خواجه رشيدالدين، دارايي‏هاي او حتي بزرگ‏ترين موقوفه‏اش، ربع رشيدي در تبريز تاراج شد و حكومت، املاك وي و فرزندانش را مصادره كرد. خواجه رشيدالدين داراي آثار و نوشته‏هاي بسيار و موقوفه‏هاي فراوان بوده است.1

برخي موقوفه‏هاي خواجه رشيد الدين عبارتند از:

يك ـ ربع رشيدي: خواجه رشيدالدين فضل‏الله همداني از زمان سلطنت غازان‏خان تا پايان عمر، در دامنه كوه سرخاب تبريز، سلسله بناهاي زيبايي ساخته و آنها را وقف كرده بود. اين موقوفه، به «ربع رشيدي» مشهور شده بود. مجتمع بزرگ ربع رشيدي به شكل شهرستاني فرهنگي ـ آموزشي نمود يافته بود. مسجدها، مدرسه‏هاي گوناگون، كتاب‏خانه‏ها، دانشكده‏هاي پزشكي، بيمارستان‏ها، داروخانه‏ها، خانه‏هاي مسكوني، كارخانه‏هاي كاغذسازي، پارچه‏بافي و دارالضرب، محله‏هاي صالحيه، باغ‏ها، بازارها، كاروان‏سراها، حمام‏ها، مكان‏هاي رفاهي، فرهنگي و اقتصادي، قنات‏ها، خيابان‏ها، كوچه‏ها، حصارها، برج و باروها و دروازه‏هاي متعدد جزو اين موقوفه بزرگ بود.

اين شهرستان فرهنگي، مجموعه‏اي از كاركردهاي ديني، آموزشي، فرهنگي، طبي، مسكوني، كشاورزي، ارتباطي، اقتصادي، امنيتي و استحفاظي، دفاعي و رفاهي سنت وقف را با عنوان «ابواب البر رشيدي» به نمايش گذاشته بود.

نكته مهم اين است كه اساس اين موقوفه بزرگ بر محور آموزش علوم گوناگون مي‏چرخيد. گويا انگيزه دنيوي خواجه رشيدالدين، همان دانش‏دوستي و علاقه وي به علم و عالمان بوده است.

متأسفانه پس از قتل خواجه رشيدالدين، همه آن گنجينه‏هاي ارزشمند، دستخوش جهل و خشونت شد و مجتمع ربع رشيدي به غارت رفت و بقاياي آن به آتش كشيده شد. اكنون ويرانه‏هاي ربع رشيدي در انتهاي محله ششكان تبريز كه به محله باغميشه وليان كوه (بيلان كوه) مي‏رسد، در سمت چپ دامنه كوه سرخاب قرار دارد.2

نسخه اصلي وقف‏نامه ربع رشيدي كه با خط خواجه رشيد الدين فضل‏اللّه‏ همداني نوشته شده و از وقف‏نامه‏هاي مهم قرن هفتم ايران است، اكنون در كتاب‏خانه ملي تبريز نگه‏داري مي‏شود.3 اين وقف‏نامه به كوشش مجتبي مينوي و ايرج افشار و سرمايه انجمن آثار ملي در سال 1356 ه .ش، در تهران چاپ شده است.4

دو ـ 564 موقوفه در يزد و اطراف آن؛

سه ـ 329 موقوفه در تبريز و نواحي آن؛5

چهار ـ ديگر موقوفه‏ها: خواجه رشيدالدين فضل اللّه‏ همداني در شهرهاي آذربايجان، اصفهان، شيراز، مراغه، موصل و در روستاهاي رشيد آباد و فتح آباد و... نيز موقوفه‏هايي داشته است.6
1. نك: مقدمه‏اى بر فرهنگ وقف، ص 67؛ مصطفى مؤمنى، مقاله «جغرافياى جهان‏بينى وقف‏نامه ربع رشيدى»، مجله وقف، ميراث جاويدان، ش 3، صص 36 و 37؛ سيد حسين اميديانى، مقاله «ربع رشيدى»، مجله وقف، ميراث جاويدان، ش 27، صص 50 ـ 62.
2. نك: مصطفى مؤمنى، مقاله «شهرستان رشيدى»، مجله وقف، ميراث جاويدان، ش 4، صص 52 ـ 57؛ مقاله «ربع رشيدى»، مجله وقف، ميراث جاويدان، ش 27، صص 50 ـ 66؛ وقف در فقه اسلامى، ص 426؛ مقدمه‏اى بر فرهنگ وقف، ص 67؛ نگاهى به وقف و آثار اقتصادى ـ اجتماعى آن، ص 152.
3. مقاله «ربع رشيدى»، مجله وقف، ميراث جاويدان، ش 27، ص 55.
4. مقدمه‏اى بر فرهنگ وقف، ص 67.
5. وقف در فقه اسلامى، ص 436.
6. همان؛ «ربع رشيدى»، مجله وقف، ميراث جاويدان، ش 27، صص 50 - 66.

ب) حاج شفيع ابريشمي زنجاني
حاج شفيع ابريشمي زنجاني در سال 1328 ه .ق، ده عدد از روستاهاي مِلكي خود در زنجان را وقف كرد. وي در وقف‏نامه‏اش، محل مصرف درآمد آن روستاها را پس از آباداني آنها، چنين تعيين كرده است:

يك ـ افزون بر قنات‏هاي موجود در شهر زنجان، يك رشته قنات براي مصرف شهر بسازند كه آب آن لوله‏كشي و تقسيم شود.

دو ـ در هر نقطه‏اي از شهر زنجان كه صلاح بدانند، بيمارستاني به گنجايش ده تخت‏خواب با همه هزينه‏هاي پزشكي تأسيس كنند.

سه ـ در ده‏هاي وقفي، دبستاني احداث كنند تا كودكان به تحصيل درس‏هاي ابتدايي و قرآن كريم مشغول شوند.

چهار ـ ساختمان نيمه تمام حمام روستاي زرزر را تكميل كنند.

پنج ـ بر روي رودخانه ده دولجين كه معبر عمومي است، پلي بسازند.

شش ـ همه ساله در ايام رمضان و محرم در همه ده‏هاي وقفي او اطعام كنند.

هفت ـ هر سال در ايام عيد نوروز، پنجاه دست لباس دخترانه و پنجاه دست لباس پسرانه به افراد يتيم و بي‏بضاعت هديه كنند. همچنين به صد خانوار [مستحق و آبرومند] مبلغي نقدي بپردازند.1
1. نك: تاريخچه وقف، صص 9 و 10؛ وقف در ايران، ص 55.

ج) حاج محمد تقي اتفاق تهراني
حاج محمد تقي اتفاق، فرزند حاج كريم در سال 1325 ه .ق، در تهران زاده شد. وي از هشت سالگي به بازار رفت، ولي به دليل گرايش دروني به علم و علماي دين، از درس و مدرسه نيز غافل نماند و برخي كتاب‏هاي حوزوي را نزد استادان آموخت. او در طول عمر بابركت خود كه نزديك به يك قرن بود، دوستي نزديك و پيوسته‏اي با عالمان مشهور داشت. به دليل همين كشش دروني، سرمايه زندگاني خويش را جز در راه خير و صلاح خرج نكرد.

از مهم‏ترين آثار خيريه وي، بناي مدرسه‏اي در نجف اشرف به نام «جامعة النجف» ـ از مدرسه‏هاي حوزوي اين شهر ـ است. اين مدرسه، ساختماني چهار طبقه است كه سيزده هزار متر زيربنا دارد. زمين آن در اطراف نجف بود و از مركز شهر فاصله داشت. به دليل دوري اين مدرسه از مركز شهر و كمي امكانات، ساخت آن، به سختي پيش رفت، به‏گونه‏اي كه اگر اراده وافي و توفيق پروردگار و پشتيباني عالمان بزرگ نجف نبود، آن مكان به چنين سرانجام نيكويي نمي‏رسيد.

خود واقف گفته است: «در ميان كار، عده‏اي قصد سنگ‏اندازي و دل‏سرد كردن مرا داشتند، اما علماي اعلام و روحانيون طراز اول نجف با نوشتن نامه و فرستادن پيغام، من را در اين امر قوت قلب بخشيدند.» وي دست‏خط برخي از اين بزرگان از جمله آيت الله سيدمحسن حكيم، آيت الله شاهرودي، آيت الله خويي، آيت الله صدر بادكوبه‏اي، آيت الله محمد باقر زنجاني، آيت الله عبدالكريم زنجاني، آيت الله محمد جواد طباطبايي و آيت الله علي موسوي حلي رحمه‏اللهرا نزد خود به يادگار نگه داشته بود.

از ديگر خدمات حاج محمد تقي اتفاق تهراني، سفارش ساخت دَرِ طلاي حرم مطهر حضرت علي عليه‏السلام است. صنعتگران و هنرمندان اصفهان به مدت دو سال با ذوق و هنر مثال‏زدني كوشيدند تا اين دُرِّ گران‏بهاي معنوي، با آبرومندي و عزت بر ورودي مرقد مبارك اميرالمؤمنين، امام علي عليه‏السلام قامت آرايد. همچنين دَرِ طلاي حرم مطهر سالار شهيدان، امام حسين عليه‏السلام با همت و هزينه آن واقف بزرگ ساخته و نصب شده است.

بناي بيمارستان جاويد در تهران، مسجد امام‏زاده زيد در بازار تهران، همچنين كمك‏هاي مادي و معنوي بسيار به برخي بيمارستان‏هاي ايران و دستگيري از گرفتاران و درماندگان، از ديگر كارهاي نيك اوست.

حاج محمد تقي اتفاق تهراني به دليل علاقه‏اي كه به كتاب‏هاي حديثي داشت، اوقات فراغت خود را به جمع‏آوري آيات، دعاها و احاديثي در موضوع‏هاي مختلف مي‏گذراند. وي از اين رهگذر، چندين مجموعه حديث و دعا فراهم آورد كه كتاب ارزشمند جواهر الكلمات و نيز كتاب كوچك طريق الجنان از آن جمله است. كتاب ديگر او حقيقة الايمان و فضيلة الانسان است كه 450 حديث از پيامبر اسلام صلي‏الله‏عليه‏و‏آله و امامان معصوم عليهم‏السلام را دربر دارد.1
1. نك: مقاله «آشنايى با واقفان بزرگ»، مجله وقف، ميراث جاويدان، ش 9، صص 1، 55 ـ 59.

د) سردار فيروزكوهي
ميرزا سيد كريم‏خان فيروزكوهي فرزند امير محمد حسين‏خان ثاني (سردار بزرگ محمد شاه و فاتح هرات) از مردان عصر ناصري است. وي آموزش‏هاي نظامي خود را در مدرسه سِن سير فرانسه گذراند و پس از بازگشت، ناصرالدين شاه، وزارت قورخانه را به وي واگذار كرد.

سامان‏بخشي مدرسه ناصري كه بعدها به دبيرستان نظام معروف شد، از كارهاي نيك او در اين دوران است. او در اين مقام، افزون بر تدريس، به ترجمه و نگارش كتاب‏هاي بسياري در زمينه قوانين نظام بلژيك، اتريش و فرانسه به نام قوانين عسكريه در فنون مختلف پياده‏نظام و توپ‏خانه پرداخت و بارها با دريافت نشان علمي از برخي كشورهاي اروپايي، از او تجليل شد.

در هجدهم ذي‏حجه سال 1316 ه .ق، سردار فيروزكوهي، مدرسه‏اي فني و حرفه‏اي براي افراد بي‏سرپرست و كم‏توان به نام مدرسه خيريه ايتام بنا كرد. اين مدرسه، پنجمين مدرسه‏اي بود كه به روش جديد در ايران ساخته شد. واقف، امور مالي مدرسه را از وقف بهترين املاك و مستغلات خويش در تهران، شميران، دماوند و مازندران تأمين كرد.

پس از تأسيس اين مدرسه، مظفرالدين شاه قاجار از آن بازديد كرد و رضايت خود را با اهداي معدن زغال سنگ گاجره، براي تأمين سوخت مدرسه نشان داد كه آن هم در رديف املاك موقوفه در آمد. اين مدرسه در خيابان شيخ هادي تهران واقع بود و بيش از پنج هزار متر مربع مساحت داشت و داراي ساختمان‏هاي متعدد از جمله آشپزخانه، آبدارخانه، خوابگاه اطفال و پرستاران و زمين ورزش همراه با وسايل ورزشي و نيز كارگاه صنعتي براي آموزش حرفه‏هاي مختلف از جمله نجاري، بافندگي و آهنگري بود.

روش اداره اين موقوفه، نشان دورانديشي و درست‏انديشي سردار بود؛ زيرا به جاي كمك مالي پيوسته به كودكان بي‏سرپرست، به آنها فن و دانش مي‏آموخت تا بعدها خودشان در جامعه، افراد مفيدي باشند. شاگردان اين مدرسه در كنار آموزش دانش‏هاي نظري، به فراگيري صنايع فني نيز مي‏پرداختند و علم و صنعت را با هم فرامي‏گرفتند. در اين مدرسه نزديك به شصت نفر از كودكان يتيم و تهي‏دست، به طور شبانه‏روزي نگه‏داري مي‏شدند و از هر جهت، از جمله خوراك، پوشاك و شهريه از آنها پذيرايي مي‏شد. بسياري از دانش‏آموختگان اين مدرسه، بعدها جزو دانشمندان و اديبان بزرگ ايران شدند. برابر وقف‏نامه، كودكان بدون پدر و مادر يا بدون يكي از والدين و نيازمند، در اين مدرسه پذيرفته مي‏شدند.

وقف‏نامه سردار فيروزكوهي با مُهر و امضاي مجتهدان بزرگي از جمله شيخ فضل الله نوري، ميرزا حسن آشتياني، شيخ هادي مجتهد و سيد عبدالله موسوي بهبهاني رحمه‏الله تأييد شده است. اكنون بنياد موقوفه‏هاي سردار فيروزكوهي با بنايي جديد در دو سوي خيابان ولي‏عصر تهران قرار دارد. البته كتاب‏خانه كوچكي نيز در نزديكي خيابان شيخ هادي قرار دارد كه جزو اين موقوفه‏هاست و در واقع، آرامگاه سردار فيروزكوهي و برادرزاده اوست.

آموزشگاه فني و حرفه‏اي ديگري نيز در خيابان ولي‏عصر قرار دارد كه بخش ديگري از اين موقوفه‏ها به شمار مي‏آيد. اين آموزشگاه با مديريت چهار متولي، بر اساس نيازهاي جامعه و استقبال جوانان، به آموزش رشته‏هاي فني، رايانه، نقشه‏كشي صنعتي و ساختماني و رشته اتومكانيك مي‏پردازد. اين آموزشگاه كه با نظارت وزارت كار اداره مي‏شود، سالانه در چند دوره تخصصي كوتاه‏مدت به داوطلبان آموزش مي‏دهد.

با تجديد بناي ساختمان‏ها و املاك موقوفه و با ايجاد بخش‏هاي تجاري در طبقه‏هاي همكف آن، درآمد موقوفه افزايش يافته است و هزينه دانش‏آموزان به صورت رايگان تأمين مي‏شود. همچنين كارگاه‏هايي بزرگ و به‏روز در اين بنا ايجاد شده است كه همه اين كارگاه‏ها با حضور استاداني از وزارت كار و پرداخت حق‏التدريس آنان از محل درآمد موقوفه‏ها، هميشه پويا هستند.1
1. مجله وقف، ميراث جاويدان، ش 11 و 12، صص 120ـ 125 .

ه) سردار امام قلي خان و پدرش، الله وردي خان
امام قلي‏خان، اين سپهدار نام‏آور عهد صفوي كه هزاران جنگجوي دلاور زير فرمان داشت، پيش از آنكه يك فرمانده جنگي باشد، انساني با مروت و وارسته بود. فرهنگ‏باوري، دين‏مداري و هنردوستي‏اش، از وي سرداري ممتاز ساخته بود و اين همه را از پدري به ارث داشت كه جزو نيكان روزگارش بود.

سي و سه پل اصفهان (پل الله وردي‏خان)، قيصريه لار، مدرسه خان شيراز، رواق و گنبد الله وردي خان در حرم مطهر امام رضا عليه‏السلاماز جمله خلاقيت‏هاي فرهنگي و هنري اوست. صدها كاروان‏سرا، پل و مدرسه ديگر نيز نتيجه ذوق و اهتمام تحسين برانگيز اين دو بزرگوار است.

مهم‏ترين جنبه شخصيتي امام قلي‏خان را بايد باورهاي مذهبي و انديشه فرهنگي وي دانست. او در سال 1024 ه .ق، مدرسه خان را تكميل كرد و در مدت بيست سال، لحظه‏اي از تلاش براي گسترش دانش دست برنداشت. او با درك صحيح از سنت حسنه وقف و كاربرد آن، نام خود را به عنوان يكي از واقفان موفق تاريخ ايران به يادگار گذاشت.

امام قلي‏خان پس از تكميل مدرسه‏خان شيراز، به فراهم آوردن امكانات مورد نياز براي تربيت و آموزش جوانان و تأمين زندگي آنان و استادان مدرسه پرداخت. ايجاد كتاب‏خانه‏اي غني در كنار مدرسه خان و حتي فرستادن خوش‏نويس به كشور هند براي رونويسي (استنساخ) از كتاب‏هاي ناياب كتاب‏خانه‏هاي آنجا، از ديگر تلاش‏هاي او در اين راستا بود. او بهترين املاك، آبادي‏ها و رقبات خود را به مدرسه‏خان، براي فراگيري علوم و معيشت طلاب و دانشمندان وقف كرد.

ايجاد و تعمير بناهاي مذهبي، فرهنگي و اجتماعي، تعمير مسجد جامع عتيق شيراز، ساخت مسجد شاه در شيراز، ايجاد بقعه‏هاي مذهبي هفده‏تنان و ناصربن‏علي در شهر گلپايگان (1032 ه .ق) ايجاد دارالشفايي در شيراز، ساخت بناي امام‏زاده سيد نورالدين در سپيدان فارس و وقف موقوفه‏هايي بر آن، ساخت كاروان‏سراها، راه‏ها، پل‏ها، قيصريه و بازار در شيراز و قيصريه و مسجد جامع لار از ديگر كارهاي ارزنده امام قلي‏خان است. اين خدمات ماندگار، از او شخصيتي ممتاز در عرصه‏هاي فرهنگي و اجتماعي ساخت.

با شهادت امام قلي‏خان در سال 1042 ه .ق، غاصبان و زورمداران، اين موقوفه‏ها را به يغما بردند. اكنون جز مدرسه‏خان، حتي يك نمونه از موقوفه‏هاي فراوان اين مدرسه در تصرف اداره اوقاف نيست و تلاش متوليان موقوفه‏ها تاكنون نتيجه‏اي نداشته است.

امام قلي‏خان كه پيش از مقام سپهسالاري نيز ثروت فراواني داشت، پس از رسيدن به آن مقام، ثروتش را در راه آباداني مناطق مختلف حكومت خويش به ويژه فارس، نشر دانش، ايجاد صنايع و تشويق دانشمندان، خوش‏نويسان، شاعران، معماران و صنعتگران صرف كرد. وقف بهترين املاك، آبادي‏ها و رقبات او در حمايت از عالمان و طالبان علم، پرداخت هزينه زندگي استادان و گسترش علوم ديني، حفظ بناي مدرسه خان و توجه به ساكنان و عالمان مقيم مشاهد مشرّفه را مي‏توان از ارزشمندترين كارهاي نيك او برشمرد.1
1. همان، ش 14، صص 25 ـ 39.

و) حاج محمد نمازي
لوله‏كشي و تصفيه آب شهر شيراز و مجموعه بهداشتي، درماني و آموزشي بيمارستان نمازي در شيراز، از موقوفه‏هاي حاج محمد نمازي به شمار مي‏روند.

حاج محمد نمازي فرزند حاج محمد حسن نمازي ـ تاجر شيرازي ـ در سال 1275 زاده شد. دوران كودكي را در هند و چين گذراند و سال‏هاي جواني را در شيراز و تهران سپري كرد. در سال 1303، به قصد سياحت به امريكا رفت و مدتي طولاني در آنجا اقامت گزيد. پس از موفقيت در فعاليت‏هاي اقتصادي در سال 1323، به ايران بازگشت و بنا به عهدي كه با خود كرده بود، بخشي از درآمدش را صرف امور خيريه كرد.

نيت اوليه وي ايجاد مجتمع بهداشتي و درماني بود، ولي با ديدن وضعيت نامناسب آب آشاميدني شيراز، تصميم گرفت افزون بر ساخت مجتمع بهداشتي و درماني، براي تأمين آب آشاميدني بهداشتي شهر، سيستم مناسب لوله‏كشي ايجاد كند.

حاج محمد نمازي با موافقت و همكاري شهرداري شيراز به لوله‏كشي آب بهداشتي و تصفيه شده در شيراز پرداخت. پس از فراز و نشيب‏هاي بسيار و دشواري‏هاي فراوان، لوله‏كشي آب شهر شيراز در سال 1331 به بهره‏برداري رسيد و دوازده هزار خانه در آن زمان، از آن بهره‏مند شدند. آن‏گاه وي لوله‏كشي و دستگاه آب شيراز را وقف كرد.

حاج محمد نمازي هم‏زمان با طرح آب‏رساني، با خريداري يكي از باصفاترين باغ‏هاي شيراز به نام باغ كفشگر، محل مناسبي براي مركز بهداشتي در نظر گرفت. اين بيمارستان با پانزده هكتار مساحت عرصه و 75000 متر مربع مساحت ساختماني (زيربنا ـ اعيان) در سال 1332 براي عرضه خدماتي همچون كمك‏هاي اورژانسي، داخلي و قلب، اطفال و نوزادان، جراحي عمومي، جراحي مغز و اعصاب، جراحي استخوان و... وقف شد و در روز هفتم خرداد 1334 آغاز به كار كرد. اين مجموعه، 414 اتاق بيمارستان، 250 تخت‏خواب و 24 واحد مسكوني داشت.

بيمارستان نمازي در سال 1350 نياز به توسعه پيدا كرد. ازاين‏رو، حاج محمد نمازي قصد داشت ساختمان قديم را توسعه دهد، ولي پس از انجام كارهاي مقدماتي و شروع به كار، در سال 1351 از دنيا رفت. ادامه كار ساختماني پروژه را دانشگاه شيراز پي‏گيري و هزينه لازم را سازمان برنامه و بودجه تأمين كرد.1
1. نادر رياحى، مقاله «موقوفه محمد نمازى در شيراز»، مجله وقف، ميراث جاويدان، ش 27، صص 82ـ91؛ وقف در ايران، ص 55.

ز) حسين علي البرز
آقاي حسين علي البرز، واقف «بنياد فرهنگي البرز» است. وي در 27 اسفند 1342، اين بنياد را تأسيس كرد. هدف اين بنياد خيريه، نشر فرهنگ اسلامي از طريق اعطاي وام و كمك هزينه دانشجويي و اهداي جوايز به دانش‏پژوهان ممتاز است.

در فروردين 1358، آقاي حسين‏علي البرز در نامه‏اي از كانادا به محضر رهبر انقلاب اسلامي ايران، امام خميني رحمه‏الله، از ايشان خواست توليت موقوفه‏هاي بنياد فرهنگي البرز را بپذيرد. بنا بر دستور امام خميني رحمه‏الله در ذيل اين نامه به سازمان اوقاف و امور خيريه، از فعاليت‏هاي بنياد از آغاز تأسيس، اهداف و احراز عمل به نيت واقف، گزارشي تهيه و تقديم شد. از سال 1359، بنياد فرهنگي البرز، فعاليت‏هاي خود را زير نظر هيئت امناي منتخب سازمان اوقاف و امورخيريه ادامه داد.

اين بنياد پيش از انقلاب، چهار باب ساختمان داشت كه دو باب آن نيمه ويران و بدون استفاده بود. سازمان اوقاف با همكاري هيئت امناي بنياد، از سال 1360، بازسازي موقوفه‏هاي بنياد را آغاز كرد و همين امر، اعتماد واقف را در رسيدگي به موقوفه‏ها و اجراي برنامه‏هاي مطرح شده در وقف‏نامه جلب كرد. ايشان در نامه‏اي به هيئت امناي بنياد با يادآوري انگيزه و هدف خويش، يك دستگاه ساختمان را كه مِلك شخصي او بود و زميني به مساحت 800 متر مربع در خيابان فلسطين شمالي تهران داشت، به بنياد فرهنگي البرز افزود. اين ساختمان پس از بازسازي، داراي شش دستگاه آپارتمان، شش باب مغازه و چهار طبقه زيرزمين شد.

هم‏اكنون بنياد فرهنگي البرز، دوازده رقبه وقفي در قالب يك دفتر مركزي، چهار مجتمع تجاري، يك ساختمان مسكوني ـ تجاري، يك دبستان، چهار مدرسه راهنمايي، يك مجتمع آموزشي شامل دبستان، مدرسه راهنمايي، دبيرستان، آزمايشگاه و خوابگاه در شهرهاي تهران، اهواز، خمين، آشتيان و كهك دارد.

اين بنياد بر اساس هدف‏هاي ياد شده در وقف‏نامه همواره خدماتي فرهنگي انجام داده است كه برخي از آنها عبارتند از:

يك ـ اهداي قرآن مجيد و كتاب‏هاي مختلف مذهبي و علمي و محصولات فرهنگي به نهادها، مسجدها، مدرسه‏ها، دانشگاه‏ها و مراكز آموزشي؛

دو ـ اهداي كتاب به كتاب‏خانه «بنياد دايرة المعارف بزرگ اسلامي»؛

سه ـ خريد پانصد دوره كتاب تفسير الميزان في تفسير القرآن و اهداي آن به كتاب‏خانه‏هاي عمومي داخل كشور؛

چهار ـ اعطاي جوايز به برندگان مسابقه‏هاي علمي در سالگرد شهادت استاد مرتضي مطهري رحمه‏الله از طريق «مدرسه عالي شهيد مطهري رحمه‏الله»؛

پنج ـ اعطاي سالانه جوايزي به دانش‏آموزان و دانشجويان ممتازي كه مراكز آموزشي كشور معرفي مي‏كنند؛

شش ـ پرداخت وام تحصيلي به دانشجويان از محل درآمدهاي حاصل از واحدهاي تجاري بنياد؛

هفت ـ چاپ تعداد بيست هزار جلد از كتاب معاد نوشته حجت الاسلام محسن قرائتي با جلد زركوب و پرداخت پنجاه درصد هزينه چاپ به سود خريداران، تا كتاب به بهاي نصف قيمت در دسترس علاقه‏مندان قرار گيرد؛

هشت ـ چاپ تعداد دو هزار جلد از كتاب ارث از نظر اسلام، نوشته آيت اللّه‏ محمد باقر آشتياني رحمه‏الله؛

نه ـ كمك به انتشار مجله «آينده‏سازان»، ارگان اتحاديه انجمن‏هاي اسلامي دانش‏آموزان و مجله «پيوند»، ارگان انجمن اوليا و مربيان وزارت آموزش و پرورش؛

ده ـ كمك به مدرسه‏ها و نيز «مركز تربيت معلم شهيد چمران»؛

يازده ـ پرداخت وام به نهادها براي كمك به انتشار آثار علمي، فرهنگي و مذهبي؛

دوازده ـ پرداخت وام به مؤلفان كتاب، دانشجويان و فرهنگيان از طريق «انجمن اسلامي معلمان»؛

سيزده ـ پرداخت وام به «كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان» براي انتشار كتاب حماسه ايمان؛

چهارده ـ پرداخت بورس تحصيلي و جايزه به دانش‏آموزان برنده در مسابقه‏هاي رياضي و ادبيات فارسي سراسر كشور كه از سوي «دفتر تحقيقات و برنامه‏ريزي وزارت آموزش و پرورش» معرفي مي‏شوند.1
1. نك: مقاله «آشنايى با واقفان بزرگ بنياد فرهنگى البرز» مجله وقف، ميراث جاويدان، ش 2، ص 54 ـ 56؛ سيد ناصر هاشم‏زاده، مقاله «بنياد فرهنگى البرز» مجله وقف، ميراث جاويدان، ش 27، صص 77 ـ 81 .

ح) گوهرشاد خانم
مهد عليا، گوهرشاد خانم از جمله زنان پرافتخار شيعي و بانوان ثروتمند و نامدار عصر تيموري است. او بسيار صله‏رحم و اطعام مي‏كرد و صدقه‏ها و خيرات بسيار مي‏داد. وي كه در حُسن تدبير، سياست و حيا مقامي والا داشت، در كمال اخلاص، مسجدي را در جوار بارگاه رضوي عليه‏السلام بنا نهاد تا از جمله باقيات صالحات وي باشد.

موقوفه‏هاي گوهرشاد خانم به قرار زير است:

يك ـ مسجد جامع گوهرشاد در هرات؛

دو ـ مدرسه گوهرشاد در هرات؛

سه ـ مسجد جامع گوهرشاد در جوار بارگاه رضوي عليه‏السلام كه يكي از بناهاي مهم دوران شاهرخ است.

گوهرشاد در سال 812 ه .ق، ساخت اين مسجد را آغاز كرد و در سال 821 ه .ق، به پايان رساند. اين مسجد در زميني به مساحت تقريبي 8798 متر مربع ساخته شده است كه 6048 متر مربع آن زيربنا و 2750 متر مربع آن، مساحت صحن مسجد است. مسجد گوهرشاد يك گنبد، دو گلدسته، هفت شبستان و چهار ايوان دارد كه ايوان طرف قبله مسجد به ايوان مقصوره و بزرگ‏ترين ايوان اين مسجد معروف است.

ساختمان مسجد گوهرشاد زير نظر استاد قوام الدين شيرازي ساخته شده است. گوهرشاد پس از پايان يافتن بناي اين مسجد، املاك و رقباتي را در نيمه رجب سال 829 ه .ق، وقف آنجا كرد. مسجد گوهرشاد پس از گذشت قرن‏ها به لحاظ زيبايي، بزرگي، پاكيزگي و همسايگي با حرم مطهر امام رضا عليه‏السلامهمچنان بر تارك بناهاي مذهبي ـ تاريخي ايران مي‏درخشد.1
1. موقوفه گوهرشاد در ناحيه 2، اداره اوقاف و امور خيريه مشهد مقدس به كلاسه 1 - گ پرونده دارد. نك: سيماى وقف در خراسان، صص 1ـ9؛ تاريخچه وقف در اسلام، صص 19ـ21؛ محمود يزدى مطلق، «مسجد گوهرشاد مشهد و موقوفات آن»، مجله وقف، ميراث جاويدان، ش 35 و 36، صص 185 ـ 190.

ط) عبدالله رضوي
آقاي عبدالله رضوي در سال 1343، برابر وقف‏نامه رسمي، تمامي شش‏دانگ مزرعه سوران و دو رشته قنات داير و يك رشته قنات باير و ثلث از جويبار رودخانه شانديز و املاك ديگري را برابر اساس نامه، براي استفاده عمومي وقف كرد.

موقوفه مرحوم عبداللّه‏ رضوي را مي‏توان يكي از بزرگ‏ترين و پربارترين موقوفه‏هاي مشهد مقدس برشمرد. اين موقوفه، شامل زمين‏هاي پهناوري در چندين نقطه شهر مشهد مانند زمين‏هاي سوران، بژمهن و حسين آباد كرماني‏ها و همچنين مسافرخانه‏ها و مغازه‏ها، در داخل شهر مشهد و حتي داراي رقباتي در ديگر شهرهاي ايران است. موارد مصرف اين موقوفه، بسيار چشم‏گير است.

آقاي عبدالله رضوي در وقف‏نامه خود، بر تأسيس پرورشگاه و درمانگاهي مجهز در مزرعه سوران و مداواي بيماران، برپايي عزاداري براي سيد و سالار شهيدان، امام حسين عليه‏السلام در عاشوراي هر سال در آنجا و اطعام اهالي و مستضعفان در آن روز و ساختن يك مجموعه آموزشي براي كودكان يتيم از محل درآمدهاي موقوفه‏هاي خويش، تأكيد كرده است.

اداره كل اوقاف و امور خيريه استان خراسان در سال‏هاي گذشته به منظور احياي موقوفه آقاي عبدالله رضوي، گام‏هاي مؤثري برداشت. اين اداره كل، پس از بررسي‏هاي مختلف و فراهم آوردن امكانات اوليه به منظور احداث اين مجموعه، به ويژه مجموعه آموزشي يتيمان و پس از تصويب طرح نهايي، از خرداد ماه 1371، عمليات اجرايي اين مجموعه را برابر نظر واقف، در محل باغ آرامگاه واقف و در محدوده جنوب شرقي زمين‏هاي موقوفه سوران، در كنار جاده مشهد ـ شانديز كه باغي بسيار گسترده است، آغاز كرد. اين مجتمع فرهنگي كه شبانه‏روزي اداره مي‏شود، در سال 1375 به بهره‏برداري رسيد.

باغ‏هاي قديمي مزرعه شش هزار هكتاري سوران كه با كمبود آب و وضع نامناسب زمين روبه‏رو بود، با پشتكار اداره كل اوقاف خراسان، بازسازي شد. در اين طرح، باغ‏هاي جديدي به مساحت 28 هكتار با روش جديد باغ‏داري ايجاد كردند و از زمين‏هاي ديگر كه توانايي بازدهي گندم و يونجه داشتند، با آبياري باراني، براي تأمين آذوقه و علوفه بهره گرفتند.

همچنين جهت بهره‏گيري بهتر و بيشتر از زمين‏هاي باير موقوفه و نيز براي كمك به خودكفايي و كارآفريني، «شركت كشاورزي و دام‏پروري سوران» در سال 1366، با سرمايه‏گذاري از وجوه مازاد موقوفه‏هاي سراسر كشور تأسيس شد. همچنين در اجراي اهداف طرح، مجتمعي شامل دو واحد گاوداري با زيربنايي به مساحت 33 هزار متر مربع بناي سقف‏دار و چهل هزار متر مربع بهاربند در مدت كوتاهي ساخته شد و با همكاري مسئولان وزارت كشاورزي و سازمان دام‏پروري كشور، فعاليت خود را با خريد ده‏ها رأس گاو اصيل آغاز كرد. اين واحد، هم‏اكنون سالانه بيش از دو هزار تن شير توليد مي‏كند.1
1. مقاله «عبدالله رضوى، واقفى بزرگ»، مجله وقف، ميراث جاويدان، ش 14، صص 59 و 60 .

3. آشنايي با سيره عالمان بزرگ دين درباره وقف
عالمان بزرگ دين نيز در زمينه وقف فعال بوده‏اند. نام برخي از آنها حسن ختام اين فصل است. آوازه شهرت برخي از آنان چنان است كه به تعريف و توصيف نيازي ندارند. ازاين‏رو، به اختصار، برخي موقوفه‏ها و خدمات آنان يادآوري مي‏شود.

الف) امام خميني رحمه‏الله

در طول زندگي بابركت خويش در ساخت، تعمير و بازسازي مسجدها، مصلاهاي نماز جمعه، مدرسه‏ها و مراكز آموزشي و فرهنگي نقش بسزايي داشت.1



ب) مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه‏اي (دام ظله)

رهبر معظم انقلاب، تاكنون نزديك به شش هزار نسخه نفيس خطي را به كتاب‏خانه مركزي آستان قدس رضوي وقف كرده است. بر همين اساس، ايشان بزرگ‏ترين واقف كتاب‏هاي خطي آستان قدس رضوي است. گنجينه كتاب‏هاي خطي آستان قدس رضوي به علت غناي منابع خطي به عنوان پايگاه فكري جهان اسلام مطرح و روزانه پذيراي بسياري از پژوهشگران داخلي و خارجي است.2

ج) علامه حلي و مجلسي‏ها رحمهم‏الله

علامه حلي رحمه‏الله، زمين‏هاي وسيعي را با سرمايه و به دست خود آباد و براي استفاده عموم وقف كرد. همچنين در طول زندگي، بسياري از آبادي‏هاي خويش را وقف كرد.

بر اساس اسناد برخي موقوفه‏هاي اصفهان، علامه محمد باقر مجلسي و پدرش محمد تقي مجلسي رحمه‏الله در آنها سهيم بوده‏اند.

د) آيت الله العظمي حاج شيخ عبدالكريم حائري رحمه‏الله

ايشان زمين وسيعي را در شهر مقدس قم خريد و به عنوان قبرستان عمومي شهر وقف كرد. اين قبرستان قديمي، اكنون به قبرستان قم نو معروف است. همچنين بيمارستان فاطمي و خانه فقرا، از خدمات ديگر آن عالم بزرگ است.

ه ) آيت الله العظمي سيد محمدرضا گلپايگاني رحمه‏الله

آن بزرگوار، مدرسه و كتاب‏خانه بزرگي در نزديكي حرم مطهر حضرت معصومه عليهاالسلام در شهر قم به نام مقدس صاحب الزمان عليه‏السلاموقف كرد.3 مدرسه و كتاب‏خانه آيت الله گلپايگاني رحمه‏الله، همواره مكان مناسبي براي تدريس، تحصيل، تحقيق، مطالعه و مباحثه هزاران عالم و طلبه بوده است. بيمارستان آيت الله گلپايگاني رحمه‏الله، دار القرآن الكريم، مجمع جهاني اسلامي لندن و مركز معجم المسائل الفقهيه از ديگر خدمات و يادگارهاي آن عالم بزرگوار است.4

و) آيت الله العظمي سيد شهاب الدين مرعشي نجفي رحمه‏الله

آن عالم رباني، كتاب‏خانه بزرگ خويش را در نزديكي حرم مطهر حضرت معصومه عليهاالسلاموقف عام كرد. اين كتاب‏خانه اكنون به نام كتاب‏خانه بزرگ آيت الله العظمي مرعشي نجفي رحمه‏الله معروف و مورد استفاده مردم است. همچنين حسينيه آيت الله العظمي مرعشي نجفي رحمه‏الله، مدرسه مرعشيه و چندين مدرسه ديگر، از جمله خدمات و يادگارهاي آن عالم بزرگوار است.5
1. ره توشه راهيان نور، ويژه محرم الحرام، 1421 ه .ق1379ه .ش، قم، چاپ‏خانه دفتر تبليغات اسلامى، مركز انتشارات، 1378، صص 295ـ299.
2. روزنامه جمهورى اسلامى، چهارشنبه 19 مرداد 1384، 4 رجب 1426، ش 7553، ص 4.
3. نك: وصيت‏نامه آيت الله العظمى سيدمحمدرضا گلپايگانى رحمه‏الله.
4. ره توشه راهيان نور، ويژه محرم الحرام، 1421 ه. ق1379 ه .ش، ص 299.
5. نك: وصيت‏نامه آيت الله العظمى سيد شهاب الدين مرعشى نجفى رحمه‏الله.


فصل هفتم: آسيب‏شناسي وقف
در دهه‏هاي اخير به دلايل گوناگون، فرهنگ وقف كم‏رنگ شده است. امروزه شور و اشتياق آن‏چناني براي وقف، در مردم ديده نمي‏شود.

اين كم‏توجهي، ناشي از آسيب‏ها و موانعي است كه شناختن و برطرف كردن آنها ضروري به نظر مي‏رسد. البته پس از پيروزي انقلاب، گام‏هاي مؤثري براي تقويت قانوني اوقاف برداشته شده و همين تلاش‏ها، تا حدودي به افزايش شمار موقوفه‏ها كمك كرده است.

1. داشتن ذهنيت درست از وقف
ذهنيت نادرست برخي مردم، آنان را از وقف دور كرده است. براي آشتي‏دادن مردم با وقف، بايد آنان را با حقيقت وقف آشنا كرد و افكار نادرست را از ذهنشان زدود. البته اين امر، همت والاي عالمان، مبلّغان، اديبان، هنرمندان و رسانه‏هاي گروهي را مي‏طلبد. برخي از اين ذهنيت‏هاي نادرست عبارتند از:

الف) هدر رفتن دارايي‏ها:
برخي افراد، وقف را موجب هدر رفتن دارايي‏هاي واقف مي‏دانند. اين ذهنيت نادرست، ناشي از ناآگاهي يا ناديده گرفتن فايده‏هاي فردي، اجتماعي، دنيوي و اخروي وقف است. با يادآوري هدف‏هاي سنت حسنه وقف، آثار فردي و اجتماعي و ثواب‏ها و پاداش‏هاي اخروي آن، همچنين احاديث و آيات مربوط به اعمال صالح، انفاق و وقف مي‏توان اين انديشه را زدود.
ب) غصب شدن موقوفه‏ها:
بر اثر غصب شدن شماري از موقوفه‏ها در طول تاريخ، اين ذهنيت پديد آمده است كه موقوفه‏ها دير يا زود غصب مي‏شوند و جز آنكه كمكي به فرصت‏طلبان باشد، چنان كه بايد و شايد، فايده‏اي ندارند.

اين نگرش به دليل اعمال پليد آزمندان و غاصبان است كه نوعي بي‏اعتمادي را در جامعه پديد آورده است. اگر امنيت وقف تأمين شود و عمر موقوفه‏ها افزون گردد، اين ذهنيت، خود به خود از ميان مي‏رود. در اين راستا، عمل به وقف‏نامه‏ها، اطلاع‏رساني و اعتمادسازي بسيار مؤثر است.

ج) فقر واقف:
برخي چنين مي‏پندارند كه واقف با اقدام به وقف، خود را فقير مي‏كند يا اگر روزي واقف فقير شود، از وقف خويش پشيمان مي‏شود. بايد دانست كه خداوند در قرآن درباره اين ذهنيت نادرست و تنگ‏نظرانه، خطاب به پيامبر مي‏فرمايد:

بگو: اگر شما مالك خزاين رحمت پروردگار من بوديد، در آن صورت [به خاطر تنگ‏نظري] امساك مي‏كرديد؛ [كه] مبادا انفاق، مايه تنگ‏دستي شما شود و انسان تنگ‏نظر است. (اسراء: 100)


2. غصب موقوفه‏ها
به حكايت تاريخ، بسياري از اموال وقفي بارها از سوي فاسقان و حاكمان ستمگر، غصب شده است. در گذشته، دو گونه موقوفه‏خواري بوده كه هر كدام به نوعي سبب ركود فرهنگ وقف و دل‏سردي مردم شده است.

الف) غصب و تصرف نامشروع درآمدهاي اوقاف يا مصرف آنها در مواردي كه خلاف نظر واقفان بوده است، مايه دل‏سردي خيرانديشان مي‏شود. بنابراين، حساسيت و حساب‏رسي دست‏اندركاران امور اوقاف در عملي كردن هدف و خواسته‏هاي واقفان، در ايجاد انگيزه در نيكوكاران براي وقف مؤثر است.

ب) غصب اصل موقوفه‏ها و رقبات آنها متأسفانه در گذشته بسيار رخ مي‏داد. از پادشاهان گرفته تا افراد بانفوذ و طمع‏كار، در فرصت‏هاي مختلف از موقوفه‏ها سوء استفاده مي‏كردند.1

در اسلام براي امنيت موقوفه‏ها و تأمين هدف واقفان خيرانديش، احكام و قوانيني وضع شده است. همچنين در فقه و سپس در قانون مدني ايران، با اثرپذيري از آموزه‏هاي ديني، تدابيري انديشيده شده كه نصب متولي، ناظر و امين از جمله آنهاست.

به طور كلي، مسئولان نظام اسلامي، نيروهاي انتظامي، اداره‏هاي اوقاف و امور خيريه، متوليان، ناظران و مردم هركدام در جايگاه خود، مسئوليت ويژه‏اي براي حفظ موقوفه‏ها دارند.
1. نك: وقف در فقه اسلامى، صص 436 ـ 439.

3. حوادث طبيعي
زلزله، سيل، جنگ و مانند آن، به دو شكل، فرهنگ وقف را تضعيف مي‏كنند. از سويي چونان عامل بازدارنده‏اي، توان مالي ثروتمندان را كاهش مي‏دهند و آنان ديگر نمي‏توانند به وقف اقدام كنند. از سوي ديگر، موقوفه‏ها را تخريب مي‏كنند و از آنها ويرانه‏هايي بر جاي مي‏گذارند كه اين امر، دل‏سردي و بي‏ميلي مردم را در مورد وقف در پي دارد.

برخي از اين عوامل مانند زلزله و سيل، قابل پيش‏بيني و پيش‏گيري نيستند، ولي برخي ديگر مانند قحطي و غارت را مي‏توان پيش‏بيني و پيش‏گيري كرد و موقوفه‏ها را از خطر آنها در امان نگاه داشت. البته هنگام بناي موقوفه‏ها، توجه به نقشه‏كشي صحيح، استحكام، ساخت ضد زلزله‏اي و مانند آن ضروري است و پس از تخريب نيز بازسازي آن بايد به سرعت صورت گيرد.


4. كم‏رنگ شدن باورهاي ديني در جامعه
ضعف فرهنگي و كم‏رنگ شدن باورهاي ديني در هر جامعه‏اي، آن جامعه را كم‏كم به انحراف‏هاي اجتماعي مي‏كشاند. امروزه بر اثر ضعف فرهنگي، برخي از ارزش‏ها و احكام اسلامي همچون ايثار، وفاداري، نيكوكاري، پرداخت خمس، زكات، صدقه و اقدام به وقف، نزد مردم بي‏اهميت جلوه مي‏كند. براي پيش‏گيري از چنين خطري، مسئولان كشور، آموزش و پرورش، حوزه‏هاي علميه، مبلّغان دين، معلمان و همه مردم موظفند در تقويت فرهنگ اسلامي و استوار كردن باورهاي ديني نسل جوان پيوسته بكوشند و از اين امر غافل نمانند.


5. رسيدگي نكردن به وضع موقوفه‏ها
موقوفه‏هايي كه ويران شده‏اند يا نياز به بازسازي دارند و مدت‏ها بدون تعمير رها شده‏اند، مردم را در روي آوردن به وقف دل‏سرد مي‏كنند و ذهنيت ناخوشايندي براي آنان مي‏سازند.


6. ناقص بودن اسناد و مدارك
ناقص بودن اسناد و مدارك موقوفه‏ها، افزون بر آنكه شناسايي كامل آنها يا موارد مصرف آنها را مشكل مي‏كند، سبب مي‏شود املاك يا زمين‏هاي وقفي با املاك يا زمين‏هاي ديگران اشتباه شود. همچنين گاهي باعث تصرف و غصب موقوفه‏ها با سوء استفاده از كامل نبودن اسناد يا نبود مدارك مي‏شود.

پيش‏گيري از اين آسيب‏ها، دقت و تلاش واقفان، متوليان، مسئولان دفترهاي ثبت اسناد و سازمان‏هاي اوقاف و امور خيريه شهرها را مي‏طلبد. بنابراين، هنگام تنظيم وقف‏نامه‏ها و تأسيس موقوفه‏ها بايد اسناد و مدارك آنها را كامل كرد و به تأييد دفترهاي ثبت اسناد و سازمان اوقاف رساند.


7. آگاهي نداشتن از شرايط و احكام وقف
واقفان پيش از اقدام به وقف، بايد از احكام و شرايط شرعي وقف و چگونگي تنظيم كامل وقف‏نامه‏ها آگاه باشند. گاهي واقفان، شرايطي در وقف‏نامه‏ها مي‏گذارند يا وقف‏نامه‏ها را به گونه‏اي تنظيم مي‏كنند كه با وقف شرعي سازگاري ندارند.

همچنين واقفان در تعيين مكان موقوفه‏ها بايد دقت و آگاهي لازم را داشته باشند تا مكان موقوفه‏ها با مقتضيات زمان هماهنگ باشند و در آينده مشكل ساز نشوند؛ زيرا در گذر زمان و تغيير شرايط و كاربري‏هاي شهري، برخي مكان‏ها ممكن است موقعيت بهتري بيابند و برخي ديگر، موقعيت خود را از دست بدهند يا با موارد استفاده‏شان متناسب نباشند.

از سوي ديگر، لازم است واقفان، موارد مصرف موقوفه‏ها را در راستاي اهدافشان انعطاف‏پذير و چند گزينه‏اي كنند تا در آينده، موقوفه‏ها جلوه‏هاي متناسب، هم‏گام و هماهنگ با زمان و مقتضيات آن داشته باشند.

8. از ميان رفتن اسناد موقوفه‏ها در گذر زمان
اسناد و مدارك موقوفه‏هايي كه در گذر زمان يا در جنگ‏ها و مانند آن، غصب يا گم شده يا بر اثر فرسودگي از ميان رفته‏اند؛ وقفي بودن، مساحت و موارد مصرف آنها را زير سؤال برده و راه غصب، تصرف، فراموشي و هرگونه اشتباهي را باز كرده اند.

براي پيش‏گيري از اين امر، بايد وقف‏نامه‏ها، اسناد و مدارك موقوفه‏ها به دقت و متعدد تهيه شوند و افزون بر واقف، متوليان، ناظران، دفتر ثبت اسناد، سازمان اوقاف و سازمان ميراث فرهنگي نيز نمونه‏هايي از آنها را در اختيار داشته و در نگه‏داري آنها امين و كوشا باشند.

9. سهل‏انگاري يا كم‏كاري متوليان
سهل‏انگاري يا كاركرد ضعيف متوليان، آسيبي جدي براي موقوفه‏ها و درآمدهاي آنهاست. متولياني كه چند شغل دارند يا توانايي اداره موقوفه‏ها و رسيدگي به درآمدها و موارد مصرف آنها را ندارند، بايد اين مسئوليت را به ديگري بسپارند.

برخي متوليان در گذشته، به جاي عمل به خواسته‏هاي واقفان در وقف‏نامه‏ها، به سليقه و خواست خود عمل كرده و در مواردي با انجام ندادن وظايف خويش، زمينه تصرف و غصب يا ويراني موقوفه‏ها را فراهم آورده‏اند. بنابراين، واقفان بايد در گزينش متولي دقت كنند و متوليان مؤمن و متعهد برگزينند تا موقوفه‏هايشان از آسيب‏هاي گوناگون در امان بماند.


10. سوءاستفاده برخي دولت‏ها از موقوفه‏ها
در گذشته، برخي شاهان، دولت‏ها يا مسئولان دولتي به بهانه‏هاي مختلف، شماري از موقوفه‏ها را غصب و تصرف كرده‏اند. چنين رفتارهايي از سوي دولت‏مردان، تا مدت‏ها دل‏سردي مردم را در پي داشت و كسي به وقف دارايي خويش تمايلي نشان نمي‏داد. در ادامه، به دو نمونه از اين موقوفه‏خواري‏ها اشاره مي‏شود:

الف) قوام الدين ملك زوزن كه در حدود سال 609 ه .ق، به كرمان رفته بود، دستور داد همه وقف‏نامه‏هاي كرمان را نزد او ببرند. وي پس از ديدن آنها گفت: «به تحقيق معلوم شد كه از دعاي روحانيان و موقوفه‏خواران، كاري پيش نمي‏رود.» سپس دستور داد همه وقف‏نامه‏ها را در آب بشويند و تمام رقبات آن موقوفه‏ها را در حوزه ديوان بگيرند و جزو املاك خالصه درآورند.1

ب) نادرشاه افشار نيز براي تضعيف روحانيان شيعه، به بهانه اينكه موقوفه‏داران كارآيي ندارند، موقوفه‏هاي بسياري را تصرف كرد.2 او پس از رسيدن به سلطنت در سال 1148 ه .ق، دستور داد موقوفه‏ها را تصرف كنند و به مصرف سپاهيان برسانند. پس از صدور اين فرمان نامشروع و بي‏توجهي نادرشاه به اوقاف، بسياري از موقوفه‏ها غصب شد و وقف‏نامه‏هاي آنها ناپديد گشت.3 بديهي است در چنين شرايطي، كمتر كسي به وقف دارايي‏هاي خود اقدام مي‏كند.

خوش‏بختانه با پيروزي انقلاب اسلامي در ايران، ديگر اين‏گونه آسيب‏ها، فرهنگ وقف و موقوفه‏ها را تهديد نمي‏كند و با برقراري نظام اسلامي، موقوفه‏ها از امنيت كافي برخوردار شده‏اند.
1. مرتضى راوندى، تاريخ اجتماعى ايران، تهران، انتشارات اميركبير، 1359، چ 1، ج 4، ص 756.
2. همان، ص 759.
3. وقف و سير تحولات قانون‏گذارى در موقوفات، ص 33.


11. اجراي قانون‏هاي مخالف با وقف‏نامه‏ها
اجراي قانون‏هاي مخالف با موارد مصرف مشخص شده در وقف‏نامه، آسيب ديگري براي وقف و موقوفه‏هاست. در نتيجه اين آسيب، هدف از وقف و نيت واقفان خيرانديش ناديده گرفته و درآمدهاي موقوفه‏ها در مسيري خلاف نظر واقفان مصرف مي‏شود.

قوه مقننه، شوراي نگهبان، قوه مجريه و سازمان اوقاف و امور خيريه در مراحل قانون‏گذاري، تصويب و اجرا بايد به اين آسيب توجه كافي داشته باشند و برابر با احكام اسلامي عمل كنند تا آسيب قانوني از اين دست، حيثيت اوقاف را مخدوش نكند.

12. تناسب نداشتن جايگاه برخي موقوفه‏ها با ساختار شهري
واقف در وقف‏نامه، اداره موقوفه را براي متوليان و ناظران موقوفه تعيين مي‏كند و مي‏دانيم كه عمل به نيت واقف بر اساس احكام شرعي، واجب و لازم است. وقتي در گذر زمان، چگونگي عملكرد و نوع بهره‏برداري از فضاهاي موقوفه‏اي، با مصالح عمومي و توسعه شهري مغايرت مي‏يابد، مشكلات گوناگوني در برابر توسعه فضاهاي وقفي و همچنين توسعه طرح‏هاي عمران شهري پيش مي‏آيد.

براي پيش‏گيري از اين مشكلات و آسيب‏ها، شهرداران و شهرسازان بايد به جايگاه اسلامي و اجتماعي موقوفه‏ها احترام بگذارند و احكام اسلامي اوقاف را رعايت كنند و به زيان آنها گام برندارند. واقفان نيز بايد موارد مصرف موقوفه‏ها را در راستاي اهداف خود انعطاف‏پذير و چند گزينه‏اي كنند تا در آينده، موقوفه‏ها داراي جلوه‏هاي متعدد، متنوع و متناسب باشند و هم‏گام با مقتضيات زمان پيش روند و از مشكلات متوليان، ناظران و سازمان اوقاف بكاهند. در اين صورت، موقوفه‏ها و رقبات آنها تا حدودي از آسيب‏هاي شهرسازي مصون مي‏مانند.

13. بي‏توجهي برخي شهرداري‏ها به جايگاه موقوفه‏ها
برخي شهرداري‏ها، در طرح‏ها و برنامه‏هاي خود بدون توجه به احكام و جايگاه موقوفه‏ها و رقبات، مشكلاتي را در اين زمينه پيش مي‏آورند. در بيشتر موارد، هنگام تهيه طرح‏هاي شهري تلاش مي‏شود موقوفه‏ها كمتر صدمه ببينند، ولي گاه رقبات موقوفه‏ها، در طرح‏هاي شهري خسارت‏هاي زيادي مي‏بينند. اين آسيب، دقت بيشتر طراحان شهرسازي را مي‏طلبد تا با توجه بيشتر به موقوفه‏ها و رقبات و قرار ندادن كاربري‏هاي غيرانتفاعي بر روي رقبات، زياني بر پيكر مجموعه‏هاي وقفي وارد نشود.1
1. همان، ص 102.


14. رفتار نامناسب برخي مسئولان اداره‏ها و سازمان اوقاف با مردم
گاهي گفتار و رفتار مسئولان اداره‏هاي مرتبط با اوقاف، با اخم، تندي، خستگي يا رفتارهاي غيراخلاقي همراه است. اين امر نيز به نارضايتي مردم از مسئولان و سست شدن آنان از توجه به سنت حسنه وقف مي‏انجامد.

براي زدودن اين آفت و آسيب، گسترش فرهنگ اسلام در جامعه، فراگيري آموزه‏هاي اخلاقي اسلام و نظارت دل‏سوزانه مسئولان بالاتر بر رفتار مسئولان اداره‏ها و سازمان‏هاي خيريه و اوقاف ضروري است.

فصل هشتم: راهكارهاي گسترش فرهنگ وقف
در صدر اسلام و سال‏ها پس از آن، وقف گسترش روزافزوني داشت، ولي با گذشت زمان، به دلايل گوناگون، آن همه شور و اشتياق، به سستي و كم‏توجهي بدل شد و در نتيجه، فرهنگ ارزشمند وقف در جوامع اسلامي رنگ باخت. البته پيشرفت و گسترش اين فرهنگ، همواره با فراز و نشيب‏هايي همراه بوده است. اكنون براي احياي دوباره اين فرهنگ چه بايد كرد و براي ايجاد شور و شوقي تازه و معطوف كردن امت اسلامي به اين سنت نبوي صلي‏الله‏عليه‏و‏آلهچه چاره‏اي بايد انديشيد.

پس از پيروزي انقلاب اسلامي، برخي نهادها براي عملي كردن اين هدف ارزشمند، گام‏هاي بلند و مؤثري برداشته‏اند كه قابل توجه است. با اين حال، بايد گفت هنوز در آغاز راهيم و تا رسيدن به وضعيت مطلوب و حتي آنچه در گذشته بوده، راهي بس طولاني در پيش است.

برخي از راه‏هايي كه به نظر مي‏رسد در رونق‏بخشي به اوقاف و صدقه‏ها و افزايش آنها مؤثر باشند، به قرار زير است:

1. تبليغات درست و پيوسته
يكي از راه‏هاي گسترش فرهنگ وقف، تبليغات درست و پيوسته است. ريشه‏دار كردن باورهاي ديني مردم، پديد آوردن مايه‏هاي مردم‏دوستي در دل توان‏مندان، افزايش آگاهي مردم، تقويت بينش معنوي افراد، آشناكردن مردم با فرهنگ وقف و اهميت آن، بيان جايگاه اوقاف در اسلام و جوامع اسلامي، بيان نقش مثبت وقف در جامعه، يادآوري فايده‏هاي فراوان دنيوي و اخروي وقف، تشويق واقفان و تجليل از آنان، معرفي موقوفه‏هاي بزرگ و موارد مصرف آنها، تشكيل كتاب‏خانه‏هاي تخصصي وقف، برپايي نمايشگاه اوقاف، توجه بيشتر به انتشارات وقف و چاپ كتاب‏هايي با موضوع وقف، انتشار روزنامه با اين موضوع، گنجاندن مطالبي در زمينه وقف در كتاب‏هاي درسي و پرداختن به موضوع وقف در سخنراني‏ها و برنامه‏هاي صدا و سيما از جمله زمينه‏هاي تبليغ وقف به شمار مي‏روند.

به جز اينها، اختصاص دادن هفته‏اي در سال (هفته آخر ماه صفر با محوريت روز 27 صفر) به وقف (به جاي يك‏روز) و معرفي واقفان بزرگ و بيان جنبه‏هاي گسترده وقف و آثار تربيتي، اقتصادي، فرهنگي و رفاهي آن در اين هفته، شيوه‏اي نيكو براي غفلت‏زدايي و جلب كردن ذهن و عواطف مردم به فرهنگ وقف است. اين هفته، فرصت مناسبي خواهد بود براي بيان بحث‏هاي مربوط به وقف و آشنا كردن قشرهاي مختلف مردم با اين سنت پسنديده.1
1. محمد على خسروى، مقاله «هفته وقف»، مجله وقف، ميراث جاويدان، ش 21، صص 4 و 5.

2. افزايش بهره‏وري موقوفه‏ها
اگر بهره‏وري موقوفه‏ها افزايش يابد، مردم به نقش و اهميت وقف در جامعه بيشتر پي مي‏برند و تلاش مي‏كنند آن را در برنامه‏هاي خويش قرار دهند. ارتقاي بهره‏وري در موقوفه‏ها را مي‏توان به مفهوم استفاده مناسب‏تر از منابع وقفي در جهت انگيزه‏هاي واقفان و رسيدن به دستاوردهاي بهينه از موقوفه‏ها دانست. توسعه موقوفه‏هاي كشور، در سايه افزايش بهره‏وري به دست مي‏آيد كه نتيجه استفاده بهينه از استعدادهاي انساني و مادي است.

برخي راهكارهاي پيشنهادي مؤثر در بهره‏وري بيشتر موقوفه‏ها عبارتند از:

الف) اصلاح ساختار تشكيلاتي سازمان اوقاف؛

ب) بهبود روش‏هاي بهره‏برداري؛

ج) تشكيل كميته بهره‏وري در امور اوقاف؛

د) عزم ملي براي تبليغ گسترده وقف؛

هـ) تشكيل انجمن متوليان و دست اندركاران وقف؛

و) تنوع بخشيدن به موارد مصرف اوقاف؛1

ز) استفاده از اصول مديريت، به ويژه برنامه‏ريزي اقتصادي در اداره موقوفه‏ها؛

ح) استفاده از نظريه‏هاي مديريت خاص در موقعيت‏هاي ويژه وقف؛

ط) استفاده از منابع انساني شايسته و جلب نيروهاي كارشناس و فعال.2

برخي موقوفه‏ها از نظر موقعيت مكاني در جايي قرار گرفته‏اند كه اگر برنامه‏ريزي و سرمايه‏گذاري مناسبي درباره آنها صورت گيرد، بهره‏وري آنها به چندين برابر مي‏رسد. كافي است گروه بهره‏وري موقوفه‏هاي استان كه از ميان كارمندان و كارشناسان خبره تشكيل مي‏شود، اين‏گونه موقوفه‏ها را شناسايي و سپس با توجه به كاربري‏هاي مربوط، سرمايه‏گذاري كند.

براي نمونه، پشت بازار يكي از شهرهاي بزرگ، زمين موقوفه‏اي بود كه برف‏انداز مغازه‏هاي بازار بود و سال‏ها درآمد بسيار ناچيزي داشت و گويا بدون استفاده رها شده بود. مدير اوقاف استان با تشخيص ويژگي ممتاز اين موقوفه، در يك حركت اقتصادي مناسب، نخست با خريدن چند باب مغازه از بازار كه در همسايگي اين زمين موقوفه بود، آنها را به اين موقوفه افزود. سپس زمين موقوفه را به بازار وصل كرد. آن‏گاه با گرفتن جواز تجاري و پاساژ از شهرداري و اجاره هفتاد باب مغازه، درآمد زيادي از اين محل براي موقوفه به دست آورد.

مدير اوقاف آن شهر با اجراي نيت واقف، يك مدرسه علميه را در آن شهر به صورت كامل نوسازي كرد و از آن پس، با دريافت اجاره بهاي مغازه‏ها، مدرسه به خوبي اداره شد.3 از اين نمونه‏ها در سطح كشور فراوان است كه مي‏توان با برنامه‏ريزي مناسب و سرمايه‏گذاري، بهره‏وري آنها را افزايش داد.
1. فضل الله حشمتى رضوى، مقاله «نقش تشكيلات و برنامه‏ريزى در بهره‏ورى موقوفات»، مجله وقف، ميراث جاويدان، ش 30، صص 157 ـ 166.
2. عبداللطيف مسعودى، مقاله «ارزيابى شيوه‏هاى سنتى و نوين اداره موقوفات»، مجله وقف، ميراث جاويدان، ش 30، ص 174.
3. سيد حسين اميديانى، مقاله «راه‏هاى افزايش بهره‏ورى موقوفات»، مجله وقف، ميراث جاويدان، ش 30، صص 79 ـ 93.

3. حمايت قانوني از اوقاف و واقفان
تصويب قوانين حمايتي در زمينه اوقاف و واقفان، در گسترش فرهنگ وقف و احياي موقوفه‏ها مؤثر است. بازنگري در قوانين و مقررات موجود با توجه به نيازهاي روز بسيار اهميت دارد. همچنين در مورد موقوفه‏هايي كه نوع كاربري آنها در حال حاضر مرسوم نيست، بايد بررسي كارشناسانه انجام داد تا با توجه به شرايط كنوني جامعه و البته متناسب با خواست واقفانشان، از اين موقوفه‏ها بيشترين بهره‏برداري در راه سازندگي كشور صورت گيرد.1

لازم است در قوانين، معافيت‏ها و تسهيلات بيشتر و بهتري براي موقوفه‏هاي پيش‏بيني شود. همچنين بايد در چگونگي بهره‏مندي موقوفه‏ها از معافيت‏هاي مالياتي، اصلاحاتي صورت گيرد تا افرادي كه قصد وقف دارايي‏هاي خويش را دارند، به اين كار خير تشويق شوند. بنابراين، شايسته است واقفان، متوليان و موقوفه‏ها از معافيت و تسهيلات ويژه بهره‏مند شوند.2

در قوانين جمهوري اسلامي ايران به ويژه در قانون اساسي از موقوفه‏ها حمايت شده است.3 رويكرد ديگر قوانين نيز به موقوفه‏ها و واقفان بايد بيش از پيش، حمايتي باشد تا زمينه حفظ و گسترش موقوفه‏ها را فراهم سازد، به گونه‏اي كه واقفان، قانون را پشتيبان خود و موقوفه‏هايشان بدانند.

همچنين دادن امتيازهايي مانند: بيمه حوادث، بيمه فقر، بيمه بيماري، بيمه عمر، مستمري سالخوردگي براي واقفان و سفارش نماز قضا براي آنان پس از مرگشان، در روي آوردن مردم به وقف بسيار مؤثر است.
1. ناصر غفورى روزبهانى، مقاله «نقش وقف در توسعه اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى كشور»، مجله وقف، ميراث جاويدان، ش 21، ص 35.
2. وقف و سير تحولات قانون‏گذارى در موقوفه‏ها، صص 168 و 169.
3. نك: قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران، اصل 49.

4. هدايت و جهت‏دهي واقفان
جهت‏دهي واقفان به سوي برطرف كردن نيازهاي روز جامعه، عامل مؤثري در پيشرفت اقتصادي كشور و تحقق اهداف وقف و عملي شدن انگيزه‏هاي واقفان است. اكنون در سراسر ايران اسلامي، نزديك به صد هزار موقوفه و هفت‏صد هزار رقبه وجود دارد. منافع اين موقوفه‏ها و رقبات در سال 1382، نزديك به 55 ميليارد تومان بوده است.1

گستره اوقاف و موارد مصرف آنها بسيار و با علاقه‏ها و سليقه‏هاي مختلف سازگار است. با وجود اين امكان، جهت‏دهي واقفان به سوي رفع نيازهاي هر زمان به شيوه‏هاي مطلوب، مدبرانه و كارساز ضروري است.2 بنابراين، در كنار تشويق مردم به وقف، بايد نيازهاي روز جامعه معرفي گردد تا وقف موقوفه‏ها به آن سو جهت‏دهي شوند. اگر وقف افزون بر برآورده كردن نيازهاي مذهبي، فرهنگي و آموزشي، در كارهاي عمراني، صنعتي، كشاورزي و سرمايه‏گذاري در كارهاي توليدي نيز نقش داشته باشد، نسل جديد به وقف روي خواهد آورد و موقوفه‏هاي تازه‏اي شكل خواهد گرفت.3
1. آقاى رياحى، معاون سازمان اوقاف و امور خيريه، گفت‏وگوى ويژه خبرى شبكه دو سيما، 17/1/1384.
2. سيماى وقف در خراسان، ص 19.
3. سيد مهدى بزرگى، مقاله «راه‏هاى ترويج فرهنگ وقف»، مجله وقف، ميراث جاويدان، ش 30، صص 116 و 117.

5. تقويت وقف‏هاي گروهي و مردمي
اگر واقفان براي ايجاد موقوفه‏هاي مورد نظرشان احساس كنند، با كمبود سرمايه روبه‏رو هستند، مي‏توانند با مشاركت يكديگر، موقوفه‏اي را تأسيس كنند. همچنين گروه‏هاي مختلف مردمي مي‏توانند در ايجاد موقوفه‏هاي مورد نياز كشور شريك باشند. اگر موقوفه‏هاي گروهي و مردمي تقويت شوند، بر شمار موقوفه‏ها افزوده مي‏شود و فرهنگ وقف گسترش مي‏يابد.

فصل نهم: همراه با برنامه‏سازان

برنامه‏ريزي كلان رسانه
1. صدا و سيما به عنوان دانشگاه عمومي بايد همواره در راستاي گسترش فرهنگ اسلام و ارزش‏هاي اسلامي به وظيفه تبليغي خود عمل كند و شايسته است رسانه ملي با استفاده از فرصت‏هاي مناسب براي گسترش فرهنگ وقف بكوشد.

2. رسانه ملي بايد احكام اسلامي از جمله احكام وقف را در برنامه‏هاي آموزشي خود يادآوري كند.

3. با بيان آثار و فايده‏هاي فردي، اجتماعي، دنيوي و اخروي اوقاف، انديشه و انگيزه اقدام به وقف را در ذهن مخاطبان به وجود آورد.

4. با شناسايي و بيان نيازهاي روز و ضروري جامعه، واقفان را به آن سو جهت دهد.


نقد و ارزيابي برنامه‏ها
در طول سال، به ويژه در هفته وقف انتظار مي‏رود برنامه‏هاي گوناگوني در زمينه وقف از رسانه ملي پخش شود، ولي چنين نيست. معرفي تعداد انگشت‏شماري از واقفان يا برخي نيكوكاران مدرسه‏ساز، كار بسيار ناچيزي است كه آن هم نه با انگيزه گسترش فرهنگ وقف، بلكه براي ايجاد انگيزه در افراد به منظور كمك به آموزش و پرورش صورت مي‏گيرد. شبكه دوم سيما نيز گاه تنها به بيان آمارها و مطالبي تكراري در اين زمينه‏ها بسنده مي‏كند. افزون بر آن، در برنامه‏هاي معرفي خيّران مدرسه‏ساز، هرگز از واژه وقف يا موقوفه و واقف استفاده نمي‏شود.

بديهي است چنين عملكرد ضعيفي در مورد اوقاف، شايسته صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران نيست. به طور كلي، اطلاع‏رساني صدا و سيما در مورد احكام وقف، فايده‏ها و كاركردهاي فردي و اجتماعي موقوفه‏ها، جهت‏دهي واقفان، معرفي واقفان و موقوفه‏هاي بزرگ، نيازمند بازنگري جدي و دقيق است.

راهكارهاي پرداختن به موضوع

1. پيشنهادهاي برنامه‏اي
الف) معرفي واقفان؛

ب) تهيه فيلم مستند، سينمايي يا سريال از زندگي واقفان بزرگ يا فعاليت‏هاي موقوفه‏هاي بزرگ؛

ج) گنجاندن فرهنگ وقف در فيلم‏ها و سريال‏هاي مناسب، مانند وقف يك مدرسه در يك سريال؛

د) تهيه سرود يا نماآهنگ درباره وقف؛

هـ) آموزش احكام وقف به مردم و جهت‏دهي واقفان؛

و) پخش سخنراني‏هاي مراجع تقليد يا استادان حوزه علميه در زمينه وقف؛

ز) بيان آثار و دستاوردهاي اوقاف در طول تاريخ؛

ح) تهيه فيلم از موقوفه‏ها در كشورهاي اسلامي به منظور آشنايي مردم با كاركردهاي وقف در جهان اسلام؛

ط) برگزاري مسابقه‏هايي متناسب با موضوع؛

ي) معرفي كتاب‏هايي در اين زمينه؛

ك) ارائه گزارش‏هايي از موقوفه‏هاي ايران، به عنوان ميراث‏هاي معنوي و فرهنگي ميهن اسلامي؛

ل) برپايي ميزگردهايي در زمينه وقف با حضور كارشناسان و مسئولان اوقاف؛

م) تهيه گزارش خبري از اوقاف در اخبار؛

ن) برگزاري گفت‏وگوهاي ويژه خبري.

2. موضوع‏هاي برنامه‏سازي
الف) مسافري در شهري غريب، كيف پول خود را گم مي‏كند و براي ماندن در آن شهر يا براي بازگشت به شهر خودش با مشكل روبه‏رو مي‏شود. او ناگزير از بزرگان شهر درخواست كمك مي‏كند. آنان، او را به مسئولان موقوفه‏اي كه مورد مصرف درآمد آن، كمك به در راه ماندگان است، معرفي مي‏كنند. آن‏گاه، مشكل وي با استفاده از حمايت آن موقوفه، برطرف مي‏شود.

ب) سرپرست خانواده‏اي تهي‏دست، در تصادف غيرعمدي با خودروي شخصي‏اش، به علت ناتواني از پرداخت جريمه و ديه، زنداني مي‏شود. از آن پس، آن خانواده با فقر و مشكلات، دست و پنجه نرم مي‏كنند. همسايه مهربان آنان با ديدن اين وضعيت، آنان را به مسئولان موقوفه‏اي كه مورد مصرف درآمدهاي آن، حمايت از زندانيان يا حمايت از خانواده زندانيان نيازمند است، معرفي مي‏كند. آن خانواده با استفاده از هزينه آن موقوفه، از گرفتاري و سختي نجات مي‏يابند و چه بسا سرپرست خانواده را نيز آزاد مي‏كنند. آن‏گاه افراد خانواده براي واقف دعا مي‏كنند و... .

ج) جواني با تلاش پي‏گير و شبانه‏روزي در كنكور دانشگاه آزاد اسلامي يكي از شهرها پذيرفته مي‏شود، ولي نداشتن توان مالي براي ادامه تحصيل، او را افسرده مي‏كند. در اين هنگام، دوستش نزد او مي‏آيد و علت ناراحتي‏اش را جويا مي‏شود. او پس از آگاهي از آن مشكل، دوستش را به مسئولان موقوفه‏اي كه مورد مصرف درآمدهايش، تأمين هزينه تحصيل و خوابگاه دانشجويان تهي‏دست و بي‏بضاعت است، معرفي مي‏كند.

آن جوان كه مشكل خود را برطرف شده مي‏بيند، با خود پيمان مي‏بندد اگر روزي ثروتمند شد، موقوفه‏اي تأسيس كند كه مورد مصرف درآمدهايش، پرداخت هزينه تحصيل و خوابگاه دانشجويان فقير و آسيب‏پذير باشد.

د) براي دختري از خانواده‏اي محترم، آبرومند و كم درآمد، خواستگار مي‏آيد و پس از انجام مقدمات، صيغه عقد خوانده مي‏شود. پس از چند روز، آن دختر كه مي‏داند خانواده‏اش از تهيه جهيزيه براي او ناتوان است، افسرده و غمگين، در كنج اتاق، به فكر فرو مي‏رود. مادرش با ديدن حالت دختر، نگران مي‏شود و پس از آگاهي از علت ناراحتي او، لبخند مي‏زند و مي‏گويد: «پدرت با رئيس اداره صحبت كرده و قرار است از محل درآمد موقوفه‏اي كه مورد مصرف درآمدهايش، تهيه جهيزيه براي دختران نيازمند است، جهيزيه تو فراهم شود.» آن‏گاه هر دو لبخند مي‏زنند و با نوشتن نامه‏اي براي واقف آن موقوفه، با تشكر از او، برايش دعاي خير مي‏كنند.

همچنين داماد اين داستان در تكاپو براي فراهم آوردن زمينه‏هاي برپايي جشن ازدواج و مهماني، به تالاري وقفي برمي‏خورد كه برگزاري مراسم ازدواج در آنجا با رعايت شرايط شرعي، رايگان اعلام شده است. او نيز خرسند و شادمان مي‏شود و قضيه را براي خانواده‏اش بازگو مي‏كند.

هـ) كودكي در يك خانواده كم‏درآمد، به بيماري سختي دچار مي‏شود. آن خانواده كه توان پرداخت هزينه‏هاي درمان كودكشان را ندارند، بسيار نگران و ناراحت مي‏شوند و به ناچار به قرض كردن روي مي‏آورند، ولي هزينه‏هاي سنگين و تكراري درمان، آنان را ناتوان و نگران مي‏كند.

يكي از پزشكان، آنان را به بيمارستاني وقفي راهنمايي مي‏كند تا درمان كودكشان رايگان انجام شود. خانواده، پس از مراجعه به آن بيمارستان وقفي و آگاهي از شرايط پذيرش آنجا و برخورداري از امكانات و معالجه فرزندشان، از خوشحالي، اشك در چشمانشان حلقه مي‏زند.

و) پيرمردي با مرگ تنها پسرش، از تهيه مخارج و هزينه زندگي‏اش ناتوان مي‏ماند. اجاره‏بهاي خانه و پرداخت اقساط وام از يك سو و هزينه درمان بيماري از سوي ديگر، او را به زانو درمي‏آورد. در اين هنگام، دوستي قديمي، وي را از وجود موقوفه‏اي كه مورد مصرف درآمدهايش، كمك به سالخوردگان است، آگاه مي‏كند. او با مراجعه به آن موقوفه و برخورداري از كمك‏هاي آنجا، دست به دعا برمي‏دارد و براي واقف آن موقوفه دعاي خير مي‏كند.

3. ماجراهاي فرعي در دل داستان اصلي
الف) نمايش موفقيت واقف داستان در زندگي؛

ب) يادآوري موقوفه بودن بناهاي بزرگ و تاريخي ايران در موقعيت‏هاي مناسب داستان؛

ج) توجه به جذابيت موقوفه‏ها براي جهانگردان؛

د) نكوهش تجمل‏گرايي، ثروت‏اندوزي و بخل‏ورزي، با وجود امكان وقف و تمايل نداشتن شخص به آن؛

ه) نمايش تجليل از واقفان بزرگ در ضمن داستاني كه يكي از شخصيت‏ها يا بازيگران آن واقف بوده است؛

و) بهره‏گيري از نمادهايي مانند مسجد يا نماي زيباي موقوفه‏اي در صحنه‏ها، حركت‏ها و جست‏وجوها؛

ز) حفظ احترام و موقعيت ويژه واقف در ميان مردم؛

ح) رفتن گروهي به اردوهاي علمي و تفريحي و ديدار از موقوفه‏هاي زيبا و ماندگار؛

ط) گنجاندن اهميت وقف و تأثير آن در عاقبت به خيري واقف، در داستان اصلي يا فرعي.

4. گفت‏وگوها و رفتارهاي در حال ايفاي نقش
الف) محل ديدارها، جلوي موقوفه‏ها باشد.

ب) گرفتن وام ازدواج از موقوفه‏اي كه مورد مصرف درآمدهايش، كمك به جوانان است.

ج) در گفت وگوها گفته شود: «فلان واقف را ديدم» يا «فلاني را در حال ورود به فلان موقوفه ديدم» و... .

د) به احكام وقف در گفتارها و برنامه‏هاي آموزشي داستان اشاره شود.

ه) كاركردهاي مختلف مسجدها يا موقوفه‏ها از جمله فعاليت‏هاي اقتصادي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي آنها بررسي شود.

و) در ديالوگ‏ها، به سيره پيامبر گرامي اسلام صلي‏الله‏عليه‏و‏آله و اهل بيت عليهم‏السلام در زمينه وقف اشاره شود.

ز) از اشعار و ضرب‏المثل‏هاي مربوط به وقف استفاده شود.

5. طراحي صحنه (موقعيت و فضاي داستان) و نمادها
الف) يكي از دانشگاه‏ها و مدرسه‏هاي وقفي يا بيمارستان‏هاي وقفي با نام واقفش در تابلو، نمايش داده شود.

ب) به مسجدهاي وقفي با نمايش محراب و كاشي‏كاري‏هاي آنها، گنبدها، گلدسته‏ها و نماز جماعت‏هاي آنها توجه شود تا نماي زيباي وقف جلوه‏گر شود.

ج) حسينيه‏ها و تكيه‏هاي وقفي با فضاهاي بزرگ و پرچم‏هاي «يا حسين عليه‏السلام» و «يا ابالفضل عليه‏السلام» و...، نمايش داده شوند.

د) به معماري مذهبي موقوفه‏ها در جاهاي مناسب داستان مانند معماري مسجدهاي قديمي و كاشي‏كاري يا گچ‏كاري‏هاي زيبا و... توجه شود.

ه) به تناسب گفتار يا مكان مناسبي كه در داستان پيش مي‏آيد، مي‏توان از اشعار، خطاطي و عكس‏هاي زيباي موقوفه‏ها بهره گرفت.

و) براي پيش‏گيري از آسيب‏هاي طراحي صحنه، بايد از ابهام بيش از حد نماها و افراط در استفاده از نماها جلوگيري شود.

6. تهيه نماآهنگ وقف
الف) به تصوير كشيدن خاطره مراسم تجليل از واقفان موقوفه‏هاي بزرگ در قالب نماآهنگ.

ب) نمايش گلدسته‏هاي مسجدهاي وقفي، اذان، نمازهاي جماعت و... .

ج) نمايش نماهاي جذاب حسينيه‏ها، بيمارستان‏هاي وقفي، دانشگاه‏هاي وقفي و... .

د) آشنايي نيازمندان با موقوفه‏هايي كه مي‏توانند به آنان كمك كنند، در قالب فيلمي مستند همراه با سرود يا آهنگ.

هـ) گنجاندن فايده‏ها و آثار اوقاف در اشعار مورد استفاده در نماآهنگ.

پرسش‏هاي مسابقه‏اي
1. نخستين واقف در اسلام چه كسي بوده است؟

الف) پيامبر اسلام صلي‏الله‏عليه‏و‏آله ب) اميرالمؤمنين علي عليه‏السلام

ج) حضرت زهرا عليهاالسلام د) حضرت خديجه عليهاالسلام

2. در صدر اسلام چه كسي بيش از ديگر مسلمانان اقدام به وقف كرد و موقوفه‏هاي بسياري از خود به يادگار گذاشت؟

الف) پيامبر اسلام صلي‏الله‏عليه‏و‏آله ب) اميرالمؤمنين علي عليه‏السلام

ج) حضرت ابوطالب عليه‏السلام د) حضرت خديجه عليهاالسلام

3) بزرگ‏ترين عامل نابودي موقوفه‏ها در طول تاريخ چيست؟

الف) جنگ ب) قحطي

ج) گم شدن وقف‏نامه د) غصب موقوفه‏ها

4) كدام شاه ايراني دستور داد مأموران دولت، موقوفه‏ها را تصرف كنند و به مصرف سپاهيان برسانند؟

الف) نادرشاه افشار ب) سلطان حسين صفوي

ج) علي‏قلي عادل شاه د)محمد شاه قاجار

5) اين سخن از كيست: «اگر اموال وقفي در اختيار افراد متدين و با صلاحيت قرار مي‏گرفت، مردم ما به اين گرفتاري‏ها مبتلا نمي‏شدند».

الف) امام خميني رحمه‏الله ب) آيت الله امامي كاشاني (دام‏ظله)

ج) آيت الله جوادي آملي (دام ظله) د) شهيد مطهري رحمه‏الله

6. اين شعر از كيست:

توانگران را وقف است و نذر و مهماني

زكات و فطره و اعتاق و هدي و قرباني

الف) سعدي ب) عطار

ج) خاقاني د) نظامي

7. واقف مسجد گوهرشاد در مشهد مقدس چه كسي است؟

الف) شاه عباس اول صفوي ب) شاه سلطان حسين صفوي

ج) نادر شاه افشار د) گوهرشاد خانم

8. بيشترين موقوفه‏ها در ايران، در زمان كدام پادشاه ايراني صورت گرفته است؟

الف) شاه عباس اول صفوي ب) سلطان حسين صفوي

ج) نادر شاه افشار د)احمد شاه قاجار

9. در زمان صفويان، كدام شهر ايران مهد وقف بود و بيشترين موقوفه‏ها را داشت؟

الف) قم ب) تهران

ج) شيراز د) اصفهان

پرسش‏هاي مردمي
1. چند موقوفه بزرگ مي‏شناسيد؟

2. آيا شما نيز دوست داريد، از دارايي‏هايتان در راه خدا وقف كنيد؟

3.انتظار و توقع شما از سازمان اوقاف چيست؟

4. پيام شما براي بزرگ‏ترين واقف ايران چيست؟

5. آيا تاكنون آرزو كرده‏ايد كه واقف شويد يا تاكنون به وقف انديشيده‏ايد؟

6. چند واقف بزرگ را نام ببريد.

7. يك حديث در مورد اهميت و فضيلت وقف بيان كنيد.

8. به نظر شما چند درصد از مردم با احكام وقف آشنايند؟


پرسش‏هاي كارشناسي
1. چه عواملي موجب ركود اوقاف شده است؟

2. راه‏هاي گسترش فرهنگ وقف كدامند؟

3. براي گسترش اوقاف و افزايش گرايش مردم به وقف چه بايد كرد؟

4. آيا مي‏توان موقوفه را فروخت؟

5. برخي آثار فردي وقف را نام ببريد.

6. وقف در اسلام چه جايگاهي دارد؟

7. با چه شرايطي مي‏توان موقوفه‏ها را فروخت يا تبديل كرد؟

8. براي واقفان چه مزايايي مي‏توان در نظر گرفت؟

9. جهت‏دهي واقفان به سوي نيازهاي واقعي جامعه، چگونه ممكن است؟

10. اكنون جامعه، نيازمند چگونه موقوفه‏هايي است؟

11. يك وقف‏نامه خوب چگونه تنظيم مي‏شود و چه مطالبي را دربر خواهد داشت؟


پيام مجري
1. پيامبر گرامي اسلام صلي‏الله‏عليه‏و‏آله فرمود:

هرگاه مؤمني بميرد، عمل او به جز سه مورد قطع مي‏شود: صدقه جاريه؛ علمي كه از آن سود برده مي‏شود و فرزند صالحي كه برايش دعا كند.1

2. چه بسيار تشنگان راه‏هاي كويري كه با كفي آب از حوضي، سقاخانه‏اي يا جوي آبي در دل كوير، سيراب مي‏شوند و با خشنودي به روان واقف آن درود مي‏فرستند كه آنها را با اين كار از مرگ رهايي داده است.

3. وقف، اين روش پسنديده نياكان و گذشتگان ما چه گرفتاري‏هايي را كه از ميان برده است. آنان از اين راه، دل‏هاي بسياري را شاد و دردهاي بسياري را درمان كرده و بي‏پناهان زيادي را سامان بخشيده‏اند. چه گرسنگاني كه سير شده و چه سرمازدگاني كه در گرماي موقوفه‏ها، آرامش يافته‏اند.

4. وقف، اين صدقه جاريه، مانند چشمه جوشان، جاري است و پس از مرگ واقف نيز نمي‏خشكد.

5. وقف، فرصتي ارزشمند، فرح‏بخش و زمينه‏ساز فرداهاي بهتر، فراروي مؤمنان است تا آنان بشكفند. وقف، توان مالي و اقتصادي فقيران و توشه آخرت واقف را فزوني مي‏بخشد و خشنودي آفريدگار را در پي دارد.

6 . با وقف، غريقان و گرفتار در امواج روزگاران، نجات مي‏يابند. واقفان، دريادلاني شناگر در اقيانوس توفيق پروردگارند كه فراتر از خود را نيز مي‏نگرند.

7. وقف، توفيقي براي پرواز است؛ پرواز به سوي رضاي الهي و صعود به قله‏هاي معرفت، معنويت و جاودانگي؛ پرواز به آسمان مردانگي، سخاوتمندي و بالندگي.

8 . وقف، پنجره‏اي براي دست‏يابي به باران بي‏كران رحمت الهي است؛ باراني كه هر قطره‏اش، لكه‏اي از گناهان را پاك مي‏كند و آلودگي‏ها را مي‏زدايد.

9. وقف، مدركي براي نزديك شدن به معشوق است؛ معشوقي كه عشق و عاشق آفريد و دوستي و محبت را گرمي بخشيد.

10. وقف، برگ برنده‏اي براي آموزگارانِ نيكوكاري است كه در مسابقه الهي شركت كرده‏اند؛ مسابقه‏اي كه ناظر، داور و پاداش‏دهنده‏اش، خداوند است: «فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ؛ پس در كارهاي نيك بر يكديگر پيشي گيريد». (بقره: 148)

11. وقف، نمايي زيبا دارد: زيبايي گلدسته‏هاي مسجدها؛ زيبايي نام سالار شهيدان، امام حسين عليه‏السلام بر سر در حسينيه‏ها؛ زيبايي لبخند شفايافتگان بيمارستان‏هاي وقفي؛ زيبايي موفقيت دانش‏آموزان مدرسه‏هاي وقفي؛ زيبايي نام واقفان مؤمن، خيرانديش و بيدار دل و... .



12. تونـيكـي مـي‏كن و در دجــله انــداز

كه ايزد در بيابانت دهد باز

جوان‏مرد و خوش‏خوي و بخشنده باش

چو حق بر تو پاشد، تو بر خلق پاش

نيامد كس اندر جهان كو بماند

مگر آن كز او نام نيكو بماند

سزد آن كه ماند، پس از وي به جاي

پل و خاني و خان و مهمان‏سراي

هر آن كو نماند از پسش يادگار

درخت وجودش نيامد به بار

وگر ماند و آثار خيرش نماند

نشايد پس مرگش «الحمد» خواند

كه را سيم و زر مانَد و گنج و مال

پس از وي به چندي، شود پاي‏مال

وز آن‏كس كه خيري بماند روان

دمادم رسد رحمتش بر روان2
1. شرح لمعه، ج 1، كتاب الوقف، ص 398؛ وقف در فقه اسلامى، ص 41؛ بحارالانوار، ج 2، ص 22، ح 65 ؛ مستدرك الوسائل، ج 12، ص 230.
2. سعدى.

زيرنويس
1. امام خميني رحمه‏الله:

موقوفات بايد به حال وقفيت باقي و عمل به وقف شود.1

2. امام خميني رحمه‏الله

اگر اموال وقفي در اختيار افراد متدين و با صلاحيت قرار مي‏گرفت، مردم ما به اين گرفتاري‏ها مبتلا نمي‏شدند.2

3. امام خميني رحمه‏الله

اين موقوفات بايد نگهداري بشوند و عوايد آنها در هر زماني كه ممكن شد، متناسب با نيت واقف صرف شود.3

4. آيت الله امامي كاشاني:

وقف بهترين صدقه و خدمت براي اسلام است.4

5. آيت الله جوادي آملي:

يكي از بارزترين مصداق تزكيه همانا تأديه صدقه مي‏باشد و كامل‏ترين مصداق صدقه، وقف است.5

6. آيت الله جوادي آملي:

فضيلت صدقه كه وقف، مصداق بارز آن است، در اين است كه خداوند شخصا او را مي‏پذيرد و دريافت مي‏نمايد.6
1. تابلوى داخلى سازمان اوقاف و امور خيريه استان قم.
2. مجله وقف، ميراث جاويدان، ش 2، ص 77.
3. همان، ش 1 ، ص 57.
4. نگاهى به وقف و آثار اقتصادى ـ اجتماعى آن، ص 166.
5. «وقف‏نامه آيت اللّه‏ جوادى آملى»، مجله وقف، ميراث جاويدان، ش 14 ، ص 6.
6. همان.

حكايت‏هاي كوتاه

حكايت ميرزا نظام طبيب
ميرزا نظام حكيم‏باشي ساروي، از طبيبان نامدار اواخر سلطنت محمد شاه و اوايل دوره ناصرالدين شاه قاجار بود. او در آغاز جواني و پس از فراگيري علوم مقدماتي، براي تكميل دانش پزشكي به فرانسه رفت. نزديك به دو سال در آن كشور علم آموخت و پس از دريافت مدرك پزشكي به ايران بازگشت و در زادگاهش، ساري به درمان بيماران همت گماشت.

ميرزا نظام طبيب در استان مازندران، پزشكي شناخته شده بود، ولي عمده شهرتش را پس از درمان بيماري ناشناخته و طاقت‏فرساي يكي از شاه‏زادگان قاجاري به دست آورد.

پس از آنكه طبيبان تهران (دارالخلافه) بيماري آن شاه‏زاده را درمان‏ناپذير دانستند و از مداواي وي بازماندند، بزرگان قاجار او را نزد ميرزا نظام آوردند. ميرزا بيماري او را تشخيص داد و در درمان وي كوشيد. شاه‏زاده قاجاري در كمتر از شش ماه، سلامتي از دست رفته خود را بازيافت.

آن شاه‏زاده براي قدرداني از ميرزا، بخشي از زمين‏هاي كشاورزي خود را ـ واقع در دهكده رئينكده بيشه سرلهارم قائم شهر ـ به وي پاداش داد. ميرزا نظام طبيب پس از چندي، بيش از نصف آن زمين‏ها و نيز 31 از خانه مسكوني‏اش را در محله نخل‏بندان ساري وقف مراسم سوگواري امام حسين عليه‏السلام كرد.

آنچه جالب توجه است، معنويت، پاكي روح و ايمان سرشاري است كه در وقف‏نامه ميرزا نظام طبيب موج مي‏زند. او در وقف‏نامه‏اش، برخي انگيزه‏هاي خويش را براي وقف، شنيدن نداي «لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتّي تُنْفِقُوا» (آل عمران: 92) دانسته است تا مصداق «اِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ» (الصافات: 24) باشد. وي مي‏نويسد زينت‏هاي دنيوي چون نقشي بر آب و موجي بر سرابند، در حالي كه در قيامت، «لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ.» (شعرا: 88) او با وقف، در پي آن بوده است تا جذب جاذبه «اُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» (آل عمران: 104) شود و وقف او صدقه جاريه‏اي برايش باشد.1
1. احمد داداشى، مقاله «وقف‏نامه ميرزا نظام طبيب»، مجله وقف، ميراث جاويدان، ش 31 و 32، صص 61 ـ 63.


حكايت باغ موقوفه فقيران اهل صُفه
امام باقر عليه‏السلام از پدران بزرگوارش نقل مي‏كند: روزي رسول اكرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آلهاز راهي مي‏گذشت. مردي را در حال درخت‏كاري ديد. حضرت به او فرمود: «آيا مي‏خواهي تو را به كاشتن چيزي راهنمايي كنم كه اصل آن ثابت و ميوه آن طيب و پاكيزه باشد؟» مرد گفت: «بله، يا رسول الله، پدر و مادرم فداي تو باد.» حضرت فرمود: «هرگاه صبح و عصر بر تو گذشت، بگو: سبحان الله والحمد لله ولا اله الا الله والله اكبر. اگر چنين كني، براي هر تسبيح، ده درخت از انواع ميوه‏ها براي تو خواهد بود و اين درخت‏ها از باقيات صالحات است.» مرد گفت: «اي رسول خدا، تو را گواهي مي‏گيرم كه اين باغ من وقف فقيران مسلمانِ اهل صُفه باشد».

آن‏گاه اين آيه نازل شد:

فَأَمّا مَنْ أَعْطي وَ اتَّقي وَ صَدَّقَ بِالْحُسْني فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْري. (ليل: 5 ـ 7)

اما آن‏كه [حق خدا را] داد و پروا داشت و [پاداش] نيكوتر را تصديق كرد، به زودي راه آساني پيش پاي او خواهيم گذاشت.1
1. بحارالانوار، ج 6، ص 182؛ ره توشه راهيان نور، ويژه محرم‏الحرام، 1379 ه .ش1421 ه .ق، ص 291.

كتاب‏نامه
* قرآن كريم.

* نهج‏البلاغه.

1. ابوسعيد احمد بن سلمان، مقدمه‏اي بر فرهنگ وقف، تهران، چاپ صبا، نشر سازمان اوقاف، چاپ اول، بي‏تا.

2. الفروع من الكافي، تهران، چاپ حيدري، نشر دارالكتب الاسلاميه، چاپ دوم، 1362.

3. امير شيباني، عبدالرضا، سيماي وقف در خراسان، مشهد، چاپ مهر توس، نشرسگال، چاپ اول، 1380 ه .ش.

4. امينيان مدرس، محمد، وقف از ديدگاه حقوق و قوانين، تهران، بنياد پژوهش‏هاي اسلامي آستان قدس رضوي و سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انساني، چاپ اول، 1381.

5. انصاري، مرتضي، كتاب المكاسب، قم، چاپ شريعت، نشر مجمع الفكرالاسلامي، چاپ دوم، 1380.

6. بخاري، محمد، صحيح البخاري، بيروت، داراحياء التراث العربي، بي‏تا.

7. بكايي، محمد حسن، كتاب‏شناسي وقف، قم، چاپ اسوه، نشر معاونت فرهنگي‏سازمان اوقاف و امور خيريه، چاپ اول، 1377.

8. بندرريگي، محمد، فرهنگ جديد عربي ـ فارسي، قم، چاپ فروردين، انتشارات اسلامي، چاپ يازدهم، 1374.

9. توضيح المسائل، قم، چاپ نهضت، نشر روح، 1374.

10. تهذيب الاحكام، تهران، چاپ‏خانه خورشيد، نشردارالكتب الاسلاميه، چاپ سوم، 1364.

11. جبعي عاملي، زين‏الدين (شهيد ثاني رحمه‏الله)، الروضة البهيه في شرح اللمعة الدمشقيه، قم، چاپ و نشر اسماعيليان، چاپ سوم، 1375.



12. حائري، محمد حسن، وقف در فقه اسلامي، مشهد، مؤسسه چاپ آستان قدس رضوي، بنياد پژوهش‏هاي اسلامي آستان قدس رضوي، چاپ اول، 1380.

13. حر عاملي، محمدحسن، وسائل الشيعه، تهران، چاپ و نشر اسلاميه،بي‏تا.

14. حكيمي، محمد، وقف و بهره‏مندي همگاني، قم، چاپ سرور، انتشارات هجرت، چاپ دوم، 1380.

15. دهخدا، علي اكبر، لغت‏نامه دهخدا، تهران، چاپ دانشگاه تهران، سازمان‏لغت‏نامه دهخدا، 1345.

16. راوندي، مرتضي، تاريخ اجتماعي ايران، تهران، انتشارات اميركبير، چاپ اول، 1359.

17. روزنامه جمهوري اسلامي، چهارشنبه 19 مرداد 1384 / 4 رجب 1426. شماره 7553، سال بيست و هفتم.

18. ره توشه راهيان نور، ويژه محرم الحرام، 1379 ه .ش 1421 ه .ق ، قم، چاپ‏خانه دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم، مركز انتشارات، چاپ اول، 1378.

19. رياحي ساماني، نادر، وقف و سير تحولات قانون‏گذاري در موقوفات، شيراز، چاپ توحيد، انتشارات نويد، چاپ اول، 1378.

20. سعدي شيرازي، مصلح الدين، گلستان سعدي، تهران، انتشارات رجبي، بي‏تا.

21. سليمي‏فر، مصطفي، نگاهي به وقف و آثار اقتصادي ـ اجتماعي آن، مشهد، مؤسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوي، بنياد پژوهش‏هاي اسلامي آستان قدس رضوي، چاپ اول، 1370.

22. شهابي، علي اكبر، تاريخچه وقف در اسلام، تهران، چاپ دانشگاه تهران، نشر اداره‏كل اوقاف، چاپ اول، 1343.

23. شيخ صدوق، محمد، من لايحضره الفقيه، تهران، چاپ و نشر دارالكتب الاسلاميه، چاپ پنجم، 1390 ه .ق.

24. شيخ طوسي، محمد، الاستبصار، تهران، چاپ و نشر دارالكتب الاسلاميه، چاپ پنجم، 1390 ه .ق.

25. علامه مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، تهران، چاپ‏خانه حيدري و خورشيد، نشردارالكتب الاسلاميه، چاپ چهارم، 1362.

26. قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، قم، نشر بلاغت، مصوب 1358، (با آخرين اصلاحات 1368).

27. كليني رازي، محمد، اصول كافي، تهران، چاپ حيدري، نشر دارالكتب الاسلاميه، چاپ دوم، 1362.

28. مجلات وقف، ميراث جاويدان، شماره‏هاي 1 تا 36، تهران، سازمان اوقاف و امور خيريه، 1372 تا 1379.

29. مصطفوي رجالي، مينودخت، وقف در ايران، بي‏جا، بي‏نا، 1351.

30. موسوي خميني رحمه‏الله، سيد روح الله، تحرير الوسيله، ترجمه: علي اسلامي، قم، چاپ‏خانه دفتر انتشارات اسلامي، چاپ سيزدهم، 1375.

31. نوري طبرسي، ميرزا حسين، مستدرك الوسائل، قم، چاپ مهر، مؤسسه آل‏البيت عليهم‏السلام لاحياء التراث، چاپ اول، 1407 ه .ق.

32. وصيت نامه، آيت الله العظمي سيد شهاب‏الدين مرعشي نجفي.

33. وصيت‏نامه، آيت الله العظمي سيدمحمد رضا گلپايگاني.